استفاده ماهرانه از " وقت فکر " و " وقت صبر " در کلاس
فرآیند کردن اطلاعات شامل فعالیت های شناختی متعددی است که همه آنها زمان میبرد. بچهها باید زمانهایی داشته باشند تا بدون مزاحمت اطلاعات را فرآیند کنند، به چیزهایی که گفته شده، مشاهده و یا انجام شده فکر کنند و جوابهای شخصی خودشان را مورد ملاحظه قرار بدهند.

مفاهیم " وقت فکر " و " وقت صبر "
" وقت صبر " به عنوان یک متغیر آموزشی توسط ماری بادراد (1972) ابداع شده است. او دریافت که زمانهایی به نام " وقت صبر " در کلاس های معمولی وجود دارند که به ندرت بیشتر از 1/5 ثانیه طول میکشند و در واقع دوره های سکوتی هستند که بعد از سؤال معلم یا جواب دانش آموزان پدید میآید. او کشف کرد که اگر این سکوت لااقل 3 ثانیه طول بکشد، اتفاقات مثبتی در رفتار و منش دانش آموزان و معلمان به وجود میآید. برای رسیدن به این مزایا معلمان باید پس از سؤال خود یا کامل شدن جواب بچهها 3 ثانیه یا بیشتر در سکوت صبر کنند.
وقتی این " وقت صبر " بدون وقفه به بچهها داده میشود، نتایج مثبت متعددی دارد:

• طول و درستی جوابهای دانش آموزان بیشتر میشود.
• تعداد " نمی دانم "ها و سؤالهای بی پاسخ کاهش مییابد.
• دانش آموزان بیشتری داوطلب شده و پاسخ های مناسب به سؤالات میدهند.
• نمرات بچهها در آزمونهای درسی بیشتر میشود.

همین صبر به موقع تغییرات مثبتی را در رفتار خود معلم پدید میآورد:

• استراتژیهای پرسش کردن متنوع تر و منعطف تر میشود.
• کمیت سؤالها کاهش، و کیفیت و تنوع آنها افزایش مییابد.
• میتوان سؤالهای اضافه ای را پرسید که به فرآیند اطلاعات پیچیده تر و تفکر سطح بالاتر احتیاج دارد.

اخیراً استال (1985) مفهوم " وقت فکر " را درست کرده است که به عنوان زمان مشخص سکوت بی وقفه توسط هم معلم و هم شاگردان تعریف میشود که در آن هر دوی آنها میتوانند فرآیند مناسب اطلاعات و پاسخها و اعمال احساسی و شفاهی مناسب را برای خود تکمیل کنند. برای ترجیح دادن عبارت " وقت فکر " به " وقت صبر " دلیلی وجود دارد:
این واژه هدف اولیه آموزش و فعالیت این زمان سکوت یعنی کامل کردن روند تفکر معلم و بچهها را نشان میدهد. معمولاً رسم بر این است که لااقل 3 ثانیه زمان داده شود چون که این مقدار زمان، نقطه آغاز و شروع مشخصی است و بعد از این 3 ثانیه نتایج مثبتی به دست میآید. توجه داتشه باشیم که منظور ما این نیست که 3 ثانیه خوب است و 2/9 ثانیه بد است و5/3 خیلی عالی است! بلکه منظور این است که زمانی را، در نظر بگیریم که تقریباً به همه بچهها فرصت کافی برای تکمیل فعالیتها شناختی در هر مورد خاصی بدهد. کار معلم مدیریت و هدایت آن چیزی است که قبل و بلافاصله بعد از هر دوره سکوت پیش میآید تا بتواند فرآیند لازم برای درک و فهم را به نتیجه برساند.

هشت نوع سکوت
دوره های سکوت بر حسب نقطه وقوع یا فعالیت در حال انجام در طول مکالمات و بحث های کلاس به هشت دسته تقسیم میشوند:
1- وقت صبر بعد از سؤال معلم:
هر معلم معمولی، به طور متوسط، بین 0/7 تا 1/4 ثانیه بعد از سؤال کردن و قبل از ادامه صحبت یا اجازه پاسخ دادن به دانش آموز، صبر میکند. وقتی معلمان شاگردی را کند یا ناتوان از پاسخ ارزیابی میکنند معمولاً حتی کمتر از 0/7 ثانیه به او فرصت میدهند. اما وقت صبر بعد از سؤال معلم وقتی روی میدهد که لااقل 3 ثانیه سکوت بی وقفه بعد از سؤال پدید بیاید که بچهها وقت کافی برای فهمیدن و پاسخ دادن به پرسش داشته باشند. برای رسیدن به بازده بیشتر، بهتر است سؤال روشن، دارای ساختار خوب و کلیدهایی باشید که بچهها را به پاسخ های مناسب راهنمایی کند. در مقابل، زمانهای سکوت بیشتر از این که در پی سؤالهای نادقیق پدید میآیند، باعث سردرگمی، افزایش دلسردی و عصبانیت و در نتیجه بی پاسخ ماندن سؤال میشود.
2- وقفه بین جواب دانش آموز.
این مورد وقتی پیش میآید که بچه قبل از ادامه دادن پاسخی که شروع کرده است، 3 ثانیه یا بیشتر، مکث یا تردید میکند و سکوت به وجود میآورد. ممکن است مدت لازم برای ادامه پاسخ یا توضیح بیشتر یا کمتر وقت بگیرد که تصمیم گیری در این مورد بر عهده دانش آموز است. صبر کردن برای ادامه پاسخ برای اکثر دانش آموزان غیر منتظره است چون معمولاً معلم حرف او را قطع کرده و به کرده و به کار دیگری میپردازد، به خصوص اگر سکوت بیش از 5 ثانیه باشد. اما در صورت رعایت سکوت لازم بی وقفه، بچه به پاسخ لازم میرسد.
3- وقت صبر بعد از جواب دانش آموز
سکوت 3 ثانیه ای بعد از پایان و کامل شدن جواب فرصتی برای بقیه بچه هاست که به واکنش ها، انتقادات و نظرات و پاسخ های خودشان بپردازند و تصمیم بگیرند خودشان باید چه بگویند و چه شنیده اند. اگر لازم باشد بچهها در طول بحث های آکادمیک با هم بر هم کنش داشته باشند، حتماً باید به آنها وقت داد تا پاسخ های همدیگر را مورد توجه قرار بدهند و بینشان گفتگو در بگیرد.
4- وقفه دانش آموز
گاهی بچه بین سؤالی که خودش شروع کرده یا نظر و جمله اش بیش از 3 ثانیه مکث میکند. در این مورد هم تصمیم گیری با دانش آموز است.
5- وقفه معلم
وقفه معلم که در طول درس بارها پیش میآید، سکوت 3 ثانیه ای یا بیشتر است که معلم آزادانه اختیار میکند تا بررسی کند که چه رخ داده است، وضعیت حاضر چیست و جمله یا رفتار بعدی چه باید باشد. مثالی از موقعیتی که این سکوت و یا تفکر طولانی برای معلم و به تدریج برای شاگردان مقید خواهد بود، وقتی است که بچه ای سئوالی میپرسد که به جوابی بیشتر از پاسخ کوتاه و آنی نیاز دارد. مثال دیگر وقتی است که شاگردان به توضیح بیشتر یا واضح تر یا مثالهای بهتر از قبل نیاز دارند.
6- وقفه بین ارائه معلم
این وقفه در حین ارائه درس یا سایر اطلاعات پیش میآید. معلم به خواست خود جریان اطلاعات را قطع میکند و بیش از 3 ثانیه وقت به دانش آموزان میدهد تا درباره اطلاعات تازه دریافته فکر کنند. این وقفه به تفکر آنها شکل میدهد در عین حال از آنها انتظار ندارد از یک پاسخ عمومی پیروی کنند. در واقع این کار باعث میشود اطلاعات به لقمه های قابل هضم برای بچهها تقسیم شود تا مجبور نشوند همه آن را یکجا قورت بدهند.
7- وقت کار دانش آموزان
این وقت که سکوت 3 تا 5 ثانیه ای، چند ( 10، 20، 30 یا 90 ) ثانیه ای یا 2 دقیقه یا بیشتر است به بچهها اجازه میدهد سر یک کار باشند. در این فرصت آنها میتوانند فعالیت آکادمیک کوتاه یا بلندی را انجام بدهند که توجه کامل آنها طلب میکند. هر دوره سکوت بی وقفه باید برای انجام یک فعالیت خاص کافی باشد.
8- وقفه توجه انگیز
وقفه توجه انگیز راهی بسیار در اماتیک برای تمرکز توجه بچهها در یک زمان مشخص است. این کار با سکوت حدود 3 ثانیه یا بیشتر انجام میگیرد که طول آن بستگی به اثر شناختی یا احساسی مطلوب و مورد نیاز دارد. مثالی از نتیجه مطلوب، آفریدن یک جو یا محیط احساسی خاص است. مثلاً سکوت ناگهانی میتوان احساس یا جو انتظار، حدس و گمان، درام، تعلیق یا عدم قطعیت ایجاد کند. مثال دیگر دادن زمان برای این است که بچهها قبل از ادامه دادن اطلاعات اضافی یا فعالیت به سؤالی در درون خود فکر کنند و پاسخ بدهند.

استفاده ماهرانه از " وقت تفکر "
زمان 3 ثانیه ای سکوت، کوتاه ترین زمان لازم است مگر اینکه معلم دلیل قانع کننده ای داشته باشد. در غیر این صورت توجه به اینکه در کدام یکی از 8 حالت بالا قرار داریم میتواند به کار و آگاهی ما کمک کند. علاوه بر این معلم باید مطمئن باشد که دانش آموزان به این دوره سکوت احترام میگذارند و هر دوی معلم و شاگرد بتوانند در این سکوت به فعالیت ذهنی مورد نیاز خود بپردازند. وقتی معلم در کلاس به رفتارهای دلخواه و مناسب برسد، میتواند بگوید که در استفاده آگاهانه و ماهرانه از سکوت استاده شده است. چون میداند که این استفاده از وقت تفکر تدریس و یادگیری را در کلاس بهبود میبخشد.