[size=20pt]چشمها[/size]


سطح چشمها: در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم به سمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: "مايلم با شما بيشتر آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

نگاه به بالا و پايين: هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.

چشمك: چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.


[size=15pt]دهان[/size]

خنده زوركي: اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.

دهان كجي: گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.

تبسم با دهان گشوده: دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.

تبسم با لبان بسته: اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.

در هم كشيدن لبها: هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.

لبهاي سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذيرش است.

جويدن لبها: وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.

تماس با لب 1: هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش.

تماس با لب 2: ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: "مي خواهم با شما صحبت كنم"





[size=15pt]سر[/size]


سر تكان دادن (بالا و پايين): كمك ميكند ديگران آرامش بيابند و نـشانگر توافق است.

سر تكان دادن(چپ و راست): تكان دادن ســر از يك سو به سوي ديگر دال بر مخالفت و بي علاقگي است.

تكيه دادن چانه: گذاشتن دستها زير چانه مي گويد: "من حوصـله ام سـر رفـتـه". فرد ممكن است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پيام واقعي آن چنين است: "من قادر نيستم روي سخن شما تمركز كنم"

مالش گردن: مالش گردن ترديد را در مورد مـوضـوع گفته شده و يا شنيده شده آشكار مي سازد. اين ژست معمولا توسط انگشت اشاره روي كنار گردن درست زير گوش پديد مي آيد.

نوازش چانه: اين علامت نويد دهنده نـشانگر آن است كه توجه شنونده با دقت كامل و مشتاقانه به تك تك واژه هايي است كه شما مي گوييد. اين حركتي متفكرانه است كه معمولا توسط مردي كه ريش ندارد انجام مي شود.

مالش چانه: اين ژست اندكي متـفاوت بـوده و تـوسط حركت انگشت اشاره بر سراسر پايين چانه انجام ميگيرد و ميتواند نشانگر آن باشد كه شنونده حرف شما را باور ندارد.

خميازه كشيدن: خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه "خميازه اجتماعي" نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان



[size=15pt]دست ها (از مچ تا سر انگشتان)[/size]

دست دادن محكم: فردي كه دستش را دراز كرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيـرد، سـعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـيـت هـاي سيـاسي و ديپلماتيك كاربرد دارد.

دست دادن بسيار محكم: نشانگر شور و اشـتياق و سلطـه گـري اسـت. بـي تـرديــد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد.

دست دادن شل: فردي كه تـنـها انگشتان دستـش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به مـن دسـت بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد.

دست دادن با هر دو دست: هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف.

حركت انگشت: ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند.

دستهاي پـنهان: اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيــب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.

دستها به روي زانو: وقتي كف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذيـرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشـد مـمكـن اسـت پـاي فـريبكاري و تعرض در ميان باشد.

مناره كردن انگشتان: هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نـشانگر تفكر عـمـيق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي اسـت بـراي مـحـافـظـت كـردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان.

مشت پوشيده شده با دست باز: فـرد در ايـن حـالت خشـمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست: شـخصـي كـه مـي خـواهـد عـقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد.

قلاب كردن دستها پشت سر: اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم.

بازي كردن با حلقه ازدواج: اين علامت عصبي بودن و نـشـانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت كردن ميباشد.

تكان بيقرار دستها: اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد. در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد.

دست زدن به كراوات: اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا" در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.

دست كشيدن در ميان موها: وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد

دستها(تمام دست)

خم كردن بازوها: اين كار ميگويد: "من پر زور و نيـرومند هستم." بالا آوردن يـك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.

دستها به پشت: وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: "من راحت هستم" مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.

دستها به جلو: هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهـاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.

دستهاي قلاب شده: بر خـلاف دسـت به سـينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضـطراب آمـيزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.

دستهاي تا شده: زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، مـعـمـولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضـاد مي باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي ندارند. اما بـي تـرديـد بـراي سـد كـردن هـر گونه تعدي و مزاحـمت بكار گرفته مي شـود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.

دراز كردن دست : زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميـگويد: "من اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مـردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چنـد زمـانـي كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم"

دست به كمر بودن: دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار مـيـگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه مـا هـرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تـمايـل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخنـد. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم . و يا من نمي تـوانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد.




[size=15pt]پاها[/size]

تكان دادن پاها: وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.

انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو: اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.

قوزك پا روي زانو: اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل "پا روي پا اندازي كابويي" است.

انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك: اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: "من مودبانه در آرامش هستم."

به هم پيچيدن پاها: اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت " در آغوشگيري" و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.

قفل كردن پاها: اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد.

[size=15pt]وضعيت اندامي[/size]


نشستن: افرادي كه ولو و تن پرورانه مي نشنيند را مي شناسيد؟ آنها پـاهـايـشـان را باز نموده و دستهايشان به پشت صندلي مجاور مي اندازد و به همه اعلام مي كنند كه در آنجا حضور دارند و تمام مكان را به اشغال خود در آورده اند.

پاها بروي هم در ناحيه ران: اين يك نمونه از حركات مردانه مي بـاشـد كـه ضـمنـا در زناني كه شلوار به پا ميـكنند ديـده ميشود. اين وضع و برخورد، خيره سري و لجاجت را ميرساند. و مفهومش اين است كه: "مـن عقيده ام را تغيير نخواهم داد پس به خودتان زحمت ندهيد".

در آغوش گرفتن پاها: زن ها بيشتر اين عمل را انجام مي دهند. اغـلـب اوقـات بـه روي صندلي و يا نيمكت مي نشينند و خودشان را مثل يك توپ فشرده، جمع و حلقه كرده و پاهايشان را در آغوش مي گيرند. هر چند كه اين رفتار خود-شيفته ايـنطور به نظر مي آيد كه زن خود را بداخل ميكشاند اما او در واقع به دنبال يك ملاقات و رويارويي رمانتيك است.

روي لبه صندلي: هرگاه فردي روي لبه دسته صندلي بنشيند شما مي توانيد اينگونه برداشت كنيد كه فرد گوش به زنگ، مـصـمـم و مشتاق به در مـيـان گـذاشـتـن عـقـايـد و احساسات خود ميباشد. هر چند كه با عقايد شما كاملا در مغايرت باشند.

قلاب كردن زانو ها: هنگامي كه فردي به جلـو خـم شده و زانـوها را قلاب مي كـنـد ايـن علامت هـشـدار دهـنـده اي بـراي شـما مـي بـاشـد كه ســريع تر صحبت كنيد. شنونده در آستانه پريدن از جاي خود و رفتن است.

صاف نشستن: مصمم، مصر و با پشتكار پيام افرادي است كه اينگونه مي نـشـيـنـنـد. رسيدن به ظاهرشان برايشان اهميت دارد و حاظر هستند همه چيز را به منظور رسيدن به اهدافشان قرباني كنند.

خم شدن به عقب: آنان به صندلي كج كن ها نيز مشهور ميباشند. اين افراد ماجراجو و شيطنت كار هستند و ميل به ريسك كردن دارند. مانند واژگون شدن از عقب كه برخي اوقات نيز روي ميدهد.

خم شدن به جلو: نشستن در اين وضع نشانه علاقه وافر شنونده ميباشد. مي گويد: "توجه من به شماست". وقتي اين اتفاق ميافتد گوينده معمولا به عقب خم ميشود كه بيانگر آن است كه گوينده مسلط بر كارش ميباشد.

به جلو خميده شدن: هنگامي كه فرد روي صندلي به جـلو خـميـده شـده بـاشـد ممكن است معذب به نظر آيد. اما عكس آن صادق مي باشد. اين حالت غير رسمي و خودماني بيانگر اعتماد به نفس در تمام عرصه هاي اجتماعي ميباشد.

هر دو پا بروي زمين: افرادي كه اينگونه مي نشينند، واقع بـيـن، مـستقل، عمل گرا و منظم هستند. آنها مايلند شما آگاه باشيد كه وضعيت را تحت كنترل خود دارند. پيام اين گروه چنين است: " اطراف من مراقب حركاتت باش، من جدي هستم."

ميان دو پا قرار دادن صندلي: چرخـانـدن صـنـدلـي و نـشستن روي آن همچون سوار شدن بروي اسب يك نمونه مشخص از رفتار مردانه است. نـشانگر يك فرد حكم كننده و سلطه جو ميباشد. وقـتي كه يك زن اين ژست را به خود ميگيرد ميگويد: "ميخواهم مانند مردان باشم.


[size=15pt]بدن[/size]

راست قامت ايستادن: حالت ايستادن افراشته ميگويد شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و موفقي هستيد. حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشيد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد.

گامهاي كوتاه-بلند: استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهاي بلند برداشتن و كمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بيانگر يك حالت مطمئن و با صراحت مي باشد. برعكس گام هاي ريز و با شانه هاي قوز كرده فرد را ترسو و آسيب پذير مينمايد.

احوالپرسي دوستانه: با اندك بالا آوردن ابرو زمانيكـه بـراي نـخستين بار شخصي را ملاقات مي كنيد، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشيار مي نمايد.

رويارويي نزديك: هر فردي مجاز و نيازمند مقدار معيني حـريـم شـخـصـي در پـيـرامـون خودش ميباشد. معمولا آن حريم شخصي 180-90 سانتيمتري شمـا امـتـداد مـي يـابد. محدوده صميمي و خودماني 50 سانتيمتر امتداد دارد. زمانيكه فردي خيلي نزديك به جلو مي آيد منجر به مزاحمت و ناراحتي مي گـردد. اين يـك عـمل تـجاوز كارانه مي باشد كه مرزها و حدود ديگران را رعايت نكرده و احترامي براي آنها قائل نمي باشد. اين طرز رفتار مي تواند سبـب شود تا يـك فـرد مـنـفعـل و بي اراده، احساس آسيب پذيري كرده و حالت تدافعي به خود گيرد. تا زماني كه از شما در خواست نشده عقب بمانيد.

بي رغبتي: اگر ميخواهيد برتر از ديگران جلوه كنيد، پشت به ديوار تكيه زده و دست به سينه بايستيد. پيام روشن است: "مزاحم نشويد."

گرفتن گردن: هنگاميكـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب مي كند نشانه خشم مي باشد. در دوران بدوي اين ژست به ضربت سختي بر سر فرد مقابل منجر مي گشت. اما در جامعه متمدن ميبايد از اين عمل اجتنـاب ورزيـد. افراديكه زبان بدن را متوجه ميشوند از توانمندي اين عمل آگاه هستند.

بي قراري(وول خوردن): در موقعيت اجـتمـاعي هرگاه با پول خرد داخل جيبتان بازي كنيد و صداي جيرينگ جيرينگ آن را درآورده يا با موها و يا لباستان كلنجار رويـد، علامت واضحي است كه شما عصبي، بي قرار و هيجان زده مي بـاشـيـد. بـراي گـذاشتن تاثير خوب بر روي ديگران سعي كنيد اين حركات تهييج آميز و بيتاب گونه را در خود فرو نشانيد.

كشيدن شلوار: اين عمل در مردان بيش از زنان انجام ميشود. چون مردها هستند كه اغلب اوقات شلوار به تن مي كنند. پارچه شلوار يك پا به نشانه نـابـاوري بـه بــالا كشيده ميشود. مانند اين ميماند كه پايش را روي يك چيز ناخوشايند گـذاشـته و ميكوشد آن را از روي شلوارش بتكاند.

به ديوار تكيه زدن: زمانيكه شما به ديوار و يا درب ورودي با آرامش خاطر بسيار، تـكيه مي دهيد، به ديگران مي گوييد كه بمانند. اين روشـي اسـت براي طولاني كردن گفتگو خصوصا وقتي كه در موقعيتهاي اجتماعي قرار داريد.

ارتباط نزديك: دو فرديكه با هم گفتگو كرده و همديگر را در يك جايگاه و همسو مييابند، انس و علاقه متقابل را نمايان ميكند. افراديكه براي مدت زمان مديدي با يكديگر بوده اند حركات يكديگر را تـقـلـيـد و تـكرار كـرده و حـتـي كلمات و الفاظ يكساني را همزمان بيان ميكنند.

نزاع: هنگامي است كه دو فرد رو در روي هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـي مي ايستند كه بيانگر خشونت و تند خويي شديد ميباشد. در شرايط عادي هر دو فرد در هنگام صحبت كردن اندكي از يكديگر فاصله ميگرند. امـا هرگاه بخواهند با يكديگر زورآزمايي و نزاع كنند خود را در حالت بيني به بيني قرار ميدهند كه تقابل بسيار خطرناكي است.

تعظيم كردن: اين ژست اداي احترام دنياي كهن، ديگر كاربردي جـز در محافل ديپلماتيك و موقعيت هاي رسمي ندارد. هر چند كه در زمانهاي گذشته بـه عنوان اداي احـترام و درود فرستاندن متعارف بكار مي رفته است، اما اكنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجريان بر روي سن مورد استفاده قرار ميگيرد.