مروري بر مالكيت معنوي
نويسنده : قاسم زاده، مسعود
سال انتشار : 1387
چكيده

امروزهيكي از مهمترين و اساسي ترين مفاهيمي كه با پيشرفت علم و تكنولوژي و بهخصوص اينترنت در زمينه مسائل مالكيتي مطرح ميشود بحث مالكيتمعنويست.مالكيت معنوي در يك نگاه كلي به حقي تلقي ميشود كه براي هر فردخلاق ، هنرمند ، طراح و نويسنده وجود دارد و آثار غير مادي را كه در اثرتلاش زياد بوجود مي آيد و در ظاهر جنبه مادي ندارد را مورد حمايت خود قرارمي دهد تا به نوعي هم باعث پيشرفت علم و انگيزه در جامعه باشد و هم حق وحقوق افراد خالق آثار.در ادامه سعي بر آن ميشود تا مفاهيم كلي مالكيتمعنوي و همچنين انواع مالكيتهاي معنوي معرفي و توضيحاتي پيرامون "حق كپي"و "حق ثبت اختراع" و "علائم تجاري" داده شود.حق كپي داراي يك سابقه بسيارطولانيست كه از سالها پيش نيز مورد توجه قرارگرفته و به نوع هاي مختلفيآنرا مورد اجرا قرار مي دادند اما در سالهاي نه چندان دور اين حق به عنوانيك حق عام و جهاني براي تمامي پديدآورندگان مد نظر قرار گرفته و رعايتكردن ان امري الزايست."حق ثبت اختراع" نيز يكي از پرچالش ترين مباحث پيشآمده در ساليان متواليست و چگونگي استفاده و يا حمايت از آنچه كه اختراعشده جهت جلوگيري از ضايع شدن حقوق مخترعين موارديست كه در مبحث "حق ثبتاختراع" مورد بررسي قرار گرفته است.با توجه به انچه كه يك شركت بزرگ را ازديگر رقبا متمايز مي كند و در بلند مدت شاخصي ماندگار براي شركت خواهد بود، قطعا علائم تجاري نقش بسيار پررنگي در اين تصور ايجاد مي كند و حمايت وجلوگيري از هرگونه سوءاستفاده از علائم تجاري نيز مورد توجه اين نوشتاراست و با نگاهي كلي به معرفي مبحث "علائم تجاري" ميپردازد.
كليدواژه : مالكيت معنوي ؛ مالكيتها ؛ حق كپي ؛ كپي برداري ؛ حق ثبت اختراع ؛ علامت تجاري ؛ copyright ؛ patents ؛ trademark
1- تعریف مالكيت معنوي

مالكيت معنوي به حق و حقوقي ابلاغ ميشود كه يك اثر خلاقانه، يك نوآوري و يك اعتبار كسب و كار را حفظ ميكند.
2- انواع مالكيت ها

در يك نگاه كلي ميتوان مالكيت هاي روزمره اي كه ما در زندگي با آن سرو كار داريم را به دو نوع كلي تقسيم نمود كه عبارتند از :
مالكيتفيزيكي: مالكيتي است كه به اموال و دارايي هاي فيزيكي ما توجه دارد. مانندخودرو ، لباس ، خانه و غيره كه اين دارايي ها داراي ارزش مادي بوده و برايداشتن آنها و اثبات مالكيت معمولا استناد به يك سند مكتوب و يا سند خاصيمي شود.
مالكيت معنوي: اينگونه مالكيتها در حالت طبيعي داراي سند ويا نوشته مكتوبي نمي باشند كه متعلق بودن آن را به فرد خاصي اثبات كنند.مانند يك ايده كه منجر به بوجود آمدن به يك قطعه موسيقي مي شود، يك اثرهنري و موارد مشابه ديگر.
2-1- تفاوتهاي حقوق فيزيكي و حقوق معنوي

مالكيتهاي فيزيكي چه براي ايجاد و چه براي ساختن مجدد هزينه بر است و نياز بهپرداخت هزينه مجدد دارد.براي مثال براي اينكه صاحب يك خانه بشويم ميبايستهزينه اي پرداخت كنيم و همچنين براي داشتن يك خانه مشابه آن مجددا نيازاست تا مبلغي بپردازيم اما در مالكيتهاي معنوي اگرچه براي ايجاد و يا خلقآن اثر زحمات فراواني كشيده شده است اما براي داشتن و يا استفاده مجدد ازآن نياز به صرف انرژي و هزينه اوليه نيست..تنها با پرداخت هزينه فتوكپيميتوانيم يك نسخه از يك كتاب را داشته باشيد.از منظر ديگري نيز ميتوان ايندو نوع مالكيت را از هم تمييز داد. اموالي كه به آنها مالكيت معنوي تعلقمي گيرند پولساز نيستند. خود يك ايده به تنهايي نمي تواند سود تجاري داشتهباشد. وقتي يك قطعه موسيقي نواخته ميشود، به تعداد زياد بر روي لوح فشردهتكثير ميشود آن وقت آن لوح هاي فشرده ميتواند منفعت تجاري نيز داشته باشد.در واقع خود آن ايده نبوده است كه منفعت آورده است، بلكه لوح هاي فشردهباعث ايجاد يك سود شده اند.
3- مالكيت معنوي از كجا پديد آمده است؟

سه نظريه متفاوت براي مفهوم مالكيت معنوي وجود دارد:
حقطبيعي: بسياري معتقدند كه "مالكيت معنوي" يك حق طبيعي (ذاتي) است كه برايهر فردي كه انرژي و زماني براي انجام و يا ايجاد يك كار مي گذارد، وجوددارد. اين استدلال به نوعي ريشه در موازين اخلاقي انسان دارد.
حقبوجود آمده: مالكيت معنوي يك حق بوجود آمده است. بدين معني كه به علت آنكهدر حال حاضر ايجاد و يا اختراع يك پديده جديد به نفع جامعه است و به جامعهسود ميرساند پس اين حق را به مالك آن ميدهيم.
حق شخصي: در اين منظر براي هر فرد ارزش قائل شده و موازين اخلاقي را در نظر ميگيرند و به صاحب اثر اين حق را ميدهند.
4- مولفه هاي مالكيت معنوي

مالكيتمعنوي شامل بخش هاي مختلف مي شود كه هر كدام از آنها سعي بر آن دارند تاگوشه اي از مالكيتهاي معنوي را پوشش دهند. مالكيت معنوي مشتمل بر 8 مولفهاستاندارد مي باشد. اين تعداد قطعا ثابت نيستند و به مرور زمان موردمطالعه و گسترش بيشتر قرار خواهند گرفت. مولفه هاي مالكيت معنوي عبارتنداز:
حق كپي (copyright): كه شامل هرگونه نوشته ميشود.مثل كتاب ، مقاله و...
حق اختراع (patents): كه مربوط به حق اختراعات است.
علامت تجاري (trademark): متعلق به آن دسته كارخانجات و يا سازمانهايي ميشود كه يك كالايي را عرضه مي كنند.
مسائل محرمانه تجارت (trade secret): كه مربوط به مسائل محرمانه اي است كه شركت ها تمايل به حفظ آن دارند.
قوانين اعتماد (low of confidence)
حق كپي برداري (passing off): ممانعت از سواستفاده از علامت تجاري جهت توليد محصول.
حق طراحي (Design right)
حق طرح سه بعدي (semiconductor regulation)
5- حق كپي (copyright)

حقكپي به صاحب اصلي آن اثر و يا نوشته تعلق ميگيرد. حق كپي به صاحب آن اجازهميدهد تا آنچه را خلق كرده است مجددا بسازد ، پخش كند ، تغييراتي در آناعمال كند ، يا اعتباراتي بر روي محصول بگذارد. در تعريف كپي نيز ميتواناين طور بيان كرد كه هر عملي كه موجب استفاده مجدد از محصول شود. بعنوانمثال عكس گرفتن ، اسكن و يا فتوكپي صفحات همگي كپي محسوب ميشوند و جزوممانعتهاي اين قانون هستند. فلذا كلمه كپي صرفا به استفاده از دستگاهفتوكپي تعلق نمي گيرد. در محصول تا مدت زمان خاصي مورد حمايت اين حق قرارميگيرد بدين معنا كه پس از گذشت يك دوره خاص فرد ديگر آن اثر داراي حق كپينيست و مي تواند بصورت عمومي مورد استفاده قرار بگيرد. مدت طول حق كپي 50سال پس از مرگ صاحب اثر است البته اين مدت در انگلستان 70 ساله است.

درحال حاضر حق كپي به تصاوير گرافيكي ، تصاوير متحرك و آواها و موسيقي نيزتعلق مي گيرد. حق كپي مشتقات و محصولات يك ايده را مورد حفاظت قرار مي دهدو نه خود ايده را. اين بدان معناست كه وقتي يك محصول از حالت ايده و نظريهخود خارج شد و به يك محصول تجاري تبديل شد، حال اين محصول تجاريست كه موردحمايت حق كپي قرار مي گيرد. بعنوان مثال وقتي يك كتاب منتشر ميشود، آنصفحات كاغذ منتشر شده و ان كتاب است كه مورد حمايت قرار گرفته و حق كپيكردن آنها وجود ندارد.

حق كپي موارد زير را مورد پوشش قرار ميدهد:
هر گونه كاري كه چاپ ميشود مثل كتاب ، شعر ، رمان ، مقاله و ..
نرم افزارهاي كامپيوتري
قطعات موسيقي
درام (نوشته هايي براي فيلم و يا تئاتر)
تصاوير متحرك

اما حق كپي موارد زير را پوشش نمي دهد:
مواردي كه تفكري هستند.
ايده
حقايق و كشفيات
نام ها ، فرمول ها و تساوي ها
5-1- حق كپي و دنياي ديجيتال

درسالهايپيشين كه اكثر ابزارها و مديا ها بصورت آنالوگ بودند حق كپي با مشكلاتكمتري مواجه بود چرا كه بعنوان مثال كپي كردن يك محصول مثل فيلم براحتيامكان پذير نبود و در صورت تكرار بيش ا ز حد اين مسئله كيفيت محصول بهمرور زمان از بين ميرفت. اما از زمان پيدايش ديجيتال مشكلات بسيار بيشتر وپيچيده تر شده اند چرا كه ابزارهاي ديجيتال با قيمت بسيار پايين تر قابلكپي بوده بدون آنكه كيفيت خود را از دست بدهند و اين امر بر مشكلات حق كپيافزوده شد.
5-2- تاریخچه حق کپی

نگاهي گذرا به تاريخچه حق كپي را می توان موارد زیر خلاصه کرد:
1557: شاهزاده مارين حق چاپ و انتشار تمام كتابها را به يك گروه خاص دادند تابر فرايند چاپ و همچنين فروشگاههاي كتاب نظارت داشته باشند.
1662 : يك مدرك تحت عنوان مدرك ثبت كتاب ايجاد و استفاده شد.
1710 : در اين سا ل حقي كه قبلا براي انتشارات وجود داشت را به نويسندگان دادند.
1787 : در اين سا ل كنگره امريكا براي حفظ حق و همچنين گسترش علم حقوقي را بطور رسمي براي نويسندگان و مخترعان ثبت كرد.
1886: مجمع "برن" تشكيل شد كه در آن مسائلي پيرامون حقوق بين المللي نويسندگانتاييد و از ديگر اقدامات مي توان به ايجاد دانشگاه حقوق و از بين بردنموانع بر سر حق كپي در كشورهاي بين المللي بود.
1928 : انجمن "روم" كه حقوقي را براي هنرمندان قائل مي شد.
1990: در سال 1990 كنگره آمريكا حق و حقوقي را براي نرم افزارها تثبيت كرد كه بيشتر در كتابخانه ها كاربرد داشت.
1996: در اين سال كنگره بين المملي مالكيت معنوي (WIPO) براي حفظ حق و حقوقنويسندگان و مخترعان و همچنين عدم استفاده نادرست از محصولات در دنيايديجيتال امروزي ايجاد گشت تا بتواند تعادلي ما بين دنياي علم و مخترعانايجاد كند.
5-3- چگونه با وجود حق كپي از محصولات مي توان استفاده صحيح كرد؟

حقكپي جلوگيري ميكند از افراد جامعه در جهت جلوگيري از كپي مجدد و بدوناجازه محصولات مختلف. اما جامعه علمي با جلوگيري از مطالعه و دسترسينداشتن به اين مطالب علمي مخالف داشت فلذا با تصويب يك مصوبه جديد استفادهسالم از محصولات را مجاز دانستند. استفاده سالم داراي تعريف كاملا روشن وقاطعانه اي نيست اما در يك منظر كلي ميتوان گفت استفاده سالم بستگي بهموارد زير دارد:
استفاده از محصول نميبايست جنبه تجاري داشته باشد.بدين معني كه هرگونه استفاده از محصولات كه جنبه تجاري داشته باشد ممنوعاست. صرف استفاده از آن محصول در گسترش علم ممانعتي ندارد.
طبيعت ان محصول كه حق كپي دارد. گاهي اوقات بعضي محصولات بصورت طبيعي قابل استفاده مجدد نيستند.
مقدار و تعدادي كه از محصول كپي ميشود. به منزله آنكه تعداد استفاده هايي كه از يك محصول ميشود نيز مهم و قابل بحث است.
تمامموارد گفته شده كاملا بصورت منطقي قابل تصميم گيري نيستند بلكه از يك منطقفازي پيروي ميكنند بدين معني كه در مواردي كه اختلافي بر سر استفاده يكمحصول بوجود مي آيد اين دادگاه است كه بر اساس شرايط حكمي درباره استفادهصحيح يا غيرصحيح محصول صادر ميكند.
5-4- فرمت حق كپي

شكل استاندارد و كلي حق كپي بصورت زير است:

[Copyright [data] by [author/owner]

حق كپي {تاريخ نشر} بوسيله {نويسنده و يا پديد آورنده}

همچنينميتوان از علامت © نيز بجاي عبارت بالا استفاده كرد. هر چند كه مشاهدهميشود هر دوي اين دو در كنار هم نيز بكار برده ميشود و يا عباراتي همچون"هرگونه استفاده از مطالب اين منبع مجاز نمي باشد/ميباشد" و يا "هر گونهاستفاده از مطالب اين كتاب و يا محصول در جاي ديگر غير مجاز است " و....
توجهبه اين نكته مهم است كه قرار دادن حرف "c" بين دو پرانتز بصورت (c) بهعنوان حق كپي مجاز نمي باشد و هيچ گونه حقي را براي صاحب آن ايجاب نمي كند.
5-5- اشتباهات رايج در حق كپي
اگرفردي مطلبي را در يك محل عمومي مطرح كرد پس ميتوان از آن مطلب دوباره و بههر نحوي استفاده كرد. اما اين كار كاملا غلط و غير قانوني است مگر زمانيكه صاحب آن اثر مستقيما اشاره كند كه استفاده از اين مطلب مشكلي ندارد.
عدمدرك صحيح از استفاده درست : براي استفاده صحيح از مطالب نيز محدوديت هاييوجود دارد كه براي روشن شدن مطلب سعي ميكنيم با يك مثال كار را ادامهدهيم. آقاي "جرارد فورد" در كتابي كه منتشر كرده بود خاطرات دوران مديريتيخود را بازگو كرده بود كه در بين اين كتاب، تعدادي از صفحات شامل جملاتيبودند كه بسيار مهم و حياتي بوده و به نوعي رازهاي موفق مديريتي وي بودندو مهمترين قسمت كتاب بود.
خوانندگان اكثرا آن كتاب را به خاطر ارزشيكه آن جملات داشت مي خريدند. اين جملات بر روي هم رفته بيش از 300 كلمهنبود اما يكي از مجلات براي معرفي اين كتاب دقيقا همان 300 كلمه را درمجله خود چاپ كرده بود و مدعی بود كه چاپ تنها 300 كلمه از بين 200000كلمه هيچ گونه مانعي ندارد اما در واقع نقطه اتكاي آن كتاب همان 300 كلمهبود كه موجب شكايت انتشارات مربوطه و جريمه آن مجله شد.
اگر من يكداستاني بنوسيم كه شبيه به داستان فرد ديگري باشد صاحب اصلي آن من هستم.اين يك فرضيه كاملا غلط است.در اين گونه مواقع در صورتي كه فرد دوم نتواندمستقل بودن داستان خود را اثبات كند حكم به نفع فرد اول صادر خواهد شد.
يكاستثناء: براي انتقاد و يا هجو، استفاده از مطالب ديگران هيچ گونه ممانعتيندارد. اما بايد دقت شود كه استفاده مي بايست كاملا جنبه انتقادي داشتهباشد و از هرگونه استفاده تجاري به دور باشد.
حق فرستادن يك ايميليكه براي شما آمده است را نداريد.اين عبارتيست كه شايد بسيار كم به آن توجهميشود اما استفاده مجدد از ايميل ها و مطالبي كه به صورت نامه – چه بصورتالكترونيكي و چه به صورت سنتي – را نداريم مگر آنكه از حق استفاده كاملامطمئن بوده باشيم.
كپي هاي با تعداد كم، منجر به ضرر بسيار زياديبراي شركت ميشوند. از كليدي ترين نكات عدم رعايت حق كپي ، تكرار و صدمهمالي در يك دوره مي باشد. طبيعتا اگر يك محصول فقط يك بار توسط مردمان يكشهر مورد كپي قرار بگيرد، در مجموع يك عدد بسيار بزرگ است كه صدمه زياديبه سازمان و شركت مورد نظر وارد خواهد كرد.

از مواردي كه در جرايمحق كپي ميتوان به آن توجه كرد اين است كه اين جرايم، جرايم مدني هستند.بدين معني كه در صورت تخلف براي شما سوءسابقه اي ثبت نميشود. در واقع درسال 1990 دولت آمريكا نقض حق كپي را اينگونه توصيف كرد كه مي بايست بيش از10 محصول كپي شود در ضمن ارزش مادي آم بيشتر از 2500 دلار باشد.

امااز جنبه ديگر نيز مي توان به مسئله حق كپي و عدم رعايت آن نگاه كرد.امروزه شركتها و سازمانها هزينه هاي بسياري مصرف مي كنند تا محصول خود راتبليغ كنند. اما هنگامي كه فردي محصولان ما را در محصول كاري خود بكارميبرد، بدون هيچ هزينه اي براي محصول ما تبليغاتي را انجام داده است كه بهنوعي ميتواند براي شركت خوش آيند نيز باشد.
6- ثبت اختراع (Patents)

حقاختراع حقي را به مخترع و يا ايجادكننده آن ميدهد تا ديگران را از استفادهتجاري، فروش و يا تغيير آن در يك دوره زماني محدود باز دارد. در واقعجامعه اين حق را به مخترع مي دهند و احترام ميگذارند به اين حق چرا كه آنمخترع قرار است تا جزئيات اين اختراع را در آينده اي نسبتا نزديك دراختيار آنها قرار دهد. حق اختراع يك حق مالكيت معنويست كه متعلق است بههرگونه وسيله ، ماده ، روش و يا پردازش كه داراي خاصيتهاي جدید بودن،خلاقانه بودن و مفید بودن باشد.

حق اختراع اين حق را به مخترع ميدهد كه از محصول خود هرگونه استفاه تجاري كند تا بتواند از لحاظ مادي نيزنتيجه زحمات خود را بگيرد. به همين دليل يك مدت و دوره اي را براي مخترعدر نظر گرفته تا بتواند از محصول استفاده تجاري كند بدون انكه ديگران حقآگاهي و يا استفاده از اين محصول را داشته باشند. اين مدت زمان 20 سالاست. به مدت 20 سال پس از ثبت اختراع توسط مخترع كس ديگري حق استفادهتجاري از آن محصول را ندارد. پس از 20 سال بطور خودكار اين حق از بين رفتهو مخترع موظف است تا جزئيات و چگونگي اختراع خود را براي جامعه بيان كردهتا با اين كار باعث پيشرفت و گسترش علم شود. حق ثبت اختراع ديگران را ازهر گونه فروش، استفاده و ساخت آن محصول جلوگيري كرده و در عوض آن مخترعاين هديه را به جامعه مي دهد كه افراد عادي پس از به پايان رسيدن زمان آناختراع ، همگي بتوانند از ان محصول استفاده كنند.

در مقايسه با بحثحق كپي، حق ثبت اختراع بصورت خودكار به محصول و يا آنچه كه ايجاد شده تعلقنميگيرد. اين بدان معناست كه براي داشتن حق ثبت اختراع نياز به انجام يكسري مقدمات است كه از جمله انها تاييد و امتحان و ثبت مشخصات محصول توسطسازمان رسمي حق ثبت اختراع است. پس از آنكه محصول بررسي و مورد مطالعه وتاييد قرارگرفت اين محصول را به عنوان يك اختراع ثبت كرده و از آن به بعدتمامي قوانين حق ثبت اختراع شامل آن محصول ميشود. اما حق ثبت اختراع مواردزير را مورد پوشش قرار نميدهد:
هر گونه نوشته (به معناي كتاب و يا نوشته ادبي)
مدلهاي رياضي
نقشه
فعاليتهاي ذهني


7- نشانه تجاري (Trademark)

نشانهتجاري كه معمولا با علامت ® و يا بصورت Trademark™ نشان داده ميشود"چيزيست" كه براي مشخص كردن و جداساختن محصولات و يا توليدات يك شركت ازديگر شركتها ميشود وبه نوعي مشخص ساز و شناسه است. تفاوت اصلي ما بين ® باTrademark™ وجود ندارد. شركتهايي كه علامت تجاري خود را در سازمان ثبتعلائم در آمريكا ثبت كرده باشند علامت ® و شركتهايي كه در ديگر نقاط دنيااين كار را كرده باشند Trademark™ را استفاده مي كنند. در اين بحث مقولهاي ديگر تحت عنوان "علامت سرويس" Service mark نيز وجود دارد كه تفاوت آنبا علامت تجاري اين است كه معمولا علامت سرويس به شركت ها و سازمانهاييارائه مي شود كه يك سرويس و يا خدمات خاصي را ارائه مي دهند.

يكعلامت تجاري مي تواند يك "كلمه" ، يك "سمبل يا نشانه" ، يك "طرح" و ياتركيبي از اين موارد باشد. اخيرا نيز به بافتها ، اصوات و صداها نيزميتوان به عنوان يك علامت تجاري نگاه كرد.همانظور كه بسيار از شركتها درحال حاضر با صوت و يا قطعه موسيقي خاصي شناخته ميشوند. بعنوان مثال دركشور ايران ، شركت "صاايران" براي تبليغات تلويزيوني خود همواره از يك تكهموسيقي در انتهاي تبليغ استفاده مي كرد كه اين قطعه موسيقي به نوعي مشخصكننده اين شركت است.

طبيعتا علامت تجاري يك مولفه بسيار ارزشمندبراي شركت مي باشد چرا كه نتيجه سالها تلاش و فعاليت آن شركت است و درواقع امروزه جوامع خريد و انتخاب خود را در حالت عادي با نگاه كردن بهعلامت تجاري محصول انجام مي دهند.
7- نتيجه گيري

با توجه بهآنچه كه بيان شد و دلايل كاملا منطقي و قابل قبول كه شايد مهمترين آنهاپيشرفت يك جامعه باشد، انتظار مي رود كه رعايت قوانين و مسائل مرتبط بامالكيت معنوي را با آگاهي كامل پذيرفت و رعايت كرد. عدم وجود انگيزه برايمخترعان و افرادي كه به نوعي محصولات مختلف خلق مي كنند باعث ركود درجامعه خواهد شد پس با رعايت اين قوانين ميتواند هم به نفع جامعه و هم بهنفع خلاقان جامعه باشد. چه بسا خود ما روزي يك محصول جديد خلق كنيم!
مراجع

1. Polk Wagner, Information Wants to be Free: Intellectual Property and the Mythologies of Control

2. Mark Weisbrot, Why We Need Free Trade For Life Saving Medicines, BALT. SUN, March 21, 2001

3. Seth Shulman, Software Patents Tangle the Web, 103 MIT TECH

4. Bronwyn Hall , & Rosemarie Ziedonis, The Patent Paradox Revisited: An Empirical Study of Patenting in the

U.S. Semiconductor Industry, 1979-1995, 32 RAND JOURNAL OF ECONOMICS 1, 101 (2001).

5. Danny Bradbury, Canadian Innovation Choked by U.S. Laws, NATIONAL POST, November 17, 2003, at FE01

6. Why Windows Should Think Small, COMPUTERWORLD, 25 August 2003, 37.

7. Heller, Michael and Rebecca Eisenberg, “Can Patents Deter Innovation? The Anticommons in Biomedical

Research,” Science, May 1998.