ژوهشگران طی تحقيقات متعددی دريافتهاند، شکرگزاری و سپاسگزاري اثر شفابخشی دارد و سبب طول عمر میشود.


تحقيقاتصورت گرفته در مرکز پژوهشی سلامت قلب کاليفرنيا طی بررسی اثرات مثبتسپاسگزاري بر سلامت جسمي انسان حاکی است، قدردانی، سپاسگزاری وشکرگزاری در صورتی که آگاهانه انجام شود موجب افزايش فعاليت دستگاهپاراسمپاتيک ميشود. با افزايش فعاليت پاراسمپاتيک، استرس و هيجانات منفیکه از عمدهترين عوامل بيماریهای قلبی به شمار ميآيند، کاهش مييابد.


تحقيقاتديگری در همين رابطه نشان داده است کسانی که تحت پيوند عمل قلب قرارگرفتهاند و سپاسگزاری را به عنوان يک فريضه دينی انجام ميدادهاند، تاحدود يک سال بعد از عمل، بسيار کمتر از ديگر افراد دچار درد و مشکلات ناشیاز پيوند شدهاند و احساس خيلی بهتری نيز داشتهاند.


همچنيندر تحقيق گسترده ديگری در دانشگاه کنتاکی گزارش شد اکثر افراد هشتاد سالهبه بالا که از شادابی و سرزندگی بسيار خوبی برخوردارند و ظاهر جوانترینسبت به همسالان خود دارند، افرادی شکرگزار و سپاسگزار ميباشند. اينتحقيقات نشان داده است که تشکر کردن، شادی و عواطف مثبتی که در پی آناحساس ميشود ميتواند تا 7 سال بر طول عمر فرد بيفزايد.


شايداعلام نتايج اين تحقيقات بتواند تا حدودی رضايت افرادی را که عادت دارندهر چيزی را فقط در صورت اثبات آزمايشگاهی و علمي بپذيرند، جلب کرده باشد!آن عده که صرفاً در موقعيتهايی خاص در فضايي رسمي و به شکلی غيرصميمانهمراتب تشکر خود را از يکديگر، آن هم بيشتر به خاطر رعايت ادب بيانميدارند. احتمالاً اين افراد به کودکانشان به رسم ادبآموزی، مرتب خاطرنشان ميکنند که: تشکر کردی؟، بگو خيلی ممنون!


شايد خالی ازلطف نباشد به اين دوستان يادآوری کنيم که باز هم در تحقيقاتی پژوهشگراندريافتهاند، قدرشناسي و سپاسگزاري امری فطری و خودانگيخته است که بهسادگی و طبيعی ميتواند بروز يابد. کافی است به نگاهها و لبخند کودکانتانوقتی که هديهای برايشان ميخريد يا وعده مسافرتی را ميدهيد يا غذای بابطبعشان را جلويشان ميگذاريد و يا در آغوششان ميگيريد و ميبوسيد،بنگريد.


سپاسگزاري اکتسابی نيست اما نياز به مجالی برایبروز خودانگيخته و خودجوش دارد. اگر با تکلف و تعارف آميخته شود از سادگیو بروز آسانش کاسته ميشود و ناخودآگاه برای بيانش نياز به دليل و توجيهپيدا ميکند.


اما اگر بدانيم که افراد سپاسگزار بيش ازسايرين شاد، سرزنده، خوشبين و اميدوار هستند و از رضايت فردی بيشتری درزندگی برخوردارند شايد کمتر به دليلتراشی و توجيه سپاسگزاريهايمانبپردازيم. قابل توجه آن عده که پيشتر ذکرشان رفت، اين نيز جزو تحقيقاتاخير روانشناسان بوده است! همچنين در اين تحقيقات مشخص شده است کهسپاسگزاري در تعديل تأثيرات ناشی از هيجانات منفی مثل حس رنجش، کينه،انتقام، حرص و طمع بسيار مؤثر است و با ايجاد پايداری و مقاومت در برابرموانع و مشکلات نقش حمايتکننده دارد، زيرا عواطف مثبت را در شخص بالاميبرد.


جای شکرش باقی است که بالاخره بسياری از روانشناسانمتقاعد شدند که علم روانشناسی به جای آنکه تا كنون بيشترين توجه خود راصرف تحقيق و درمان احساسات منفی و اختلالاتی همچون افسردگی، اضطراب، خشم و... کرده است، از اين پس بايد توجه اصلی خود را معطوف به جمع آوری مستنداتمعتبر در مورد رفتارها و احساسات مثبت و تأثير آن بر جسم و روان آدميکند.


منبع: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]