هر روز والدین بیشتری تصمیم می گیرند که کودکانشان را به جای فرستادن به مدرسه، در خانه تعلیم دهند. مزایای



سیستم آموزش در خانه چیست و چه نقاط ضعفی دارد؟

نویسنده: نیک کولاکوفسکی

تنها دانشجویان نخبه می توانند به دانشگاه برجسته و معروفی مانند پرینستون راه پیدا کنند. اما امسال این دانشگاه، هشت دانشجوی متمایز داشت. دلیل این تمایز این نبود که این دانشجویان یک رمان بزرگ نوشته بودند و یا موسسه ای خیریه را بنیاد نهاده بودند، بلکه برای اولین بار در تاریخ پرینستون، این هشت دانشجو هیچ گونه سابقه حضور و تحصیل در کلاس های دبیرستان و کالج را نداشتند.

این هشت دانشجو، تحصیلاتشان را در منزل به پایان برده بودند – پدیده ای که به سرعت در حال گسترش می باشد و در آن، والدین وظیفه تعلیم وآموزش فرزندانشان را در منزل به عهده می گیرند و به این ترتیب این نوجوانان در هیچ کلاس درسی در مدرسه حاضر نمی شوند. البته بسیاری از خانواده ها این روش را روشی نامناسب می دانند که باعث می شود کودکان علاوه بر غیراجتماعی بار آمدن، از نظر تحصیلی نیز ضعیف باشند. اما با این حال امروزه بسیاری از والدین اقدام به آموزش فرزندانشان در خانه می کنند و تمامی مطالب درسی از ادبیات تا علوم فنی را در خانه به آن ها می آموزند.

در آموزش در خانه، برنامه ریزی درسی می تواند صورت های مختلفی داشته باشد، به عنوان مثال یک روز ریاضیات و یک روز زبان و به همین ترتیب زمان بندی برای سایر دروس. در اوایل دهه 1850، آموزش و پرورش اجباری در آمریکا به صورت قانون درآمد، اما سیستم آموزش در خانه نیز قانونی می باشد، با این حال بعضی از ایالات آمریکا، قوانین سختگیرانه تری نسبت به ارزیابی و اعطای مدرک به دانش آموزانی که در خانه تحصیل کرده اند، دارند.

راهیابی بعضی از این دانش آموزان به دانشگاه های معتبری مانند پرینستون، نشان دهنده این مطلب است که دانش آموزانی که با سیستم آموزش در خانه تحصیل کرده اند، از لحاظ توان و بنیه علمی هیچ کمبودی نسبت به دیگر دانش آموزان ندارند. استیو اپل ، یکی از 8 دانش آموزی که بعد از اتمام تحصیلاتشان در خانه، موفق به ورود به دانشگاه پرینستون شده اند، در مصاحبه ای با خبرنامه پرینستون – روزنامه اصلی دانشگاه پرینستون – احساسش درباره دانشگاه و تحصیل در آن را بدین صورت بیان می کند: "من مشکل قابل ذکری در دانشگاه نداشتم. تنها دلم برای خانه تنگ شده بود. البته درس ها کمی سخت بودند، اما این موضوع برای من چندان مهم نبود."

ربکا کوچندرفر ، سردبیر و یکی از پدیدآورندگان تارنمای Homeschool.com - یکی از معروف ترین تارنماها درباره منابع و سیستم های آموزش در خانه – می گوید که در حال حاضر بین 2 تا 4 میلیون دانش آموز آمریکایی در منازلشان تحت تعلیم هستند و به مدرسه نمی روند. در حالی که مرکز ملی آمارهای آموزشی آمریکا تعداد این دانش آموزان را تنها کمی بالاتر از یک میلیون نفر می داند. به هر حال نمی توان منکر این حقیقت شد که آموزش در خانه در حال تبدیل به یک پدیده محبوب در آمریکا می باشد.

درس ها

دلایل زیادی برای آموزش در خانه وجود دارد. بعضی از والدین، عناوین و سرفصل هایی که در مدارس و به شیوه سنتی به دانش آموزان تدریس می شود را قبول ندارند و ترجیح می دهند که انتخاب دروس و تدریس به فرزندانشان را خود به عهده بگیرند. برخی دیگر از والدین نیز فکر می کنند که تدریس در خانه به نوعی جامع تر و کاراتر از تحصیل فرزندانشان در مدرسه خواهد بود و بالاخره گروهی از والدین نیز، آموزش در خانه را برای دوری فرزندانشان از شلوغی و نابهنجاری های محیط مدارس انتخاب می کنند.

خارج کردن دانش آموزان از قید و بندها و محدودیت های سیستم سنتی مدارس، تجربه ای گران بها به شمار می آید، که دانش آموزان با تحصیل در مدرسه هیچ گاه نمی توانند آن را کسب نمایند و یا حداقل باید تا دوران تحصیل در کالج صبر نمایند. آنا مگیل ، یکی دیگر از هشت دانش آموز پذیرفته شده در پرینستون طی مصاحبه ای با خبرنامه پرینستون می گوید: "آموزش در خانه باعث شد که من سفرهای زیادی به کشورهای مختلف دنیا برای آشنایی با فرهنگ های آن ها داشته باشم. در استانبول پس از خواندن متن "... و سپس آن ها به درون شهر قسطنطنیه هجوم آوردند." من می توانستم سرم را بلند کنم و بقایای دیوار قسطنطنیه را ببینم؛ تجربه ای که با نشستن پشت نیمکت های یک کلاس 30 نفری هیچ گاه نمی توانستم کسب کنم."

در حقیقت بسیاری از اندیشمندان و رهبران نامدار جهان مانند توماس ادیسون، آبراهام لینکلن، کنستانتین تسیولکوفسکی - متخصص موشک- و وودرو ویلسون همگی بدون حضور در کلاس درس و توسط والدین یا معلمان سرخانه تحصیل کرده بودند و این چهره ها همگی مربوط به زمانی هستند که هنوز اینترنت به عنوان یک منبع اطلاعاتی بی پایان، پا به عرصه وجود نگذاشته بود.

اما در هر حال یک سری اصول و قواعد کلی وجود دارد که والدینی که تصمیم به آموزش فرزندانشان در خانه می گیرند، باید از آن ها آگاه باشند. جیل فاکس ، استادیار دانشگاه تگزاس در آرلینگتون در رشته آموزش دوران پیش دبستانی کودکان می گوید: "والدین باید از اصول و قواعد لازم برای ارایه یک دوره آموزشی مناسب و با کیفیت برای فرزندانشان در منزل آگاه باشند. اولین اصل، احساس وظیفه و تعهد در والدین می باشد، به این معنی که آنها باید در تمام برنامه ریزی ها و موارد زندگیشان، اولویت را به تدریس فرزندانشان بدهند و نکته مهم دیگر انتخاب دروس و عناوین درسی، فارغ از سلیقه شخصی می باشد، یعنی والدین باید دروس و سرفصل هایی را که مورد علاقه خود یا فرزندانشان نیست را هم در برنامه آموزشی خود بگنجانند."

فاکس هم چنین معتقد است که مشکل بزرگ دیگر والدینی که تازه شروع به تدریس به فرزندانشان نموده اند، حفظ بی طرفی و اجتناب از اعمال سلیقه شخصی می باشد. او می گوید: "کنار گذاشتن سلیقه ها و اولویت های شخصی و پیروی از برنامه های آموزشی که مطابق با نیازهای فرزندان آنها تنظیم شده، اغلب برای والدین مشکل می باشد." فاکس که قبلا به عنوان معلم در مدارس ابتدایی و راهنمایی به تدریس می پرداخته است، هم چنین می گوید که والدین باید با دیدی کلی و همه جانبه و مطابق با معیارها و سرفصل های آموزشی هر ایالت، به تدریس فرزندانشان بپردازند. برنامه های آموزشی مشخص هر ایالت، تصویری کلی از آنچه را که دانش آموزان باید یاد بگیرند ارایه می دهد، اما این برنامه های آموزشی، همه آن مطالبی نیست که باید به دانش آموزان ارایه شود.

در هر حال، هر روز خانواده های بیشتری اقدام به تدریس به فرزندانشان در خانه می کنند. طبق گزارش مرکز ملی آمارهای آمریکا، بین سال های 1999 تا 2003 تعداد این دانش آموزان 29 درصد رشد داشته است. در حدود 40 درصد از دانش آموزانی که در خانه تحصیل می کنند، از خدمات آموزش از راه دور نیز استفاده می کنند. با این وجود، در حالی که تجربه ثابت کرده است که سیستم آموزش در خانه از لحاظ کمی و کیفی، هیچ گونه کمبودی نسبت به سیستم سنتی کلاس های درسی در مدارس ندارد، اما مخالفان آموزش در خانه یک ایراد بزرگ را به آن وارد می دانند: عدم اجتماعی بار آمدن دانش آموزان.

به زبان ساده تر، دانش آموزان در مدرسه، تنها خواندن و نوشتن و جمع و تفریق را یاد نمی گیرند، بلکه نوعی زندگی اجتماعی را نیز فرا می گیرند. کلاس های درس در مدارس، محل دوستی ها، رقابت ها، فعالیت های گروهی و سایر روابطی می باشد که همگی به نوعی شکل دهنده روابط اجتماعی دانش آموزان می باشند. البته تحقیقات و بررسی های علمی طی یک دهه گذشته نشان دهنده این مطلب بوده است که دانش آموزانی که در خانه تحصیل کرده اند، همان مهارت ها و خصوصیات اجتماعی دیگر دانش آموزان را داشته اند، با این حال نکته اصلی و مهم این است که این دانش آموزان را درگیر فعالیت های اجتماعی خارج از منزل مانند ورزش و رفتن به باشگاه های مختلف نمود.

امتحانات

به چه علت آموزش در خانه، این روزها تبدیل به موضوع مهمی شده است؟ یک جستجوی سریع اینترنتی، هزاران تارنمای حاوی اطلاعات مورد نیاز والدین، منابع درسی و مجله های مشاوره و راهنمایی را در اختیار شما قرار می دهد. این حجم گسترده اطلاعات اینترنتی سبب شده است تا مردم سراسر آمریکا به راهنمایی ها، تجربیات و تکنیک های مختلف درباره سیستم آموزش در خانه دسترسی داشته باشند. یکی از والدینی که در این باره تحقیق نموده است، در گفت و گو با گوگل می گوید: "من از هنگامی که دخترم شروع به راه رفتن نمود، تصمیم داشتم که تدریس به او را در خانه بر عهده بگیرم. اما شک و شبهه های موجود و عدم اطمینان باعث شده است تا در این مورد مطمئن نباشم و این موضوع به تعویق بیفتد."

متخصصان نظرات گوناگونی راجع به محبوبیت و رواج سیستم آموزش در خانه دارند. ربکا کوچندرفر می گوید: "در درجه اول کسانی هستند که مطالبی در مورد تحصیل در منزل می شنوند و فکر می کنند که این سیستم، جریان اصلی در مخالفت با سیستم سنتی تحصیل در کلاس های درس مدارس می باشد. دسته دیگر افراد کسانی هستند که به علت نارضایتی از سیستم سنتی مدارس، تصمیم می گیرند که تدریس به فرزندانشان را شخصا بر عهده بگیرند."

جیل فاکس در این مورد نظر متفاوتی دارد. او می گوید: "من گمان می کنم که موضوع آموزش در خانه، اکنون تبدیل به نوعی گرایش و سلیقه عمومی شده است. والدین مطالب زیادی را در این باره در رسانه ها و اینترنت می بینند و تحت تاثیر آنها قرار می گیرند."

در هر حال سیستم آموزش در خانه، چه نوعی جریان مخالف با سیستم سنتی مدارس و چه نوعی گرایش و مد در جامعه باشد، امروزه صدها هزار نفر از والدین این روش را برای تعلیم فرزندانشان انتخاب می کنند و علاوه بر کسب استقلال، نتایج قابل قبولی نیز به دست می آورند.

منبع : ***به اصرار تدوین کننده ذکر نمی شود***