نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: بابک خرمدين کيست؟

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    بابک خرمدين کيست؟

    بابک خرم دین کیست؟

    بابک خرم دین نمونه شجاعت و هویت ایرانی



    قيام بابک خرم دين

    سرسخن

    نيمه تيرماه هر سال يادآور يكى از حماسه هاىتاريخى ايرانيان است كه توسط بابك خرم دين سردار ايرانى در خطه آذربايجانبه وقوع پيوسته و در تاريخ ايران ثبت و ضبط شده است.دژ بذ يا قلعه بابك درسال هاى آغازين استيلاى اعراب بر ايران، يكى از پايگاه هاى مهمى بود كهايرانيان در گوشه گوشه سرزمين پهناور ايران جهت دفاع از حقوق خود به كارگرفتند.بابك خرم دين با يارى بسيارى از ايرانيان خطه آذرآبادگان بهدادخواهى از ستم هايى كه به مردم ايران رفته بود، سال ها خواب خوش را برچهره خلفاى عباسى و دست نشاندگان آنها حرام كرد.

    امروزه با توجه به كم توجهى مشهودى كه نسبت به شناخت رخدادهاى تاريخى ومفاخر ملى ايرانيان وجود دارد، دو ديدگاه متفاوت درباره بابك، چهره واقعىو قيام او را در اذهان مخدوش كرده است. گروهى او را به عنوان قهرمانانحصارى مردم آذرى زبان معرفى مى كنند و عده اى ديگر اين چهره تاريخى رابه عنوان فردى بى دين، لامذهب و ... مورد شديد ترين انتقادها قرار مىدهند.واقعيت امر بر مبناى كنكاش هاى بى طرفانه تاريخى اين را نمايان مىسازد كه بابك خرم دين از يك سو نه متعلق به قومى خاص و از سوى ديگر نه يكچهره ضددين بلكه به عنوان يك ايرانى آزادى خواه با فداكارى و رشادت هاىبسيار به عنوان نماينده طيف گسترده اى از مردم ايران عليه حكومت جبارزمان، به پا خاست.

    او در طول بيش از بيست و دو سال دامنه گسترده طرفداران خود را تا خراسان،مازندران، اصفهان و همدان هم گسترش داد و در راستاى احياى هويت ملى ايرانىكوشش بسيار كرد.بررسى اوضاع تاريخى ايران در دو سده آغاز اسلام و عملكردايرانيان علاوه بر اينكه سبب برجسته شدن نقش قيام هاى مردمى در استقلالهويتى ايرانيان است بلكه بخشى از تاريخ پرفراز و نشيب اين مرزو بوم را كهمتاسفانه به دلايل گوناگون كمتر به آن پرداخته شده است نيز آشكار مى سازد.از سويى ديگر معرفى چهره هايى نظير بابك خرم دين، ابومسلم خراسانى،مازيار، مرداویز زیاری و ساير سرداران ايرانى و رنج هايى كه ملت ايران جهتحفظ استقلال فرهنگى و سياسى خود متحمل شده اند، مى تواند به عنوان الگويىبراى دستيابى به وفاق ملى بين تمامى اقوام ايرانى تلقى شود.

    در اين مقاله فضاى حاكم بر ايران در سده هاى نخستين ورود اعراب و نيزعملكرد سرداران ايرانى به ويژه بابك و طرفدارانش را به اجمال تشريح خواهمكرد، تاهم بخشى از خلأهاى اطلاعاتى كه از گذشته ما وجود دارد،جبران شود وهم برخی از سوء تفاهم ها برطرف شود-مرداویز


    اوضاع ايران در دو سده نخست هجرى

    پس از آخرين نبرد سپاه عرب با ايرانيان در نهاوند كه در سال ۲۱ هجرى قمرىيا ۶۴۲ ميلادى با شكست ايران پايان يافت، ساير مناطق ايران از جمله همدان،آذربايجان و به دنبال آن كاشان، رى، اصفهان و استخر هم به تسلط اعرابدرآمد و از اين روى اعراب اين پيروزى را به عنوان «فتح الفتوح» ناميدهاند.اعراب پيش از اين به عنوان بخشى از مردم امپراتورى بزرگ ساسانى درگستره جغرافيايى مرزهاى ايران حضور داشتند.

    بنى اميه بر مبناى گرايش هاى عربى جاهلى و نه بر مبناى تعاليم مبيناسلام پايه حكومت خود را بر اصل سيادت اعراب نسبت به ساير اقوام بنا نهادهبود و ساير مردم و حتى مسلمانان غيرعرب را موالى مى ناميد كه اين افراد ازحقوق ساده شهروندى در آن روزگار از جمله ساخت و به كارگيرى سلاح و حتىنشستن بر اسب محروم بودند.( دو قرن سكوت، عبدالحسين زرين كوب)

    اعراب با اين بهانه كه پيغمبر اسلام از ميان عرب ها برخاسته و زبان قرآن عربى است، ادعا مى كردند:

    مردم عرب بر همه اقوام جهان برترى دارند، بدون توجه به اينكه نص صريح قرآنكريم به صراحت مى فرمايد: «گرامى ترين شما در نزد خداوند آن كس است كهپرهيزگارتر باشد.» و يا در آيه ۱۳ سوره الحجرات آمده است: «اى مردم ما شمارا از مرد و زنى آفريديم و شعبه ها و قبيله ها كرديم تا يكديگر رابشناسيد.» و پيامبر گرامى اسلام هم گفته بود: «عربى بر عجمى هيچ برترىنيست مگر به پرهيزگارى»

    از سويى با گسترش نهضت شعوبيه كه براساس آيه پيش گفته سوره حجرات در ميانايرانيان شكل گرفت مردم ايران به شدت در برابر مظالم خلفا ايستادگى مىكردند و به مخالفت برمى خاستند. با علايق زيادى كه مابين ايرانيان وخاندان نبوت ايجاد شده بود، قيام مختار ثقفى كه به خونخواهى از شهادتسالار شهيدان امام حسين(ع) صورت گرفت فرصت مناسبى بود براى زورآزمايىايرانيان در برابر دستگاه خلافت.

    از سويى ديگر قيام هاى مذهبى زيدبن على بن حسين (نوه امام حسين(ع)) و يحيىبن زيد فرزند ايشان توسط ايرانيان به شدت حمايت شد و مردم خراسان با رهبرىايشان توانستند ضربات سختى را به پيكره حكومت ظالم وارد آورند. اين درحالى بود كه هركس در برابر جفاى خلفا نفس بر مى آورد به عنوان كافر وزنديق متهم و خونش حلال شمرده مى شد. به دنبال اين وقايع خروج سياه جامگانبه رهبرى ابومسلم خراسانى به عنوان نقطه عطفى در قيام عمومى مردم ايرانتلقى مى شود كه البته با خيانت حاكمان عباسى كه با كمك ايرانيان جايگزينبنى اميه شده بودند همراه شد و خون ابومسلم پس از پيروزى و استقرار نظامجديد به ناحق ريخته شد.

    سنباد ديگر سردار ايرانى از دوستان ابومسلم بود كه به خونخواهى از اوبرخاست. همچنين از سرداران ديگر ايرانى مى توان به سپهبد خورشيد اشاره كردكه در سال ۱۴۱ هجرى قمرى در طبرستان علم شورش و مخالفت با بيگانگان رابرافراشت كه خلفا با خشونت و قساوت آن را سركوب كردند. در سال ۱۵۰ هجرى همبهافريد و استادسيس در خراسان و شهرهاى هرات، بادغيس و سيستان قيامى راآغاز كردند كه با همراهى سيصدهزار نفر از مردم ايران همراه بود. همچنين درسال ۱۶۰ هجرى مردم اميدوار كوه مازندران با فرماندهى ونداد هرمز و سپهبدشروين و مصمغان و لاش بر ضد حكومت به پا خاستند...

    بابك و قيام خرم دينان آذرآبادگان

    در سال هايى كه تمامى مناطق ايران تحت سلطه خلفا بود آيين خرمى به عنوانشاخه اى از دين مزدكى در مناطقى از ايران از جمله گرگان، ديلمان،آذربايجان، ارمنستان، همدان، دينور، رى و اصفهان پيرو داشت. خرم دينانايرانى در طول بيش از ۶۱ سال از سال ۱۶۲ تا ۲۲۳ هجرى قمرى عليه حكومت جابرعباسى سر به شورش برداشته و با يكى از طولانى ترين و مهم ترين قيام هاىملى ايرانيان منطقه تاريخى آذرآبادگان را كه به آذربايجان تغيير نام دادهشده بود، براى دشمنان ستمگر مردم ايران ناامن كرده بودند.

    بابك خرم دين كه در سال ۲۰۰ هجرى جانشين جاويدان بن شهرك شد، سردارى شجاعو هوشمند ایرانی بود كه طى سال ها شورش و آشوب مزدكيان و خرم دينان رابرعليه حاكمان ستمگر رهبرى كرد.

    به گونه اى كه در كتاب «اخبار الطوال» دينورى آمده است، بابك ازفرزندان «مطهر» دخترزاده ابومسلم خراسانى بوده است.۲۲ سال جنگ هاى نامنظمو پارتيزانى مابين ايرانيان منطقه آذرآبادگان، با رهبرى بابك و لشكريانخليفه، موجب شد، بنى عباس شش بار والى آذربايجان را به دليل شكست هاى پىدرپى تغيير دهند كه اين افراد عبارت بودند از:

    1-حاتم بن هرثمه بن امین(203 قمری)

    2-عیسی بن محمدبن ابی خالد(205قمری)

    3-علی بن صدفه(209قمری)

    4-ابراهیم بن لیث بن فضل(211قمری)

    5-علی بن هشام(214قمری)

    6-عجیف بن عنبسه(217قمری)


    موقعيت جغرافيايى قلعه بابك

    مركز استقرار بابك و طرفداران او «دژ بذ» بوده است كه با نام هاى قلعهجاويدان، قلعه جمهور و قلعه بابك نيز مشهور است. اين دژ با ۲۳۰۰ تا ۲۶۰۰متر ارتفاع از سطح دريا در ۱۶ كيلومترى جنوب غربى شهرستان كليبر واقع شدهاست. اين دژ تسخيرناپذير دره هايى پرشيب به عمق ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر در اطرافدارد و تنها از يك سو با يك راه دالان مانند باريك به طول ۲۰۰ متر قابلعبور است. دژ بذ يا قلعه بابك كه احتمالاً در دوره ساسانيان ساخته شده درسه طبقه از يك تالار اصلى و هفت اتاق در اطراف آن تشكيل شده است.

    شرايط طبيعى منطقه و كوه هاى سخت گذر كه در زمستان، سرما، برف و كولاكشديد را به همراه داشت همزمان با حمايت گسترده نهضت مردمى و دهقانى منطقهاز بابك به شدت روحيه سپاهيان خليفه را تضعيف مى كرد.سرداران مامون و بعدمعتصم عباسى در طول ۲۲ سال ۳۹ بار به سركردگى زبده ترين سرداران جنگى خودبه قلعه بابك تاختند ولى تمامى اين حملات ناكام ماند و اين جنگ هاىفرسايشى كشته هاى زيادى را براى آنان به دنبال داشت. در اين مدت زمانطولانى، حاكمان ظالم عباسى به رغم تعويض پى درپى فرماندهان و سربازان وتعلق مزد و پاداش هاى خوب به آنها نتوانستند در سرنوشت جنگ تغييرى ايجادكنند.

    براساس نوشته كتاب سياستنامه خواجه نظام الملك طوسى، «خرم دينان در سال۲۱۲ در منطقه اصفهان، كرج و برخى جاهاى ديگر خروج كردند و باطنيان هم بهآنها پيوستند. قيام بى سابقه اى در ايران و به ويژه مناطق اطراف آذربايجانشكل گرفت كه دامنه آن به همدان، ارمنستان و اران هم كشيده شد.»اين همه بهاين دليل بوده است كه ماموران خليفه ظلم هاى زيادى را در تمامى مناطقايران عليه مردم مرتكب مى شدند.در سال ۲۱۸ قمرى مبارزه و جنگ به اوج خودرسيد و پارس، اصفهان، آذربايجان، جبال (مناطق مركزى ايران) و داغستانمنطقه جنگى اعلام شد و از سوى ديگر در سال ۲۱۹ در بخشى ديگر از ايران،مازيار هم در طبرستان سر به شورش برداشت و عليه حاكمان جور قيام كرد.

    در اين ميان مامون مرد ولى معتصم كه خليفه اى خونريز و بسيار بى رحم و خشنبود جانشين مامون شد و دور دوم جنگ هاى ايرانيان با حكومت خلفا آغاز شد.باتوجه به اينكه شكست بابك كار آسانى نبود براى دستگاه خلافت پيروزى بر بابكبزرگ ترين افتخار تلقى مى شد.معتصم به دنبال فردى بود كه بتواند اين مهمرا به انجام رساند و در آن شرايط، افشين به عنوان يك اميرزاده ايرانى كهرياست نيروهاى نظامى خليفه را به عهده داشت، بهترين گزينه بود. اجدادافشين از زمان هاى دور بر منطقه اسروشنه در منطقه ورارود حكومت مى كردند وخانواده افشين در دستگاه حكومتى عباسى هم از مناصبى برخوردار بودند. جنگهاى افشين با بابك كه از سال ۲۲۱ هجرى قمرى شروع شد، حدود سه سال به طولانجاميد.

    از نيت واقعى افشين در نبرد با هم ميهنش اطلاعى در دست نيست.برخى مورخانمعتقدند با توجه به قدرت روزافزون خاندان طاهريان به ويژه عبدالله طاهر درخراسان و رقابتى كه بين افشين (به عنوان فردى كه اجدادش از فرمانروايانخراسان بوده اند)، و عبدالله وجود داشت، افشين مجبور بود جهت جلوگيرى ازگسترش قدرت طاهريان و به دست گرفتن هرچه وسيع تر و سريع تر قدرت جهت جلباعتماد خليفه، در جنگ با بابك پيروز شود.

    فرجام كار بابك

    افشين سردار ايرانى دستگاه عباسى به عنوان آخرين فرمانده خليفه و سردارجنگ با بابك خرم دين در طول سه سال نبردهاى متعدد از انواع راهكارها وحربه هاى جنگى استفاده كرد تا در نهايت در سال ۲۲۳ قمرى توانست، با حيلهاى بابك را به خارج از قلعه بذ كشانده و او را دستگير كند و دست بسته دراختيار خليفه قرار دهد.از سوى ديگر مازيار سردار طبرستان هم پس از هفت سالفرمانروايى در طبرستان با خدعه و نيرنگ برادرش كوهيار، دستگير شد وبالاخره در سال ۲۲۴ هجرى به قتل رسيد و عبدالله طاهر حاكم خراسان پس ازاينكه او را تسليم خليفه كرد، امارت سرزمين هاى شمالى طبرستان و ديلمان رانيز به محدوده حكومتى خود اضافه كرد.بابك را پس از دستگيرى به امر خليفهبازجويى و محاكمه كردند.

    بابك وقتى با معتصم روبه رو شد، در نهايت دليرى، خليفه عباسى را تحقير كردو معتصم چنان عصبانى مى شود كه دستور مى دهد يك دست بابك را قطع كنند وسپس دست ديگر و پاهاى بابك را به تدريج قطع كردند تا با سخت ترين وضع ممكنجان دهد. معتصم عباسى بعد از اين وقايع با توجه به لياقت هاى افشين و قدرتروزافزون او به افشين بد گمان شد و در نهايت او را هم به زندان انداخت واو نيز بر اثر شدت گرسنگى با درد و رنج فراوان جان داد.خليفه عباسى فرمانداد جنازه هاى افشين و مازيار را همچون بابك در بيرون شهر بغداد به داربياويزند و سال ها جنازه ها به همين شكل در معرض ديد عموم بود تا در نهايتبه اسكلتى تبديل شد.

    معتصم عباسى پس از مرگ بابك، مازيار و افشين و بر دار آويختن آنها جشنى بهپا ساخت و با دعوت بزرگان، اميران و ديوانيان سرشناس بارعام شكوهمندىترتيب داد كه در آن شاعران دربارى قصيده هايى در مدح معتصم سرودند ورامشگران و خنياگران، نغمه هاى شورانگيز خواندند... در تذكره سياست نامهخواجه نظام الملك طوسى آمده كه «معتصم به قاضى يحيى گفت: امروز خداوندعزوجل نعمت هايى چند به من ارزانى داشته كه اين نعمت ها دختران بابك ومازيار و شاه روم هستند كه هر سه از دشمنان من بودند و اكنون اسكلت آنهادر كنيسه در فضا معلق است»

    بازگشت به ريشه

    از آنجا كه ظلم و ستم هيچ گاه پايدار نمى ماند، عاقبت دوران حاكمان ستمگربنى عباس نيز در ايران به پايان رسيد. از فتح نهاوند در سال ۶۴۲ ميلادى تافتح همدان توسط «مرداويز» سرداربزرگ ايرانى در سال ۹۳۱ ميلادى به طور دقيق۲۸۹ سال طول كشيد. مرداويز سپس كاشان و اصفهان را هم تصرف و اصفهان را بهعنوان پايتخت اعلام كرد.

    او بلافاصله سنت هاى كهن نظير جشن نوروز، جشن سده و جشن مهرگان را كه بيشاز دو قرن ممنوع اعلام شده بود، به رسميت شناخت و در ترويج و گسترش فرهنگايرانى همت گماشت. سرانجام خاندان هاى ايرانى نيز دوباره توانستند بهتدريج قدرت را در مناطق مختلف ايران از آن خود كنند و حكومت هاى صفاريان وسامانيان به عنوان نخستين حكومت هاى ايرانى پس از حدود دويست سال در خاكايران مستقر شدند و بدين ترتيب استقلال دوباره ايران براى ملت باستانىايران شكل گرفت.

    كوتاه سخن اينكه

    مبارزات بابك و خرم دينان به عنوان يكى از قيام هاى متعدد ايرانياناز نظر مقياس پردامنه ترين و طولانى ترين و از نظر تاريخى تأثيرگذارترينقيام بر روحيه مردم ايران بود كه عليه دستگاه خلافت در سده هاى نخست هجرىانجام شد و توانست، جنبش هاى پراكنده مردمى را متحد كرده و توده مردم راعليه حاكمان جور عباسى بسيج كند. هدف نهايى اين قيام نه به زعم بعضى افرادغيرملى تنها آزاد كردن منطقه آذرآبادگان (چرا كه آذربايجان همواره بخشى ازايران محسوب مى شده) بلكه رهايى همه ايران از چنگ بيدادگران بوده است.

    اغلب مورخان حكومت عباسى بابك را ملحد و كافر و... معرفى كرده اند.واقعيت آن است كه دغدغه خليفه حفظ دين نبود، بلكه به دليل سلطه گرى ها،زراندوزى هاى خود و به بهانه اسلام هر فردى كه برخلاف اين حاكمان برمىخاست، به الحاد و كفر متهم مى گرديد. اين در حالى بود كه اكثر خلفاى اموىو عباسى افرادى عياش، حيله گر و سفاك و خونخوار بودند كه از هرگونه عملضدانسانى فروگذار نمى كردند. به گونه اى كه خاندان بنى اميه پس از دورانكوتاه حكومت امام على(ع) با انواع حيله ها، دسيسه ها و پيمان شكنى ها قدرترا به دست گرفت.

    اين خاندان طى ۱۱۱ سال حكومت ماجراهاى تكان دهنده اى را رقم زدند كه از آنجمله مى توان به شهادت امام حسن(ع)و تيرباران كردن پيكر مطهر آن بزرگوار وشهادت مظلومانه امام حسين(ع) اشاره كرد كه تمامى اين اعمال با نام دفاع ازاسلام صورت مى گرفت.

    خاندان بنى عباس هم در طول سال ها حكومت جهت كسب قدرت و ثروت و عيش ونوش،ساير امامان شيعه را نيز يكى بعد از ديگرى به شهادت رسانده اند.

    از ديگرسو برخلاف نظر مورخان مغرض كه بابك و پيروان او را ملحد وكافر، حاصل ارتباط نامشروع و غيره خوانده اند، براساس اسناد تاريخى موجود،حتى برخى مسلمانان و شيعيان ايرانى نيز در كنار خرم دينان گرد آمده بودندو با هدف مشتركى كه اصول آن بر مبناى ميهن دوستى، ظلم ستيزى، آزادى خواهى،عدالت طلبى و مساوات جويى استوار بود عليه بيدادگران مقاومت كرده اند.

    . با بررسى هاى تاريخى مى توان نكات آموزنده بسيارى را از قيام هاى ملى ايرانيان به ويژه بابك دريافت

    به رغم برخى ديدگاه هاى موجود كه در آنها با تعصبى عجيب سعى شده چهره اىزشت از بابك نشان داده شود و علاوه بر آن در باب اين قيام افسانه هايى جعلشده كه مشخص است غرض و نيت خاصى به دنبال آن بوده است، اين نكتهانكارناپذير است كه شعله فرهنگ و تمدن هزاران ساله ايران هيچ گاه به طوركامل خاموش نشده است.[بنده برخی از این دیدگاه هارا در نوشتاری با موضوع«بابک از دید مورخان شیعه و سنی در این بخش آورده ام که متاسفانه و بهاشتباه باعث سوء تعبیر برخی از دوستان گردید و به همین جهت برآن شدم که بادرج این نوشتار در جهت زدودن این تعبیر ها بکوشم-مرداویز]

    كوتاهى مسئولان فرهنگى و رسانه هاى همگانى در آشنا كردن مردم ايرانبه ويژه نسل جوان نسبت به مفاخر ملى سبب گرديده بسيارى از مردم ما از وجودچنين چهره هاى فداكارى در عرصه تاريخ سياسى مملكت بى خبر بمانند و در عوضاين بى توجهى موجب شده تا گروه هاى تجزيه طلب قومى از اين خلاء اطلاعرسانى بهره برده و قهرمانان ملى و تاريخى ما را به عنوان قهرمانى قومى جابزنند. به همان گونه كه تركيه و جمهورى آذربايجان در پناه خلاء فعاليت هاىفرهنگى ايران در باب قيام خرم دينان همه ساله ضمن برگزارى آيين هاى متعددو مفصل تبليغى براى خود، سعى مى كنند قيام بابك را مصادره قومى كنند

    در پايان بايد اشاره كرد كه عدم توجه كافى به مسائل ملى و عدم سرمايهگذارى مناسب در آشنا كردن ايرانيان با پيشينه خود ضمن ايجاد بحران هويتىدر نسل جوان سبب شده اذهان بسيارى از جوانان بدون شكوفايى، به مسيرهاى غلطفكرى و اخلاقى گرايش پيدا كرده و به هرز برود كه شايسته است دستگاه هاىمسئول همان گونه كه به دردهاى مسلمانان تمام دنيا با جديت رسيدگى مى كنند،مسئله پاسداشت هويت و منافع ملى ايران را هم به صورت هاى مختلف در گوشه اىاز برنامه هاى خود جاى دهند تا نسل هاى آينده نيز قضاوت مناسبى پيش روداشته باشند.

    قسمتی از ماجرای حضوربابک خرم دین در مقابل خلیفه معتصم

    چون خليفه اندر آمد، همگان خم شدند و كرنش كردند جز بابك، كه بسانكوهي استوار ايستاده بود. پس از چند گاه خاموشي هراس انگيز، سرانجام خليفهنشست و به پرخاش گفت:" اي سگ، چرا در جهان فتنه انگيختي؟"بابك خاموش واستوار ايستاده بود و هيچ واكنشي از خود نشان نداد.
    معتصم بار ديگر گفت: " اي سگ، با توام !" بابك همچنان استوار و خاموش بود...
    در اين هنگام " افشين" سر نزديك گوش بابك كرده و گفت:" واي بر تو ، خليفه اميرالمؤمنين از تو پرسد و تو خاموشي ؟

    بابك گفت: " منم بابك" ( نام من بابك است )
    خليفه در حاليكه از خشم سرخ شده بود گفت: " اي بابك، تو كاري كردی كههيچكس نكرده بود ، پس اينك تحمل مجازاتي را بكن كه هيچكس تا كنونم تحملنكرده است"
    بابك گفت: " پس بزودي تاب مرا خواهي ديد" دژخيم وارد شد و سفره ئ خودگسترد ، تن بابك را برهنه كردند و خليفه دستور داد كه دست راستش را از مچببرند.
    هيچ اثري از درد در سيماي اين قهرمان ديده نشد و او گفت : " زهي آساني "!
    همه ئ تاريخ نويسان نوشته اند كه چون دست بابك از پيكرش جدا شد، وي مچخون آلود خود را به چهره اش ماليد و با دست چپ، همه ئ چهره اش را بخونشست.
    معتصم گفت: " بپرسيد كه از چه رو چنين كرد ؟"
    از او پرسيدند و گفت:" چون چهره ام از رفتن خون زرد شود، مبادا كه پندارند كه از ترس بوده است !"

    بابك خرم دين به بازگويی برخی از منابع در بيست سال شورش ۲۵۵۵۰۰ تن ازتازيان را كشت و بسياري از سركرده هاي معتصم و مامون را از پاي درآورد. درسال ۲۲۰ ه.ق. حيدر بن كاووس و پشت سر وي سردار ترك ديگري بنام بغاي و بعدجعفر خياط و سپس ايتاخ را(با سي ميليون درهم مخارج قشون) روانه كرد و درنهايت افشين پس از ۲ سال كارزار و خدعه و نيرنگ بر بابك دست يافت. اين مردچنان وحشتي در امپراطوري عرب پديد آورد كه خواب و خوراک را از خلفاي ايشانربوده بود.

    در ضمن بعد از بریدن مچ دست راست بابک دست چپ او ونیز پای اورا اززانوقطع کردندکه دراین هنگام بابک خود رااز پشت به زمین انداخت تا نکند دیگرانافتادن اورا به جلودلیل برزانو زدن وافتادن به پای خلیفه بدانند ودر آخرپای چپ وکشتن این دلاورمرد ایرانی ومن هرزمان به این قسمت از داستان میرسمناخودآگاه اشکم سرازیر می شود نه تنها به خاطر آن دلاور مرد بلکه به اینخاطر که چرا ما نتوانستیم راه این دلاورمردان را ادامه دهیم.


    برگرفته از سنترال کلابز
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: بابک خرمدين کيست؟

    بابک خرمدین از نگاه مورخان شیعه و سنی

    استاد رسول جعفریان



    اطلاعاتمربوط به بابک خرمدین در آثار و منابع تاریخى، اعم از آن که نویسندگانآنها گرایش شیعى داشته باشند یا سنى، حکایت از آن دارد که بابک حتى اگر بهحق با عباسیان می جنگیده، به هیچ روى تمایلى به اسلام نداشته است.


    براساس این داده‏ها، وى در خطى سیر مى‏کرد که از آن مى‏توان به ‏عنوان یکجنبش منفى بر ضد اسلام، آن هم بر اساس یک ایدئولوژى ‏التقاطى که ترکیبی ازآیین زرتشتى و مزدکى بود، یاد کرد.



    این جنبش که ادامه حرکت برخى از مدعیان پیروى از ابومسلم ‏خراسانى وجانشیان وى براى مقابله با اسلام بود، کوشید تا با نوعى ‏اصلاح درنگره‏هاى مذهبى ایران پیش از اسلام، در برابر دین مقدس‏ اسلام مقاومتکندد.



    براى نمونه سخن چند تن از نویسندگان کهن را نقل مى‏کنیم و پیشاپیشابراز مى‏کنیم که گرچه ممکن است این مورخان در برخى از اظهارنظرهاى خودتندروى کرده باشند، اما پایه و اساس‏ اظهاراتشان درست است.



    ابن ندیم که نویسنده‏ شیعه مذهب قرن چهارم است، در کتاب الفهرست خوداطلاعات با ارزشى درباره بابک مى‏دهد. وى مى‏نویسد: پدر بابک مردى از اهلمداین بود که روغن فروشى مى‏کرد و دوره گرد بود. وى در بلال آباد ازروستاهای میمد در آذربایجان عاشق زنى شد و بابک - به هرشکل، با اختلاف‏نظرى که در میان مورخان وجود دارد - از وى به دنیا آمد. وى مى‏افزاید:رئیس خرّمیان بابکى، بابک خرّمى است و او به کسانى ‏که از راه به در بردهبود مى‏گفت: خدا، منم، و در مذهبش کشتن و ربودن و تصرف در اموال دیگران وجنگ و بریدن گوش و بینى روا بود در حالى‏که پیش از او خرمیان به چنینکارهایى آلودگى نداشتند (فهرست ابن ندیم، ترجمه علیرضا تجدد، ص 611)



    در همین منبع، از دوران جوانى بابک سخن به میان آمده که با جاویدان ‏نامىاز اربابان کوهستان بَذّ که رئیس فرقه‏اى از خرمیه بود، همراهى کرد. زمانىکه جاویدان کشته شد، به تحریک همسر او، بابک جانشین وى شد. آنگاه بر اساسعقیده به تناسخ - حلول روح فرد مرده در فرد زنده – که ‏میان خرمیان رایجبود، همسر جاویدان، طى مراسمى به سپاهیان او اعلام ‏کرد که روح جاویدان دربابک حلول کرده است. بدین ترتیب او رئیس‏ خرمیه شد. این زن اظهار داشت کهشوهرش جاویدان پیش از مرگ به اوگفته است که امشب مى‏میرد و روحش در کالبدبابک مى‏رود و او موفق ‏مى‏شود تا آیین مزدک را باز گرداند. بابک هم بهطمع افتاد و سخن او را پذیرفت. فرداى آن روز زن جاویدان این مطلب را براىسپاهیان اعلام ‏کرد و بابک رئیس خرمیان شد.



    ابن ندیم سپس شرحى از عقاید مشابه عقیده خرمیه که طرفداران ‏شخصى بهنام به‏آفرید و برخى از پیروان منحرف ابومسلم خراسانى ‏بوده‏اند بیان کردهو نشان داده است که اینان مسلمان نبوده‏اند و گاه براى‏ فریب مردم مسلمان،به برخى از دستورات شرعى آن هم ناقص عمل می کرده‏اند. مانند این کهبه‏آفرید از شهرستان ابرشهر عقیده مجوسیان را داشت و پنج نماز را بى‏سجدهادا مى‏نمود. (فهرست ابن ندیم، ترجمه‏تجدد، ص 615 – 613)



    ابن ندیم شیعه مذهب در جاى دیگرى از کتابش هم از تلاش برخى از مجوسیانبراى برگرداندن دولت اسلام به ایرانیان مجوسى سخن گفته و بابک را یکى ازرهبران این حرکت معرفى کرده است (همان، ص 352).



    مسعودى مورخ که شیعه مذهب است، آیین خرمى و عقاید بابک را به همین منوالشرح مى‏دهد و بر این باور است که رشته مذاهب‏ انحرافى ایرانى در قرن سومبه آیین خرمى ختم شد که درصدد احیاى‏ مجوسى‏گرى بود. بابک هم در همین مسیرقدم بر مى‏داشت. در این باره ‏مى‏توانید به مروج الذهب ج 4 (تصحیح شارلپلا، بیروت، 1973) ص144 و 359 ، 352 مراجعه فرمایید تا دریابید این مورخبسیار مشهور و شیعه مذهب هم نظرش نسبت به بابک بسیار منفى است.



    بجز مورخان شیعه، نویسندگان سنى هم نظر منفى نسبت به او دارند. بغدادى درکتاب خود از بابک با لقب بابک الخزى یاد مى‏کند و از کشتارهاى وحشیانه‏اىکه او از مسلمانان داشته، سخن مى‏گوید. (الفرق‏بین الفرق، بیروت، 1978، ص251) البته منطقه‏اى که بابک در آن‏مى‏زیسته به دست مسلمانان فتح شده وآنان پس از فتح شروع به ساختن ‏مسجد کرده، به بچه‏هاى آنان آموزش قرآنمى‏دادند. با این حال جماعت ‏خرمدینى در پنهان، نه نماز مى‏خواندند و نهروزه مى‏گرفتند. (همانجا، ص252)



    طبرى مورخ معروف ایرانى هم اطلاعات فراوانى از جنبش خرمدینى ‏که ضداسلامى بوده ارائه کرده و از رفتار بابک در تصرف دختران و خواهران زیباروىبطریقان ارمنستان یاد مى‏کند، به طورى که از بسیارى ‏از آنان صاحب فرزندشده بوده است. (تاریخ طبرى، ج 9، ص 48) روشن نیست این مسائل درست است یانه.



    به هر روى، آنچه مسلم است این که تمامى منابع کهنى که در دسترس است، برعقاید غیراسلامى بابک و گرایش وى به نوعى آیین مجوسى تحریف شده اعتراف‏دارند.



    اگر گفته شود که این منابع را دشمنان او نوشته‏اند، در پاسخ خواهیم‏گفت: این مطلب، اجماعِ منابع موجود است و ما منبع دیگرى از منابع‏ کهن کهبابک را فردى مسلمان و خیرخواه مسلمانان معرفى کند، در اختیار نداریم. اگرکسى منبع کهنى در اختیار دارد که او را از اتهام داشتن عقاید نادرست و غیراسلامى تبرئه مى‏کند و او را حتی یک مسلمان معمولی نشان می دهد، مى‏تواندآن کتابها را به ما نیز نشان دهد تا به آن بپردازیم.



    به نظر نویسنده این سطور، این بدنامى بزرگى براى شیعیان است که ازبابک‏ تجلیل کنند، زیرا شیعیان همیشه به دفاع از عقاید مجوسى متهمبوده‏اند که ‏نوع اخیر آن تبلیغات صدام حسین و حزب بعث بر ضد شیعیان ایراناست که اینان در باطن مجوسی هستند و در ظاهر مسلمان.



    هر گونه بزرگداشت براى فردى که عقاید او به اجماع تمامى مورخان‏ برخلاف اسلام و تشیع بوده، شریک شدن در زمینه سازى براى این اتهام ‏است،اتهامی که روزگارى خواجه نظام الملک در کتاب سیاستنامه و زمانى صدام حسیندر ‏جنگش بر ضد ایران و در سالهاى اخیر وهابى‏ها دبستان بر ضد شیعه ‏ابرازمی کردند و می کنند.

    نوشته اصلان آذراوغلو



    برگرفته از سنترال کلابز
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مانترا چيست؟
    توسط ARVAH در انجمن تمرینات روحی برای تقویت روح و روان
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۷ تیر ۸۷, ۲۰:۵۵
  2. UPS چيست؟
    توسط Unknown در انجمن سخت افزار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۹ مهر ۸۶, ۱۶:۴۹
  3. سنترينو چيست؟
    توسط Unknown در انجمن سخت افزار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۹ مهر ۸۶, ۱۶:۴۸
  4. ام اس چيست؟
    توسط M.MEDICAL در انجمن بیماریهای خاص و سرطان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۳ مهر ۸۶, ۱۴:۵۹
  5. پهناي باند چيست؟
    توسط Unknown در انجمن هك و امنيت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۳ شهریور ۸۶, ۱۱:۲۴

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •