بسم الله الرحمن الرحیم



نویسنده: حمیدرضا غریب رضا


خدایا به تمام مقدساتت سوگند: از اینان بی زارم! از جهالتشان، از بی بصیرتی شان و از تعصب کورشان تبری می جویم! خدایا این تبرّی را در نامه اعمالم ثبت کن! چون می دانم همین بیزاری جستن، آبرویم در قیامت خواهد بود.
اندکی حیا، ذره ای تقوا، گوشه ای از انسانیت... هیچ، به خدا قسم که هیچ برایشان باقی نمانده!
خدایا! چه بر سر قلبشان آورده اند؟ ای کاش قلبشان از سنگ بود. سنگ هم گاه می شکافد و چشمه و آبی از آن جاری می شود ولی از قلب اینان چه؟
با کمال وقاحت، ایستاده بود و به خودم می گفت: خوب شد این بلا را سرشان آوردند. اینها سنی بی ولایت هستند دین ندارند. دلم خنک شد که می کشندشان!!
انگار آسمان بر سرم فرود آمده بود. چه باید می گفتم و چه می توانستم بگویم. گفتم: «مطمئن باش فلسطینی ها از من و تو شیعه ترند».
آخر اینها با آن مفتی سعودی که گفته بود برای حزب الله دعا نکنید، چه فرقی دارند؟ قلب هایشان شبیه هم است.
اینها همان ولایتیان بی ولایت اند.
نام مولا علی و ولایتش را یدک می کشند و از روح انسانی و اسلامی ولایت ذره ای در وجودشان نمی یابی.
مسلمانی پیشکش! ای کاش ذره ای انصاف انسانی داشتند.
آخر چرا نمی پرسید؟ چرا تحقیق نمی کنید؟ چرا هر دروغ ساخته صهیونیست ها را مانند طوطی بی عقل تکرار می کنید؟ چه کسی گفته فلسطینی ها ناصبی اند؟ در کدام کتاب فرق و مذاهب دیده اید؟
آخر بی انصاف ها، بی دین ها! کدام فلسطینی را دیده اید به اهل بیت ناسزا بگوید؟ چرا نمی فهمید صهیونیست ها برای منع حمایت شیعیان از فلسطین این شایعه ها را رواج می دهند؟ تو را به خدا یک کتاب بیاورید که نویسنده ای فلسطینی در آن نسبت به اهل بیت کمترین بی احترامی کرده باشد.
می دانم به خودتان ذره ای زحمت نداده اید که تحقیق کنید
یقین دارم که تا به حال با یک فلسطینی هم صحبت نکرده اید تا عشق و محبتشان را به اهل بیت ببنید.
حتما نمی دانید فلسطینی ها شافعی هستند نه ناصبی. و شافعیان در میان اهل بیت به محبت و عشق به اهل بیت مشهورند. و به طریق اولی نمی دانید که شافعی اساسا متولد غزه فلسطین است.
می دانم که اطلاع ندارید در غزه مسجدی به نام مولا علی بن ابی طالب وجود دارد و مسجدی به نام امام حسین می دانم با مساجد دیگری که به نام فاطمه زهرا س در الخلیل و نابلس است اصلا آشنایی ندارید
می دانم خبر ندارید مجاهدان فلسطین، برای آمادگی و سربازی در رکاب مهدی موعود با او در مساجد فلسطین بیعت می کنند. و شهدای معروف فلسطین که سنّی مذهب هم هستند، به بیعت خود با امام مهدی تصریح کرده اند.
شما که اینقدر از تقوا دم می زنید به خودتان زحمت نداده اید دست کم شماره تلفن دفتر حماس یا جهاد اسلامی را در تهران بگیرید و از آنان مذهب و روحیات و موضع مردم فلسطین را درباره اهل بیت بپرسید.
به اینترنت که وصل می شوید. انگلیسی، عربی یا با هر زبانی که می توانید از آنها سوال کنید. از روحیه مبارزان و شهادت طلبانشان بپرسید که چگونه عاشورایی شهید می شوند. به شما خواهند گفت در مقابل مفتیان مزدور عربستان که به حرمت عملیات شهادت طلبانه فتوا می دهند، فلسطینی ها برای اثبات جواز و بلکه وجوب قیام و شهادت طلبی به انقلاب و شهادت طلبی امام حسین(ع) استدلال می کنند.
همه اینها به کنار، کتاب شهید مطهری را که می توانید از کتابخانه امانت بگیرید! بخوانید و ببیند وقتی سوره نور را تفسیر می کند(آشنایی با قرآن ج4) وقتی داستان افک و تهمت را بیان می کند، چگونه این تهمت را به عنوان یکی از مصادیق افک و افترا بیان می کند و می گوید ترویج این تهمت توسط صهیونیست ها انجام شده است.
ای کاش لااقل اخبار را می شندید و می دیدید. ای کاش بررسی می کردید وقتی خالد مشعل رهبر حماس بر مزار امام خمینی دسته گل گذاشت و گفت حماس فرزند معنوی امام خمینی است چقدر علیه او و حماس فحش نداند. چقدر مقاله علیه او ننوشتند . ای کاش می دانستید که برای تخریب این مجاهدان مخلص، حماس را عامل گسترش تشیع معرفی می کنند و مفتیان القاعده علیه خالد مشعل و حماس فتوا می دهند.
ای کاش خبر داشتید که هر که سینه در برابر اسرائیل سپر کند، در میانه پتک و سندان است. در ایران او را ناصبی و در فلسطین رافضی می گویند.
ای کاش می دانستید وقتی خالد مشعل امام خمینی را احیا کننده امت و لرزاننده تخت طاغوت خواند، چقدر علیه او مطلب نوشتند و به او ناسزا که نگفتند.
دیگر نیازی نیست از فتحی شقاقی بگویم. چون می دانم که کتاب هایش را نمی شناسید. اصلا چه نیازی هست بدانید که بهترین کتاب را در دفاع از مسلمان بودن شیعیان، شهید فتحی شقاقی، همان مجاهد اهل سنت فلسطینی نوشته است؟ اگر حرف مرا باور ندارید خودتان کتاب «شیعه و سنی غوغای ساختگی» را بخوانید. ببینید کتابی زیباتر، دقیق تر و تاثیرگذارتر از این کتاب با ملاحظه تمامی دقایق سیاسی و اجتماعی مساله، در دفاع از شیعه و اثبات ضرورت وحدت اسلامی نوشته شده یا خیر؟
شاید نیازی نداشته باشید بدانید که جهاد اسلامی و حماس بودند که با الهام مستقیم از عاشورا و به واسطه مجاهدتهای شخص امام خمینی و شهدای ایران، مبارزه را از پان عربسیم به اسلام گرایی با الگوی شهادت طلبی عاشورایی تبدیل کردند.

***

غم چهره اش دردهایش را فریاد می کرد، کودک یک ساله اش را در آغوش گرفته بود و سخن می گفت. به کوه تشبیه اش کنم، نه محکم تر از کوه بود. می گفت: من مادر چهار فرزند بودم. دو کودکم در بمباران زیر آوارها شهید شدند... و گفت و گفت ولی وقتی این جمله را از او شنیدم، اشک هایم در اختیارم نبود. خدایا این بندگانت کجا و نزد کدام استاد، عرفان و سیر و سلوک آموخته اند؟
گفت: خدا را شکر می کنم الحمدلله این ابتلا و آزمایش الهی بود خدا را شکر می کنم. و رویش را از دوربین برگرداند و رفت.
و دوربین چند لحظه بعد پیرزنی را نشان داد که با تمام وجود حرف می زد: به کشورهای عربی می گویم ما برنج و آرد نمی خواهیم ما را رها کنید تا با عزت شهید شویم. به صدقه های شما نیازی نداریم.
خدایا هیهات منا الذله را که به اینها آموخته؟
تو که این نوشته را می خوانی نمی شناسم ولی خودم را که می شناسم. این را می دانم و شهادت می دهم که از من عاشورایی تراند و به حقیقت قیام حسین بسیار نزدیک تر.
نمی دانم آنان که غرق در دریای خسارت و زیانند، آنان که بلندگوی بی بصیرت صهیونیست ها شده اند و گمان می کنند که تکلیف شرعی و مذهبی شان را انجام می دهند، فردای قیامت در برابر مظلومان به خون آغشته غزه چه پاسخی می دهند.
ای که خود را شیعه علی می دانی، اگر یاری نمی کنی کربلائیان را، دست کم یاور یزیدیان اسرائیلی نباش!
همان کوفی بی تفاوت باقی بمان!
و السلام