نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: زمان حلول روح در جسم جنين ?

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    زمان حلول روح در جسم جنين ?

    1.زمان حلول روح در جسم جنين از چند ماهگی انجام ميشه ?
    2.ارواحی که سقط شدن حدودا در چه طبقه ای از دنيای ارواح جای دارند ?
    3.جنين سقط شده حالا چه سالم و غير سالم قادر به ارتباط با دنيای ما هستند
    4. آيا اینها حامی و نگهبان ندارند ?
    5.آيا امکان دخالت در امور دنيوی مثلا مادر يا شرارت کردن ندارند ?
    6.آيا حق و قدرت انتقام از مادر بی مسيوليت يا شخصی دارند يا خير?



    1. روح در چهل روزگی در پیکر جنین دمیده می شود .

    2.ظاهرا طبقه ی ویژه ای است که همچنین جایگاه اطفال خردسالی که به دلیلبیماری یا حادثه از دنیا مفارقت می کنند نیز هست . از نعمت الهیبرخوردارند ( والله اعلم )

    3. با اجازه ی خداوند عالم ( و در شرایط ویژه ای بنا به مصالحی که خداوند از آن آگاه است ) می توانند تماس داشته باشند.

    4. مربی دارند ( که معمولا از ارواح عالی تر برگزیده می شود)

    5. خیر قدرت دخالت ندارند ، اما دعا و نفرینشان به هر حال درگیر است به ویژه در حق والدین .

    6.خیر . اصولا تمامی ارواح پس از مرگ ، اختیارشان به دست خودشان نیست و اگرهم از ناحیه ی ایشان شر و فسادی ( فرضا ) دامنگیر کسی در دنیا شود ، خودشدر ورود به این ورطه و مشمول نوعی قضای خاص قرار گرفتن مسئول است .

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: زمان حلول روح در جسم جنين ?

    روح چطوری در جنین دمیده میشه ؟

    منشاء پیدایش روح به معنای اعم ماده است. اگر ولد را نفس فرض کنیم و والده را عالم ماده پس مخرج نفس

    از نقص به کمال و علت بقا و تکامل نفس، والد است و ولد که مولود والده است به مرحله ای می رسد که دیگر

    نیازی به والده ندارد و مسلط بر وی می شود (همان بحث تصرف در ماده کائنات توسط انسان کامل) و همسر

    والد می شود اینها اسراری هستند به زبان ساده به نقل از عارفی واصل.

    اما به نظر حقیر منشا روح حیوانی یا همان بدن مثالی و برزخی یا به قول متافیزیسین ها کالبد اثیری ماده است

    و روح الهی و فطرت کاملا منشاء غیر مادی دارد همانطور که اسپیریتیسم ها گفتند اکتوپلاسم از پلاسمای خون

    به وجود آمده مقصودشان روح حیوانی بوده که حکمای قدیم همچون ابن سینا تعبیر به بخار خون کرده اند.

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: زمان حلول روح در جسم جنين ?

    بحث را به دو دسته تقسيم بندي مي كنم

    1- حدود و ديه ي سقط جنين از ديدگاه ائمه اطهار ( ع )

    2- بررسي علمي – قرآني چگونگي مراحل تشكيل جنين تا مرحله ي تكامل وهنگام زايمان

    كه مورد دوم مكمل مورد اول مي باشد و بسيار جالب مي باشد و اميدوارم با حوصله و دقت مطالعه بفرماييد .



    1- حدود و ديه ي سقط جنين از ديدگاه ائمه اطهار ( ع )

    فقهابا استناد به روايات معصومين (ع) فرموده اند اگر نطفه در رحم استقرار يابدديه اش 20 دينار (20 مثقال طلا) در علقه 40 دينار در مضغه 60 دينار و درجاي كه استخوان پيدا كرده 80 دينار وقتي روي استخوان راگوشت گرفته و خلقتبدني كامل شده 100 دينار و اگر روح در ولوج كرده يعني داراي نفس انسانيشده هزار دينار كه اين تفصيل از علي (ع) و امام باقر و امام صادق(ع) نقلشده و هر سه بزرگوار تمسك به آيات شريفه 12 تا 14 سوره مؤمنون كه گذشتكرده اما اينكه ولوج روح (نفس انساني) در بدن دقيقا در چه زماني استمستفاد از آيات و همه روايات اين است كه بعد از كامل شدن خلقت بدن است ودر بعضي روايات از معصومين عليهم السلام نقل شده كه در چهار ماهگي است.(ملا محسن فيض كاشاني ، وافي ، ج 2، ص 109)



    2- بررسي علمي – قرآني چگونگي مراحل تشكيل جنين تا مرحله ي تكامل و زايمان

    در اين نوشتار مراحل و چگونگي خلقت انسان از ديدگاه قرآن كريم مورد بررسي قرار مي گيرد.

    1. علقه

    خداوند در آيات مختلف از قرآن كريم، به مراحل خلقت انسان اشاره كرده است. يكي از اين مراحل «علق» است.
    واژه«علق» شش بار( 1) و در پنج آيه به صورتهاي مختلف به كار رفته است وهمچنين سورهاي در قرآن با نام «علق» نازل شده است. «اقْرَأْ بِاسْمِرَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ» بخوان به نامپروردگارت كه آفريد، انسان را از علق آفريد.» اكثر مفسران( 2 ) اتفاق نظردارند كه 5 آيهي اول سورهي علق، نخستين آياتي است كه در غار حرا برپيامبر اسلام(ص) نازل شده است.

    علق در لغت

    واژهي «علق»جمع «عَلَقَه» در اصل به معناي «چيزي كه به چيز بالاتر آويزان شود» آمدهاست و موارد استعمال آن در خون بسته، زالو، خون منعقد كه در اثر رطوبت بههر چيز ميچسبد، كرم سياه كه به عضو آدمي ميچسبد و خون را ميمكد و ...ميباشد.( 3 ) پس ميتوان گفت: در مواردي كه علق استعمال شده: يكي چسبندگيو ديگري آويزان بودن، لحاظ شده است مانند: زالو، خون بسته و كرم كه به عضوبدن ميچسبد و آويزان ميشود.

    علق از نگاه علم:

    «علق»،همان خون بستهاي است كه از تركيب اسپرم مرد با اوول زن حاصل ميشود و سپسداخل رحم زن ميشود و بدان آويزان ميشود. پس از پيوستن نطفهي مرد بهتخمك زن، تكثير سلولي آغاز ميشود و به صورت يك تودهي سلوي در ميآيد كهبه شكل توت است (به آن مارولا Marula گويند) و در رحم لايهگزيني ميكنديعني، سلولهاي تغذيه كننده به درون لايهي مخاطي رحم نفوذ كرده و به آنمعلق (آويزان نه كاملاً چسبيده به رحم) ميشوند. قرآن اين مطلب را باتعبير زيباي «علق» بيان كرده است( 4 )

    اگر واژه «علق» را به معناي خون بسته بپذيريم، ميتوانيم تناسب آن را با موارد استعمال اينگونه بيان كنيم:

    1. چسبنده بودن آن.( 5 ) (خون بستهاي كه براي مكيدن خون به بدن ميچسبد)
    2. آويزان شدن آن به جداره رحم.
    3.مشابه زالو است. (زالو هر بار ميتواند به اندازه يك فنجان قهوه، خونانسان يا حيواني را بمكد. نطفه در رحم، زالو وار به رحم ميچسبد و از خونتغذيه ميكند( 6 ) همچنين در وجه تشبيه به زالو گفته شده است كه در مرحلهايجاد جنين، از هر دو مادهاي به نام «هپارين» ترشح ميشود تا اينكه خوندر موضع منعقد نشود و قابل تغذيه باشد.( 7 ) شكل علقه مانند زالو كاملاًمسطيع است اين حالت در چهار هفته اول ادامه دارد.( 8 )
    4. تغذيه از خون است.( 9 )

    درنتيجه ميتوان گفت ( 10 ) با توجه به ديدگاه دانشمندان و مفسران و اهللغت، «علق» به معناي «خون بسته» آويزان به رحم است. به ويژه آنكه اينمرحله از خلقت انسان در علم جنينشناسي جديد، به عنوان واسطهاي بين نطفهو مضغه (گوشت شدن) محسوب ميشود.
    يعني حدود 24 ساعت اين خون بسته به جدار رحم آويزان است و از خون آن تغذيه ميكند.
    خداوندميتوانست با بيان «الدم المنقبضه؛ خون بسته» مطلب را ذكر نمايد اما باآوردن واژهي «علق» هم معناي خون بسته و هم معناي آويزان بودن را رساندهاست كه با نظريات جديد پزشكي همخواني دارد.
    با توجه به عدم پيشرفتعلم پزشكي در 14 قرن قبل، ميتوان مسئلهي «علق» را يكي از شگفتيهاي علميقرآن ناميد كه بعد از 14 قرن كشف شده است.( 11 )

    براي مطالعهي بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه شود:
    1. پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، دكتر رضايي اصفهاني، ج 2، ص 487 ـ 481.
    2. طب در قرآن، دكتر دياب و قرقوز، ترجمه از چراغي، ص 86.
    3. اولين پيامبر آخرين دانشگاه، دكتر پاك نژاد، ج 11، ص 110.
    4. مطالب شگفتانگيز قرآن، گودرز نجفي، ص 99.

    2. مضغه

    قرآنكريم در مراحل خلقت انسان پس از نطفه و علقه مرحلهاي ديگر به نام «مضغه»را مطرح ميسازد كه در 2 آيه( 12 ) و سه بار از آن سخن گفته است.
    خداونددر سوره حج آيه 5 ميفرمايد: «ثمّ من علقه ثم من مضغة مخلقه و غيرمخلقهلنبين لكم؛ پس از علقه، آنگاه از مضغه داراي خلقت كامل و خلقت ناقص تاقدرت خود را به شما روشن گردانيم»

    واژهشناسي

    واژهي«مضغه» در لغت به معناي «غذاي جويده شده و گوشت جويده» آمده است به عبارتديگر، قطعهاي از گوشت كه شبيه گوشت جويده شده است.( 13 )
    و واژة«مخلقه» تعبيري است كه براي مبالغه در «خلق» به كار ميرود و «خلق» بهمعناي ايجاد چيزي بر كيفيت مخصوص است. پس تعبير به «مخلّقه» در مورد«مضغه» اشاره به اين است كه حقيقت خلق و تحقق آن؛ يعني ايجاد بر كيفيتمخصوص و تعيين خصوصيات و مقدمات، دراين مرتبه است. اما غيرمخلقه به اينمعناست كه تعيين برخي خصوصيات (تماماً يا بعضاً) در اين مرتبه «مضغه»نيست( 14 )

    مضغه در دستگاه علم

    جنين انسان از هنگام لقاحتخمك و كرمك (اوول و اسپرم) تا 6 روز در راه است تا در رحم جايگزين شود.سپس در رحم لانه گزيني ميكند و به صورت آويزك (علق) تا 14 روز به رشد خودادامه ميدهد. و از هفته سوم بارداري با چشم غيرمسلح كاملاً به صورت گوشتجويده پديدار ميگردد (مقايسهاي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، دكتربوكان، ص 275) دوره تمايز لايههاي زاينده (مضغه) را ميگذارند كه تا ماهسوم بارداري ادامه دارد( 15 ) اما اين «مضغه» هميشه يك حالت ندارد و مراحلو حالات گوناگوني دارد كه در قرن از آن «مخلقه و غيرمخلقه» نام برده است.اما مفسران ديدگاههاي مختلفي در اين دو تعبير دارند مانند:

    1. مقصود جنين كامل الخلقه يا ناقص باشد.( 16 )
    2. مقصود از مخلقه، مرحله تصوير جنين باشد( 17 )
    3. مقصود از مخلقه، مضغه شكل يافته و متمايز است.( 18 )

    و نظرات ديگري درباره آن بيان شده است كه بيشتر آنها قابل جمع است.
    تعبيربسيار زيبا و شگفتانگيز قرآن (مضغه، مخلقه و غيرمخلقه، حج 5) بايافتههاي پزشكي جديد هماهنگ است و جنين را در اين دوره (هفته سوم به بعد)به صورت گوشت كوبيده معرق ميكند و اشارهاي لطيف به تمايز لايههاي آن(مخلقه = ايجاد به كيفيت مخصوص و تعيين خصوصيات) ميكند و يك نوع رازگوييو اعجاز علمي قرآن را ميرساند.
    در نتيجه ميتوان گفت: از مجموعنظرات اين طور استفاده ميشود كه «مخلقه و غيرمخلقه» صفت براي «مضغه» استبه اين معني برخي از اقسام مضغه مقدرات و كيفيت خصوصيات در اين مرتبه كاملاست و اقسام ديگر كامل نيست( 19 )

    3. استخوان و گوشت:

    قرآنبعد از بيان مرحله «مضغه، گوشت جديده» به مرحله ي ديگري از خلقت اشارهكرده است آيه «فخلقنا المضغه عظاماً فكونا العظام لحماً و آنگاه مضغه رااستخوان هايي بعد استخوان ها را با گوشتي پوشانيديم ( 20 )
    براي اين كه بهتر به مرحله استخوان بندي جنين آشنا شويم، لازم ات همراه او، مرحله پوشاندن گوشت را نيز بيان كنيم.
    آيه فوق بيانگر آن است كه ابتدا استخوان تشكيل شده و بعد از آن گوشت روي آن قرار گرفته است.

    نكات علمي:

    درمراحل سومين هفته رشد جنين، لايه زاياي، اكتودرم، مزودرم، اندودرم، تشكيلمي شود. از لايه ي اكتودرم، اعضا و ساختمان اي كه در ارتباط با دنياي خارجباقي مي مانند؛ ايجاد مي گردد، مانند: دستگاه عصبي، پوشش مي گوشي، بيني،چشم و ... و از لايه مزودرمي اعضاي سلكروتوم (غضروف و استخوان) دستگاهادرار و تناسلي و ... به وجود مي آيد. و از لايه اندودرمي، دستگاه معديروده اي، دستگاه تنفسي و مثانه و ... ساخته مي شود.
    با توجه به موادفوق؛ غضروف و استخوان ها از لايه مياني (مزودرم) تشكيل مي شود. كه بهوسيله دو لايه ديگر (اكتودرم و اندودرم) پوشيده شده كه آن دو لايه اكثرگوشتي بدن مثل پوست، غدد .... ساخته مي شود هم چنين ساخته شدن سلول هاييكه باعث پيدايش غضروف و استخوان مي شود؛ از هفته چهارم بارداري شروع ي شودو اما سلول هاي ماهيچه اي پس از آن ساخته مي شود( 21 )
    گفته شد كه لايه مياني مزودرم غضروف ها و استخوان ها را تشكيل مي دهد؛ بهتر است با غضروف و استخوان سازي آن آشنا شويم.
    غضروف نوعي بافت همبند است كه به علت خاصيت ارتجاعي، مي تواند فشار زيادي راتحمل كند و هم چنين از بافت هاي نرم بدن پشتيباني به عمل مي آورد.
    هرغضروف داراي ماده اي بنيادي بوده كه در ساختمان آن مقدار زيادي آب (حدود70 درصد)به كار رفته است. اين ماده بنيادي مي تواند در آب جوشي حل شود وماده اي به نام ژله غضروف يا كندرين (chondrin) را به وجود آورد. رنگغضروف سفيد مايل به آب است و در افراد مسن به علت تغييرات متابوليك ميتواند زرد رنگ باشد.
    نقش غضروف در تشكيل استخوان اين است كه اولينمرحله ساخته شدن استخوان است. غضروف بافتي است مشتقي از مزانشيم كه براياولين بار در اواخر هفته چهارم زندگي جنين، ظاهر مي شود. و در قسمت هاييكه مي خواهد استخوان تشكيل دهد، ابتدا بايد قالبي از غضروف به وجود آيد كهبعداً به استخوان تبديل شود بنابراين استخوان سازي به دو صورت انجام ميپذيرد:

    1. استخوان سازي داخل غشايي: در اين نوع استخوان سازي،بافت استخواني در داخل لايه اي از بافت همبند مزانشيمي تشكيل مي شود و اينبافت مستقيماً به بافت استخواني مبدل مي شود. تفاوتي كه ميان استخوان سازيداخل غشايي با تشكيل غضروف وجود دارد، اين است كه غضروف معمولاً رگ خوني ولنفي و عصب ندارد و تغذيه آن توسط انتشار صورت مي گيرد و به لحاظ نداشتنرگ خوني، ترميم آن با مشكل صورت مي گيرد ولي محل تشكيل استخوان بسيار پرعروق مي باشد.
    2. استخوان سازي داخل غضروفي: در اكثر استخوان هايبدن، سلول هاي مزانشيمي ابتدا به يك سري قالب هاي غضروفي شفاف تبديل شدهكه به نوبه خود استخواني مي گردد.
    استخواني كه به طور ابتدايي در بدنجنين تشكيل مي شود موقتاً و تماماً از نوع نابالغ يا اوليه است و پس ازتولد به تدريج بافت استخواني جنين از بين رفته و به جاي آن استخوان بالغيا ثانويه تشكيل مي گردد.
    نكته بسيار جالبي كه در بافت استخواني بهچشم مي خورد اين است كه اين بافت از ابتداي تشكيل تا پايان عمر دو فعاليتمتضاد دارد. يكي استخوان سازي و ديگري تخريب استخواني.22
    با توجه بهمطالب علمي مي توان گفت: سلول هاي غضروفي و استخواني از لايه مياني جنين(مزودرم) زودتر از سلول هاي ماهيچه اي و پوستي پديد مي آيد. پس در حقيقتسلول هاي استخوان و غضروفي به وسيله دو لايه ديگر جنين (اكتودرم واندردرم) پوشيده شده و سلول هاي ماهيچه اي و پوستي روي آن ها را همانندلباس مي پوشاند. اين يافته هاي علمي با مطالب قرآني هماهنگ است كه نشان ازشگفتي علمي قرآن دارد.23

    4. آفرينش روح و جنبش جنين

    ازآيات قرآن استفاده مي شود كه پس از مرحله تسويه و تنظيم و تعادل اعضاي بدنانسان در رحم مادر، مرحله ديگري را با نام «نفح روح، دميدن روح» بيان ميكند. «ثم سواه و نفخ فيه من روحه؛24آن گاه او را درست اندام كدره و از روحخويش در او دميد» «فكسونا العظام لحماً ثم انشاناه خلقاً آخر ( 25 ) بعداستخوان ها را به گوشتي پوشانيديم، آن گاه (جنين را در) آفرينشي ديگر پديدآورديم.»
    از آيات فوق بر مي آيد كه در آدمي جز بدن، چيز بسيار شريفنيز وجود دارد كه مخلوق خداست و تا آن چيز شريف در انسان به وجود نيايد،آدمي، انسان نمي گردد و در حضرت آدم به وجود آمد، شاني يافت كه فرشتگان دربرابر او خضوع كردند و عبارت «انشأناه خلقاً آخر» نشان از خلقت مي دهد كهفعل و انفعالات طبيعي و مادي در آن نيست.(26) و انشاء به معني ايجاد كردنچيزي توام با تربيت آن است. اين تعبير نشان مي دهد كه مرحله اخير با مراحلقبل، كاملاً متفاوت است(27) اگر گفته شود نطفه انسان از آغاز كه در رحمقرار مي گيرد و قبل از آن يك موجود زنده است.
    بنابراين نفخ روح چهمعنا دارد؟ در پاسخ بايد گفت: زماني كه نطفه منعقد مي شود تنها داراي يكنوع «حيات نباتي» (گياهي) است يعني؛ فقط تغذيه و رشد و نمو دارد. ولي ازحس و حركت كه نشانه «حيات حيواني» است و هم چنين قوه ادراكات كه نشانه«حيات انساني» است و در آن خبري نيست (ما تكامل نطفه در رحم به مرحله ايمي رسد كه شروع به حركت مي كند و تدريجاً قواي ديگر انساني در آن زنده ميشود اين همان مرحله اي است كه قرآن از آن تعبير به نفخ روح مي كند.(28)

    اماماهيت روح چگونه است؟ و حلول او برجسم از چه زماني مي باشد؟ آيات قرآن دراين مورد ساكت است و باين تفصيلي ندارد و حقيقت آن نيز براي ما روشن نيست.



    نظرگاه دانشمندان

    مهم ترين اتفاقي كه پس از ماهسوم براي جنين پيش مي آيد، حركت و فعاليت قلب و رشد سريع جنين و شكل گيرياندام هاي خارجي است در ماه سوم و ابتداي ماه چهارم به دليل عصب دار شدناندام ها، حركت جنين آغاز مي شود و زن باردار در ماه چهارم حركت جنين راكاملاً احساس ميكند.(29)

    دانش بيولوژي هنوز پاسخگوي اين قسمت نبودهيعني حد فاصل مرحله حيات با مرحله قبل از آن را نمي تواند مشخص سازد(30)آيا در چهارماهگي اين دميدن روح اتفاق مي افتاد يا كمتر از آن و حتي برخياز منابع پزشكي تشخيص حركات جنين توسط مادر را در ماه پنجم دانسته اند(31)تا چه رسد به زمان دقيق حلول روح.

    آيا مي توان ادعا كرد حركت جنين در شكم مادر همان وقوع دميدن روح باشد؟

    درپاسخ بايد گفت: همان طور گذشت. جنين بعد از لقاح نطفه داراي حيات نباتي(گياهي است كه فقط تغذيه و رشد دارد و بعد از مدتي داراي حركات و ضربانقلب است كه مي توان آن را حيات حيواني دانست اما آن چه مهم است قوهادراكات و شعور كه در سايه روح الهي پرورش مي يابد، و همچنين انسانيتانسان است كه او را از حيوان متمايز مي كند آن محقق نمي شود مگر با حلولروح الهي و در قرآن كريم اشاره اي به حركت جنين نشده است فقط سخن از خلقتديگر و دميدن روح الهي شده است.(32)
    در نتيجه نمي توان گفت: دميدن روح بر جنين هم زمان با حركات جنين است.

    5. جنسيت جنين (دختر يا پسر)

    قرآندر ادامه بيان مراحل خلقت به مرحله شكل گيري جنين اشاره مي كند و در چندآيه بدان پرداخته شد، «ثم كان علقة فخلق فسوي فجعل منه الزوجين الذكر والانثي؛(33) پس علقه (آويزك) شد و (خدايش) شكل داد و درست كرد و از آن، دوجنس نر و ماده را قرار داد.

    از مرحله علقه تا شكل گيري جنين، سهماه طول مي كشد، و در سومين ماه صورت جنين، شكل صورت انسان به خود مي گيردو جنسيت جنين مشخص مي شود و به همين علت قرآن كريم مرحله جنسيت جنين را(پسر يا دختر) پس از مرحله تسويه و شكل گيري قرار داده است «فسوي فجعل منهالزوجين» از نظر علمي، اعضاء تناسلي خارجي در ماه سوم، تكامل يافته كه دردوازدهمين هفته جنس جنين را با امتحان وضع ظاهري مي توان مشخص ساخت.(34)



    انتخاب پسر يا دختر شدن جنين با چه كسي است؟

    آنچه از علم پزشكي مي توان استخراج كرد اين است كه، تعيين جنسيت بستگي بهسلول هاي پدر دارد. يعني كروموزوم y در كرمك (اسپرماتوزئيد) تعيين كنندهپسر است (44+ x + y) و اوول زن هميشه داراي كروموزم x است و كروموزوم xمرد جنسيت جنين را دختر تعيين مي كند. (44+2x. ) 35

    اما در مرحلهبعد از همان هنگام كه انسان به صورت پاره گوشتي در شكم مادر قرار گرفته دوبرجستگي از طناب پشتي كه بعداً ستون فقرات را تشكيل خواهد داد به وجود ميآيند.

    اين دو برجستگي را لوله هاي تناسلي مي نامند. اگر مقرر شدهكه جنين پسر باشد اين دو لوله از هفته ششم، شروع به ساخت بافت هاي مشابهبافت هاي بيضه مي كنند. اما اگر مقرر شده كه جنين دختر باشد، اين لوله هايتناسلي از هم متمايز شده تا در هفته دهم بافت هاي شبيه بافت هاي تخمدان راتشكيل دهند. شكل گيري دستگاه تناسلي مو تشابه به دليل نبودن هورمون هاي نرصورت مي پذيرد.(36



    عوامل ذيل در پسر يا دختر شدن

    خداونددر سوره شوري آيه 49 و 50، تمام امور مربوط به جنس جنين را به دست خود ميداند «يداله ملك السموات و الارض يخلق ما يشاء ....»

    آيه در بيانعدم تاثير علل و اسباب مادي نيست بلكه بيان گر قدرت و عظمت خداوند است.امروزه با پيشرفت علم ژنتيك و فراهم نمودن دارو و دريافتن تاثيرات غذا،قادر به تعيين جنسيت هستند.

    در اين راستا حضرت آية الله مكارمشيرازي: تعادل جمعيتي دختر و پسر را مطرح كرده و تاثير غذا و دارو را درجنسيت جنين كمرنگ نموده است. ايشان مي فرمايد:

    در اين كه چگونه وتحت چه عواملي، جنين مذكر يا مونث مي شود؟ هيچ كس پاسخي در برابر اين سوالندارد، يعني علم هنوز جوابي براي آن پيدا نكرده است.

    ممكن استپاره اي از مواد غذايي يا داروها در اين امر موثر باشد ولي مسلماً تاثيرآن سرنوشت ساز و تعيين كننده نيست. ولي با اين حال عجيب اين است كه هميشهيك تعادل نسبي در ميان اين دو جنس (مرد و زن) در همه جوامع ديده مي شود واگر تفاوتي باشد چندان چشم گير نيست.(37)



    6. مدت ثابت زمان بارداري

    آنچه در بين مردم مشهور است، دوران بارداري 9 ماه است و قرآن كريم بدوناشاره به زمان، با جمله «اجل مسمي، مدت معين» و «قدر المعلوم، مدت معين»زمان بارداري را مشخص و ثابت مي داند.

    آيه «و نقر في الارحام ما نشاء الي اجل مسمي؛(38) و آن چه را اراده مي كنيم تا مدتي معين در رحم ها قرار مي دهيم»

    آيه:«فجعلناه في قرار مكين الي قدر معلوم؛ فقدرنا فنعم القادرون»(39)؛ پس آنرا (نطفه) در جايگاهي استوار نهاديم تا مدتي معين و توانا آمديم و چه نيكتواناييم»(40)

    رحم قرارگاه و جايگاه استواري براي محصول باردارياست، ولي براي يك مدت زمان تعيين شده و تقريباً ثابت كه به دوران بارداريمعروف است و تقريباً 270 ـ 280 روز يا 40 هفته، معادل ده ماه قمري يا نهماه شمسي كه پس از آن جنين قادر خواهد بود در دنياي جديدي به زندگي خودادامه دهد قرآن اين مدت زمان را به نام «قدر معلوم» ياد مي كند و در سورهحج از اين فاصله زماني به نام «اجل مسمي» يعني، مدت از قبل تعيين شده يادشده است اعجاز اين آيات در اين نيست كه به مدت بارداري اشاره نموده، بلكهدر اين است كه گفته است اين مدت بهترين و مناسب ترين مدت ممكن است «فقدرنافنعم القادرون» و اگر اين مدت كم يا زياد شود، زيان آن متوجه جنين يا مادراو خواهد بود.

    اگر مدت بارداري بيش از 42 هفته به طور انجامد،بارداري طولاني ناميده مي شود و مفراتي مانند: سخني زايمان، كاهش اكسيژنجنين و خطر مرگ براي او و ... به همراه دارد. و اگر كمتر از 38 هفته باشد،آن را زايمان زودرس مي نامند و زيان هاي مانند: ضعف و ناتواني سيستم دفاعيبدن نوزاد كه 50% درصد مبتلا به مرگ نوزادي مي شود ـ آمادگي نوزادان برايابتلاء به بيماري هاي يرقان و ... به همراه دارد. لذا مدت بارداري طبيعيبين 38 الي 42 هفته مي باشد.(41)


    حاصل سخن اين كه، قرآن مقدارزمان بارداري را اندازه اي مشخص مي داند و پزشكي نوين هم مدت زمان بارداريرا تقريباً ثابت مي داند و نشان مي دهد كه كشفيات جديد علمي، بار ديگراشارات علمي قرآن را تبيين كرده است.

    اطباي قبل از اسلام مانندجالينوس (210 ـ 131 م) و بعد از اسلام مانند ابن سينا (370 ـ 428 ق) ادعاكردند كه با چشم خود شاهد به دنيا آمدن طفل بعد از شش ماه بوده اند(42) وهم چنين نقل تاريخي كه چنين قضيه اي در زمان هاي مختلف اتفاق افتاده است؛در كتاب ها بيان شده است.(43)

    با بررسي در آيات مختلف نشان مي دهد كه قرآن به مسئله كمترين مدت بارداري اشاره كرده است:

    آيه«وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُكُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراًحَتَّى‏ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّأَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّوَعَلَى‏ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِيفِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ.»(احقاف / 15)

    ترجمه «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسانسفارش مي كنيم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را بهدنيا آورد و بارداري و شير دادن او سي ماه است.

    آيه «وَاذْكُرُوااللّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَإِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلاَ إِثْمَ عَلَيهْ لِمَنِ اتَّقَى‏وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» (بقره /233)

    ترجمه: «و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند، (اين حكم) براي كسي است كه بخواهد دوران شير خوارگي را تكميل كند.»(44)

    مفسراندر تفسير دو آيه فوق، اين طور استنباط كرده اند كه، طبق نص صريح آيه، مدتشير خوارگي طفل دو سال تمام است معادل 24 ماه مي باشد و آيه ديگر مدتبارداري و شيرخواري را مجموعاً 30 ماه مي داند، با توجه به 24 ماهشيرخواري طفل، مدت بارداري 6 ماه مي باشد يعني 24 ماه را از 30 ماه كمنماييم، 6 ماه كه نشان از كوتاه ترين مدت بارداري است،باقي مي ماند.(45)



    نظريه پزشكان

    پزشكينوين به اين نتيجه رسيده است كه جنين اگر شش ماه تمام در رحم مادر باشد،پس از تولد زنده خواهد ماند. هر چند تولد اين گونه را زايمان زودرس مينامند(46) در آن موقع لازم است با مراقبت هاي ويژه و وصل دستگاه تنفسي و... مي توان طفل را از حالت نارسا بودن بيرون آورد.(47)

    در نتيجه، پيش از آن كه دانش پزشكي به حداقل زمان لازم براي بارداري را كشف نمايد، قرآن اين مطلب را به روشني بيان كرده است.



    7. تولد نوزاد

    تلد نوزاد بعد از 9 ماه زندگي در رحم مادر، يكي از عجائب خلقت به حصاب مي آيد و خداوند اين مرحله هجرت را از قدرت بزرگ خود مي داند.

    «و نقر في الارحام ما نشاء الي اجل مسمي ثم نخرجكم طفلاً؛(48)

    و آن چه را اداره كنيم تا مدتي معين در رحم ها قرار مي دهيم، آنگاه شما را (به صورت) كودك برون مي آوريم.»

    با مقايسه ي ضمن دنياي رحم و زندگي كودك در آن با خارج از رحم، به عظمت خلقت انسان پي مي بريم.

    الف.درجه حرارت دنياي رحم 37 درجه است ولي درجه حرارت خارج از رحم، كمتر يابيشتر است، لذا طفل در زمان كوتاه لازم است خود را با حرارت محيط سازگاريدهد.

    ب. جنين در رحم مادر دنياي تاريك را بسر برده است و روشناييو نور براي او مفهومي ندارد، اما پس از تولد، در برابر روشنايي و نور خيرهكننده دنيا سازگاري نشان مي دهد.

    ج. هم چنين طفل 9 ماه در عالم مرطوب و لزج زندگي كرده است ولي پس از تولد بايد در محيط خشك به زندگي خود ادامه دهد.(49)

    د.گردش خون در جنين، يك گردش ساده است. زيرا حركت خون هاي آلوده به سوي ريهها براي تصفيه انجام نمي گردد. چون در آن جا تنفسي وجود ندارد لذا دو قسمتقلب او (بطن راست و چپ) كه يكي عهده دار رساندن خون به اعضا و ديگري عهدهدار رساندن خون به ريه براي تصفيه است به يكديگر راه دارد. اما به محض اينكه جنين متولد شد، اين دريچه بسته مي شود و خون دو قسمت مي گردد؛ بخشي بهسوي تمام سلولهاي بدن براي تغذيه فرستاده مي شود و بخش ديگر به سوي ريه هابراي تنفس.

    ه. تا زماني كه جنين در شكم مادر است، اكسيژن لازم رااز خون مادر مي گيرد ولي بعد از تولد از طريق ريه (كه قبلاً در رحم مادرآماده بود) و تنفس اكسيژن دريافت مي كند.

    و. تغذيه جنين در شكممادر از طريق بند ناف است اما بعد از تولد تمامي دستگاه گوارشي فعال وتغذيه از طريق دهان، مري و معده انجام مي پذيرد.

    ز. بعد از تولد نوزاد بسيار گريه مي كند، ممكن است دليل آن موارد زير باشد:

    1. گريه نوزاد بعد از تولد نشانه حيات و بقاي او است.

    2.در بعضي موارد گريه نوزاد دليل بر ناراحتي او باشد، آزردگي از بيماري،گرسنگي، تشنگي، شرائط جديد زندگي اعم از گرما، سرما، نور شديد و ...

    3.نوزاد بعد از تولد نيازمند به ورزش است تا خون را به سرعت در تمام عروق بهجريان وا دارد و تمام سلو ها را مرتباً تغذيه كند گريه براي نوزاد ورزشاست و بدن را به تحرك وا مي دارد.

    4. در مغز كودك داراي رطوبتياست كه اگر در آن جا بماند، سبب بيماري ها حتي كوري مي شود گريه نوزاد سببمي شود كه رطوبت هاي اضافي به صورت قطره هاي اشك از چشمان آن ها بيرونريزد و سلامتي آن ها تضمين شود.(50)

    حاصل سخن اين كه، با توجه بهمتفاوت بودن دنياي رحم با دنيا خارج از رحم، و فرايند حيات گوارشيف تنفس،گردش خون، تغذيه و ... بعد از تولد نشان از دنياي شگفت انگيز تولد نوزاددارد و عظمت و قدرت خداوند را به نمايش مي گذارد.
    ////////
    پي نوشت:
    1 . علق / 1 و 2، حج / 5، مومنون / 14، غافر / 67، قيامت / 38.
    2. ر.ك: تفسير نمونه، مكارم شيرازي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ج 27، ص 153.
    3. التحقيق في كلمات قرآن كريم، حسن مصطفوي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلاميايران، تهران، مفردات راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، ذيل ماده«علق». ر.ك: قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، دارالكتب الاسلاميه، تهران،ذيل ماده «علق»
    4 . طب در قرآن، دكتر دياب و قرقوز، ترجمه چراغي، ص 86، انتشارات حفظي، تهران.
    5 . تفسير نمونه، همان، ج 27، ص 156.
    6 . مطالب شگفتانگيز قرآن، گودرز نجفي، ص 99، نشر سبحان، تهران.
    7 . اولين پيامبر آخرين دانشگاه، دكتر پاكنژاد، ج 11، ص 110، كتابفروشي اسلامي، تهران.
    8 . اسلام و طب جديد يا معجزات علمي قرآن، دكتر عبدالعزيز اسماعيل پاشا، ترجمة سيد غلامرضا سعيدي، انتشارات برهان، ص 182.
    9. حضرت آيتالله معرفت بعد از پذيرفتن اين نظريه كه علق خون بسته استميگويد: علقه در روز هفتم به جداره رحم ميچسبد. (التمهيد، محمدهاديمعرفت، ج 6، ص 82)
    10 . لازم به ذكر است احتمالات ديگري درباره «علق»داده شده از جمله، بعضيها علق را به معناي نطفه مرد (اسپرماتوزئيد) معناكردهاند (مطالب شگفتانگيز قرآن، ص 99) و بعضي ديگر به معناي موجود صاحبعلاقه كه اشاره به روح اجتماعي انسان است، معنا نمودهاند. و بعضي ديگراشاره به گل حضرت آدم(ع) كه حالت چسبندگي دارد نمودهاند. (ر.ك: پژوهشي دراعجاز علمي قرآن، دكتر رضايي اصفهاني، ص 487 ـ 481)
    11 . ر.ك: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، ج 2، ص 487 ـ 481.
    12 . مومنون / 14، حج / 5.
    13 . التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، ج 11، ص 124، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران، 1371.
    14 . همان، ج 3، ص 112 و نيز ج 11، ص 126.
    15پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1،1380، ج 2، ص 498 به نقل از رويانشناسي پزشكي، لانگمن، ص 38.
    16 . تفسير نمونه، مكارم شيرازي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ج 14، ص 24.
    17 . مارف قرآن، مصباح يزدي، انتشارات راه حق، قم، ص 338، الميزان، علامه طباطبايي، بنياد علمي و فكري علامه، تهران، ج 14، ص 344.
    18 . ر.ك: طب در قرآن، دكتر قرقوز، ص 87.
    19 . ر.ك: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، رضايي اصفهاني، ص 500.
    20 مومنون، 14.
    21 ر.ك: رويان شناسي پزشكي لانگمن، ترجمه دكتر بهادري و شكور، ص 57.
    22 ر.ك: شگفتي پزشكي در قرآن كريم، حسن كريمي، يزدي، ص 41 – 47.
    23ر.ك: پژوهشي در اعجاز علم قرآن، رضا اصفهاني، ج 2، ص 506 – 513، دكترعدنان شريف، من علم طب القرآن، ص 59، تفسير نمونه، ج 14، ص 212، طب درقرآن، ص 89.
    24 سجده 9، در سوره ص 72 و حجر 29، به همين مضمون در مورد خلقت حضرت آدم آمده است.
    25 مومنون، 14.
    26 ر.ك: معارف قرآن، مصباح يزدي، دو جلدي، ص 349 – 359.
    27 تفسير نمونه، ج 14، ص 211.
    28 ر.ك: پيام قرآن، مكارم شيرازي، ص 78.
    29 ر.ك: طب در قرآن، ص 89 – 92.
    30 اولين دانشگاه آخرين پيامبر، دكتر پاكنژاد، ج 1، ص 263 – 265.
    31 رويان شناسي پزشكي لانگين، ص 98.
    32 پژوهشي بر اعجاز علمي قرآن، ص 529 – 523.
    33 قيامت 38 – 39، ر.ك: نجم 45 – 46، شوري 49 – 50، ليل 3، حجرات 13.
    34 رويان شناسي پزشكي لانگمن، ص 497 طب در قرآن، ص 87.
    35 اولين دانشگاه آخرين پيامبر، دكتر پاكنژاد، ج 1، ص 255 – 257، ر.ك: بسام دفضع، الكون و الانسان بين العلم و القرآن، ص 165.
    36 طب در قرآن، ص 77 – 78.
    37 پيام قرآن، ج 2، ص 79، و ص 84 – 85.
    38 حج، 5.
    39 مرسلون 20 – 24.
    40درباره واژه «قدر» در بين لغويوين اختلاف است بعضي ها به معناي تقدير واندازه گرفته اند و بعضي ديگر به معناي قدرت، آن چه به ذهن نزديك تر استهمان قدرت است (مفردات راغب، ذيل ماده «قدر» به تفسير نمونه، ج 25، ص 409،الميزان، ج 20، ص 167.
    41 ر.ك: طب در قرآن، ص 99 – 103؛ اوليندانشگاه آخرين پيامبر، ج 11، ص 109، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج 2، ص550 – 554، رويان شناسي لانگمن، ص 96.
    42 ر.ك: تفسير نمونه، ج 21، ص 327.
    43 طب در قرآن، ص 22.
    44 ر.ك: لقمان 14.
    45 تفسير نمونه، مكارم شيرازي، علامه طباطباييف تفسير الميزان، ذيل آيه فوق.
    46(رويان شناسي پزشكي لانگمن، ص 99)، بعضي از پزشكان معتقدند به خاطر عدمتمايز دستگاه تنفسي و عصبي در زمان 6 ماهگي مشكل است طفل زنده بماند، درپاسخ مي توان گفت: با رشد دستگاه پزشكي حتي مي توان نطفه را در خارج ازرحم پرورش داد تا چه رسد به طفل شش ماهه را.
    47 طب در قرآن، ص 22، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 11، ص 109، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج 2، ص 540 – 543.
    48 حج، 5؛ ر.ك: غافر 67، نحل 78.
    49 ر.ك: گذشته و آينده جهان، بي آزار شيرازي، ص 68 – 69، با تصرف و تخصيص.
    50 ر.ك: پيام قرآن، مكارم شيرازي، ج 2، ص 89

    quransc.com

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •