پرسش رایجترین مهارت در روابط بین فردی
تجسمگفتگو بدون پرسش و پاسخ دشوار است.این دو نه تنها راهی برای شروع گفتگوهستند،بلکه انجام آن را خیلی آسانتر می سازند و اهداف مختلفی را برآوردهمی سازند.:استرنسسروم(ص304، 1988)
مقدمه:
پرسیدن متداولترین و درعین حال ساده ترین مهارت هاست.جمع آوری اطلاعات،برقراری ارتباط از مهمتریناهداف استفاده از این مهارت هستند.پرسش ها می توانند به صورت کلامی یاغیرکلامی باشند؛مثلا بیان جمله ی "می توانید بیشتر توضیح دهید؟" نشانگراین است که از طرف مقابل انتظار داریم صحبت خود را ادامه دهد(علایمکلامی)؛یا هنگامی که در جمعی صحبت می کنیم پس از اینکه از شخصی سئوالپرسیدیم،می توانیم با اشاره چشم وسر این سئوال را از دیگران بپرسیم.مع ذلکپرسش های غیر کلامی کمتر به تنهایی در تعاملات به کار می روند و بیشترهمراه پرسشهای کلامی مانند پایین یا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده میشوند.
کارکرد های پرسش:
پرسش به فراخور بافت تعامل،کارکردهای مختلفیدارد که نوع پرسش تعیین کننده ی میزان تحقق این کارکردهاست از طریق اینمهارت می توان نیازهای شخص مقابل را شناسایی و آنها را برآورده ساخت مانندیک بازاریاب،فروشنده یا حتی یک پزشک. اما کارکردهای اصلی پرسش عبارتند از:
)کسباطلاعات 2)کنترل تعامل 3)ایجاد علاقه و کنجکاوی 4)تشخیص مشکلات طرف مقابل5)ابراز علاقه به طرف مقابل 6)تعیین نگرشها،عقایدواحساسات طرف مقابل 7)بهحداکثر رساندن فعالیت طرف مقابل 8)سنجش میزان دانش پاسخ دهندگان 9)تشویقتفکر انتقادی و ارزیابی 10)تشویق اعضای گروه به اظهار نظر در مورد پاسخهای دیگران 11)جلب توجه اعضای گروه از طریق پرسش های غیر مترقبه.(اونهارجی ص113، 1994)
البته باید گفت از پاسخ ها مشخص می شود که آیا بهاهداف خود دست یافته ایم یا خیر.بنابراین مفید بودن پرسش به مفید بودنپاسخ آن بر می گررد.
انواع پرسش:
پرسش ها با توجه به زمان،مکان ونحوه ی به کارگیری طبقه بندی می شوند،به عبارتی نوع پرسش ها درمشاوره،طبابت،مصاحبه،بازاریابی متفاوت است. حال به بررسی بعضی از این دستهها می پردازیم:
1)پرسش های هدایت کننده:با مطرح نمودن اینگونهسئوالات،از شخص مقابل انظار پاسخی خاص و معینی داریم.به بیان دیگر اینپرسش ها،پاسخ دهنده را به سوی پاسخ مورد نظر هدایت می کنند.از کاربرد هایاین نوع پرسش می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف)شروع تعامل:ایندسته از پرسش های هدایت کننده برای شروع گفتگوهای اجتماعی کاربرد دارند واز ویژگی های آن می توان به داشتن پاسخی معین و معمولا صحیح اشارهنمود.مثلا"چه روز سردی است؟"
ب)تحت فشار قرار دادن شخص مقابل:اینگونهاز پرسش ها بدون توجه به احساسات و افکار پاسخ دهنده با تحت فشار قراردادن او،فقط دارای یک جواب است.مثلا"طرفدار کمونیست که نیستید؟"
ج)پرسشهای جهت دار:اینگونه پرسش ها به نحوه ی بیان بسیار تاکید می کنند. هدفاستفاده از اینگونه سئوالات ،تغییر جواب با بهره گیری از بازی لغاتاست.مانند پژهشی که در مورد داروهای ضد درد انجام شد.در این تحقیق ازآزمودنیها در دو گروه سئوالات زیر مورد پرسش قرار گرفت.
(Aآیا اغلب سر درد دارید ودر این صورت هر چند مدت یکبار؟
(Bآیا گاهی سر درد دارید،در این صورت هر چند مدت یکبار؟
برایسئوال Aکه با "اغلب" مورد بیان قرار گرفته بود،عدد 2/2 در هفته گزارش شد وبرای سئوال B که با "گاهی" بیان شده بود،عدد بدست آمده 7/0 در هفته بود.
با نظر به مطالب فوق نتیجه می گیریم:استفاده درست از کلمات در پرسش ها باعث کسب پاسخ مورد نظرمان می شود.(لافتوس،1975)
2)پرسشهای مرکب:اینگونه از سوالات از ترکیب چند سئوال تشکیل می شوند.این پرسش هاوقتی مفید هستند که علی رغم کمبودوقت،باید از طرف مقابل جوابی بگیریم.امااغلب پرسش های مرکب باعث گیجی و سردرگمی پاسخ دهنده می شود؛چراکه او نمیداند،اول به کدام یک پاسخ دهد.
مثلا:"امروز وقت آزاد دارید؟بریم سینما؟اصلا فیلم دوست دارید؟"
3)پرسشهای تسجیلی:در این گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نمیرود،زیراخود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد.هدف از بیان این نوع پرسش جلب توجه وجذب مخاطب و همچنین یادآوری اطلاعات توسط آنان می باشد.مانند"کیست که خدارا نشناسد؟"
4)پرسش های غیر کلامی:سئوالات غیرکلامی از طریق حالات وحرکات چهره و بدن مطرح می شوند.کاربرد این پرسش زمانی است که به علت کمبودوقت یا دلایل دیگر،نیاز است صحبت های شخص مقابل قطع نشود.مانند بالا بردنابروها و بیان کلمه ی "اهوم" که شخص مقابل را به ادامه ی تعامل ترغیب میکند.(کریس کول،1995)
نتیجه گیری:
آگر درصدد به دست آوردن اطلاعات،عقاید و حتی حقایقی هستید،باید سئوالات خود را با لحنی غیرمغرضانه
مطرحکنید تا در طرف مقابل حساسیت ایجاد نکند.طرف تعامل تنها زمانی مایل است ومی تواند اطلاعات مورد نیازتان را ارائه نماید که به اندازه کافی احساسآرامش کند.پس باید اینطور بیان نمود طرح پرسش بجا و مناسب یک هنر است،هنریکه با علم و تجربه حاصل می شود.
منابع:1)مهارت اجتماعی در ارتباطات میان فردی؛اون هارجی؛خشایار بیگی،مهرداد فیروز بخت 1384
2)مجله موفقیت،،سال دهم،نیمه دوم تیر 87،شماره 146
3)crystal clear communication;cole,kris 1995
4)Question in conversation;stenstrom,A 1988