به گزارش خبرگزاري فارس،شصت و هفتمين برنامهشبهاي مجله بخارا كه به «محمد علي كشاورز» بازيگر قديمي و پيشكسوت اختصاصداده شده بود،شب گذشته با حضور جمعي از اهالي سينما و تئاتر و ادبيات درفرهنگسراي نياوران برگزار شد.

*علي دهباشي:كمتر هنرمندي چون كشاورز توانسته داراي سبك خاصي شود
بنا بر اين گزارش،در ابتداي اين مراسم علي دهباشي(مدير مجله بخارا) بااشاره به برگزاري شب سينماگران ايراني و خارجي در شبهاي مجله بخارا،گفت:مجله بخارا پيش از اين در عرصه سينماي ايران و جهان شب بهرام بيضايي ،اميرهوشنگ كاووسي ، نصرت كريمي ، لوئيس بونوئل و فاسبيندر را برگزار كردهاست .
وي با بيان اين مطلب كه «محمدعلي كشاورز» در خاطره جمعي مردم ايرانهنرمندي صاحب سبك، محسوب ميشود،افزود: نمايشها و فيلمهايي كه با نقشآفرينيهاي محمدعلي كشاورز ارائه شده ،گواهي بر اين مدعا است. كمترهنرمندي اين سعادت نصيبش ميشود كه در طول زندگي هنري خود بتواند داراياستيل و سبك خاص شود.
دهباشي در ادامه به بخشي از سخنان «محمدعلي كشاورز»،اشاره كرد: "من سعيميكنم خود را تحت تأثير دوران و زمان خاصي قرار ندهم و تاكنون سعيكردهام تا حد توانايي و استعدادم با زمان پيش بروم . يك بازيگر بايدهمراه با زمان و تكنيكها و نوع بازيگري روز ، جلو برود . امروز ، ديگردوران بازي كردن به معناي دروغ گفتن به تماشاگر در دنيا تمام شده است .بازيگر بايد بعد از بازي در يك فيلم از خود سؤال كند كه چرا در اين فيلمبازي كرده است، يعني بايد خود را محاكمه كند،من هميشه اين كار را كردهام."
مدير مجله بخارا ،برخي كارهاي هنري كشاورز را برشمرد و گفت: خاطره بازيگريآقاي كشاورز در « چوب به دستهاي ورزيل » نمايشنامه زنده ياد غلامحسينساعدي و « لبخند با شكوه آقاي گيل » اثر زنده ياد اكبر رادي و دهها نمايشديگر هنوز براي دوستداران تئاتر زنده است .عليرغم گذشت چند دهه از نگارشاين رساله هنوز مباحث مطرح شده از سوي آقاي كشاورز نو و قابل بررسي است .اين همه حكايت از مطالعات عميق و گسترده ايشان در حوزه كاريشان دارد.
وي جامع الاطراف بودن را يكي از ويژگيهاي آقاي محمد علي كشاورز دانست وافزود: هنرمندان ما بويژه در عرصه سينما كم ميخوانند و شايد به تعدادانگشتان دستمان هم نرسد كساني كه اهل مطالعه و تحقيق باشند . آقاي كشاورزاز سرآمدان اهل تحقيق و مطالعه در عرصه تئاتر و سينما هستند، كافي است بهرساله ليسانس ايشان در دانشكده هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران در سال 1349مراجعه كنيد كه به موضوع « تأثيرات متقابل جامعه و هنرمند در يكديگر »ميپردازد.
دهباشي، اين بازيگر سينما را خواننده حرفهاي كتاب خطاب كرد و گفت:دامنهكنجكاويها و مطالعات ايشان به زمينه كاريشان محدود نميشود، از رمانمعاصر ، شعر و نقد ادبي تا تاريخ ايران و جهان اين مطالعات در دوران ادامهتحصيل دانشگاهي در انگلستان گسترش مييابد و تا به امروز ادامه دارد.
در ادامه اين برنامه،دهباشي در ادامه سخن به كتاب « اكسير عشق » كار اعظمكيان افراز و ياسين محمدي اشاره كرد كه به زندگي هنري محمد علي كشاورزميپردازد و به تازگي توسط انتشارات افراز روانه بازار كتاب شده است .

*محمد صنعتي: گفتن كشاورز سختتر از بوف كور يا تاركوفسكي است
سپس محمد صنعتي طي سخناني به نقش تئاتر و ويژگي هاي بازيگري محمد عليكشاورز پرداخت و گفت: وقتي قرار شد درباره محمدعلي كشاورز صحبت كنم،انگاربار ديگر به سالهايي بازميگردم كه با مشتاقان هنر صحنه در اين مرز و بوماز جمله ايشان آشنا شدم و سالهاي سال دوستي و كار مشترك را با هم تجربهكرديم.
وي افزود:از آن سالها چهل سال ميگذرد ولي انگار همين ديروز بود. منسالهايي را هم از ايران دور بودم و نتوانستم همه كارهاي كشاورز راببينم.آقاي دهباشي كتاب اكسير نقش و فيلم مستند زندگي كشاورز را به مندادند. كتاب را ورق زدم و چشمم به نمايشنامي بختك افتاد، تنها نمايشنامهمن كه در آن زمان مجوز اجرا گرفته بود، آقاي كشاورز آن را كارگردانيكردند. با ديدن اين كتاب احساس نوستالژيك مرا منقلب كرد؛ شور و اشتياقبراي تئاتري كه از آن دور شده بودم و هميشه دلم ميخواسته كه به آنبازگردم. صنعتي در ادامه سخنانش گفت:نوشتن راجع به بوف كور هدايت يا آثارتاركوفسكي بسيار راحتتر بود ولي وقتي قرار است راجع به محمدعلي كشاورزبگويم نميدانم بايد از چه بگويم، از خاطراتم، از كشاورز بازيگر وكارگردان، يا اينكه اين مناسبت به من فرصتي ميدهد تا مسائلي را مطرح كنمكه مربوط به كشاورز يا اهالي تئاتر ادبيات و هنر و به هرحال جماعتي كه ماهستيم ميشود. احساس غربت و گرفتاريهاي جماعت روشنفكر و اهل انديشه و هنرو همه آنهايي كه بيشتر از مردمان عادي و تودهها از زندگي طلب ميكنند،اما آن گونه كه طلب ميكنند، نمييابند.
وي گفت:بخصوص در جوامع جهان سوم كه ما در آن زندگي ميكنيم، آدم متفاوتدشوار پذيرفته ميشود. محمد علي كشاورز، اگر هم بازيگر و كارگردان است،بايد به گونهاي باشد كه توده مردم طلب ميكنند، وگرنه خريدار نخواهدداشت. يا بايد دنباله رو مردم باشد و در ذهنيت آنها بگنجد، يا محكوم بهغربت و زندگي تراژيك است.
صنعتي به بخشي از خاطراتش كه مربوط به ابتداي همكارياش با هنرمندانبود،اشاره كرد و گفت:يادم ميآيد سالهاي اولي كه به ايران برگشته بودم،به درخواست گلشيري در مجله مفيد سه مقاله نوشتم. در بيمارستان روزبهجلساتي گذاشتيم، براي شناساندن رابطي هنر و ادبيات در حيطي روانشناسي وروانپزشكي. در آنجا گفتم كه هنرمندان، انديشمندان و نخبگان هر جامعه اقليتنابهنجار آن جامعهاند. نادر ابراهيمي ناگهان برآشفت كه شما روانپزشكان بههنرمندان بزرگ برچسب بيماري رواني ميزنيد و آنها را زنداني ميكنيد و ...من در جواب گفتم البته بودهاند هنرمندان و نويسندگان بزرگي مانند نيچه،ويرجينيا وولف، ماركي دوساد، ژان ژنه، ون گوگ، و بسياري ديگر كه بيماربودند ولي ايشان فرهنگ آفرينان بزرگي نيز بودهاند. منظور من بيماري نبود.
وي در ادامه اين مراسم گفت: بسيار روشن است كه اين گروه هنرمند و انديشمندمانند اكثريت جامعه نيستند؛ نه مانند آنان فكر ميكنند و نه مانند آنانزندگي ميكنند. نمي توانند شيوه ها و باورها و وضع موجود را بپذيرند و باآن سازگار باشند. هنجارهاي جامعه عامي مردم هستند. بنابراين گروه اقليتخلاق و فرهنگ ساز اقليتي نابهنجارند، اصولاً به همين دليل هم هست كهميتوانند فرهنگ آفرين باشند، مي توانند تابوشكن و اسطوره شكن و نوآفرينباشند.
صنعتي خاطر نشان كرد:آنچه مي خواهم بگويم از كاري است كه كساني چون علينصيريان، عباس جوانمرد، عزت الله انتظامي، فخري خوروش، جميله شيخي، والبته محمدعلي كشاورز و نويسندگاني چون غلامحسين ساعدي، بهرام بيضايي، واكبر رادي براي تئاتر ملّي ايران كردند؛ تلاش براي اينكه تئاتر جدي و اصيلرا در برابر تئاتر لاله زار به جامعه بقبولانند.
وي با بيان اين مطلب كه كساني مثل كشاورز تئاتر را با عشق روي صحنه زندگيميكردند،گفت:كساني چون او هيچ وقت نخواستهاند جزئي از صنعت فرهنگ باشندو بخاطر كليشه دنبالهرو شوند. اگر با زمانه پيش رويم تئاتر بايد بخشي ازصنعت فرهنگ شود و در اين صورت ترديدي نيست كه ممكن است خصوصيات والاي خودرا از دست بدهد.

*جمشيد ملكپور: مشايخي از معدود كساني بود كه از تئاتر حمايت ميكرد
به گزارش فارس،قرائت پيام «جمشيد ملكپور» به مناسبت شب «محمدعلي كشاورز»بخش ديگر اين برنامه بود .در متن اين پيام،ملكپور ،كشاورز را يكي ازمعدودترين مشوقانش در نگارش كتاب ادبيات نمايشي در ايران دانسته و آوردهاست: حمايت و تشويق كشاورز به سالهاي پيش از انقلاب و اوائل دهه پنجاهبرميگردد . او جزو معدود هنرمندان صحنهاي بود كه هميشه از جوانان ( كهآن زمان من هم يكي از آن ها بودم ) حمايت ميكرد و به اصطلاح دستشان راميگرفت .
وي به بازي كشاورز در نمايش « لبخند با شكوه آقاي گيل » اشاره كرده وآورده است: از همان هنگام دوست داشتم تا نمايشي را با او كار كنم كه اينفرصت در 1358 به من داده شد . در همان سالهاي طوفاني انقلاب كه همه رويصحنه شعار مي دادند ، من نمايش « اديپوس شهريار » را با بازي كشاورز درنقش اديپوس و جعفر والي و زنده ياد هادي اسلامي و شهلا اميربختيار درتالار مولوي كارگرداني كردم كه هنوز هم آن را بهترين كار خود مي دانم.كشاورز به راستي در آن نمايش درخشيد . اين به جز از اخلاق هنرمندانه ومسئول او بود.
اسماعيل شنگله: بازي او در آقاي ممنون شاخصترين بود
بنا بر اين گزارش،در ادامه فيلمي مستند از زندگي محمد علي كشاورز با عنوان« سلسله شوق » ساخته مريم پيربند به نمايش درآمد و سپس اسماعيل شنگله ،دوست و همكار ديرين كشاورز با اشاره به سالها دوستي و همكاري نزديك چنينگفت: از سال 1335 در هنرستان هنرپيشگي با او آشنا شدم. با هم راهيپيموديم، هرچند يكسان نبوديم ولي گويا قسمت آن بود كه از بيراههها به همبرسيم. بازهم راه پيموديم، گاه هماهنگ و پي، گاه ناهماهنگ و ناپي.
اين بازيگر تلويزيون به دورههاي مختلف همكارياش با كشاورز اشاره كرد وگفت:امروز، درست 52 سال و سه ماه و سه روز از اولين روزي است كه من وكشاورز با هم آشنا شديم،ميگذرد و اولين همكاري ما در زمينه بازيگري سال37-36 بود،دوره هنرستان را تمام كرديم. كشاورز به گروه آناهيتا پيوست و منيكي از اعضاي هنرهاي دراماتيك شدم بعدها آقاي كشاورز به ما پيوست. كارهايصحنهاي كرديم وتا زماني كه، همان طوركه آقاي صنعتي اشاره كردند، برنامههفتگي تلويزيون، كه آن موقع به طورزنده ضبط و پخش مي شد، آغازشد.
شنگله بازي كشاورز را در آقاي ممنون يكي از بازيهاي شاخص وي دانست وگفت:همه كشاورز را به عنوان بازيگرشاخص "هزاردستان" يا "مادر" ميشناسند وگاه به عنوان "پدرسالار". من معتقدم بازي كشاورز در بازي تلويزيوني آقايممنون از نظر اجرايي و بازي كمتر از مادر و هزاردستان نيست. اما چون مالزمان قبل ازانقلاب بود و يك باربيشتر پخش نشد مورد توجه قرارنگرفت.
*محمدعلي كشاورز: هنر صرف كافي نيست بايد فضيلت هنر را شناخت
«محمد علي كشاورز» پس از پايان سخنرانيهاي مراسم،با سپاس و قدرداني ازسخنرانان و برگزاركنندگان، گفت :از رضا سيدحسيني شروع مي كنم؛ اولين باربا او از طريق كتاب «ادبيات كلاسيك ايران» آشنا شدم .همينطور از دكترصنعتي ياد ميكنم كه از پيش از انقلاب با هم كار كرديم و ايشان خيلي رويمن تأثير داشتند، چون من هر نقشي كه بازي ميكردم بايد جنبههاي روانشناسي آن را ميفهميدم و فضاي كار و روابط پرسوناژها را درك ميكردم.
وي افزود: ايشان نمايشنامهاي هم نوشتند و من در آن بازي كردم به اسم«بختك» كه در كتاب اشتباها نوشتهاند كه مرحوم شكيبايي در آن بازي ميكردهاست. افتخار ميكنم كه در اين كار كه من كارگرداني آن را انجام دادم آقايشنگله بازي كردند. من هميشه به شنگله ميگويم تو مرا به تئاتر كشاندي و دراداره هنرهاي دراماتيك استخدام كردي و مرا از آن روال عادي زندگي وارددنياي ديگري كردي كه همهاش مهر و محبت و دوستي است.
اين بازيگر پيشكسوت گفت:اعتقاد دارم كه تئاتر دنياي صلح و دوستي و آزادي ميان ملتهاي جهان است.
وي ضمن تشكر از از نويسنده كتاب «اكسير عشق» و استاد پايان نامهاش«اميرحسين آريانپور»گفت: من تزم را با ايشان گرفتم و استاد بسيار بسياربزرگي بودند و هميشه مرهون لطف استادانم هستم.
كشاورز ضمن بيان اين مطلب كه ما هر چه داريم از مردم سرزمينمان و فرهنگسرزمينمان داريم،اظهار داشت:آقاي شنگله هميشه به من ميگفتند به ادبياتكهنمان رجوع كن و من اين كار را كردم و پس از سالها حالا مي فهمم كهمعناي عشق چيست. ان زمان معناي عشق را نمي فهميدم. و عشق عبارت از دوستداشتن و دوست بودن است. و ما ديگر پير شدهايم؛ چون پير شدي حافظ، ازميكده خارج شو. حالا بايد كنار برويم ديگر نظارهگر مرگ باشيم.
وي در انتهاي سخنانش خطاب به جوانان علاقمند به بازيگري گفت: معناي عشق رابفهميد، هنر را بفهميد و فضيلت هنر را. هنر تنها كافي نيست بايد فضيلت هنررا شناخت. همانطور كه كنفسيوس ميگويد فضيلت هنر را بايد شناخت و فضيلتعلم را و فضيلت انسانيت و انسان دوستي را.
كشاورز كتاب من كتاب «اكسير عشق» را به دخترش تقديم كرد و گفت: او واقعالايق اين تقديم بود و راهنماييهاي زيادي در زندگي به من كرد. ضمنا ازخانم پيرمند هم تشكر مي كنم كه به من لطف داشتند و مستندي از زندگي منساختند.
در اين مراسم طهمورث ساجدي، عليرضا بهنام، سهراب فتوحي، مريم روشن، اميرزنجانيان، يوسف عليخاني ،محمد روشن، ترانه مسكوب، جلال سرفراز، فرزانهقوجلو ، سيروس علينژاد، جمشيد ارجمند، مه جبين مهاجر ، محمود فاضليبيرجندي، ناهيد طباطبايي، محمد گلبن، عباس جعفري، مريم شرافتي ، فريباميرشكرابي، حسينعلي طباطبائي، نسترن نسرين دوست، حميد جانيپور ، پرويزجاهد حضور داشتند.



فارس