عنوان مقاله: نقش فناوري اطلاعات در برنامه ريزي منابع سازمان
مولف/مترجم: دکتر محمد تقوي فرد ، محسن زاهدي اديب ، مصطفي ترابي
موضوع: برنامه ريزي / فناوري اطلاعاتIT
سال انتشار(ميلادي): 2007
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره 186

چکيده:
يکياز آخرين فناوريهاي اطلاعاتي در زمينه تحول سازمانها، سيستم برنامه ريزيمنابع سازمان (ERP=ENTERPRISE RESOURCES PLANNING) است. هدف اصلي در اينفناوري، نفوذ فناوري اطلاعات در تمامي مراحل فعاليتهاي يک سازمان يا بنگاهاقتصادي است تا منابع مختلف بتوانند با يکديگر و رعايت تبادلات منطقي بينهم، خروجي يکپارچه اي را ارائه کنند. در اين مقاله به بررسي سيستم نقشفناوري اطلاعات در برنامه ريزي منابع سازمان مي پردازيم. در مورد سيرتکاملي ERP توضيح مختصري مي دهيم، در ادامه کارکردها و روشهاي اجرا،مزاياي پياده سازي ، تعامل و سازگاري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان باتجارت الکترونيک و جايگاه آن در لايه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتيمطالبي ذکر ميشود و سپس به بررسي توسعه برنامه ريزي منابع سازمان و نقشIT در توسعه ERP و شکل گيري ERP توسعه يافته (ERPII) مي پردازيم. در خاتمهنيز به دلايل شکست پروژه هاي برنامه ريزي منابع سازمان و موانع اصلي موجوددرپياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان اشاره مي شود.




مقدمه
سيستمهاي اطلاعاتي کارا و يکپارچه که بتوانند همه فعاليتها و وظايف موجود در يکسازمان را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات لازم و ضروري را بموقع در اختياراستفاده کنندگان آن قرار دهند، از ابزار هاي مفيدي هستند که سازمانها برايافزايش قابليتهاي خود، بهبود عملکرد، تصميم گيري بهتر و دستيابي به مزيترقابتي از آن استفاده مي کنند. در اين ميان سيستمهاي ERP از آخرينابزارهاي مديريتي است که قادر است اطلاعات موجود در سازمان را با استفادهاز IT در تمام حوزه هاي فعاليت سازمان به طور يکپارچه و منسجم جمع آوريکند و اين اطلاعات و نتايج حاصل از آن را در اختيار استفاده کنندگان آن درسطوح مختلف سازمان قرار دهد. اين سيستم ها را ميتوان جزء ثمره هاي جديددر زمينه IT در يک دهه گذشته دانست که با پيشرفت مداوم در اين زمينه بسرعتدر حال دگرگوني و تکامل است.
تعريف سيستم برنامهريزي منابع سازمان
براي ERP تعاريف متعددي ارائه شده است که تقريبا همه يک مفهوم را بيان ميکنند. براي نمونه در ادامه به چند مورد اشاره مي شود:
ERPيک راه حل سيستمي مبتني بر فناوري اطلاعات است که منابع سازمان را توسط يکسيستم به هم پيوسته با سرعت، دقت و کيفيت بالا در کنترل مديران سطوح مختلفسازمان قرار مي دهد تا به طور مناسب فرايند برنامه ريزي و عمليات سازمانرا مديريت کنند.
ERP ترکيبي از انسان، فناوري و فرايند هاست. يک فرايندپيچيده است که در کشورهاي در حال توسعه مانند چين که داراي سرمايه هايفراوان و همچنين داراي باز مهندسي (مهندسي مجدد) فرايند کسب و کار زيادياست، توسعه پيدا کرده است .
سيستم هاي ERP در واقع نرمافزارهاييهستند که داده هاي موجود در سراسر يک سازمان را يکپارچه ميسازند و درزمان مناسب در اختيار کاربراني قرار مي دهند که به آن نياز دارند. چنينسيستمي به تمامي افراد يک مجموعه اجازه مي دهد تا با هماهنگي با هم کارکنند، حتي اگر ميان آنها مرز هاي جغرافيايي وجود داشته باشد. به اينترتيب، ERP محيطي براي بهبود عملکرد تجاري و کسب مزيت رقابتي فراهم مي کند.


تاريخچه برنامه ريزي منابع سازمان
ظهورERP را بايد دهه 1960 ميلادي دانست که عمده تاکيد آن در اين دوران افزايشدرآمد و تقويت کسب و کار از طريق يکپارچه سازي فرايند ها و عملکرد ها بود،ولي در سال 1972 پنج تن از مديران IBM جهت تکامل و پياده سازي مفاهيم ERPاز سمت خود استعفا دادند و شرکتي با عنوان SAP را که به عنوان نخستين شرکتتوسعه و اجراي نرم افزارهاي خاص ERP بود، تاسيس کردند و هم اکنون نيز دراين زمينه فعاليت دارند.

با ظهور برنامه ريزي منابع سازمان درحوزه توليد، تمامي سيستم هاي توليدي تحت پوشش قرار گرفتند. بخشها،فرايندها و وظايف مختلفي از جمله کنترل کيفيت، نگهداري و تعميرات،حسابداري و مالي و ... به سيستم هاي توليدي متصل شدند و برنامه ريزي منابعسازمان به عنوان حد فاصل سيستم هاي مديريت زنجيره تامين و مديريت ارتباطبا مشتري مطرح شد. اين سيستم بيش از آنکه عنوان جديدي براي MRPII باشد، بهعنوان سطح بعدي در سطوح تکاملي سيستم هاي کامپيوتري طراحي شده برايپشتيباني از عمليات سازمان مطرح است. اين سيستمها، علاوه بر ويژگيهاياضافي، يکپارچهسازي بهتري از بخشهاي MRPII دارند. ويژگيهاي اضافهشده به برنامه ريزي منابع سازمان، معمولا شامل مديريت منابع انساني،سيستم هاي پرداخت حقوق و دستمزد، کنترل اسناد و مدارک، کنترل کيفيتو گاهي نگهداري و تعميرات ميشود.
در سال 1995، مقوله اينترنتوارد ERP شد و در سالهاي 1998 تا 2000، تبادل الکترونيک اطلاعات و ERP بايکديگر پيوند خوردند. در سال 2000 سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان تحتوب توسعه يافتند که از فناوري چند لايه اي در معماري سيستم اطلاعاتيپشتيباني مي کردند .
امروزه هم سيستم هاي جديدي با عنوان ERP II درحال توسعه هستند که اساس آنها وب است و تمرکز بسيار زيادي بر حمايت از بخشمديريت زنجير? تامين دارند و عملا در تعريف امروز ERP، آن را کاملا مرتبطو جدايي ناپذير از مديريت زنجيره تامين تعريف مي کنند.


کارکردهاي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
بهطورکلي نميتوان استاندارد ويژهاي براي کارکردهاي يک نرمافزاربرنامهريزي منابع سازمان ارائه داد؛ چرا که اغلب بهطور خاص براي هرسازمان تهيه ميشوند و حتي در صورتي که بهفروش برسند، نياز بهتغيير و هماهنگسازي با موسسه و کسب و کار ويژه آن دارند. از اين رو،ممکن است بعضي از نرمافزارها که بهعنوان بهترين گزينه برايبرخي موسسهها استفاده ميشوند، تنها بعضي از کارکردهاي مطرح شده رادر برداشته باشند و يا اينکه برخي با داشتن تمامي کارکردهاي مطرح،باز هم در پاسخگويي و برآورده ساختن نيازهاي يک موسسه ناتوانباشند. با اين حال، عمده کارکردهاي برنامه ريزي منابع سازمان راميتوان به شرح زير دستهبندي کرد:
1 - توزيع و فروش: کارکردهاي توزيع و فروش به دو گروه کلي زير تقسيم ميشوند:
الف- اتوماسيون نيروي فروش: کارکردهايي را براي انجام فرايندهاي فروش- مانند مديريت قرارداد، پيشبيني فروش و مديريت سفارش- در اختيارسازمان قرار ميدهد تا با ارائه دسترسي بيدرنگ به اطلاعات فروش،وظايفي چون ورود سفارش، تحويل و صدور صورتحساب و...، همگي بهبوديابند.
ب - مديريت ارتباط با مشتري: ارتباطات ميان مشتري وشرکت را، شامل انتخاب محصول، خريد، دريافت شکايات، خدمات پس ازفروش و بازاريابي، بهسوي يک سيستم تحت مديريت سوق مي دهد.
2 -برنامهريزي توليد: اين بخش از نرمافزار با کاهش دورههايبرنامهريزي، ارائه اطلاعات بهروز و افزايش بهرهوري فرايندهايکاري، قابليت تحويل سريع را براي موسسه فراهم ميکند. چنينشيوهاي قابليت بهکارگيري در صنايع مختلف را داراست. يکپارچهسازيبخش پشتيباني فروش با ساير بخشهاي زنجيره تامين، اين اطمينان راايجاد ميکند که کليه تبادلات مربوط به فرايند پشتيباني - از تدارکمواد و انبارداري تا فروش و توزيع - بهشکلي بهينه تنظيم شوند.
3- تهيه و تدارک مواد: بخش پشتيباني تدارک که بعضاً با عناوينمديريت مواد يا مديريت انبار يا حتي مديريت زنجيره تامين نيزشناخته ميشود، دامنهاي وسيع از توابع يکپارچه را در اختيار داردکه سبب بهينهسازي خريد، مديريت موجودي و عمليات انبار ميشوند.سطح بالاي اتوماسيون در اين بخش، انجام فعاليتهاي زمانبري همچونتعيين منبع بهينه تامين، تحليل و محاسبه قيمت خردهفروشها، صدورسفارشهاي خريد، مديريت فرايند واگذاري اختيار براي تقاضاهاي خريد وپردازش صورتحساب پرداخت را بسيار سادهتر ميکند.
4 - مديريتسازمان و منابع انساني: اين نوع کارکرد در برگيرنده توابعي نظيرمديريت کارکنان، پردازش وقايع تجاري، پردازش مديريت سازمان، پردازشپرداخت و مديريت حقوق و دستمزد است. برنامههاي کاربردي گوناگوني دراين بخش، براي تسهيل وظايفي چون استخدام، برنامهريزي توسعهکارکنان و ايجاد مشخصههاي شغل و سياهههاي تاييد صلاحيت، طراحيميشوند.
5 - برنامهريزي و کنترل تجاري: اين بخش در برگيرندهکارکردهاي کنترل هزينه، تحليل سودآوري، حسابداري مرکز سود و مديريتهزينه است. بسته به نوع موسسه، کنترل هزينه محصول شامل دوفرايند هزينهيابي سفارش محصول و کنترل موجودي هزينه است.هزينهيابي محصول، دربردارنده تخمين هزينههاي مواد يا هزينههايموجودي، پيش از بهجريان افتادن يک سفارش ساخت است. اين بخشکاربردي، ابزاري براي برنامهريزي هزينهها و تعيين قيمتهاست کههزينه کالاهاي توليدي و نيز کالاهاي فروخته شده را براي هر محصولمحاسبه ميکند.
موارد فوق، کارکردهاي يک نرمافزار نمونه برنامه ريزي منابع سازمان بودند که بهصورت خلاصه شرح داده شدند.


روشهاي اجراي پروژه برنامه ريزي منابع سازمان
سه روش متداول براي اجراي يک برنامه ريزي منابع سازمان وجود دارد:
_انفجار بزرگ :اين روش بلندپروازانهترين و سختترين راه ايجاد يک ERP است.در اين روش موسسه يکباره همه سيستمهاي قديمي خود را کنار ميگذارد و يکسيستم ERP در تمام موسسه راه مياندازد. هرچند روزگاري اين روش بر ايجادERP ها حکم فرما بود، امروزه کمتر از آن استفاده ميشود. واداشتن همه بهپذيرش سيستم جديد به طور يکدفعه و همزمان، کاري مهيب است، چون سيستم جديدهيچ مدافعي ندارد. هيچ کس در موسسه تجربه کار با آن را ندارد، بنابراينهيچ کس اطمينان ندارد که سيستم جديد کارش را درست انجام ميدهد.
_راهبرد انتخابي : اين روش به شرکتهاي بزرگ توصيه ميکند خيلي از فرايندهارا بين بخشهاي مختلف به اشتراک نگذارند، بلکه در هر بخش نسخه اي مجزا ازERP نصب شود و تنها از طريق برخي فرايندهاي خاص (مانند نگهداري اطلاعاتمالي) مشترک باشند. اين متداولترين راه است. در اين حالت هر بخش از سازماننسخه خاص خودش از ERP را دارد که سيستمي جدا با پايگاه دادهاي جداست.اين سيستم ها تنها از طريق به اشتراک گذاشتن اطلاعات لازم براي به دستآوردن تصويري کلي از کار همه واحدهاي موسسه (مثلا سود واحدهاي مختلف) بههم مربوط ميشوند، يا از طريق فرايندهايي که در همه بخشها تقريبا يکسانهستند. (مثلا مديريت منابع انساني) در اين روش ابتدا يکي از بخشها که صبرو حوصله بيشتري دارد و درصورت پيش آمدن اشکال به اصل تجارت ضربه نميزند،براي راه اندازي يک سيستم آزمايشي انتخاب و پس از رفع نقايص ERP در اينبخش، کار روي بخشهاي ديگر آغاز ميشود. برنامهريزي براي اين روش بلند مدتاست.
_ فروکوفتن: در اين روش، ERP طراحي را ديکته ميکند و تمرکز تنهاروي تعداد کمي از فرايندهاي کليدي است. اين روش بيشتر براي موسسات کوچکيمناسب است که ميخواهند با ايجاد ERP رشد کنند. در اين روش، هدف، راهاندازي سريع ERP است و جدا شدن از روشهاي پيچيده مهندسي مجدد، با استفادهاز فرايندهاي از قبل حاضر شده. موسساتي که ERP را اينگونه به خدمتگرفتهاند، نميتوانند ادعا کنند، برگشت سود زيادي از سيستم جديدبردهاند. اغلب آنها از اين سيستم به عنوان زيربنايي براي کوششهاي بعدياستفاده ميکنند. چنين سيستمي فقط کمي از سيستم هاي قديمي بهتر است، چونکارکنان را وادار به تغيير هيچ يک از عادات قديميشان نميکند.
يکي ازموثرترين روشهاي اجراي ERP، استفاده از تجربيات شرکتهاي موفق و پيشرو دراين زمينه است. آشنايي با تجربيات صدها شرکت برتر در اقتصاد جهاني و بهکارگيري هزاران روش و فرايند نوين، موجب گشايش بسياري از گره هاي کنونيسازمانها و ايجاد روشهاي جديد به منظور پيوستن به جمع پيشروان فناورياطلاعات و استفاده کننده از فناوريهاي مهندسي مجدد و سپس مديريت روابطمشتري و برنامه ريزي منابع سازمان ميشود.


مزاياي پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
نخستينمزيتي که در کوتاه مدت و پس از پياده سازي مي توان انتظار داشت، کاهشهزينه هاي عملياتي نظير کاهش هزينه هاي کنترل موجودي انبار، هزينه توليد،هزينه عمليات حسابداري و ثبت وقايع مالي، هزينه هاي بازاريابي و پشتيبانياست. از ديگر مزاياي به کارگيري ERP مي توان به موارد زير اشاره کرد:
_ ايجاد يکپارچگي سازماني از بعد اطلاعاتي و افزايش سازگاري در اطلاعات موجود در سازمان.
_پياده سازي برنامه ريزي منابع سازمان با ايجاد ستون فقرات قوي از انبارهدادهها. اين سيستم دسترسي بهتر و سريعتر به دادهها را براي مديريت امکانپذير ميسازد و به اين ترتيب مدير مي تواند براي تصميمگيري بسرعت بهاطلاعات مورد نياز خود دسترسي داشته باشد.
_ افزايش شفافيت و ردگيريفرايند توليد براي مشتري، افزايش قابليت متناسب سازي براي مشتري و تطبيقبيشتر با نيازهاي وي و افزايش رضايتمندي مشتري در تمام فرايندهايي که ويبا آنها درگير است، از لحظه سفارش تا دريافت و حمل و نقل محصول از مزايايديگر آن است.
_ مهمترين مزيت برنامه ريزي منابع سازمان بهبود هماهنگي بين بخشهاي سازمان و افزايش کارايي فرايندهاست.
_ استاندارد سازي فرايندهاي سازماني بر اساس بهترين تجربياتي که شرکتهاي عرضه کننده نرم افزار از سازمانهاي مختلف به دست آورده اند.
_ امکان و يا تسهيل توسعه سيستم ها و فناوري هاي جديد از جمله توليد بهنگام، و ... .
_ توسعه زيرساختهاي لازم به منظور وارد شدن به بحث بازرگاني الکترونيک.
_ پشتيباني از برنامه ريزي استراتژيک از مزيتهاي ديگر است.


سازگاري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان با تجارت الکترونيک
نرمافزارهاي برنامه ريزي منابع سازمان پيچيده اند و براي استفاده عموميساخته نشدهاند. آنها فرض ميکنند کساني که سفارشها را پيگيري ميکنند،فقط کارکنان موسسه شما هستند که براي استفاده از اين سيستم آموزشديدهاند. اما اکنون مشتريان و کارپردازان شما هم خواستار دسترسي به هماناطلاعات از طريق وب سايت شما هستند. چيزهايي مثل وضعيت سفارش، فاکتور و... . يکي از مهمترين مشکلات يکپارچه سازي برنامه ريزي منابع سازمان وتجارت الکترونيک اين است که اينترنت هيچ وقت نميايستد. نرم افزارهايبرنامه ريزي منابع سازمان بزرگ و پيچيده هستند و به نگهداري احتياج دارند.وصل کردن مستقيم سايت وب به ERP راه خوبي نيست، چون باعث ميشود در مواقعيکه ERP براي نگهداري و تعميرات غير فعال است، وب سايت هم کار نکند. اغلبکهنهکاران تجارت الکترونيک ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را طوريميسازند که قابل انعطاف باشد و در مواقعي که ERP براي نگهداري و تعميراتغير فعال است، برنامه تجارت الکترونيک به کارش ادامه دهد. براي حل مشکلاتاين ارتباط، نرمافزارهاي ميانافزار ايجاد شدهاند. اين ابزارها نقشمترجم را ايفا ميکنند، يعني اطلاعات را از ERP ميگيرند و آن را به فرمتيتبديل ميکنند که نرمافزار تجارت الکترونيک بتواند از آن استفاده کند .



جايگاه ERP در لايه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتي
ERPهابرپايه استفاده از سيستمهاي مديريت پايگاه دادهاي رابطهاي،(RDBMS=relational database management systems) طراحي شده اند. اين بدينمعني است که براي استفاده از ERP بايد تمامي ساختارهاي اطلاعاتي سازمانتعريف شده باشد و هيچ خلاء اطلاعاتي در لايه هاي سيستم پردازش مبادلاتسازمان وجود نداشته باشد. و علاوه بر آن پيوستگي اطلاعات نيز وجود داشتهباشد، يعني اينکه کليه بخشهاي اطلاعاتي ERP بايد تدارک ديده شود. در آنصورت مي توان گفت ERP جزء نرمافزارهاي پايه براي تجارت الکترونيک است.
خلاصهاينکه پايه و اساس سيستمهاي درون سازماني، RDBMS ها هستند و ERPها مجموعهفرايندهاي سازماني هستند که بر اساس RDBMS ها تهيه وتنظيم شده اند و ازآنجا که اين فرايند ها تقريبا در سازمانها و صنايع مشابه به صورتاستاندارد و يکسان هستند، پس کمک بسزايي جهت رسيدن اين سازمانها به سيستمهاي برون سازماني SCM و CRM مي کنند.

تفاوت سيستم هاي اطلاعات مديريت با سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
ERPرا بايد جديدترين ابزار موجود و تکامل يافته سيستم هاي اطلاعات مديريتدانست و مبناي کارکرد آن را تفکر فرايندي به جاي ساختارهاي وظيفهاي،توجه و تبديل خواستههاي مشتري به داده هاي کمي در جهت افزايش رضايتمشتريان عنوان کرد. ERP ميکوشد تا تمام فرايندهاي سازمان به صورت يکپارچهو با نگرش فرايندي با هم مرتبط باشند .
ERP علاوه بر يکپارچگي،گزينههاي برتر را نشان ميدهد، به همين دليل غولهاي نرمافزاري از تماميمراحل همچون توليد و پخش و توزيع مثالهايي دارند که در نسخه هاي خود بهسازمانها ارائه ميدهند و فناوري از طريق اين سيستم هاي جديد نرم افزاريوارد سازمان ميشود.
سيستم ERP به صورت کامل سطوح مختلف سيستمي سازمانرا پوشش ميدهد. به اين صورت که هسته مرکزي، پوشش دهنده سطوح سيستم پردازشمبادلات و سيستم هاي اطلاعاتي مديريت است و ابزار هاي تحليل و تجزيه تجاريپوشش دهنده سطوح سيستم هاي پشتيباني از تصميم و سيستم هاي اطلاعاتي مديريتاجرايي در سازمان هستند. البته لازم به ذکر است که اين تقسيم بندي چندانشفاف نبوده و مرز مشخصي بين اين سطوح و دو بخش اصلي ERP قابل ترسيم نيست وهمپوشانيهايي در اين بين وجود دارد.


توسعه سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
توسعهاينترنتي تاثير عظيمي بر جنبههاي مختلف فناوري اطلاعات و از جملهسيستمهاي برنامهريزي منابع سازمان گذاشته است . بنابراين سيستمهاي ERPبيشتر مبتني بر اينترنت شده اند. در چنين محيطي (اينترنت) که دسترسي بهمنابع سيستمي از هر جا و در هر زمان امکانپذير است، فروشندگان ERP نيزتوانستهاند سيستمهاي ERP خود را توسعه دهند و با بخشهاي کسب و کار جديداز جمله مديريت زنجيره تامين ، مديريت ارتباط با مشتري ، اتوماسيون نيرويفروش، برنامهريزي و زمان بندي پيشرفته هوش کسب و کار و قابليتهاي کسب وکار الکترونيک يکپارچه کنند .
راه حلهاي مبتني بر اينترنت سبب شدهاست که رضايت مشتريان فرصتهاي فروش و بازاريابي افزايش و روشهاي پرداختبهبود يابد. شکل (2) مفهوم سيستم هاي ERP توسعه يافته را نشان مي دهد.


نقش IT در شکست اغلب پروژه هاي برنامه ريزي منابع سازمان
درساده ترين سطح، ERP مجموعهاي از بهترين عمليات براي انجام وظايف مختلف درسازمان است که اين وظايف مثلا شامل مالي، توليد، انبار است. براي اينکه ازنرم افزار چيز بيشتري به دست آوريد، بايد افراد داخل سازمان خود را متقاعدبه انطباق با روشهاي کاري نرمافزار کنيد. اگر افراد در بخشهاي مختلف (کهاز ERP استفاده خواهند کرد) قبول نداشته باشند که روشهاي کاري که داخلنرمافزار گنجانده شده، بهتر از روشهاي مرسوم و جاري است، در استفاده ازنرمافزار مقاومت ميکنند و بخش فناوري اطلاعات را مجبور به تغيير نرمافزار به منظور تطبيق با فعاليتهاي مرسوم و جاري خواهند کرد. اينجاست کهپروژه هاي ERP دچار شکست مي شوند و جنگهاي درون سازماني پيرامون نحوه نصبنرم افزار شيوع پيدا مي کند. بخش IT درگير تلاشهاي گرانقيمت و طولاني برايسفارشي سازي نرم افزار ميشود تا خواسته هاي افراد قدرتمند تجاري رابرآورده سازد. اين سفارشيسازيها ماهيت اصلي نرمافزار را ناپايدارميکنند و نگهداري آن را نيز بعد از شروع به کار آن مشکل مي سازند.
اماواحد IT بخوبي و بسرعت ميتواند اشکالات را در بيشتر موارد حل کند و بهعلاوه تعداد کمي از شرکتهاي بزرگ مي توانند از سفارشي سازي ERP امتناعکنند. هر فعاليت تجاري متفاوت و مجبور به داشتن روشهاي خاص خود است که اينروشها را فروشنده به هنگام ايجاد نرمافزارش در نظر نگرفته است. اشتباهيکه شرکتها ميکنند اين است که فکر ميکنند عوض کردن عادات افرادشان ازسفارشي سازي نرم افزار ساده تر است، در صورتي که چنين نيست. مجبور کردنافراد به استفاده از نرم افزار براي بهبود روشهاي کاريشان چالش بسيارمشکلتري است. اگر شرکت شما نسبت به تغييرات مقاوم باشد، آنگاه در پروژهERP شما بيشتر احتمال شکست وجود دارد.


نتيجه گيري
سازمانهادر دنياي تجاري امروز، نيازمند برنامه ريزي براي منابع سازماني خود درتمام سطوح مديريتي هستند. با توجه به روند رو به گسترش جهاني شدن، پيشيگرفتن عرضه بر تقاضا و افزايش رقابت در بازارهاي جهاني، شرکتها ناگزير بهپيوستن به بازارهاي جهاني خواهند بود و براي انجام اين کار وجود آمادگيلازم از جهات مختلف امري ضروري به نظر ميرسد. از مهمترين ابزارهاي مورداستفاده جهت کسب اين آمادگي مي توان به عامل فناوري اطلاعات و ارتباطاتاشاره کرد که با استفاده از آن قادر خواهيم بود، هر چه سريعتر اين مسير راطي کنيم. IT به عنوان اصلي ترين زير ساختار سيستم هاي تجاري توسعه يافتهاست ، از اين رو لازم است صنايع مختلف براي پياده سازي سيستم هاي برنامهريزي پيشرفته اقدام به تبيين استراتژي هاي تجاري و سرمايه گذاري در زمينهتوسعه IT کنند که نتيجه نهايي آن کسب مزيتهاي رقابتي و دستيابي بهاستانداردهاي جهاني کيفيت است. يکي از ابزارهاي مهم فناوري اطلاعات وارتباطات که نقش مهمي در يکپارچگي اطلاعات و عمليات موجود در موسسات داردو نهايتا با استفاده از امکانات خاص زمينه را براي پيوستن به بازارهايجهاني فراهم مي سازد، سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان يا ERP هستند کهدر حال حاضر به عنوان يکي از آخرين ابزارهاي برنامه ريزي و مديريت در جهانمطرحاند ERP با پوششدادن شکافهاي اطلاعاتي در سراسر موسسه،فعاليتهاي اساسي آن را بهبود ميدهد، بهاين منظور که بستر لازمبراي يکپارچهکردن کامل درون و برون بخشها، شرکتها و کارخانههاييکه در قالب يک موسسه از مديريت واحدي برخوردارند، فراهم آيد. بدينترتيب، قابليت سازگاري در محيط هاي درحال تغيير، تسهيل شده و موسسهنسبت به واکنش سريع به نيازهاي تغييريافته و جديد، توانمند مي شود.اين سيستم ها قادرند با بهره گيري از فناوري اطلاعات، سيستم ها و عملياتموجود در سازمانها را يکپارچه کنند و در قالب يک پايگاه اطلاعاتي واحد دردسترس قرار دهند.


منابع:


1- Minahan, (1998), “Enterprise resource planning:strategies” , Web Journal.
2- O"Leary D.E, (2002), “Enterprise Resource Planning System: systems, Life cycles”.
3-Bozarth, (2006), “ ERP implementation efforts at three firmsIntegration lessons from the SISP and IT-enabled change literature”,International journal of operations
4- Poston et al, (2004), “Financial impacts of enterprise resource planning implementations”.
5- Patrice, Jon David, Mohammad a, Rashid. Iiaquuet, hossain, (2002), “the evolution of ERP system, anistorical perspective”.