+ الزامات توسعه مارپيچي محصول

عنوان مقاله: الزامات توسعه مارپيچي محصول
مولف/مترجم: احمد الهياري
موضوع: مديريت صنعتي
سال انتشار(ميلادي): 2008
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال نوزدهم-شماره 191

چکيده:هر فرايند عملياتي متاثر از رويکردي است که شامل پيش فرضهايي در زمينهچگونگي انجام و نتايج آن فرايند است. در اين بين، فرايند توسعه محصول ازاين امر مستثني نيست.در حال حاضر شاهد جايگزيني مفروضات جديد توسعه محصولبا پارادايمهاي پيشين هستيم، به گونه اي که هم اکنون برخي از صنايع،مفروضات جديدي را پذيرفته و رويکردي متفاوت را براي توسعه محصول اتخاذکرده‏اند. پياده سازي رويکردهاي جديد و فرايندهاي اجرايي آنها مستلزمفراهم بودن برخي از الزامات است.الزاماتي که در صورت فراهم نبودن آنها،جايگزيني نگرشها و پياده سازي روش جديد از کارآمدي مناسبي برخوردار نخواهدبود.



مقدمه
ساليان متمادي مزيت رقابتي سازمانها درفرايند توليد نهفته بود، اما امروز توانمندي در توسعه محصول، يکي ازقابليتهاي مزيت آفرين محسوب مي شود؛ به گونه‏اي که بسياري از سازندگانتراز اول جهاني با واگذاري امر ساخت و معطوف شدن بر مديريت طراحي و توسعهمحصول و خدمات، رقابت در عرصه جهاني را پيش مي برند.
با پذيرش فرضغيرخطي بودن تغييرات محيطي، تکيه بر رويکردهاي سنتي نميتواند تداومرقابتي بودن در عرصه طراحي و توسعه محصول را تضمين کند. تغييرات سريع درعرصه‏هاي مختلف تکنولوژيک و نيزخواستها و نيازهاي مشتريان ضرورت درکمفروضات جديد توسعه محصول و فرايند شکل گرفته بر اساس اين مفروضات را موجبشده است.
در حال حاضر در اغلب صنايع رويکرد توسعه و تحويل تکاملي،جايگزين رويکردهاي سنتي مي شود و نتايج مناسب قابل ملاحظه‏اي پديد ميآورد. با اين حال اين جايگزيني نيازمند پديد آمدن برخي الزامات ومکانيزمهاست. در اين نوشتار تلاش شده تا ضمن تشريح الگوهاي سنتي و جديدتوسعه محصول الزامات پيادهسازي آنها به تصوير درآيد.
رويکرد سنتي
درنگرش سنتي که ساليان متمادي رويکرد غالب در مديريت توسعه محصول بوده است،تلاش مي‏شود تمامي قابليتهاي تعريف شده‏ مورد نظر مشتريان در همان نسخهاول گنجانده شود و در صورت لزوم بهبودهايي بر آن در نسخه‏هاي بعدي اعمالشود. اين امر از طريق فرايندي اتمام پذير و منقطع صورت مي‏پذيرد.پس ازتحويل محصول، پروژه پايان يافته تلقي مي‏شود و تنها در صورت نياز پروژه‏ايجديد با مشخصاتي ديگر تعريف مي‏شود.
فرايندهاي شکل گرفته براي پيادهسازي اين رويکرد متاثر از چنين تلاشي است. فرايندهاي آبشاري و P3Iفرايندهاي غالب براي اجراي استراتژي سنتياند اگرچه مي توان فرايندهايديگري را نيز برشمرد.
در فرايند توسعه آبشاري به تبع خاستگاه فکري آنتلاش مي شود، بسياري از عناصر مهم مورد نظر يک محصول در تعريف و توسعه آنمورد نظر قرار گيرد. ويژگي بارز فرايند آبشاري آن است که الزامات سيستم درآغاز مرحله طراحي تنظيم مي‏شوند. پس از ارائه نسخه اول ممکن است اقداماتيبراي بهبود آن صورت پذيرد، اگرچه بسنده کردن به همان نسخه اوليه محتملاست. الگوي آبشاري شامل فعاليتهاي تعريف مسئله، امکانسنجي، تحليل نيازهاو الزامات،طراحي، پياده‏سازي و آزمايش، يکپارچه سازي و آزمايش نصب وآزمايش، نگهداري و مرور، به صورت پشت سر هم با امکان بازگشت به مرحله اولو بدون طرح ريزي دقيق و از پيش تعيين شده براي ارتقاهاي بعدي است. فرايندآبشاري در صورت وجود شرايط زير از کارايي برخوردار است:
- نيازها و الزامات طرح محصول، پيش از اجراي آن قابل شناسايي هستند.
-در تعريف الزامات هيچ ريسک تعريف نشده‏اي در نظر گرفته نمي شود. (ريسک‏هاي مربوط به فناوري،هزينه زمانبندي، قابليت‏هاي سازماني و غيره).
- ماهيت الزامات پس از تنظيم آنها در مراحل آغازين تغيير چنداني نخواهد داشت؛ مگر تا مرحله عملياتي.
- الزامات با تمامي انتظارات ذينفعان کليدي سيستم و نيز محدوديتهاي خارجي سازگار است.
- زمان کافي براي پيشروي پياپي، پيش از نياز مشتري به محصول، وجود دارد.
قطعافرايند آبشاري براي سيستمهايي که با مفروضات آن در تناقضاند، نميتواندمفيد واقع شود. سيستمهاي مهندسي پيچيده و وسيع داراي تناقضات ذاتي بافرايند آبشارياند. نمونه هايي از اين تناقضات را در صنايعي که باپيچيدگيها و تغييرات فناوري و نيازمنديهاي مشتريان مواجهاند، مي‏توانمشاهده کرد.
فرايند توسعه از پيش تعريف شده محصول (Pre-Planned ProductImprovement)، ابزار ديگري براي پياده‏سازي استراتژي سنتي توسعه و تحويلاست. در اين فرايند نخستين محصول طي فرايندي آبشاري توسعه مي‏يابد، با اينتفاوت که براي ارتقاهاي بعدي، طرح ريزي دقيق و از پيش تعريف شده‏اي صورتمي‏پذيرد.محصول ابتدايي به عرصه عمليات وارد ميشود و سپس در زماني ديگرمحصول ارتقا مي يابد. (شکل1 ) ارتقاها نشانگر تغييرات در طرح است: با اينحال تغيير اساسي در ساختار محصول صورت نميپذيرد. در اين فرايند متوليتوسعه محصول پيشاپيش از چگونگي و شمايل محصول کامل شده، که محصول از پيشطرحريزي شده نيز ناميده مي‏شود، آگاه است.

رويکرد سنتي با وجود برخي از مزايا داراي نواقص فراواني است، از جمله ميتوان به مواردي که در پي آمده، اشاره کرد:
_ عدم انعطاف پذيري و چابکي در برابر تغييرات انقلابي
ظهوريک فناوري و يا تغيير اساسي در ترجيحات مشتريان، مي تواند موجب ناکارآمديسيستمهاي پيشين شود و شرکتهايي را که بر فناوريها و برآوردن نيازهايپيشين مشتريان اصرار دارند، به زير کشد.رويکرد سنتي نشان داده است که ازچابکي و انعطاف پذيري لازم براي مواجهه با تغييرات اساسي برخوردار نيست،چراکه تنها در مواردي که تغييرات خطياند، قابل اتکاست.
_ عدم تطابق برخي از برنامه هاي توسعه محصول با منابع و فناوريهاي موجود
دررويکرد سنتي مشخصات مورد نظر براي محصول آتي غالبا با منابع در دسترسوميزان بلوغ فناوريها تطابق ندارد به گونه‏اي که خود مانعي براي تعريفجسورانه مفاهيم محصول مي‏شود.
_ هزينه و زمان بسيار
تجربه بهکارگيري رويکرد سنتي، بيانگر تحميل هزينه بسيار و گاه بي‏نتيجه ماندنپروژه هاي توسعه محصول است. صرف زمان زياد در هنگامي که تسريع در توسعه وتحويل محصول به مشتري يک امتياز رقابتي محسوب مي شود، رويکرد سنتي را دچارچالش مي‏کند. طولاني شدن زمان توسعه محصول ممکن است به محصولي بينجامد کهبه هنگام به ثمر رسيدن، موضوعيت خود را از دست داده است.
_ عدم تطابق ميان نيازمنديهاي مشتريان و قابليتهاي ارائه شده
دربسياري از موارد شاهد توسعه محصولاتي هستيم که ممکن است با خواسته مشتريانهماهنگي نداشته باشند به گونه‏اي که در برخي موارد ، قابليتهايي در محصولگنجانده مي شوند که نه تنها مورد نياز مشتري نيست، بلکه مشتري از دريافتآنها پرهيز مي‏کند.


رويکرد توسعه و تحويل تکاملي و فرايند توسعه مارپيچي
درتلاش براي رفع نواقص رويکردها و فرايندهاي سنتي رويکرد توسعه و تحويلتکاملي (Evolutionary Acquisition) پديد آمده است. در رويکرد تکاملي چندفعاليت و اقدام بزرگ و منفرد توسعه محصول به گامهاي توسعه‏اي بسيار کوچکترتقسيم مي‏شود.
در رويکرد تکاملي، ابتدا قابليتها و نيازمنديها،اولويت بندي شده و قابليتهاي محوري عملياتي، شناسايي و در گامهاي متعدددسته‏بندي مي‏شوند. هرگام خود مجموعه‏اي از قابليتهاي اولويت‏بندي شده رادربر مي‏گيرد. در گام نخست تنها قابليتهاي محوري عملياتي هرچه سريعتر پديدمي آيد و در اختيار کاربر قرار مي‏گيرد و ضمن لحاظ کردن ساير قابليتها،برآوردن آنها به طور آگاهانه به تاخير مي‏افتد.
در نهايت، گامهاي صعوديسطحي از قابليت را پديد مي‏آورند که در فرايند سنتي قابليت کامل ناميدهمي‏شود (شکل 2).قابل توجه است که هر گام بايستي بخشي از نيازهاي تعريف شدهکاربر را برآورده سازد.چند گام بعدي ممکن است به طور نسبي معلوم باشند،اما گامهاي دورتر، و به تبع آن، قابليتهاي آن گامها، امکان دارد نامشخصباشند. الزامات گامهاي آتي بستگي فراواني به بازتعريف مستمر الزامات ازطريق بازخورد دريافتي از کاربران و نيز بلوغ و آماده بهره‏برداري بودنفناوري دارد.
گامهاي پس از گام اوليه، فرايند توسعه را اصلاح مي کنند ونيز قابليتهاي جديدي را که پشتيبان الزامات عملياتي سيستم هستند عرضهمي‏دارند. همچنين فرصتهايي را جستجو مي‏کنند تا فناوريهاي جديدي را برايکاهش هزينه‏ها و بهبود قابليت‏هاي موجود در محصول، قرار دهند.

فرايندتوسعه مارپيچي فرايند مناسبي براي پياده سازي استراتژي توسعه و تحويلتکاملي است. ( شکل 3) فرايند توسعه مارپيچي فرايندي تکرار پذير براي توسعهمجموعه‏اي از قابليتهاي تعريف شده در هر گام است .
مارپيچ در اينجا بهمعناي مجموعه‏اي از فعاليتها ( شامل اقدامات اجرايي از قبيل: بازنگري درخواستها و نيازهاي مشتريان و نيز فناوريهاي موجود در مرحلهطراحي،ساخت،امتحان و ارزيابي و تحويل) است که تا شکل‏گيري قابليت تعريفشده در يک گام، تکرار مي‏شوند.
هر مارپيچ منتهي به تصميمي مي‏شود کهمفهوم يا پديد آوري محصول را متاثر مي سازد.اين تصميم مي‏تواند منجر بهتداوم فرايند مارپيچي براي پديد آوردن مفهوم و يا محصول اوليه ،عرضه محصولبراي عمليات و توقف فرايند شود. تصميم‏گيري در مقاطع زماني بررسي صورت ميپذيرد.
زمانهاي بررسي، مقاطعي از زمان هستند که در آن بنا بر فعاليتهايتعريف شده در هر مارپيچ به بررسي و اعتباردهي و روايي نتايج هر فعاليتمانند شناسايي الزامات پرداخته مي‏شود.
در يک مارپيچ، طراحان، يک ايدهو تصوير از هدف نهايي دارند، اما هر مارپيچ مي‏تواند تغيير کند؛ بنابراينکاملا از پيش طرح ريزي شده نيست. مارپيچهاي بعدي بر اساس ميزان موفقيتمارپيچهاي پيشين تغيير اولويت نيازمنديها، بازخورد عمليات واقعي، تغييربودجه و نيز سرعت توسعه محصول شکل مي‏گيرند.
صنعت نرم افزار خاستگاهتوسعه مارپيچي است. براي نخستين بار توسعه مارپيچي در توسعه نرم افزارهايرايانهاي مورد توجه قرار گرفت تا ميزان انطباق الزامات با نيازهايکاربران افزايش يابد و نيز موجب تطابق بيشتر نرم افزارها با تغييرات سيستمعاملها،رويکردهاي برنامه نويسي و تحولات سخت افزاري شود. شکل (3) بيانگرمتدولوژي توسعه مارپيچي در صنعت نرم افزارنويسي است.
همانگونه که درشکل (3) مشاهده ميشود در نخستين مارپيچ، نمونه اول نرمافزار، پس ازشناسايي الزامات، طراحي مفهومي، طراحي تفصيلي، پيادهسازي و آزمون و تحليلريسک پديد مي آيد. فعاليت تحليل ريسک يکي از ويژگيهاي اساسي فرايند توسعهمارپيچي است که در هر مارپيچ پس از پياده سازي و آزمون صورت مي پذيرد.درمارپيچهاي بعدي نمونه هاي دوم و سوم به همين ترتيب شکل ميگيرند. دررويکرد سنتي تلاش مي شد تمام قابليتها در همان نسخ اوليه محصول کامل شوند.در رويکرد جديد ارتقاي برخي از قابليتهاي پيشين در مارپيچهاي بعدي موردنظر است.
توسعه مارپيچي محصول، در صنعت نرمافزار منحصر نمانده وتوانسته است، راهي به ساير حوزه ها نيز پيدا کند.از جمله مهمترين بخشهاکه از اين رويکرد استقبال کرده است صنايع نظامي است.
ميلياردها دلارصرف سيستمهايي مي‏شود که هزينه توسعه آن بيش از اندازه شده و از زمانبرنامه عقب افتاده و در نهايت انتظارات را برآورده نساخته است.توسعه وتحويل تکاملي، استراتژي مرجح صنايع برخي کشورها براي مواجهه با چنينواقعياتي است.
(شکل 4) نشان مي‏دهد که دفاتر توسعه محصول چگونه درصنايع کشورهاي غربي، رويکرد تکاملي و توسعه مارپيچي را براي بهره‏گيري درتوسعه محصولات بازتعريف کرده‏اند.
در اقتباس از رويکرد تکاملي و توسعهمارپيچي، قابليتهاي مورد نياز شکسته و در مارپيچهاي اول مهمترين قابليتهايمحوري عملياتي مورد نياز نيروهاي عملياتي فراهم مي شوند. مجموعه‏اي ازفعاليتهاي طراحي مفهومي، توسعه محصول و توليد در هر مارپيچ تا زمانشکل‏گيري قابليت مورد نظر تکرار خواهد شد.


الزامات
دراغلب صنايع، توسعه محصولات همچنان با تکيه بر رويکرد سنتي از شانس بيشتريبرخوردار است، به گونه‏اي که تمامي قابليتهاي مورد نياز مشتريان، در صورتشناسايي درست، در همان مراحل ابتدايي طراحي مفهومي لحاظ شده، در برخي ازموارد، امکان بهبود محصول در نسخه‏هاي ديگر در نظر گرفته مي‏شود. برقرارنبودن برخي از الزامات و مکانيزمهاي لازم موجب دشوار شدن جايگزيني رويکردجديد شده است.
1 . درک اساس رويکردهاي سنتي و جديد
در صورت نياز بهتغيير و مهندسي مجدد يک فرايند، لازم است پيش از هر عمل ديگري، مفروضات ورويکردي که اکنون بر فرايند اعمال مي شود، شناسايي و شفاف شود. مهندسيمجدد فرايند آنگاه از توفيق برخوردار خواهد بود که ريشه‏ها و مفروضاتفرايند کنوني را کشف کرده بر اساس آن تغيير اساسي در آن فرايند را محققسازد.
براي پياده سازي رويکرد توسعه تکاملي و فرايند مارپيچي، درک واشاعه مفروضات اساسي آن و اينکه اين رويکرد چه نگرشي را جايگزين ديدگاههايپيشين خواهد کرد ضروري است.بديهي است که تا زمان اقناع کافي دست اندرکارانکليدي، مقاومتهايي صورت مي گيرد که ناشي از عدم دريافت صحيح از رويکردجديد و مخاطرات پيش بيني نشده پياده سازي آن است. افراد درگير در فرايندتوسعه محصول بايستي دريابند که در توسعه تکاملي و فرايند مارپيچي، تماميقابليتها و ارزشهاي مورد نظر مشتري در نسخههاي اوليه گنجانده نخواهد شد،بلکه لازم است تا با اولويت بندي و طرح گامها در مارپيچهاي مختلف،قابليتها را توسعه دهند.
2 . پذيرش فرض غيرخطي بودن تغييرات محيطي
درحال حاضر تغييرات در بسياري از حوزه ها از حالت خطي در ساليان پيشين بهحالتي غير خطي تبديل شده است، به گونه‏اي که پيش‏بيني بلندمدت تحولات آتياز اعتبار برخوردار نيست. پذيرش غيرخطي بودن تغييرات محيطي يکي از الزاماتپياده سازي رويکرد جديد طراحي و توسعه محصول است؛ چراکه تداوم خطي پنداشتنتغييرات پيامدهاي ناگواري را براي تصميمگيران به همراه خواهد داشت.
تغييراتاجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و تکنولوژيک در جو کلان شرکتها اتفاق مي افتندو نيازهاي مشتريان و ارزشهاي مورد نظر آنها تحت تاثير تغييرات محيطي بهطور مستمر تغيير ميکنند.


همچنين هر روز شاهد تغييراتتکنولوژيک بويژه در حوزه هاي رايانه و الکترونيک،مواد و ... هستيم که موجبميشود تا بسياري از ايده ها و نوآوريها عمر طولاني نيابند و در زمانيکوتاه جاي خود را به ايده و فناوري ديگري دهند.از اين رو يکي از مهمترينپيش فرضهاي پياده سازي اين رويکرد، درک سرعت تحولات و پذيرش غيرخطي بودنتغييرات است.
فرايند مارپيچي اگرچه در صنعت نرمافزار شکل گرفته و درصنعت نظامي رشد يافته است، با اين حال در هر موردي که نياز به برنامه ريزيدر محيطهاي بسيار متغير باشد، قابل بهره برداري است.
-3 سازماندهي و تشويق کار گروهي
رويکردسنتي بر نگرش بخشي و فردگرايي تاکيد دارد و اين در حالي است که پياده سازيو اجراي رويکرد تکاملي نيازمند تعامل گسترده کاربران طراحان و سازندگاناست. مناسب است از ابتدا کاربر، ارائه دهنده خدمات پس از فروش، سازنده و... در طرح مسئله و نياز عملياتي خويش حضور يابند.
تقويت روحيه کارگروهي و سازماندهي تيمهاي متشکل از کاربران، طراحان و سازندگان از جملهاقدامات اساسي در اجرايي نمودن فرايند مارپيچي است. در جوامع و سازمانهاييکه کارگروهي تشويق نمي شود و روحيه فردگرايانه در آنها حاکم است، پيادهسازي رويکرد تکاملي و فرايند مارپيچي امري دشوار است. بهرهگيري ازنظامهايي مانند: مهندسي همزمان و طراحي براي توليد (DFM) که تعامل مداومافراد درگير در استفاده، توسعه و خدمات آتي محصول را تشويق مي کنند، درفرايند مارپيچي مي‏توانند مثمر واقع شوند.
4 . مکانيزم شناسايي نيازها، بازخور و تعامل مداوم با مشتري
اگرهم مشتري، هم توليد کننده با فرايند توسعه محصول آشنا باشند، ارتباط بهتريبا هم برقرار مي کنند و هر يک وظيفه و حقوق خودش را بهتر درمييابد و بهترمي تواند بر جريان توليد، نظارت داشته باشد.
مانند بسياري از شيوه هايجديد مديريت، ارتباط موثر با مشتريان در فرايند مارپيچي نيز يک اصلپذيرفته شده است.از آنجا که در هر مارپيچ (شکل 3) تنظيم و بازبينينيازمنديها و قابليتهاي مورد توجه مشتريان، صورت مي پذيرد، وجود مکانيزميبراي شناسايي نيازها و تعامل مداوم و دريافت درست بازخورد در زمانهايتحليل ريسک و ارزيابي عملکرد ضرورتي اجتناب ناپذير است. قابل توجه است کهشناسايي و اولويت بندي بدون و يا با کمترين ميزان برقراري ارتباط موثر باکاربران، حاصل رجحان تفکر ساخت و توليد بر مديريت محصول و مشتري است درحالي که مديريت ارتباط با مشتري در رويکرد تکاملي و فرايند مارپيچي برمديريت ساخت، ترجيح داده مي شود.
5 . تنظيم سند نيازمنديها
رويکردتوسعه مارپيچي نيازمند تدوين سند نيازمنديهاي هر مارپيچ است که در آنکاربران ضمن تشريح نيازمنديها و الزامات تاکتيکي و قابليتهاي مورد نظر خوددر هر گام، تضمين مي‏دهند که در آغاز، چيزي کمتر از سيستم جامع را مطالبهکنند. براي تسريع در توسعه محصول، لازم است از ميزان انطباق محصول نهاييبا نياز کاربر اطمينان حاصل شود. بايستي کاربر را پيرامون اينکه در همانمراحل اوليه تحويل تمامي نيازمنديهايش برآورده نخواهد شد توجيه کرد.بدينترتيب لازم است توافقي در خصوص محتويات هر گام مارپيچي حاصل شده، سپسمستندات لازم سازماندهي شود.
مشتريان، نسخه ابتدايي را مي آزمايند درعمليات واقعي به کار مي‏گيرند و مي‏دانند که تمامي نيازهاي آنها رابرآورده نمي‏سازد. اما محصول، يک يا چند قابليت از پيش توافق شده را بهطور کاملا عميق پوشش مي‏دهد. نوشتن اسناد نيازهاي عملياتي، در آغاز دشواراست. اين عمل اغلب دچار طرح نيازهاي ناتمام و يا غيرواقع بينانه است. اينامر باعث تاثير بر برنامه زماني، رضايت مشتري و نيز هزينه مي‏شود. تجربهنشان داده است که اصلاح سيستم نهايي براي برآوردن نيازهاي کاربر بسياردشوار است. با اين حال مارپيچها مي‏توانند در صورت وجود انعطاف پذيري،تغييرات را اعمال کنند. انعطاف‏پذيري يکي از نقاط قوت توسعه مارپيچي است.
6 . مديريت فناوريها
توفيقدر توسعه تکاملي و مارپيچي مستلزم دسترسي به فناوريهاي به بلوغ رسيده درزمان اجراي هر مارپيچ است. سرعت تغيير فناوريها روز افزون شده است.ناآگاهي پيرامون دوره عمر فناوري کنوني مورد استفاده براي يک قابليت،ميتواند عواقب ناگواري را متوجه سازمان کند. در فرايند مارپيچي در پايانهر مارپيچ لازم است تا فناوريهاي گنجانده شده براي قابليتها، بازبيني شوندو با رصد فناوريهاي جديد و در دسترس، بهبود يابند. از اين رو سازمانهابراي توفيق در پياده سازي فرايند توسعه مارپيچي نيازمند برپايي مکانيزميبراي رصد دايم و نيز مديريت درست کسب و انتقال تکنولوژيهاست. چنينمکانيزمي موظف به ارزيابي بلوغ و ضعفها و قوتهاي فناوريها، پيش بيني وچگونگي کسب و انتقال آنها است.
7 . توسعه سيستم تحليل ريسک
تحليلريسک هر مارپيچ، فعاليتي است که متمايز کننده فرايند توسعه مارپيچي ازساير فرايندهاست. در زمان پايان هر مارپيچ، تحليلي اساسي صورت مي گيرد تاضمن بررسي ميزان انطباق قابليتهاي محصول پديد آمده با نيازها و الزاماتمشتريان، فناوريهاي قرارگرفته در محصول نيز مورد بازبيني قرار گيرند تا ازبه روز بودن آنها اطمينان حاصل شود و زمينههاي جايگزيني فناوري پيشين، بافناوري جديد براي قابليت مورد نظر فراهم شود.
در اين بين، نياز بهمکانيزمي است تا با بررسي موارد ياد شده در پايان هر مارپيچ تصميم بهادامه ، توقف و يا اصلاح فرايند توسعه محصول را هدايت کند.
نتايجمکانيزمهاي بازخورد و تعامل با مشتري و نيز رصد تحولات بويژه تغييراتفناوريها، خود بخشي از اطلاعات مورد نياز سيستم تحليل ريسک را فراهم ميسازند. بنابراين در توسعه سيستمها و مکانيزمهاي ياده شده، بايستي چگونگيتعامل آنها مورد توجه قرار گيرد.
نتيجه گيري
با توجه به ضرورتکنترل ريسک فناوري و تغييرات نيازمنديهاي مشتريان و نيز مديريت هزينه وزمان، لازم است تا در اتخاذ رويکرد توسعه و تحويل محصول بازنگري اساسيصورت پذيرد. برخي صنايع، در بهره گيري از رويکردهاي جديد توفيقات بسياريرا نصيب خود کرده اند که اين توفيقات آنان را به طرح هر چه بيشتر محصولاتآتي بر اساس نگرش توسعه و تحويل تکاملي سوق داده است.
پياده سازيرويکرد تکاملي و توسعه مارپيچي زماني از سهولت بيشتري برخوردار است کهزمينهها و الزامات اوليه آن شناسايي شود و فراهم آيد. پيش از هر چيزبايستي مفاهيم آن بخوبي شناخته شود و با ايجاد مکانيزمهايي براي مديريتتعامل با مشتري، مديريت کارگروهي، مديريت فناوريها و مکانيزم ارزيابيريسک، تکميل شود.
منابع:
1. "Deffense Acquisitions، Future Combat Systems Challenges and prospects for succes"،US Government Accountability Office (Gao)
2. Farr John V،Multitiered Approach to Army Acquisition، Deffense Acquisition Review Journal
3. Frakas Kenneth، "Evolutionary Acquisition Strategies and Spiral Development process"، PM July-Auguest 2003
4. Feicket Andrew ، "The Army"s Future Combat System Background and issues for congress" ، Library of congress ،April 2005