توالي و تركيب تكنيك هاي شش سيگما در چارچوب متدولوژي شش سيگما
نويسنده : ضميرپور ، طه
سال انتشار : 1386
چكيده

عمدهترين نوآوري شش سيگما تلفيق، تركيب و سيستماتيك نمودن مجموعه اي از تكنيكها مي باشد كه هر يك در گذشته به صورت انفرادي مورد استفاده قرار ميگرفتند. پس از درك مراحل مختلف متدولوژي شش سيگما مي توان تفكيك سه گانهاي براي كليه فرايندهاي سازمان به صورت: 1- فرايندهاي ساخت و توليد 2-فرايندهاي خدمات 3- فرايندهاي طراحي و توسعه قايل شد. با در نظر گرفتن اينطبقه بندي، سه برنامه 21 مرحله اي براي بهبود هر يك از اين فرايندها معرفيمي گردد.

منبع : برگرفته از كتاب شش سيگما تاليف دكتر كامران رضايي
كليدواژه : شش سيگما
1- مقدمه

عمدهترين نوآوري شش سيگما تلفيق، تركيب و سيستماتيك نمودن مجموعه اي از تكنيكها مي باشد كه هر يك در گذشته به صورت انفرادي مورد استفاده قرار ميگرفتند. پس از درك مراحل مختلف متدولوژي شش سيگما مي توان تفكيك سه گانهاي براي كليه فرايندهاي سازمان به صورت: 1- فرايندهاي ساخت و توليد 2-فرايندهاي خدمات 3- فرايندهاي طراحي و توسعه قايل شد. با در نظر گرفتن اينطبقه بندي، سه برنامه 21 مرحله اي براي بهبود هر يك از اين فرايندها معرفيمي گردد.
2- فرايندهاي ساخت و توليد

تكنيك هاي متعدد آماري وغير آماري مهندسي كيفيت از آغاز، جهت بهبود فرايندهاي ساخت و توليد به كارگرفته مي شدند. فرايندهاي ساخت و توليد كليه فرايندهايي را كه در صنايعمختلف موجب به وجود آمدن محصولات متعدد مي گردند، در بر مي گيرند. توالي وتركيب تكنيك هاي شش سيگما در 21 گام براي فرايندهاي ساخت و توليد به شرحذيل مي باشد:
شناسايي الزامات بحراني مشتري در مقياس كلان، تعريف قلمروپروژه، شناسايي متغيرهاي كليدي خروجي از فرايند (KPOVs) كه به عنوان سنجههاي پروژه به كار خواهند رفت. تعريف و اندازه گيري هزينه هاي كيفيت و سنجهRTY مرتبط با فرايند تحت بهبود.
شناسايي ‹‹ سهامداران›› كليدي پروژهو تشكيل تيم شش سيگما. ايجاد طرح منشور پروژه و مشخص نمودن نحوه ارائهگزارش هاي پيشرفت پروژه و دفعات ارائه آنها.
تشريح تاثير اجراي پروژه بر فرايند كلي كسب و كار. محاسبات و برآورد هاي مالي پروژه.
منظور نمودن ترتيب به كارگيري تكنيك هاي شش سيگما (21 گام) در نمودار گانت پروژه (طرح پروژه)
گردآوريسنجه هاي پروژه و نمونه گيري از آنها در طول زمان جهت نمايش تغييرپذيريبلند مدت. ايجاد نمودارهاي كنترل KPOVها در سطح 30000 پايي جهت كسب چشماندازي كلان از فرايند.
مشخص نمودن قابليت / عملكرد بلندمدت فرايندبرايKPOV ها و به كمك نمودارهاي كنترل 30000 پايي. محاسبه نسبت معيوبي ها(عدم انطباقها). طبق بندي معيوبي ها در قالب نمودار پارتو.
ترسيم فلوچارت / نقشه فرايند جاري در سطح خرد با جزئيات كامل جهت ايجاد نخستين ايده هاي بهبود.
ايجاددياگرام علت و معلول جهت شناسايي آغازين متغيرهاي موثر بر خروجي فرايند.استفاده از فلوچارت فرايند و نمودار پارتو جهت كمك به شناسايي علل موجوددر دياگرام علت و معلول.
ترسيم ماتريس علت و معلول جهت مشخص نمودنشدت ارتباط ميان متغيرهاي ورودي و KPOV ها، شناسايي آغازين متغيرهاي وروديبه كمك دياگرام علت و معلول صورت مي گيرد.
تجزيه و تحليل سيستم هاياندازه گيريMSA . تحليل مولفه هاي واريانس با در نظر گرفتن تكرارپذيري وتجديد پذيري به موازات ساير منابع نظير ماشين به ماشين.
رتبه بنديمتغيرهاي ورودي به فرايند، به كمك ماتريس علت و معلول و نمودار پارتو و درنهايت تعيين KPIV ها و متغيرهاي كليدي ورودي به فرايند.
پياده سازيFMEAمتمركز. در نظر داشتن نگرش سيستمي به هنگام پياده سازي FMEA و استفادهاز آيتم هاي با رتبه بالا در ماتريس علت و معلول به عنوان خطاهاي بالقوهدر FMEA. ارزيابي طرح هاي جاري كنترل.
گرد آوري داده ها جهت ارزيابي ارتباط كمي ميانKPOV و KPIV ها.
استفاده از ابزارهاي گرافيكي نظيرvaricharts - multi box plotو جهت شناسايي ابتدايي منبع تغييرپذيري و پراكندگيها در فرايند.
انجام آزمون هاي فرض جهت آگاهي از چگونگي اهميت آماري ارتباطها.
به كارگيري تحليل مولفه هاي واريانس جهت تفكيك و درك منابع خروجيتغييرپذيري نظير تغييرپذيري به علت تغييرات روزانه (روز به روز)، بخش بهبخش و يا قطعه به قطعه.
مطالعات دقيق چگونگي تاثير KPIV ها بر KPOV ها به كمك تحليل رگرسيوني و تحليل واريانس.
به كار گيري DOE طرح هاي آزمايشي عاملي و تحليل رويه پاسخ. در طراحيآزمايشها، تعيين و ارزيابي سطوح KPIV ها براساس ميزان كاهش در تغيير پذيريKPOV ها مي باشد. همچنين در طراحي آزمايشها KPIV ها بايد به گونه اي تنظيمگردند كه فرايند نسبت به اغتشاشاتي نظير تغييرپذيري در مواد اوليه،نيرومند گردد.
مشخص نمودن حدود عملكرد بهينه KPIVها به كمك DOE و ساير تكنيك ها.
بازنگري و به روز آوري طرح كنترل، به كارگيري نمودارهاي كنترل 50 پايي جهت شناسايي علل خاصي در KPIV ها.
حصول اطمينان از اثربخشي بهبودهاي اعمال شده در فرايند و همچنين افزايشقابليت / عملكرد فرايند. تهيه گزارشها ي نهايي از پروژه اجرا شده و تشريحمزاياي حاصل از كاهش هزينه ها و يا افزايش سود. پايش و اندازه گيري نتايجحاصله 3 تا 6 ماه پس از تكميل پروژه، جهت اطمينان از ثبات بهبودهاي ايجادشده.
3- فرايندهاي خدمات

دستيابي به درك و تعريفي صحيح ازمعيوبي ها (عدم انطباقها) و گردآوري سنجه هاي روشنگر، مشكلترين موانع برسر راه به كارگيري متدولوژي شش سيگما جهت بهبود فرايندهاي خدمات/ معاملاتمي باشند اينگونه پروژه ها اغلب فاقد داده هاي معتبر مي باشند و همچنيناكثرداده ها وصفي هستند. به طور مثال تعداد معيوبي ها و يا معيارهاي رد /پذيرش. با توجه به مزيت استفاده از داده هاي پيوسته نسبت به داده ها(متغيرهاي) وصفي، بديهي است كه در صورت امكان اينگونه داده ها جايگزينگردند. موضوع مهم ديگر اثرات منفي حاصل از تعريف حدود مشخصه فني مجازيبراي اينگونه فرايندها مي باشد، به تجربه ثابت شده است كه به كار گيرينمودارهاي احتمال و هيستوگرام جهت كمي نمودن قابليت / عملكرد فرايندهايخدمات بر استفاده از حدود مشخصه مجازي، ارجح مي باشند. تحيليل سيستم هاياندازه گيري (MSA) در فرايندهاي خدماتي نيز كاربرد داشته و به هنگاماستفاده از داده هاي وصفي انجام اينگونه تحليل ها جهت مشخص نمودن سهمابزار اندازه گيري در تغييرپذيري كل ضروري مي باشد. آخرين نكته اي كه بايدبه هنگام مواجهه با فرايندهاي سرويس و خدمات مورد توجه قرار گيرد بهرهگيري از تكنيك هاي DOE مي باشد.

بايد آگاه بود كه مزاياي حاصل ازبه كارگيري طراحي آزمايش ها در فرايندهاي ساخت و توليد و سرويس و خدماتيكسان است. كارايي و كيفيت خدمات يك سازمان با طراحي صحيح پارامترهايفرايند هاي خدمات به كمك DOE افزايش قابل ملاحظه اي خواهد يافت. توالي وتركيب تكنيك هاي شش سيگما در 21 گام در فرايندهاي خدمات به شرح ذيل ميباشد:
شناسايي الزامات بحراني مشتري در مقياس كلان، تعريف قلمرو پروژه،شناسايي متغيرهاي كليدي خروجي از فرايند (KPOVs) كه به عنوان سنجه هايپروژه به كار خواهند رفت. تعريف و اندازه گيري هزينه هاي كيفيت و سنجه RTYمرتبط با فرايند تحت بهبود.
شناسايي ‹‹ سهامداران›› كليدي پروژه وتشكيل تيم شش سيگما. ايجاد طرح منشور پروژه و مشخص نمودن نحوه ارائه گزارشهاي پيشرفت پروژه و دفعات ارائه آنها.
تشريح تاثير اجراي پروژه بر فرايند كلي كسب و كار. محاسبات و برآورد هاي مالي پروژه.
منظور نمودن ترتيب به كارگيري تكنيك هاي شش سيگما (21 گام) در نمودار گانت پروژه (طرح پروژه)
گردآوريسنجه هاي پروژه و نمونه گيري از آنها در طول زمان جهت نمايش تغييرپذيريبلند مدت. ايجاد نمودارهاي كنترل KPOVها در سطح 30000 پايي جهت كسب چشماندازي كلان از فرايند.
به جهت عموميت نداشتن كاربرد حدود مشخصه فني(USL ، LSL) براي فرايندهاي سرويس، خدمات و معاملات، عملكرد / قابليتبلندمدت فرايند KPOV ها به كمك نمودار فراواني مشخص مي گردد به طور مثالدر 80 درصد مواقع متغير پاسخ KPOV در فاصله (a , b) قرار مي گيرد. تبديل وتشريح قابليت / عملكرد فرايند KPOV به زبان پول (هزينه / سود). استفاده ازنمودار پارتو جهت طبقه بندي معيوبي ها.
ترسيم فلوچارت / نقشه فرايند جاري در سطح خرد با جزئيات كامل جهت ايجاد نخستين ايده هاي بهبود.
ايجاددياگرام علت و معلول جهت شناسايي آغازين متغيرهاي موثر بر خروجي فرايند.استفاده از فلوچارت فرايند و نمودار پارتو جهت كمك به شناسايي علل موجوددر دياگرام علت و معلول.
ترسيم ماتريس علت و معلول جهت مشخص نمودنشدت ارتباط ميان متغيرهاي ورودي و KPOV ها، شناسايي آغازين متغيرهاي وروديبه كمك دياگرام علت و معلول صورت مي گيرد.
فرايندهاي سرويس، خدمات ومعاملات نيز مانند فرايندهاي ساخت و توليد از مزاياي تحليل سيستم هاياندازه گيري بي بهره نمي باشند. اينگونه مطالعات معمولا به صورت تحليلتوصيفي سيستم هاي اندازه گيري مي باشند.
رتبه بندي متغيرهاي وروديبه فرايند، به كمك ماتريس علت و معلول و نمودار پارتو و در نهايت تعيينKPIV ها و متغيرهاي كليدي ورودي به فرايند.
پياده سازي FMEA متمركز.در نظر داشتن نگرش سيستمي به هنگام پياده سازي FMEA و استفاده از آيتم هايبا رتبه بالا در ماتريس علت و معلول به عنوان خطاهاي بالقوه در FMEA.ارزيابي طرح هاي جاري كنترل.
گرد آوري داده ها جهت ارزيابي ارتباط كمي ميان KPOV و KPIV ها.
استفاده از ابزارهاي گرافيكي نظيرbox plot ، varicharts - multi جهت شناسايي ابتدايي منبع تغييرپذيري و پراكندگيها در فرايند.
انجام آزمون هاي فرض جهت آگاهي از چگونگي اهميت آماري ارتباطها.
به كارگيري تحليل مولفه هاي واريانس جهت تفكيك و درك منابع خروجيتغييرپذيري نظير تغييرپذيري به علت تغييرات روزانه (روز به روز)، بخش بهبخش.
مطالعات دقيق چگونگي تاثير KPIV ها بر KPOV ها به كمك تحليل رگرسيوني و تحليل واريانس.
به كارگيري طرح هاي آزمايش كسري عاملي (DOE) جهت ارزيابي تاثير تغييراتاعمال شده در فرايند. همچنين استفاده از DOE امكان شناسايي اثرات متقابلميان عوامل موجود در فرايند را فراهم مي نمايد.
مشخص نمودن حدود عملكرد بهينه KPIVها به كمك DOE و ساير تكنيك ها.
بازنگري و به روز آوري طرح كنترل، به كارگيري نمودارهاي كنترل 50 پايي جهت شناسايي علل خاصي در KPIV ها.
حصول اطمينان از اثربخشي بهبودهاي اعمال شده در فرايند و همچنين افزايشقابليت / عملكرد فرايند. تهيه گزارشها ي نهايي از پروژه اجرا شده و تشريحمزاياي حاصل از كاهش هزينه ها و يا افزايش سود. پايش و اندازه گيري نتايجحاصله 3 تا 6 ماه پس از تكميل پروژه، جهت اطمينان از ثبات بهبودهاي ايجادشده.
4- فرايندهاي طراحي و توسعه

تكنيك هاي شش سيگما در موقعيتها و فرايندهاي متفاوت قابل استفاده مي باشند. از به كارگيري تكنيك هاي ششسيگما در فرايندهاي توسعه غالبا تحت عنوان DFSS (طراحي براي شش سيگما) ناممي برند. در حوزه DFSS ، كاربرد اندازه گيري فرايند در ارتباط با محصولاتمختلفي كه از فرايند توسعه عبور مي نمايند توصيه مي شود (در صورت امكان).به تفاوت هاي ميان تك تك محصولات مي توان به صورت اغتشاشات در اندازه گيريفرايند توسعه، نگريست. به طور مثال شرايطي را در نظر بگيريد كه اندازهگيري و بهبود آزمايش (تست) عملكرد براي رايانه اي با طرح جديد، مدنظر است.اينگونه موقعيت ها اغلب به صورت فرايند ديده نمي شوند، چرا كه تصور خروجيفرايند به صورت محصولي ملموس، ساده نمي باشد به همين دليل اقدامات اصلاحيبه جاي تمركز بر فرايند توسعه محصول، بر محصول خلق شده تكيه دارند. ناديدهگرفتن اصول فرايندگرايي در اين وضعيت مانع از گردآوري اطلاعات در جهت سنجشاثربخشي متدولوژي جاري كه عهده دار طراحي و توسعه محصولات مي باشند، ميگردد.

اكثر تكنيك هاي شش سيگما در حوزه DFSS قابل استفاده ميباشند. با اين وجود توالي به كارگيري اين تكنيك ها و همچنين نحوه بهكارگيري از آنها در مقايسه با دو نوع فرايند پيشين (1- ساخت و توليد و 2-سرويس و خدمات ) بسيار متفاوت است. به طور مثال طرح هاي آزمايش هاي عامليكسري از قلمرو فرايندهاي ساخت و توليد، ابزاري جهت بهبود و برطرف نمودنمشكلات فرايند مي باشد. در فرايند توسعه، DOE عاملي كسري ساخت يافته بهعنوان يك ابزار كنترل، طراحي محصول با كيفيت بالا را تضمين مي نمايد.توالي و تركيب تكنيك هاي شش سيگما در 21 گام در فرايندهاي طراحي و توسعهبه شرح ذيل مي باشد:
برگزاري جلسات طوفان ذهني، بازنگري محصولات توسعه يافته و حركت به سوي تعيين روش هاي اندازه گيري عملكرد فرايندهاي توسعه محصول.
بهكارگيري QFD جهت شناسايي و تعريف الزامات مشتري. شناسايي KPOV ها كه بهعنوان سنجه هاي پروژه به كار خواهند رفت. اندازه گيري هزينه هاي كيفيت وسنجه RTY مرتبط با فرايند توسعه تحت بهبود.
شناسايي ‹‹ سهامدارانكليدي›› كليدي پروژه و تشكيل تيم شش سيگما. ايجاد طرح منشور پروژه و مشخصنمودن نحوه ارائه گزارش هاي پيشرفت پروژه و دفعات ارائه آنها.
تشريحتاثير اجراي پروژه بر فرايند كلي كسب و كار. محاسبات و برآورد هاي ماليپروژه. طرح ريزي متدولوژيي جهت برآورد و تخمين سودآوري درازمدت پروژه. ميتوان از نتايج حاصل از تحليل هاي DOE جهت اينگونه برآوردها بهره گرفت.
منظور نمودن ترتيب به كارگيري تكنيك هاي شش سيگما (21 گام) در نمودار گانت پروژه (طرح پروژه)
گردآوريسنجه هاي پروژه و نمونه گيري از آنها در طول زمان جهت نمايش تغييرپذيريبلند مدت. ايجاد نمودارهاي كنترل KPOVها در سطح 30000 پايي جهت كنترل KPOVهايي نظير زمان سيكل توسعه، تعداد شكايات مصرف كننده ها و نرخ بازگشتسرمايه محصول (ROI) نمودارهاي كنترل 30000 پايي مي توانند مواقعي را كهعلل خاص باعث ايجاد تفاوت هايي در محصولات توسعه يافته يك فرايند توسعه ميشوند، شناسايي نمايند. و همچنين هنگاميكه متغيرهاي پاسخ مرتبط با محصولاتمختلف در داخل حدود كنترل قرار گيرند، تفاوت هاي ميان محصولات توسعهيافته، به عنوان علل عام و اغتشاشات فرايند توسعه در نظر گرفته مي شوند.
حدودمشخصه فني (LSL , USL) در اندازه گيري فرايند توسعه نيز همانند فرايندهايسرويس و خدمات كاربرد ندارد. بنابراين قابليت / عملكرد بلند مدت فرايندتوسعه به كمك نمودار فراواني هيستوگرام KPOV مربوط تشريح مي گردد. به طورمثال در 80 درصد مواقع زمان سيكل توسعه يك محصول ميان 6.1 و 9.2 ماه قراردارد و يا در 80 درصد مواقع تعداد نقص هاي گزارش شده يك محصول فروخته شدهمي باشد (اين نقص ها توسط مصرف كنندگان به اطلاع توليد كننده مي رسد) سپساينگونه نقص ها و يا عدم انطباق ها به كمك نمودار پارتو طبقه بندي گشته وهمچنين هزينه رخداد آنها مشخص مي گردد.
ترسيم فلوچارت / نقشه فرايند جاري در سطح خرد با جزئيات كامل جهت ايجاد نخستين ايده هاي بهبود.
ايجاددياگرام علت و معلول جهت شناسايي آغازين متغيرهاي موثر بر خروجي فرايند.استفاده از فلوچارت فرايند و نمودار پارتو جهت كمك به شناسايي علل موجوددر دياگرام علت و معلول.
ترسيم ماتريس علت و معلول جهت مشخص نمودنشدت ارتباط ميان متغيرهاي ورودي و KPOV ها، شناسايي آغازين متغيرهاي وروديبه كمك دياگرام علت و معلول صورت مي گيرد.
رتبه بندی متغیرهای ورودیبه فرایند، به کمک ماتریس علت و معلول و نمودار پارتو و در نهایت تعیینKPIV ها (متغیرهای کلیدی ورودی به فرایند).
پیاده سازی DFMEA (FMEAطراحی) که در آن علل بالقوه خطا، اجزای طراحی می باشند و همچنین کاربردFMEA با در نظر داشتن نگرش سیستمی و استفاده از آیتم های با رتبه بالا درماتریس علت و معلول به عنوان خطاهای بالقوه در FMEA ، ارزیابی طرح هایجاری کنترل. سیستمهای اندازه گیری در چارچوب FMEA باید مدنظر قرار گرفته ودر صورت امکان تجزیه و تحلیل سیستمهای اندازه گیری (MSA) انجام پذیرد.
گردآوری داده ها جهت ارزیابی ارتباط کمی میان KPOV ها و KPIV ها.
در صورت وجود داده های کافی از محصولات توسعه یافته پیشین از ابزارهایگرافیکی نظیر plot box و multi-vari charts جهت شناسایی آغازین منابعتغییرپذیری در فرایند جاری توسعه استفاده می شود.
در صورت وجود داده های کافی از محصولات توسعه یافته پیشین. آزمون های فرض جهت آگاهی از میزان اهمیت آماری ارتباطها صورت می گیرند.
در صورت وجود داده های کافی از محصولات توسعه یافته پیشین، مطالعه دقیقچگونگی تاثیر KPIV ها بر KPOVها به کمک رگرسیونی و تحلیل واریانس صورت میگیرد.
به هنگام وجود داده های کافی از محصولات توسعه یافته پیشین،مطالعه دقیق چگونگی تاثیر KPIV ها بر KPOV ها به کمک تحلیل رگرسیونی وتحلیل واریانس صورت می گیرد.
پیاده سازی طرح های آزمایشی کسری عاملیدر DOE، تستهای عملکردی رد / قبول و تحلیل رویه پاسخ جهت ارزیابی KPOV هابا در نظر گرفتن فاکتورهایی که به طراحی، ساخت و تولید و تامین کنندگانمربوط می شوند. استفاده صحیح از تکنیک های DOE به عنوان جایگزین و یا مکملتست های قابلیت اطمینان پیش از تولید انبوه به هنگام ضعف این گونه تستهادر پیش بینی نرخ رخداد خطا در محصولات آینده. DOE در فرایند توسعه بهعنوان یک متدولوژی کنترل کاربرد فراوان دارد.
مشخص نمودن حدود عملکرد بهینه KPIV ها به کمک DOE و سایر تکنیک ها.
بازسازی و به روزآوری طرح کنترل، بیاید آگاه بود که آزمایش های کسریعاملی، تست های عملکردی رد/قبول و ارزیابی های متعدد قابلیت اطمینان،عناصر اصلی تشکیل دهنده طرح کنترل در فرایند توسعه محصول می باشند. همچنینبهره گیری از مشاوره سازمان های تحقیق و توسعه در مواقع لزوم از جملهمواردی است که باید در قالب طرح کنترل مورد توجه قرار گیرد.
حصولاطمینان از اثربخشی بهبودهای اعمال شده در فرایند، پایدارسازی فرایند وهمچنین افزایش قابلیت / عملکرد فرایند. تهيه گزارشها ي نهايي از پروژهاجرا شده و تشريح مزاياي حاصل از كاهش هزينه ها و يا افزايش سود. پايش واندازه گيري نتايج حاصله 3 تا 6 ماه پس از تكميل پروژه، جهت اطمينان ازثبات بهبودهاي ايجاد شده.