به نظرمي رسدكه جرم جهان ما كم تر از آن باشد كه در آينده منقبض شود.آينده ما چگونه است ؟يك حريق بزرگ تازه يا شايد پيشروي به سمت سرمايبيشتر و فضاي خالي بيشتر براي پاسخ چگالي ماده موجوددر كائنات را حسابكنيم («چگالي»كميت ماده در يك حجم معين است ) به عنوان مثال مكعبي از آبكه هر يك از وجود آن يك سانتي متر باشد جرمي برابر با يك گرم دارد ؛جرمهمين حجم از هوا حدود يك ميلي گرم است .چگونه مي توانيم چگالي كائنات رااندازه گيري كنيم ؟بايد كار خود را با انتخاب يك حجم واحد آغاز كنيم.بديهي است كه چنين حجمي بسيار بزرگ خواهد بود! در صورتي كه به دنبال يكنمونه گويا باشيم حجم آن حتي بيش از يك ابر خوشه خواهد بود . سپس بايدفهرستي از مواد موجود در اين حجم فراهم كنيم .كهكشانها را مي شماريم جرمهاي آنها را بر آورد مي كنيم آنها را با هم جمع مي كنيم امااين پايان كارنيست. آنچنان كه در مورد ستارگان اتفاق مي افتد به آساني مي توانيم مادهاي را كه مي بينيم بشماريم ،زيرا به سمت ما نور مي فرستد. اما در موردماده اي كه نمي توانيم ببينيم چه مي توان گفت : ستارگان و سيارگان مردهسيارك هايي كه دور از هر گونه منشاء نوري قرار دارند ؟ ودر مورد صورتهاياحتمالي ماده كه هنوز نمي شناسيم يا موفق به رديابي آنها نشده ايم چه ميتوان گفت ؟ چگونه مي توانيم ارقام مربوط به اين مواد را محاسبه كنيم؟نيوتنبه ما گفته است كه ماده به طور كلي خواه نوراني باشد يا تاريك و شناختهشده يا ناشناخته از طريق نيروي گرانش خود را به ما نشان مي دهد از طريقجاذبه اي كه بر مواد اطراف خود اعمال مي كند.

به اين ترتيب حضورخود را برما آشكار مي سازد . به عنوان مثال فرض كنيم كه خورشيد نور افشانينمي كرد. در اين صورت قادر نبوديم آن را ببينيم و در تاريكي جاودانه باقيمي مانديم.

اماخورشيد همچنان به جذب سيارات ادامه مي داد درحركتهاي آنهاهيچ گونه تغييري ايجاد نمي شدودر صورتهاي فلكي منطقه بروج بهحركت در مدار سالانه خود در آسمان ما ادامه مي دادند.

بعلاوه اخترشناسان كره زمين بدون آنكه قادر به «ديدن»خورشيد باشند مي توانستند بهوجود آن پي ببرند وبا دنبال كردن حركات زمين نسبت به ستارگان جرم آن رااندازه گيري نمايند.اختر شناسان جديد با بهره گيري از روشهاي مشابه ميتوانندچگالي كل كائنات از جمله موادي را كه در حال حاضر نا مرئي اند برآورد نمايند. ما به راحتي مي توانيم نتيجه را بر حسب حجمي كه همه روزه باآن سرو كار داريم يعني مكعبي به ابعاد يك متر بيان كنيم .براساس يك رقمميانگين دركل فضاي قابل مشاهده به اين نتيجه مي رسيم كه در هر متر مكعبفضا حدود يك سوم اتم وجود دارد اين رقم خيلي دقيق نيست دامنه احتمالات بهميزان سه برابر از هر طرف تغيير مي كند به عبارت ديگر اين چگالي ميتواندبه اندازه يك اتم در هر متر مكعب بزرگ شود . امروزه بسياري از پژوهشگراندر زمينه محدود كردن دامنه عدم قطعيت اين رقم مهم فعاليت مي كنند.

بهلحاظ نظري براي آنكه حركت كهكشانها در آنكه حركت كهكشانها در آينده متوقفيا معكوس شود اين چگالي بايد بيش از ده اتم در هر متر مكعب باشد با توجهبه واقعيات مشهودچنين امكاني بعيد به نظر مي رسدما به دليل فقدان دقتابزارهاي اندازه گيري مان نمي توانيم چنين امكاني را به كلي منتفي بشماريماما به نظر مي رسد كه چگالي كائنات كوچك تر از آن باشد كه نهايتا بهانقباض آن منجر شود . در اين صورت كائنات باز خواهد ماند.

مشاهدهديگري نيز وجود دارد كه از فرضيه كائنات باز حمايت مي كند. نسبت فراوانيهيدروژن سنگين (دوتريوم)و هيدروژن سبك. شكل گيري دوتريوم در مرحله اوليهتركيب هسته اي به چگالي ماده بستگي دارد. نسبت به كائنات بسته در كايناتباز مقدار بيشتري از آن توليدمي شود و نسبتي كه در فضاي بين ستاره اي ومنظومه شمسي مشاهده مي شود به آنچه از يك كائنات باز انتظار داريم نزديكتربه نظر مي رسد. بنابراين مشاهده دو پديده فوق حاكي از آن است كه انبساطكائنات تا ابد ادامه خواهد يافت :«سبك بودن»آشكار كائنات و فراوانيدوتريوم. اما بايد مراقب باشيم كه قطعيت در اين حوزه اندك است .

عددي راكه مي توان نتيجه گيري هاي ما را معكوس كند در اختيار نداريم و آن عددجرم ذراتي به نام نوترينواست.

در حال حاضر براي اندازه گيرياين عددآزمايشهاييدر جريان است.

درمورابعاد كائنات بايد يك نكته ديگر را نيز مورد توجه قرار دهيم .اين ارقام درمورد كائنات بازو بسته يكسان نيست . قبلاگفته ايم كه كائنات باز بر چگاليپايين منطبق است . در اين صورت انبساط تا ابد ادامه خواهد يافت و فضا بيپايان خواهد بود اما چنانچه چگالي بالا باشد كائنات بسته خواهد شد دورهمعيني از انبساط دوراني از انقباض رادر پي خواهد داشت در اين صورت فضا، بيانتها نخواهد بود يك مسافر مي تواند دور آن را بپيمايد و به نقطه آغاز سفرخود برسددرست مانند نا خدايي كه يك كشتيرا در اطراف كره زمين هدايت مي كنددر اين صورت فضا به اين مفهوم نا محدود است كه مسافر آسماني با نوعي مرزيا ديوار برخورد نخواهد كرد .

اين فكر كه كائنات داراي تاريخ استبه آينشتاين باز مي گردد.كار او روي ساختار كيهان به پيدايش اين ديدگاهمنجرشد (كه مي توانست انقباضي يا انبساطي باشد) .تاسال 1929 كه عقب نشينيكهكشان هادررصدخانه هابل مشاهده نشده بود،اين ديدگاه طرفداري نداشت.ازآنزمان به بعد بسياري ازنظريه هاي كيهان شناختي سعي كردند ثبات را،كه خصلتجاوداني كاينات بود، به آن باز گردانند.امروز مشاهدات صورت گرفته ايننظريه راازدور خارج كرده است بااين همه فكر وجوديك كاينات جاوداني همچنانباي بسياري از مردم جذاب است.زيرا مسئله مربوط به منشاء ماده راكنار ميگذارد. در واقع به عقيده من با جارو كردن آن به زير فرش از اين مساله فرارمي كند و مسئله واقعي هنوز هم اين است كه چرا اصولا چيزي وجود دارد ؟همهما اعم از دانشمندان و ديگران در مقابل اين مسئله خاموش مي شويم . از اينجا است كه كليه مدل هاي كائنات حق حيات پيدا مي كنند.از طريق مشاهده ميتوان نظريه هاي خوب و بد را از هم جدا كرد.امروزه به پاس مشاهدات انجامگرفته وجود يك كائنات تاريخي و تغيير يابنده تاييد مي شود اين موضوع باپيش فرض هاي ما ارتباطي ندارد.