تاریخ:7 اکتبر1973(جنگ رمضان)
محل: آبهای ساحلی بندر لاذقیه ، سوریه
نتیجه: پیروزی نیروی دریایی اسرائیل

متخاصمین
نیروی دریایی اسرائیل نیروی دریایی سوریه

فرماندهان
میخائیل بارکایی ناشناس

استعداد رزمی
6 فروند ناوچه 13 فروند ناوچه

تلفات
بدون تلفات 1 فروند مین جمع کن؛1 فروند قایق اژدرافکن؛3 فروند ناوچه موشک انداز

نبرد لاذقیه در جریان جنگ 1973 اعراب- اسرائیل روی داد و آن را می توان یکی از مهم ترین نبردهای دریایی تاریخ محسوب کرد. در این نبرد برای اولین بار ناوچه های اسرائیلی از دستگاه اختلال گر الکترونیکی برای کورکردن رادارهای ناوچه های سوری استفاده کردند. از نبردلاذقیه به بعد فصل جدیدی در نبردهای دریایی مدرن گشوده شد.

پیش زمینه
پس از جنگ 1967 -که با حمله غافلگیرانه اسرائیل به کشورهای عربی به پایان رسید- اسرائیل و مصر درگیر یک جنگ غیر رسمی و فرسایشی شدند. در روز 20 اکتبر 1967 و در طی اقدامی که تمام ناظران نظامی جهان را غافلگیرکرد، چند فروند ناوچه موشک انداز مصری توانستند ناوشکن اسرائیلی "ایلات" را در سواحل پورت سعید غرق کنند.
این ناوچه ها که ساخت شوروی سابق بودند و از موشکهای استایکس استفاده می کردند ثابت کردند که دیگر دوران ناوچه های توپدار به سر آمده است و با ورود موشک به معادلات رزمی باید فصل جدیدی را در نبردهای دریایی بازکرد.
با توجه به این تجربه، اسرائیل شروع به تحقیق درباره سیستمهای اختلال کننده الکترونیک کرد و زمانی که حمله غافلگیرانه مصر و سوریه در سال 1973 آغازشد آنها توانسته بودند تعدادی از این دستگاه ها را به صورت عملیاتی در ناوگان خود بکارگیرند.
در آن دوران، نیروی دریایی کشورهای عرب به پیشرفته ترین ناوچه های موشک انداز بلوک شرق یعنی ناوچه های "اوزا" مجهز شده بودند. به علاوه، سوری ها توانسته بودند نیروی دریایی خود را به شناورهای مدرن ساخت ایتالیا نیز مجهز کنند. این نیرو قادر بود تا هر حریفی را از سرراه خود کناربزند.
در مقابل، ناوچه های نیروی دریایی اسرائیل قدیمی بوده و مدتها بود که تحت تعمیر قرارنگرفته بودند. اسرائیلی ها به خوبی آموزش ندیده بودند و می توان نیروی دریایی آن روز اسرائیل را یک نیروی دریایی دست پنجم دانست.
مصری ها و سوری ها در دریا کاملا بر اسرائیل برتری داشتند ولی به خاطر درگیرشدن در نبردهای زمینی از توجه به برتری خود در دریا بازماندند. آنها تصمیم گرفتند تا درجایی با دشمن درگیر شوند که برتری خود را در آنجا بارها ثابت کرده بود.

در اولین روز از آغاز جنگ دریایی اسرائیل تصمیم گرفت تا قایقهای موشک انداز نیروی دریایی سوریه را فریفته و با بیرون کشیدن آنها از پایگاه ها و بنادر آنها را هدف قراردهد. چند چیز این مسئله را برای اسرائیلی ها دشوار می ساخت:
• در آن زمان موشک اسرائیلی ضدکشتی "گابریل" هنوز قابلیتهای خود را ثابت نکرده بود و توانایی آن در هدف قراردادن یک هدف واقعی ناشناخته بود.
• برد موشک گابریل تنها نصف موشکهای استایکس روسی بود که در ناوچه های موشک انداز سوریه بکارگرفته می شدند.
• سیستم جنگ الکترونیکی که اسرائیل آن را برای مقابله با استایکس توسعه داده بود در هیچ درگیری واقعی استفاده نشده بود. اگر این سیستم در عمل از کار می افتد خدمه ناوچه های اسرائیلی خوراک ماهی های مدیترانه می شدند.

نبرد
با وجود شک و تردیدها، یک روز پس از آغاز جنگ یک گروه رزمی اسرائیلی در 2 ستون و به صورت مستقیم به سوی بندر لاذقیه سوریه به راه افتادند. هر ستون شامل 3 فروند ناوچه موشک انداز می شد. ستونهای اول و دوم به موازات هم و به صورت مستقیم به سوی بندر حرکت می کردند و چند قایق گشتی اسرائیلی نیز در جنوب بندر به انتظار نشتسته بودند. ناوچه های اسرائیلی در صفحه رادار خود هدفی را دیدند که از سوی ناوگان اسرائیل حرکت می کرد. ناوچه های اسرائیلی که از نیت شناور ناشناخته ناآگاه بودند با توپهای 76 میلیمتری خود آن را زیر آتش گرفتند و پاسخ خود را با آتش نامنظم توپ 40 میلیمتری دریافت کردند.

افسر فرمانده میدان -میخاییل بارکایی- به ناوچه "هانیت" دستور داد تا از ستون خود خارج شود و به جنگ قایق اژدرافکن سوری -که اکنون شناسایی شده بود- برود. هانیت از دور بر روی شناور دشمن آتش گشود و به سادگی آن را غرق کرد.
اسرائیلی ها به حرکت خود ادامه دادند و اینبار در فاصله 25 کیلومتر شمال شرقی خود یک شناور دیگر را با رادار رهگیری کردند. یکی از ناوچه های اسرائیلی یک تیر موشک گابریل به سوی ناوچه سوری شلیک کرد. ناوچه سوری به سرعت به سمت ساحل گریخت و از برد موشک دور شد. شناور سوری وارد برد موشکهای ناوچه "رشف" شد و این ناوچه با شلیک یک موشک گابریل در فاصله 18 کیلومتری مین جمع کن سوری را به اعماق آب فرستاد. ناوگان اسرائیل حرکت خود را به سمت بندر ادامه داد اما می دانست که این درگیریها تنها پیش درآمد نبرد هستند و حریف اصلی آنها ناوچه های موشک انداز دشمن هستند.

باردیگر 3 هدف بر روی صفحه رادار آشکارشدند. یکی از آنها یک فروند ناوچه اوزا و 2 تای دیگر ناوچه های کلاس "کومار" بودند. ناوچه های سوری همانطور که به سمت ناوگان اسرائیل حرکت می کردند موشکهای خود را در فاصله ای به سوی حریف شلیک کردند که هیچ کاری از دست اسرائیلی ها برنمی آمد. به هرحال، با نزدیک شدن موشکها اسرائیلی ها چف های خود را در هوا رها کردند و دستگاه های جنگ الکترونیک نصب شده بر روی ناوچه هایشان را روشن کردند تا با ایجاد تصاویر دروغین موشکهای شلیک شده را بفریبند.
با نزدیکترشدن موشکها، اسرائیلی ها فهمیدند که سیستمهای جنگ الکترونیک شان به خوبی کار می کنند. استایکسها یکی پس از دیگری به درون آب افتادند و هیچکدام به ناوچه های اسرائیلی اصابت نکردند. حال ناوگان مهاجم می توانست به اطمینان بیشتری راه خود را ادامه دهد.
تاکتیک اسرائیلی ها ساده بود. به صورت پنهانی به دشمن نزدیک شو و اجازه بده تا در فاصله دور موشکهایش را شلیک کند. از سیستمهای جنگ الکترونیک خود برای منحرف کردن موشکهای دشمن استفاده کند و زمانی که به نزدیک هدف رسیده ای دیگر دشمن زمانی برای دفاع از خود در اختیار ندارد.

در حالیکه کومارها برای دفاع از بندر به سرعت به سوی ساحل چرخیدند ناوچه اوزا به سوی اسرائیلیها خیز برداشت. برای کومارهادیگر خیلی دیر شده بود. ناوچه های اسرائیلی با حداکثر سرعت نزدیک می شدند و درحالیکه سعی می کردند 2 موشک استایکس دیگر را از راه بدرکنند موشکهای گابریل خود را به سمت ناوچه های سوری شلیک کردند. کلاهک 150 کیلوگرمی گابریل برای ناوچه های کوچک سوری بیش ازز حد بزرگ بود و هر 3 ناوچه پس از اصابت موشک بلافاصله غرق شدند. پس از نبرد، نیروی دریایی سوریه عملا تا پایان جنگ در بنادر خود حبس شده بود. درخت جنگ الکترونیک به بارنشسته بود.

نتیجه
نبرد لاذقیه دو چیز را برجهانیان آشکار ساخت. اول اینکه نیروی دریایی اسرائیل توانست خود را نیرویی مقتدر و در حد نیروی دریایی و زمینی اسرائیل مطرح کند. این پیروزی زمانی به دست آمد که نیروی هوایی و زمینی اسرائیل حرفی برای گفتن نداشتند و نمی توانستند لاف پیروزی بزنند.
دوم اینکه ثابت شد در نبردهای دریایی آینده سلاح و موشک تنها عامل پیروزی نیست و این تجهیزات الکترونیکی هستند که در نبردهای مدرن حرف آخر را می زنند.
در این نبرد قدرت قایقهای سریع موشک انداز و تاثیر روشهای مقابله با موشکهای دشمن به جهان نشان داده شد. اکنون دیگر آشکارشده بود که شناورها می توانند با استفاده از چف و تجهیزات جنگ الکترونیک خود را در صحنه خطرناک جنگهای موشکی حفظ کنند. امروزه چنین تجهیزاتی از اجزای جدانشدنی تمام شناورهای مدرن جهان به حساب می آیند.
موشک گابریل اگرچه بردی محدود داشت اما ثابت کرد که می تواند اهداف کوچک را به سادگی یافته و هدف قراردهد. امروزه نمونه های مختلف این موشک را می توان در زرادخانه کشورهایی چون آفریقای جنوبی، تایوان، سنگاپور، شیلی، اکوادر، مکزیک، سریلانکا،کنیا و حتی شاید چین یافت.