نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: تاریخ قبایل ژرمن در قرون وسطی

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    تاریخ قبایل ژرمن در قرون وسطی

    مختتصری ازتاریخ قبایل ژرمن درقرون وسطی

    (برگرفته از گذرگاههای تاریخ.نوشته دیاکونوف)

    [توضیحات داخل قلاب و نقشه ها از مرداویز]



    سرسخن
    «ژرمنها تا قرن اول میلادی مجموعه قبایلی بودند که در دانمارک کنونی ،لهستانشمالی و آلمان شمالی ساکن بودند.آنها در دهکده های کوچکی زندگی میکردند کهاغلب شامل خانه هایی میشد که پیرامون یک نقطه مرکزی بنا شده بودند واطرافشان را کشتزارها فراگرفته بود.رومی ها همه این بربرهای شمالی را بدونتوجه به ریشه نژادی ، ژرمن مینامیدند،باوجود آنکه در واقع این نام تنها بهیکی از این قبایل تعلق داشت .بعدها در زبانهای فرانسه و اسپانیایی ،آلمانیکه نام یکی دیگر ازاین قبایل بود ،به جای ژرمن به کار رفت .ژرمنها به طورکلی خودرا «توت» مینامیدند که به معنای مردم است و سرانجام واژه توتن ازآنبرآمده است.مرداویز»





    ساکنان منطقه جنگلیتایگا دراروپا،ساکنان شمال کوههای الپ و جنوب بستررودخانه دنیپر درنخستینسده های میلادی در سطح جوامع ریاستی باقی ماندند.شرایط طبیعی سبب این امربود.دراین میان ،مبادله فعال با امپراتوری روم فن آوری ای را دراختیاراینقبایل قرار داد که مخصوص مرحله باستانی امپراتوری[1] و یا حتی گذارمرحله ای به قرون وسطی بود.این امر به رشد اضافی جمعیت و پدیده ای منحصر به فرد منجر شد:



    یعنی به مهاجرت گسترده قبایل سابقا یکجانشین به جنوب،به سوی مرزها،و حتی به داخل قلمرو خود امپراتوری[روم و بعدها امپراتوری بیزانس-مرداویز].مهاجران به دو زیرشاخه هندواروپایی تعلق داشتند:مهم ترینشان قبایل گوت-واندال و قبایل ژرمن مرکزی بودند.[قبایلژرمن مرکزی عبارت بودند از آلمانها،لمباردها،تور ینجی ها،ساکسون ها،فرانکها،مارکومان ها،کادها،فریزی ها،و....البته لازم به ذکر است منظور از آلمانکلیه منطقه ی تحت سکونت اقوام ژرمن است.اما خودآلمانها فقط یکی ازاقوامژرمن بودند که اقوام متعدد دیگری ازقبیل فرانکها[باگل های سلتی اشتباه گرفته نشود]و گتها و انگلوساکسونها داشت.دربرخی زبانها منطقه به نام قوم اصلی خواندهمیشود و دربرخی دیگر مثل فارسی و فرانسه به نام آلمانها که یکی ازشاخه هایآن بودند.مانند نام کشور یونان در زبان فارسی که از یونیه ای های آسیایکهین گرفته شده . مرداو یز].برخی ازمهاجران گروههای اسلاو بودند.



    نخستینتماس بین روم و «بربرها» [همان ژرمن ها-م] بابرخورد همراه بود و مهاجمانرومی ها بودند؛اما بعد فشار ازجانب قبایل ژرمن به مرزهای روم احساسمیگردید.احتمالا بخاطر افزایش تعداد کولونی ها و کاهش شدید تعداد سربازانآزاد درامپراتوری،مقامات امپراتوری ازنظرنیروی نظامی احساس کمبود کردند وتصمیم گرفتند به بربرها اجازه دهند به عنوان فوردراتی(متحدان) درداخلمرزهای امپراتوری اقامت گزینند،و ازآنها بدون محدودیت درنیروهای مسلح خوداستفاده کردند.[تقریبا همان کاری کههخامنشیان با یونانیان نمودند،البته بااین تفاوت که یونانیان بیشتر بهخاطر طلای مشهورایرانی جذب ارتش ایران میگردیدند،-مرداویز].درسده های بعدی امپراتوری ،ارتش روم هرچه کمتررومی شد.



    بخشیاز قبایل ژرمن که به سرزمین روم حمله کرده بودند،مسیحیت را پذیرفتند،البتهنه به شکل کاتولیک ارتدکس که مورد قبول روم بود،بلکه به شکل آریانیسم [عقایدآریوس رهبرکلیسای اسکندریه-مر] آریوسی ها مسیح رابشری میدانستند که پس از تولدش مقام اولوهیت یافته است.[درنیمه آخر قرن چهارم دین جدیددرمیان ژرمنها [بورگوندی ها.لمباردهاواندالها.وقبایل شرق واندال]گسترش یافت.ولی آنان به مسیحیت آریوسی [آریان]گرویدند که گرچه در امپراتوری چندگاهی رواجی داشت ولی به زودی بهخاطرانحراف عقیده درمورد ماهیت تثلیث به وسیله سلسله مراتب کلیسایی مطرودشد.درآن زمانها راجع به این موضوع بحث بسیاربود:آیا خدای پدرازخدای پسر بهکلی جداست[نظر آریوس]آیا یکی فقط جلوه ای از دیگری است[نظر سابلی]یادرعینحال متمایزوهمانندهستند؟هنگامی که این مساله حل شد،آریوسیها و سابلیهامرتدخوانده شدند،ونظرسوم پذیرفته شد.که به دلیل بی ربط بودن به موضوعنوشتار به آن نمیپردازم-مرداویز]



    آندسته ازمهاجرینیکه مسیحیت رانپذیرفته بودند،ایدئولوژی مذهبی خودرابازسازی کردند:به جایدونار،خدای آفریننده تندر،وتان را ،که دراصل خدای کوچک و سرگردانی بود ورومی ها آنرا با مرکوری خودشان برابر میدانستند،پذیرفتند[خدایاصلی ژرمن ها و پدر نوع بشر ادین یک چشم بود.ودیگر خدایان مهم آنان عبارتبودند از تور،[مقایسه شود با واژه تور درزبانهای ایرانی]تیو،به تیر،وودن،چندین روز هفته نیز به نام این خدایان ژرمن نام گرفتهازجمله:تیوزدی،ونزدی،[روز ودن است] و همین طور ترزدی که روز توراست.ماههای ایرانی نیز هرکدام به نام یک امشاسپندان میباشد-مرداویز].



    قبایلژرمن وقتی به سطحی ازرشد اجتماعی رسیدند که تقسیم طبقاتی جامعه امکانپذیرشد،شروع به ایجاد جوامع ریاستی خودکردند و بعدها در دوسوی مرزهایامپراتوری روم ،پادشاهی های خودرابرپاساختند.بدین ترتیب،پادشاهی های نوعباستانی اولیه درشمال آفریقا[منظور واندال ها – مرداویز]دراسپانیا،درجایی که امروز فرانسه است و درسرزمین بین رودخانه راین وزیرشاخه های غربی رودخانه دنیپر پدیدآمدند.اما این پادشاهی ها به نحونامعمولی ویژگی های مرحله باستانی اولیه را با ویژگی های قرون وسطای اولیهدرهم آمیختند،چراکه درمقیاس جهانی عمرمرحله باستانی اولیه عملا به سر آمدهبود.



    ژولیوس سزار در سده نخست میلادی در گزارشهای خوددرباره قبایل ژرمن مینویسد و به تلاش آنها برای عبورازرودخانه راین ودستیابی به گل اشاره میکند.[مطابق با فرانسه و بلژیک امروز-مرداویز].تقریبا150 سال بعد تاکیتوس مورخ رومی جزئیات بیشتری درباره این قبایل به دستداده است.از توصیف های او کاملا مشهوداست که این قبایل درآن هنگام بهمرحله دوم یااشتراکی نخستین رسیده بودند.قبایل ژرمن و اسلاو درنیمه نخستهزاره اول میلادی ،درطول دوره پیش از پیدایش نخستین دولتهایشان،اتحادیهقبیله ای به وجود آوردند – که از تغییر نام و موقعیت محلی آنها درمنابعرومی چنین برمی آید که این اتحادیه ها ناپایدار بوده اند.[ریاست چندطایفه ژرمن را یک رئیس واحدبرعهده داشت .باوجوداین اکثرا به یک شکل ابتدایی مردمسالاری عمل میشد-مرداویز].اینقبایل درزیستگاه های اولیه خود عمدتا کشاورزبودند ،اما در سیر مهاجرت خودبه دامدار تبدیل گشتند.نخستین دولتهای ژرمنی به صورت مجموعه ای گسترده اماناپایدار تشکیل شد،که به امپراتوری های آفریقایی زولو و فولانی در قرن 19میلادی بی شباهت نبود.سرزمین هایی که پادشاهی های بربر [2] به تصرف خود درآوردند به سرعت دستخوش تغییر شد .آنها توانستند حتی صدها مایل از زیستگاه اصلی خود دور شوند.

    اولاز همه گوت ها و خویشاوندان نزدیکشان واندال هارا درنظربگیریم.تمام قبایلژرمن،ازآنجاکه درعصرآهن به سر میبردند،تیروسرنیزه های آهنی داشتند،اماتسلیحاتشان در مجموع مربوط به آغاز مرحله باستانی اولیه بود.سرزمین مادریگوتها سوئد شمالی بود.(لازم به تذکر میباشد که غالبا تنها بخشی از اهالیمهاجرت میکردند.ازاین رو بخشی ازجنگجویان سوئد مرکزی (سوئیون ها). [قبایل ژرمن راستای دانوب علیا،آلمانها،مارکومانها،وکوادها جمعا به عنوان سو ئوی خوانده میشوند – مرداویز].همراهگوت ها رفتند و بقیه ماندند و ملت سوئد راتشکیل دادند؛بخشی از گوتها نیزدرسوئدشمالی باقی ماندند که درآنجا گات هانام گرفتند امازبان سوئدیرااختیارکردند.بخشی از قبیله سوئوی همراه باواندال هاکوچیدند و در دورهبعد درپرتغال یک پادشاهی کوتاه مدت پدید آوردند؛بخش دیگر یعنی سوابی ها بهعنوان بخشی از ملت آلمان هنوز موجودیت خودرا حفظ کرده اند.بخشی ازساکسونها به همراه انگل ها راهی بریتانیا شدند.امااکثر آنها درآلمانماندند.) [بریتون«بریتانیا»بهاقوام ساکن درجزایر بریتانیا،قبل از ورود آنگلوساکسونها خطاب میشد.اکنونبه معنای اهل بریتانیا بدون توجه به ریشه نژادی است-مرداویز].
    منطقهای که هنوز هم گوتلند نامیده میشود.قبایل ژرمن اسکاندیناوی از مدت ها پیشدرفن دریانوردی صاحب مهارت بودند،ازاین رو گوتها توانستند،احتمالا درقرنهای دوم تا اول پیش از میلاد،سوار بر قایق های خود به سواحل جنوبی دریایبالتیک برسند.دراینجا تقریبا از شبه جزیره ژوتلند درامتداد رودخانه ویستول،[ژوتلند پیش از فتح انگلستان مغلوب دانها شده بود-مرداویز]و نه چندان در عمق خاک آلمان کنونی –قبایل خویشاوند واندال زندگیمیکردند.واندال ها ازاین سرزمین به حرکت درآمدند و دست به یک راهپیماییبزرگ زدند.ازجمله از شبه جزیره بالکان گذشتند،شهرهای رومی را درایتالیاغارت کردند،و نخست در اسپانیا (اندلس)- [نامآندلس و اندالوزی که مسلمانان ابتدا در مورد جنوب شرقی اسپانیا و سپسدرموردتمام اسپانیا بکارمیبردند،در نام واندالها ریشه دارد – مرداویز]-وسپس درشمال آفریقا یک پادشاهی به وجود آوردند.این پادشاهی واندال درسال534 میلادی به تصرف امپراتور ژوستنین –یا دقیقتر سردار او بلیزاریوس،درآمد.



    گوتها که به نظر میرسد درمیان قبایل ژرمن از همه پیشرفته تر بودند.[نخستینتهاجم مهم ژرمن ها ،تهاجم ویزیگوتها بود که درسال 410 رم را به تسخیردرآوردند- گتها قویترین و ماجراجوترین ژرمنها بودند،ودرخودآلمان ملتی باقدرت قابل قیاس وجود نداشت - مرداویز]در سده نخست میلادی درویستولیک پادشاهی کم و بیش پایدار پدید آوردند.آنها در سده سوم موفق شدند سپاهروم را از ایالت رومی شده داچیا(رومانی کنونی) به طور کامل بیرون برانند.[داکیهیا داچیا را ژپیدها و گتها،و زاویه راین – دانوب را آلمانها اشغال کردند.وهمچنین پیدایی بورگوندیها در میانه راین – مرداویز]- اما جهت اصلیحرکت آنها به سوی شرق بود .به نظر میرسد قبایل اسلاوی در پادشاهی گوتیکنقش قابل ملاحظه ای داشتند،چراکه زبانهای اسلاوی بسیاری از واژه های گوتیکرا حفظ کرده اند،که نشان از وامگیری فرهنگی دارد:



    مثلاواژه اسلاوی khleb «نان» (از واژه اولیه khleiba برگرفته از واژه گوتیکhlaifs،یا به بیان دقیق تر ،از واژه قدیمی تر hlaibhaz)- که به معنای نانیکه درتنور پخته شده بود، وبا l-iepekha که یک کیک مسطح بود که از خمیردرست شده بود (liepiti) و روی ذغال پخته بود فرق داشت.

    یکی دیگرازاینگونه ،واژه اسلاوی izba به معنای کلبه چوبی است،که محل سکونت معمولدهقان اسلاوی در منطقه جنگلی بود.این واژه از واژه اولیه istuba برآمده کهازواژه گوتیک stubaگرفته شده(مقایسه کنید با واژه آلمانی stube به معنایاتاق و واژه انگلیسی stove [اجاق .بخاری – در فارسی سرا،سراپرده - مرداویز])-این واژه معمولا برای محل سکونتی بکار میرفت که با تنور گرم میشد و نهبااجاق روباز در زیر روزنی در سقف،بدان گونه که در دموس domus قدیمی ترهندواروپایی معمول بود.(domusاصطلاحی است که هنوز درزبان اسلاوی حفظ شده وبه معنای کلی house یا home [خانه] است) واژه گوتیک kuningaz «رئیس».(king.شاه.انگلیسی) در زبانهای بالتیک تقریبا بدون تغییر حفظ شده .(درزباناستونی kuningas) و در زبانهای اسلاوی به صورت (i)z(n)küne به معنای

    Prince[شاهزاده]،kinglet[امیر]،وارد گردیده است.واژه kaupaz«بازرگان»(ازواژه لاتینی عامیانه caupo) ریشه گوتیک دارد.



    وواژگاناسلاونیایی قدیمی (iti)koup ،استونیایی kauba،روسی kupit،آلمانی kaufen،وانگلیسی cheap از آن سرچشمه گرفته است.چنانچه به این نکته توجه کنیم کهدرزبان روسی تقریبا هیچ واژه ای را نمی یافت که از زبان سلسله نورمانی [واریاگها .دوگانگی بین روسها و دیگر اسلاوها از این زمان به بعد روز به روز آشکارتر میشود– مرداویز]کهدر قرن های نهم تا یازدهم میلادی عملا بر روسیه فرمان راندند،به وام گرفتهشده باشد،آن وقت به اهمیت مناسبات نزدیک اسلاوها و گوتها بیشتر میتوان پیبرد.



    گتها به سوی شرق حرکت کردند و تا دریای سیاه و کریمه پیش رفتند؛دراینجا زبان گوتیک تا قرن هفدهم باقی ماند.[بعدها گوتها با تاتارهای کریمه درآمیختند – مرداویز] از سوی دیگر ،زبان لاتین عامیانه در داچیای گوتیک حفظ گردید و بعدها به زبان رومانیایی تحول یافت. [والاشیهاو ملداوی های لاتین زبان که در رومانی امروزی ساکن هستند،مدعی هستند کهاخلاف کوچ نشین های رومی مستقر درآنجا هستند.و به این علت نیز نام رومانیانتخاب شده.ولی به نظر من این ادعا پذیرفتنی نیست ،چون بیرون کشیدن رومیاناز رومانی[270] و ظهور دولتهای والاشی یک هزاره فاصله است،و دراین فاصلهکشور متعلق به اسلاوها و بیابانگردان بود و فاقد هرگونه مدرکی ازرومیان.مانند ادعای امروزی مقدونیه ایی ها – مرداویز]


    به نظر میرسد که هرگونه پیشروی بیشتر گوتها به سوی شرق ازسوی قبیله ایرانی زبان آلان[3]متوقف شده باشد.(اوستهای امروزی درقفقاز زبان و سنتهای قبیله آلان راادامه میدهند).احتمالا پس ازآن بود که که گوتها به دوشاخه تقسیمشدند:استروگوتها[خاورگتها-] درشرق،و ویزیگوتها[باختر گتها-] درغرب.مشهورترین پادشاه گت ارماناریک بود .[خاورگتها دراوج قدرت خویش در زمان شاه ارماناریک نیمه افسانه ای به آنسوی دن پیشروی کردند و با آلانها تماس یافتند – مرداویز]بعدهاداستانهایی درباره او درمیان تمام قبایل ژرمن ،ازجمله آنگلوساکسونهاپراکنده شد.اما ارماناریک با دشمنی نیز رودررو شد که ثابت کرد شکست ناپذیراست.این دشمن هونها بودند.هونها قبیله ای نیرومند ،پرشمار و جنگ افروز ،واز دیدگاه انسان شناسی بدنی ،از نژاد مغولی بودند و زبانشان یا مغولی یاترکی بود.[هونها به یکی ازاین دوقومتعلق داشتند،اما به علت نبود دلایل زبانشناختی بسنده نمیتوان گفت که بهکدام یک – تاآغاز قرن پنجم هون هاامپراتوری به وجودآورده بودند که ازدریایخزر تا رشته کوههای آلپ گسترش داشت – مرداویز].


    بعیدنیست که آنها با هسیونگ نو ازتبار چینی قرابت داشتند.آنها نیز به هماندلایلی که معمولا به مهاجرت قبایل کوچگر منجر میشد ،حرکت قدرتمند خود رابه سوی غرب آغاز کردند وقبایلی راکه درسر راه خود باآنهابرخوردمیکردند بهجمع خودمیپذیرفتند.این امر درموردبخش قابل توجهی ازقبیله آلان نیز پیشآمد.(باقی آنها به سوی قفقاز حرکت کردند).ارماناریک که نتوانسته بود برهونها پیروزشود ،دست به خودکشی زد(درسال376 میلادی؟)

    باقی ماندهاستروگوتها و همه ویزیگوتها،همراه با خانواده و دامهایشان،به سوی غرب حرکتکردند.استروگوتها به عنوان فوئدراتی[سربازان کمکی سپاه روم]درسرزمینبیزانس اقامت گزیدند و بعدها سراسر شبه جزیره بالکان و یونان را طی کردندو سرانجام به روم حمله بردند. [درسال378 میلادی ویزیگوتها یک سپاه روم شرقی را در آدریانوپل شکست دادند.اینپیروزی به ژرمنها نشان داد که رومی هادیگرنمیتوانند ازسرزمین هایخودمحافظت کنند و راه را برای بنیانگذاری پادشاهی های ژرمنی درقرون وسطیاولیه گشود – مرداویز].و رئیسشان تئودوریک ،جای یک رهبر ژرمنی دیگربه نام ادواکر راگرفت و پادشاه ایتالیا شد(493-526).ظاهرا قراربراین بودکه اوازامپراتوربیزانس اطاعت کند.دردوران پادشاهی تئودوریک رومی ها اجازهحمل سلاح نداشتند و برخی حقوق دیگر آنان محدود شد.[علاقه مندان میتوانند به کتاب ظهور و سقوط امپراتوری روم نوشته ادوارد گیبون رجوع کنند – مرداویز].حکومت استروگوتها برایتالیا کوتاه مدت بود.دراین میان ویزیگوتها در فاصله سالهای 376و507 به سفری شگفت انگیز دست زدند:



    ازدنیپر تا نزدیک دیوارهای قسطنطنیه،[نبردآدریانوپل-مرداویز]ازآنجابه یونان از جمله شبه جزیره پلوپونز،سپس به سوی جنوب ازراه شبهجزیره آپنین تا انتهای کالابریا[درپنجه«چکمه»ایتالیا]،سپس به جنوب فرانسهو شرق اسپانیا،[همراه با آلانها 16-409 میلادی-مرداویز]،سپسبازگشت به فرانسه تا دره لوار.آنها(که احتمالا دیگر زبانشان رومی شدهبود)از آنجا پس رانده شدند و به ناچار به اسپانیا بازگشتند و درآنجا یکپادشاهی پایداربرپا کردند که تا سال 711دوام آورد،واین هنگامی بودکه عربها آنرا برانداختند.ویزیگوتها درجریان این سفر گاهی ده تا پانزده سالدرجایی توقف میکردند و سپس به راه خود ادامه میدادند تااینکه سرانجامدراسپانیا اقامت گزیدند.



    باید به خاطر داشت که تنها قبایلژرمن گروه گوتیک – واندالیک نبودند که پیوسته درحرکت بودند؛همین وضع برایقبایل گروه مرکزی نیز پیش آمد.بدین ترتیب که فرانک ها و بورگونی ها به گل(که هنوز فرانسه نشده بود)یورش بردند و درآنجا مستقر شدند – [فرانکهابه دودسته تقسیم میشدند،فرانکهای شمال شرقی فرانسه به نام سالی منسوب بهرود سالا و فرانکهای ناحیه راین به نام ریپوری «ساحلی».بورگونی ها نیزدرمرزفرانسه و سویس اقامت داشتند – مرداویز]. آنگل ها از شلسویک امروزی ،همراه با بخش غربی ساکسونها و بخشی از ژوت به بریتانیا حمله بردند و درآنجا اقامت گزیدند.[بریتانیاییها یعنی اقوام سلتی نژاد اولیه ی بریتانیا ،که پس از فتوحاتآنگلوساکسونها به تدریج عموما به نام ولزی خوانده شدند که پیشتر فقط نامبخشی از آنان [سلتها] بود که در شبه جزیره ولز ساکن بودند – مرداویز]-ازآنگذشته (چیزی که درموردقبایل ژرمن بسیارنامعمول بود)آنها ظاهرا کوشیدنداهالی بومی رانابود کنند،ازاین رو قوم سلتی بریتون ها مجبور شدند به ولز وکورنوال عقب بنشینند یاازدریا بگذرند و خودرا به بریتانی برسانند[یکی ازاستانهای کنونی فرانسه-مرداویز].درآنهنگام اهالی گل رومی شده بودند.ازدیگر قبایل ژرمن،لانگوباردها(یالومباردها) در ایتالیا ماندند و رومی شدند،هلوتی ها درسویس امروزی اقامت گزیدند.



    این واقعیت که نه کوچگران بلکهقبایلی که دراصل یکجا نشین بودند وارد قلمرو امپراتوری روم شدند ،به تمامرشته رخدادهای آن عصر رنگ تاریخی کاملا یگانه ای بخشید.پادشاهی هایی که دردوره اولیه قرون وسطی سربرآوردند برخی ویژگی های نوع باستانی اولیه را حفظکردند.لازم به تذکر است که درکشورهایی که به تصرف قبایل ژرمن درآمد ،ترکیبجمعیت تغییر چشمگیری پیدا نکرد .توده اصلی ساکنان فرانسه ،اسپانیا،وایتالیا به استفاده از گویش های «لاتین عامیانه»ادامه دادند،و سهم گویشهای ژرمنی در زبانهای جدیدی که از «لاتین عامیانه»سربرآوردند –فرانسه،اسپانیایی،ایتالیایی،وغی ه چندان مهم نبود.تاریخ این کشورها ازهیچآغاز نشد،بلکه عمدتا تاریخ همان مردمی بود که در دوران باستان در آنهاسکونت داشتند.



    دربحث درباره حرکت های قبایل ژرمن ،نقش ویژهای راکه گروه اسکاندیناوی یایی آنها ایفا کردند ،قابل توجه میباشد.ازاینگروه اغلب با عنوان نورمان ها یاد می شد،اما آنها عملا خودشان را وائرینگ(به روسی واریاگی)،یعنی «ساکنان جزایر دور از ساحل» مینامیدند؛درسطح محلینیز آنها را دانس (دانمارکی)،نورسمن(اهل شمال)،روس (رُس)مینامیدند.به نظرمیرسد این آخری از سوئد شمالی منشا گرفته باشد،که درآنجا نام آنها روی نامیک محل برجای مانده (رسلاگ،مقایسه کنید با تروندلاگ در نروژ شمالی کهتروندها در آن سکونت داشتند،و دینلاگ درشمال انگلستان که محل سکونتاسکاندیناویا یی ها بود)- نام سوئد به زبان فنلاندی هنوز هم تا به امروزروتسی است .درباره دانس و نورمن باید گفت که این نامها تنها دریک مرحلهنسبتا جدید به ترتیب برای ساکنان دانمارک و نروژ به کار رفته است؛اما درمرحله پیشین این دواصطلاح بدون تمایز برای قبایل غرب و جنوب اسکاندیناویبه کارمیرفت.



    اسکاندیناویایی ها سرزمین هایی رابه تصرف خوددرآوردند که یا سابقا به کلی خالی از سکنه بودند ویا جمعیت اندکی داشتند – [ایسلند در حدود 885 و گرینلند در حدود 990 تحت اسکان درامدند – مرداویز]– نظیر نروژ شمالی ،ایسلند،گرینلند،(با یک مهاجر نشین در ساحل امریکایشمالی به نام وینلند)،جزایر فائرو،جزایر شتلند،جزایر اُرکنی،جزایر هبرید،- یاکوشیدند سرزمین هایی را فتح کنند که دیگر قبایل ژرمن یا سلتی در آنهاسکونت داشتند(دانمارک،شرق انگلستان،بخشی از ایرلند،نورماندی،یعنی فرانسهشمالی؛ساکنان نورماندی را،باآنکه فرانسه زبان هستند،اغلب نورمانمینامند،)- [نورمن ها در فرانسه در بین جمعیت بومی مستحیل شدند و زبانشان فرانسوی شد.و اکنون نیز یکی از استانهای فرانسه میباشد.- مرداویز]-



    آنها در نورماندی رومی[فرانسوی] و در روسیه اسلاوی شدند.[نام سویا تیسلاو به قدر کافی گواه جذب اسکاندیناوها به وسیله اسلاوها میباشد – مرداویز].واز سوی سلتها و آنگلوساکسونها ازبیشتر جزایر بیرون رانده شدند.نورمان هابه سواحل جنوبی اروپای غربی ،از جمله سواحل مدیترانه یورش بردند،اما بخشعمده آنان سعی نکردند در آنجا ساکن شوند.[بااین وجود آنها برای مدتی درسیسیل و جنوب ایتالیا یک پادشاهی برپا داشتند،و در جنگهای صلیبی نیز شرکت جستند-مرداویز]- علاوه برآن با قایق رودخانه هارا برخلاف جریان آب طی کردند،رود ولگا را نیز تا دریای خزر پیمودند[حتی به استانهای شمالی ایران از جمله گیلان نیز هجوم آوردند – مرداویز].


    حال اندکی نیز در مورد قبایل اسلاو



    اسلاوهادر شرق اروپا حرکتی راآغاز کردند که بی شباهت به حرکت ژرمن ها درغربنبود.به نظر میرسد مرکز سکونت اولیه اسلاوها (ازقرن اول پیش از میلادتاقرناول میلادی و پس ازآن)سرزمین های بین کرانه های دنیپر و ویستول بوده است.اسلاوها بخش تقریبا باثبات پادشاهی گوتیک بودند.[اسلاوهابا وجود جمعیت قابل توجه از لحاظ سیاسی بسیار عقب مانده بودند و خیلی زودتحت سیطره اقوام دیگر قرار میگرفتند و رهبران آنها فاقد هر گونه درکی ازانسجام بودند – مرداویز].سقوط این پادشاهی و تجاوز هونها،درکنارعواملی مشابه آن عواملی که مدتی پیش ازآن سبب مهاجرتهای قبایل ژرمنشده بود،موجب حرکت اسلاوها به سوی غرب (تااندازه ای به سوی مناطقی که سلتها و قبایل ژرمن آنهاراترک گفته بودند)،به سوی شمال شرقی،و به سوی جنوب،بهداخل قلمرو بیزانس شد.برخورد آنها با آوارها یا ابرها درقرن های ششم تاهفتم و با قبیله ترک بلغارها ،که مدتی بعدازولگا به سوی غرب به حرکتدرآمدند،شایان اهمیت است.سرانجام هردو قبیله درجمعیت اسلاوی حل شدند(یاآنطورکه درگاه شماراولیه آمده «هویت خود را ازدست دادند»).تنها قبیلهاوگری [اویغور](که اصل آنها از حوزه ولگا بود)درمجارستان باقی ماندند.



    [وارهایا آوارها قومی هستند که اکنون درشمال قفقاز سکنی دارند و گروهی نیزدرداغستان زندگی میکنند.و شکوهی کوتاه مدت دراروپای قرن ششم داشتند. –درباره اوگرها نظر پژوهندگان متفاوت است .برخی این قوم را همان اویغورها ومردم ترکستان چین میدانند.گروهی دیگر اوگرهارا جز از سرزمین اویغور کهاکنون سین کیانگ نامیده میشود ،میشمارند.بهر تقدیر ،زبان این قوم اوگری یااوگوری است که به سرزمین فنلاند و مجارستان راه یافت- برخی از بلغارها بهدانوب و برخی تا ولگا گریختند و بلغارهای ولگا تحت حاکمیت خزرها درآمدند –مرداویز]


    تاآنجا که به اسلاوها مربوط است ،آنها طیقرنهای چهارم و پنجم ،ضمن حفظ گویش های قابل فهم برای همه طرفین ،به وندیها درغرب،اسکلاوینی هادرجنوب،و آنتی ها در شرق تقسیم شدند.[4]دربرخی نقاط ،جوامع ریاستی اسلاوی ،و گاهی حتی پادشاهی های نسبتا گسترده،پدیدار شد.اما مرحله ریاستی درمیان اسلاوها تاحدودی دیرتر از قبایل ژرمنغالب شد،درنتیجه سلسله هایی که از خارج از منطقه اسلاوی سرچشمه میگرفتنددراین جا نقش خاصی ایفا کردند:



    ازجمله نورمان ها(روس ها یاوائرینگ ها) در منطقه بالکان – ودر روسیه ،بلغارهای ترک زبان که خزرهاآنهارا ازولگا بیرون رانده بودند.اسلاوها ویژگی های نورمانی و ترکی رادرمجموع ،چه درعرصه زبان و چه فرهنگ ،جذب کردند،و برخلاف گوتها حتی نشانهای از خود برجای نگذاشتند.بااین همه ،این دعوی که نورمانها هیچ گاه درروسیه نبودند ناشی از وطن پرستی بیمار گونه است.در طول راه واریاگ تایونان،سنگ نوشته های اسکاندیناویایی با الفبای رونی،[الفبای مورد استفاده ژرمن ها که بیشتر برای مقاصد جادویی بکار میرفت – مرداویز]وهمچنین اشیای اسکاندیناویایی باستانی ،پیدا شده است ؛منابع یونانیازنامهای روسی (درواقع نورمانی) و اسلاوی تندآب رودخانه دنیپر به طورهمزمان و به موازات هم نام میبرند؛نخستین شاهزاده های روس(کوننزی،کنیاز،به معنای پادشاهان) – اصطلاح ژرمنی است – دارای اسم های خاصاسکاندیناویایی هستند که به آسانی قابل تشخیص است:



    (hrörek=) ryurik،(helgi=) oleg، (yngvar=) igor، (Helga=) olga، (sveinveld=)svenəld، (haskuld=) askold، volodimer،(نام فامیل ،نورمان ها آن را بهشکل voldemar،valdemar،از سلت ها به وام گرفتند و بعدها اسلاوی شده بهصورت vladimir، درآمد)


    از حدود دوجین نامهای کاردارانروسیه که درقرن یازدهم وارد بیزانس شدند،تنها سه نام به عنوان نامهایاسلاوی به آسانی قابل تشخیص اند،اما بسیاری اسکاندیناویایی هستند.ازآنگذشته «گاه شمار اولیه» میگوید:«ازاین رو ،این واریاگها «روس»نامیده میشدند،چنانچه دیگران سوئدی،نورمان،انگل و گوت نامیده میشوند؛اینها نیز چنینند»

    امابه زودی این قشر واریاگی جذب توده اسلاوی نژاد شد،درست همانطور که اینقوم،مریا(ماری)،وس(وپسی) و دیگر قبایل فینو-اویغور را جذب کرد.«گاه شماراولیه»در مورد کردار شاهزاده اولگ چنین میگوید:«و او واریاگها،و اسلاوها،ودیگرانی را که روس نامیده میشدند،باخود داشت».

    حکومتترک زبان بلغارها در شبه جزیره بالکان مدتی بیش از حکومت نورمانی زبان درروسیه دوام آورد.بلغارهای ترک زبان نیز ،مانند روس های نورمان،نام خود رابر کشوری که در آن حکومت میکردند برجای گذاشتند،اما زبان کشور اسلاوی باقیماند.حرکتهای قبایل ژرمن و اسلاوی درقرن هفتم به پایان رسید.(اما گسترشزبان اسلاوی به شرق درقرن های بعدی ادامه پیداکرد)



    دورانیآغاز شد که شاهد ظهور دولت های پایدارتر تازه بود،اما هیچ یک ازآنها یکدولت ملی به معنای تعلق داشتن به سخنگوبان یک زبان خاص نبود.در غرب تنهابریتانیا و پانونیا زبان خود را تغییر دادند(از سلتی به آنگلوساکسون، و ازیک زبان رومی به زبان اوگری مجارستانی).فرانک ها ،بورگاندیایی ها،ویزیگوتها و لانگوباردها جذب جمعیتی شدند که به زبان لاتین عامیانه امپراتوریروم سخن میگفتند.دراین میان جمعیت امپراتوری بیزانس ،به استثنای رومانیاییها و یونانی ها،کاملا اسلاوی شدند.لاتین اروپای غربی زبان نوشتاری باقیماند؛درشرق ،زبان نوشتاری اغلب یونانی بود،گرچه گوتها و از قرن نهماسلاوها نیز الفبای خودشان را ابداع کردند.

    [همانطورکه مشاهده کردیم در طول تاریخ در بسیاری از سرزمینها به علت مهاجرتهای پیدر پی اقوام ،دگرگونی زبانی روی داده ،حال با این وجود چرا برخی ازمتعصبین نمیخواهند این امر را در مورد آذربایجان بپذیرند ،مطمئنا از بیاطلاعی شان حکایت میکند.همانگونه که پیشتر نیز ذکر کرده ام ، هیچ سندی بهزبان ترکی ،پیش از حکومت ایلخانان ،در آذربایجان موجود نمیباشد – مرداویز]


    پایان



    [1]-دیاکونوف کل فرایند تاریخ انسان را از ابتدا تا کنون به هشت مرحله نقسیممیکند،وویژگی های هر مرحله راهم به طور کلی و هم در نمودها و رخدادهایمشخص تاریخی آن بر میشمارد، و همچنین تصریح میکند که فرایندتاریخ انسانرشدی شتابناک و تصاعدی دارد و در نتیجه منحنی مراحل تاریخ دارای یک رشدتصاعدی منفی است و طول هر مرحله تاریخی دربسترزمان به تدریج کاهش یافتهاست.هرمرحله تاریخی از نظر دیاکونوف به قرار زیر است:

    1- مرحله یکم: نخستین حدود 30 هزارسال

    2- مرحله دوم:اشتراکی نخستین حدود 7 هزارسال

    3- مرحله سوم:باستانی اولیه حدود 2 هزارسال

    4- مرحله چهارم:باستانی امپراتوری حدود1500 سال

    5- مرحله پنجم:قرون وسطی حدود 1000سال

    6- مرحله ششم:پساقرون وسطی حدود 300سال

    7- مرحله هفتم:سرمایه داری حدود 100سال

    8- مرحله هشتم:پسا سرمایه داری از حدود 50سال پیش

    [آیا در قرن بیست و یکم ،بشر در آستانه مرحله تازه ای ،مرحله نهم فرایند تاریخ قرار گرفته است؟شما خوانندگان بگویید. – مرداویز]



    [2]-رومی ها به این دلیل ژرمن هارا «بربر» (وحشی) مینامیدند که آنها هرکس راکه به زبان لاتین یا یونانی سخن نمیگفت،حتی مردمانی نظیر مصریان را ،بربربه حساب می آوردند – مرداویز



    [3]-آلانها یکی از اقوام آریایی مشهورند که زبانشان نیز ازجمله زبانهای ایرانیاست.بعضی از محققان آلانهاراازاقوام سرمت دانسته اند.سرزمین سرمتها درشرقاز دریاچه آرال تااراضی کنونی رومانی و مجارستان در غرب امتدادداشت.درنقشه های جنگی فرماندهان رومی نیز از سرزمین سرمتیه یاد شدهاست.آلانها ضمن لشگرکشی های خویش تا اسپانیا و شمال آفریقا پیشتاختند.اقوام ژرمن از سواره نظام آلانی وحشت داشتند.و بارها این سوارهنظام ژرمن ها و فرانکها را لگد کوب خویش کرد.سرزمین آلان درشمال قفقازواقع و تا دره داریال کشیده شده است.بخشی از نواحی شمالی دربند معروفقفقاز در سده سیزدهم میلادی به آلانها تعلق داشته است.نام آلان درنوشتههای رومی به صورت«آلانی» آمده است.مردم آلان خود و سرزمین خویش را «ایرون»مینامند که بانام ایران مشابهت بسیار دارد.نام دیگر مردم این سرزمین آساست .گرجیان ،آلانهارا «اوس» و روسها «یاس» نامیده اند.اکنون درزبان روسیمردم و سرز مین آلان را «اوست» مینامند.مردم کنونی سرزمین اوستی ازبازماندگان آلانها هستند.و چندی پیش نیز شاهد هجوم وحشیانه و ناجوانمردانهگرجی ها به اوستیای جنوبی بودیم.



    [4]-دیاکونوف:این تقسیم بندی به سنت تاریخ نگاری یونانی برمیگردد،اما با نحوهکاربرد آنها در خوددنیای اسلاو سازگاری ندارد .ازاین رو استونیایی ها وفنلاندی ها،روس ها و بلو روس ها را ونه vene،یعنی وندی ها مینامند،درحالیکه مطابق سنت یونانی،آنها را باید آنتائه به شمار آورد.اما امکان دارد کههردواصطلاح یک منشاء مشترک داشته باشند،از یک اتنونیم(نام طایفه یا قبیله)و نه لزوما یک اوتونیم(نام خاندان) و آن وانت است.ازاین رو نام شهر ویاتکاو نام یک قبیله اسلاوی شمالی ،ویاتیچی،هردو از واژه قدیمی تر وانتی مشتقشده اند.شهر ،«آنتی»نامیده میشد،به خاطر اینکه در یک محیط غیر آتنی ،یعنیفینو اویغوری،واقع شده بود.خود اسلاوها تمام قبایلی را که میشناختند بهاسلون(ازواژه اسلوو به معنای گویا)که به زبانی قابل فهم سخن میگفتند،ونیمتس(از واژه نیمو به معنای «گنگ،نفهم،زبان بسته» یعنی غیر قابلفهم)تقسیم میکردند. در روسی امروزی نیمتس به معنای آلمانی است ،اسلوون بهاسلاویان تبدیل شده است،از واژه اسلاوا به معنای «شکوه وافتخار»




    برگرفته از سنترال کلابز
    نقشه ها
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: تاریخ قبایل ژرمن در قرون وسطی

    ژرمن
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    وایکینگ
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    واریاگها(روس)
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    گالها
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سوار نظام آلانی
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آلان-اسکیت
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آمازونهای آریایی
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ابتکارات جالب با وسایل دور ریختنی
    توسط hamid192 در انجمن گالری عکس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۱ بهمن ۸۷, ۱۸:۵۶
  2. هشدار مایکروسافت به یاهو
    توسط ارسطو در انجمن دنیای اینترنت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۸ فروردین ۸۷, ۱۷:۲۸
  3. تناسب اندام با روسری و حجاب در آلمان
    توسط hamid192 در انجمن مجله ورزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۲ دی ۸۶, ۲۳:۲۸
  4. دریک تحقیق علمی مشخص شد: کعبه دروسط کره زمین قراردارد
    توسط اعتقادات در انجمن دانشکده تاریخ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۳ مرداد ۸۶, ۲۰:۵۸

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •