واکنش های احساسی می توانند تاثیر شگرفی بر هر بخش از زندگی ما داشتهباشند. در طول زندگی، فرایند اجتماعی شدن و بالغ شدن یک سیستم فیلترینگ درمغز ما ایجاد میکند. هر چیزی که وارد احساسات ما می شود، قبل از اینکه مااز آن مطلع شویم، فیلتر می شود.

این فیلترها بر اساس رفتارها،باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصورات ما از خودمان شکل می گیرد. ازآنجا که این فیلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آنها آگاهینداریم اما آنها سخت سر جای خودشان قرار دارند و بر هر چیزی که می بینیم،درک می کنیم، تجربه میکنیم، همه آدم ها، اخبار و همه چیز تاثیر می گذارد.

تمرینکنترل احساسات به این معناست که از فیلترهای درونی خود آگاهی پیدا کنید وبتوانید از این طریق واکنش های خود را کنترل کنید. باید با طریقه پاسخگوییبدنتان در مقابل یک واکنش احساسی آشنا شوید. این یکی از راه هایی است کهبا آن می توانید تشخیص دهید و تایید کنید که یک واکنش احساسی قوی در حالاتفاق افتادن است.

مثلاً وقتی یک نفر شما را دروغگو خطاب می کند(یا هر حرف دیگر که راستی و درستی شما را زیر سوال می برد) چه اتفاقی میافتد؟ وقتی کسی درمورد شما از توهین های نژادی استفاده می کند، چطور؟

توهینهایی که باعث می شود در برابر درستی خود، ایده هایتان یا کسانی که با آنهادر ارتباط هستید، حالت تدافعی به خود بگیرید، می تواند یک واکنش فوری درشما ایجاد کند. در زیر به 6 تکنیک اشاره می کنیم که به شما کمک می کنداحساساتتان را تحت کنترل خود درآورید :

1. حرفی که فرد مقابلتان میزند می تواند احساسات شما را به شکل مثبت یا منفی تحریک کند. در هر دوصورت، همیشه این خطر وجود دارد که اختیارتان را از کف بدهید. به همین دلیلدر وهله اول لازم است که واکنش احساسی خود را به مخاطبتان تشخیص دهید. فقطآن زمان است که می توانید شروع به پاسخگویی به آن کنید. برخی علائم میتواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شاید میل شدیدی به قطعکردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صدای خود پیدا کنید، خط فکری خود را ازدست می دهید، یا عضلاتتان سفت و سخت می شوند.

2. وقتی تشخیص دادیدکه یک واکنش احساسی شدید در حال نمودار شدن است، باید جهت آن انرژی منفیرا تغییر دهید. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلی برمی گرداند و شمارا از آنچه که موجب ناراحتیتان شده بود، دور می کند. تنفس عمیق می تواندبه شما کمک کند، ناراحتی و عصبانیتی که به خاطر حرف طرف مقابلتان در شماایجاد شده بود را از بین ببرید. اگر حرفی که طرفتان زد، واقعاً شما رااذیت کرده است، سعی کنید تمرکزتان را از روی آن بر روی تنفستان منتقل کنیدو داخل و خارج شدن آن را کنترل کنید. این نوعی تمرین مدیتیشن است و مطمئنباشید که کمک زیادی به کنترل احساساتتان می کند. بعلاوه تنفس عمیق راه هایدیگری هم برای تغییر تمرکزتان وجود دارد. مثلاً می توانید روی چیزهای خوب،زمانهایی که احساس خیلی خوبی داشته اید فکر کنید.

3. اگر کسی چیزیبه شما گفت که ناراحت شدید، همیشه به طرف مقابل لبخند بزنید و بعد از اوبخواهید که کمی در مورد این عقیده اش توضیح بدهد و مسئله را باز کند.

4. با کار کردن روی حداقل یکی از نتایج مثبت آن رابطه، این تغییر احساس را از بین ببرید.

5. با کسی مشاوره کنید. وقتی قرار باشد به کسی کمک کرده و با او مشاوره کنید، دیگر نمی توانید عصبانی باقی بمانید.

6.بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال کنید. وقتی دوباره به حال و هوایآرام همیشه برگشتید، کمی به گفتگویتان فکر کنید و ببینید چه چیز احساساتشما را تحریک کرده است. تا می توانید وارد جزئیات شوید. سوال کردن ازخودتان به شما کمک می کند دفعه بعد به چنین موقعیت هایی بهتر واکنش دهید.
یادتانباشد در زندگی همه ما روزهای بد وجود دارد. تصور کنید که چقدر احساس بدیپیدا می کنید اگر بعدها خبر فوت یا ورشکستگی فردی که حرفهایش موجبناراحتیتان شده، را بشنوید. پس سعی کنید یا هدف آن فرد را از بیان گفته هاپیدا کنید و یا به کلی نادیده اش بگیرید.

منبع : ایمیلی از یه دوست!