نقل قول نوشته اصلی توسط samanrossonero
طي 10 فصل گذشته 10 بازيكن از سه ليگ مختلف با هفت مليت گوناگون توپ طلا را بالاي سر بردهاند. چند برنده اين جايزه توانستند در فصلهاي بعدي هم به افتخارات فردي و تيمي برسند و عدهاي هم بعد از فتح توپ طلا از نظرها محو شدند.



1998: زينالدين زيدان
دو گلي كه او به برزيل زد تا جام قهرماني جهان را براي فرانسه كسب كند مهمترين دليل انتخاب وي بود. آن سال زيزو با يوونتوس قهرمان سري A شد و در ليگ قهرمانان هم بعد از رئال مادريد در رتبه دوم ايستادند. ديگر افتخارات آن سال او كسب عنوان بهترين بازيكن سال فيفا بود.



1999: ريوالدو
تورنمنتهاي ملي در آمريكاي جنوبي در سالهاي فرد برگزار ميشود و برزيل در كوپا آمريكا سال 1999 به قهرماني رسيد. ريوالدو در هر كدام از بازيهاي مرحله حذفي گلزني كرد و اين سال دوران اوج او بود. او به عنوان با استعدادترين بازيكن جهان شناخته شد. فيفا جايزه سال خودش را به او داد و جام جهاني 2002 مصادف با ورود او به سالهاي آخر دوران حرفهاياش بود. سه فصل موفق را با المپياكو و آ.اِك آتن گذراند اما بعد به ازبكستان رفت و اكنون با آنها هم نتايج خوبي ميگيرد.



2000: لوييس فيگو
با آغاز هزاره دوم ميلادي رقابتها براي كسب توپ طلا شديدتر شد. فيگو با اندكي اختلاف جايزه را از چنگ زيدان ربود. او بارسلونا را با مشاجرات زيادي ترك كرد و به رئال مادريد پيوست و در برنابئو دوران درخشاني را سپري كرد. دو قهرماني لاليگا و يك جام ليگ قهرمانان از مهمترين دستاوردهاي او بودند. او فصل بعد از آن به عنوان بهترين بازيكن سال فيفا انتخاب شد. او اكنون در تيم اينتر توپ ميزند و در اواسط دهه سوم زندگي خودش هنوز هم از افتخارات ورزشي دور نشده است.



2001: مايكل اوون
انتخاب مايكل اوون به عنوان برنده توپ طلا سال 2001 شگفتي بسياري را برانگيخت. ليورپول با گلهاي او به جامهاي اتحاديه و حذفي دست پيدا كرد و درخشش او در اروپا هم به خاطر درخشش در جام يوفا مقابل آلاوس بود.
اما پسرك طلايي سابق آنفيلد از آن به بعد روي خوشي را نديد. او ليورپول را به قصد برنابئو ترك كرد و دوران ناموفقي را آنجا داشت كه با مصدوميتهاي پياپي همراه شد. او هنوز نتوانسته به تيم ملي انگليس برگردد و فعلا در نيوكاسل توپ ميزند.



2002: رونالدو
هيچكس نبود كه به انتخاب شدن او اعتراضي داشته باشد. او در كنار ريوالدو و رونالدينيو در جام جهاني درخشيده بود. جايزه را به خاطر پشتكار و تلاش بيوقفه به دست آورد. او مادريد را در حالي كه چاق و ناراحت بود ترك كرد. ميلان به نجات رونالدو آمد اما مصدوميتها يكي پس از ديگري او را مورد هجوم قرار دادند.
او هنوز هم به آمادگي مطلوب نرسيده. رونالدو فعلا در وطنش به طرز باورنكردني منتظر تيمي است كه بيايد و او را بخرد.



2003: پاول ندود
ندود آن سال رقيب نداشت. نيروي محركه يوونتوس در راه رسيدن به دومين اسكودتو پياپي بود. به عنوان بهترين بازيكن سال سري A انتخاب شد و عنوان برترين بازيكن ليگ قهرمانان را هم به او دادند. او در ليگ قهرمانان سال بعد به دليل محروميت بازي نيمه نهايي مقابل رئال مادريد را از دست داد اما بعد از آن هم پشتكار خود را حفظ كرد. او به يووه وفادار ماند و با آنها تا سري B هم رفت كه مدال قهرماني آن اكنون جزو خيل افتخاراتش است. ندود اكنون هم از مردان كليدي رانيري در بيانكونري است.



2004: آندري شوچنكو
شايد بردن توپ طلا معادل بوسه مرگ نباشد اما حداقل مواردي پيش ميآيد كه يك بازيكن را از اوج به پايين بكشد. او با ميلان به اولين اسكودتو بعد از يك دهه ناكامي رسيد و سال 2004 صدرنشين جدول گلزنان سري A شد اما از آن به بعد سرازيريها آغاز شد. پنالتي كه خراب كرد قهرماني اروپا را از ميلان گرفت. در چلسي هم نتوانست خودش را احيا كند و حالا باز به ميلان برگشته.



2005: رونالدينيو
آيا او تمام شده؟ آيا رونالدينيو يك بازيكن تنبل و بيانگيزه است؟ او ديگر عطشي براي گلزني ندارد؟ او بعد از كسب توپ طلا قهرمان اروپا شد، دو جام اسپانيا را بالاي سر برد و يك جام جهاني را هم پشت سر گذاشت اما فصل آخري كه در بارسا بود خبري از شايستگيهايش نبود. فعلا او در ميلان نشانههاي اميدوار كنندهاي نشان داده.



2006: فابيو كاناوارو
تابستان 2006 فوتبال ايتاليا يك فاجعه را تجربه كرد. كاناوارو بدون شك بهترين مدافع جام جهاني آلمان بود دروازه آتزوري فقط از روي يك پنالتي و يك گل به خودي باز شد. او بعد از جام جهاني به رئال مادريد رفت و با آنها به قهرماني رسيد اما ضعفهايش بد جور توي ذوق ميزند. البته قضيه ربطي به بيانگيزگي ندارد. انگار او به پايان دوران حرفهاي خودش نزديك شده.



2007: كاكا
به انتخاب او هم كسي شك نكرد. او با ميلان از ليورپول در فينال ليگ قهرمانان انتقام گرفت. او با 10 گل برترين گلزن اروپا شد. فيفا هم جايزه سال خود را به او داد. ناكاميهاي اخير كاكا ناشي از آسيبديدگيهاي مداوم او است و نبايد به اين زودي از او و تواناييهايش نااميد شد.



2008:؟
توپ طلا هيچ چيزي را ثابت نميكند. فقط نشان ميدهد كه شما فقط در سالي كه گذشته بهتر از بقيه بازي كردهايد. نميتوان گفت كه بردن توپ طلا مصادف است با نابود شدن يك بازيكن اما اگر برنده اين جايزه به اندازه سال قبل خود زحمت نكشد به فهرست ناكاماني كه اشاره شد اضافه ميشود.
داستان كريستيانو رونالدو با بقيه فرق ميكند شايد اگر مصدوم نشده بود بيشتر از اينها ميدرخشيد. هنوز هم عدهاي معتقدند كه او ميتواند قابليتها بالاتر از خود نشان دهد اما هوادارانش معتقدند او يك رونالدوي ديگر است.


منبع: روزنامه گل