یادگیری الکترونیک ; تغییر پارادایم در مدیریت منابع انسانی
برمبناي آمار منتشر شده در آمريكا از هر دلاري كه براي يادگيري هزينهميشود، 40 درصد صرف هزينه رفت و آمد ميشود. كافي است در كنار هزينه رفتو آمد، هزينههاي مربوط به تأمين فضا و تجهيز كلاسهاي حضوري نيز اضافه شودتا يكي از ابعاد ارزش آفريني رويكرد «يادگيري الكترونيك» نمايان گردد؛يادگيري الكترونيك به ميزان قابل توجهي هزينههاي سرمايهگذاري اوليه(مراكز آموزشي) و جاري (استاد و دانشجو) را كاهش ميدهد و توسعه سريع واقتصادي يادگيري به مناطق دوردست را امكانپذير ميسازد. بدين ترتيب منافعچهار ذينفع اصلي ”يادگيري“ يعني «دانشجو، استاد، سازمانهاي آموزشي وجامعه» به نحوي مؤثرتر تأمين ميشود. رويكرد يادگيري الكترونيك در دنيا بهسرعت در حال رشد است. براساس گزارش ” تحليلگران صنعت جهاني“، حجم بازاريادگيري الكترونيك در سال 2007 بالغ بر 17 ميليارد دلار بوده و تا سال2010 براي آن رشد ساليانهاي بالاتر از 25 درصد پيشبيني شده است.شيوههاي گوناگون براي يادگيري الكترونيك وجود دارد كه از آن جمله استفادهاز نوار ويدئو، نوار صوتي، CD كامپيوتري، ويدئو كنفرانس و دورههاياينترنتي قابل ذكر است. 85 درصد دورههاي يادگيري الكترونيك از طريقاينترنت و 55 درصد آن از طريق ويدئو كنفرانس انجام ميشود. سابقهدورههاي اينترنتي در دنيا به اوايل دهه 1980 باز ميگردد. اولين دانشگاهمجازي دنيا در سال 1977 با همكاري 100 دانشگاه در كاليفرنيا تأسيس شد.امروز تقريباً تمام دانشگاههاي معتبر دنيا برخي از دورههاي خود را بهصورت اينترنتي ارائه ميكنند. در ايران نيز سابقه آموزشهاي رسمي اينترنتيبه سال 1380 باز ميگردد. زماني كه دانشگاه تهران تعداد 9 درس را برايدانشجويان روزانه به صورت برخط (Online) ارائه داد. امروز بيش از بيستدانشگاه بزرگ كشور دورههاي آموزش اينترنتي ارائه ميدهند كه در اين مياننام دانشكده مجازي علوم حديث و دانشگاه مجازي فرهنگ و معارفاسلامي دركنار دانشگاههاي فني كشور مانند دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه علم و صنعت،دانشگاه صنعتي اميركبير و همچنين دانشگاههاي بزرگي مانند دانشگاه تهران ودانشگاه آزاد نشانه هشياري و توجه همه جانبه مراكز آموزش عالي كشور به اينرويكرد مهم است. سازمان رشد وزارت آموزش و پرورش نيز با اجراي طرحي، برايمقاطع راهنمايي تا دبيرستان دورههايي را به صورت اينترنتي ارائه ميكند.در كنار مراكز آموزشي، صدها شركت خصوصي نيز توليد ابزار، محتوا و ارائهخدمات آموزشي بر خط (اينترنتي) را محور فعاليت خود قرار دادهاند. هر چندشرايط خودجوش و رو به توسعه يادگيري الكترونيك در كشور نويد بخش همگاميسازمانهاي رسمي و غيررسمي به اين رويكرد است، اما موانع و عوامل بازدارندهاين توسعه نيز در جاي خود قابل تأمل است. براساس آمار سرشماري سال 1385كشور تنها 3/22 درصد خانوادههاي ايراني داراي رايانه هستند و تنها 3/12درصد آنان به اينترنت دسترسي دارند. اين نسبت براي برخي از استانهاي كشوربه كمتر از 10 درصد سقوط ميكند. جمعيت 40 درصدي روستانشين با ميزاندسترسي 8/1 درصد به اينترنت نيز بايد به عنوان بخش مهمي از جمعيت كشور كهنيازمند توسعه و يادگيري هستند مورد نظر قرار گيرد. محدوديت عناوين وكيفيت محتواي الكترونيك به زبان فارسي نيز يك عامل بازدارنده ديگر به شمارميآيد. اين موضوع در كنار محدود بودن تعداد استادان و مدرساني كه آمادگيفني و انگيزه فعاليت در اين حوزه را داشته باشند قابل تأمل است. اينهابرخي مواردي هستند كه سرعت و فراگيري توسعه اين رويكرد را محدود ميسازد.قواعد يادگيري و توسعه منابع انساني به سرعت در حال تغيير است. قواعد جديديادگيري الكترونيك هر روز بخشي از وعدههاي ارزشآفرين خود را محققميسازد و گامي ديگر قواعد آموزشهاي سنتي را به حاشيه ميراند. دير يا زودپارادايم جديد به جاي پارادايم فعلي يادگيري مينشيند و فرصتها و تهديداتجديدي را به همراه خود ميآفريند. در اين شرايط سه سؤال اساسي پيش رويقرار دارد: سؤال اول: چه كساني ميتوانند از اين فرصتها استفاده كنند؟تنها كساني ميتوانند از اين فرصتها بهره جويند كه آمادگي و قابليتهايلازم را فراهم كرده باشند. فرصت به صورت بالقوه براي همگان وجود دارد وليتنها براي كساني به فعليت ميرسد كه امكان استفاه از آن را دارا باشند. درنقطه مقابل، سازمانها و افرادي كه نسبت به اين موج جديد از تحولات بنيادينقواعد بياعتنا باشند، هدف اصلي خسارات نهفته در تهديدات اين پارادايمجديد خواهند بود. اين مفاهيم از منطق عمومي تغيير پارادايمها نشأتميگيرد. سؤال دوم: اينكه آيا بدون توجه به پارادايم جديد يادگيري و تنهابا اتكاء به روشهاي سنتي ميتوان به جايگاه علمي برتر منطقه به عنوان يكهدف اساسي در سند چشمانداز كشور دست يافت؟ پاسخ اين سؤال از روش استنتاجمنطقي دشوار و مستلزم توجه جديتر به ابعاد اين موضوع است، ولي يك احساسعمومي اين برداشت را در بردارد كه برتري در جايگاه علمي نيازمند استفادهاز قواعد مؤثرتر يادگيري (و ياددهي) خواهد بود. سؤال سوم: اين است كه چهبايد كرد؟ اين نگارنده در مقام و درصدد ارائه يك الگوي راهگشا در ايننوشتار نيست، ولي چند ايده ميتواند محورهاي اساسي ذهن او را بر خوانندهبگشايد: -1 آماده ترين كنشگران اين حوزه، دانشجويان و طلبههايي هستند كهشوق يادگيري دارند. توصيه ما به اين افراد است كه تجربه شيوههاي يادگيريالكترونيك را جزئي از موضوعات يادگيري خود قرار داده و بدين ترتيب خود رابا فضاي دانشجويي و طلبگي فردا پيوند دهند. -2 آمادگي استادان و مدرساناين حوزه براي پذيرش و فعال شدن در پارادايم جديد، يك پيشرانه بسيار مؤثراست. بايد موانع موجود با عزم و جسارت حاصل از روحيه والايش علمي شكستهشود، در غير اين صورت سرنوشت آنان به پارادايم گذشته گره ميخورد. -3دانشگاهها و مراكز آموزشي امروز يادگيري الكترونيك را يك مفهوم جديد وقابل تجربه ميدانند. اين خوب است، ولي كافي نيست، اگر آنان اين تغييرپارادايم را به درستي درك كنند، بايد اين مقوله را استراتژي سازمان خودقرار دهند و منابع مادي و معنوي خود را براي بهرهگيري از فرصتهاي آنبسيج نمايند. اين كار تنها بر روي كاغذ فايدهاي ندارد، بلكه بايد بهبرنامه عملياتي و ساليانه تبديل شود، هدفگذاري گردد و به حركت ملموسسازماني منجر شود. -4 حكومت چه وظيفهاي در اين قبال دارد؟ تحقق اهدافبلند چشمانداز كشور بر عهده كارگزاران حكومتي است. توسعه زيرساختهاي فنيو فرهنگي، توسعه آمادگي عمومي فناوري اطلاعات و وضع و اجراي قوانين حمايتياز شركتهاي دولتي و خصوصي فعال در اين حوزه، اقداماتي ضروري و قابل توصيهاست. اين قطره كه سيرابي نزايد، شايد كه تشنگي فزايد