ارواح در مورد لذت بردن در بهشت چه می گویند؟؟؟؟

ارواحیکه دارای فرکانسی متجانس و نزدیک بهم هستند , در جهان سوم , در یک عشیرهروحی زندگی می کنند و تماما نسبت به یکدیگر کشش های عاطفی و قلبی و معنویفراوانی از نظر هم فرکانس بودن دارند , و در آنجا محبت جزو لاینفک حیاتارواح است.تمام ارواحی که با افراد زمینی ارتباط برقرار می کنند , درگفتار اولیه , بر محبت کردن افراد نسبت به یکدیگر تاکید دارند , چون محبتدر واقع جزئی از وجود روح اعظم کائنات است و ارواح در جهان های روحی باابراز محبت ( بی دریغ و بدون چشم داشت ) می توانند خود را به مقام بالاتریترقی دهند.محبت ارواح در یک عشیره , گاه بین دو نفر (زن و مرد) عمق بیشتریپیدا می کند , یعنی اثرات آن در ذات و وجود روح زن یا مرد روحی رسوخ میکند و نتیجتا این دو نسبت به همدیگر حالت جذب شدگی بیشتری را نسبت بهسایرین پیدا می کنند و در نتیجه عمیق تر شدن آن , این کشش های روحی , بهنوعی زندگی مشترک و مجاورت یکدیگر می تنجامد که در اصطلاح ما زمینی ها ,این حالت ها نوعی ازدواج روحی نامیده می شود.
در این ازدواجها مراسمخواستگاری , عقد و عروسی , جهیزیه و ... وجود ندارد . مهمترین شرط آن ,همان توافق اخلاقی و جذب محبت های طرف مقابل به نسبت کشش های روحی است ,یعنی فرضا هرگاه یکی از آن دو , خواسته ای را طلب کند , طرف مقابل همکاملا با آن خواسته موافق و همراه است . در واقع می توان گفت که همیشهنوعی ارتباط تله پاتی مثبت بین آنها برقرار است . حال آن که ما افرادزمینی , اکثر ازدواج هایمان بخاطر ارضای شهوات جسمانی , ثروت , مقام , جاهطلبی , رهایی از تنهایی , رنج , حسادت و ... می باشد و کمتر کسی را میتوان یافت که واقعا بخاطر محبت و عشق واقعی ازدواج نماید , چون این چنینازدواجها اگر به وقوع بپیوندند , مسلما تا آخر عمر در آن کوچکترین اختلافیوجود ندارد.
بسیاری از ارواح مترقی درباره لذت بردن در بهشت چنین اظهار داشته اند:
لذتهای فراوانی در بهشت و عوالم بالاتر از آن وجود دارند که ارواح به نسبتتکامل عقل و روح خود می توانند از آنها به نحوه دلخواه و مطلوب استفادهکنند و لذت بردن از آنها به مراتب بالاتر از لذت های جنسی است , ولی نوعبهره گیری از چنین لذائذی برای افراد زنده مادی قابل توصیف و بیان نخواهدبود . در زمان حیات مادی برخی از افراد بشر هم لذائذی وجود دارند که کسینمی تواند به آسانی آنها را لمس و درک و بیان نماید . فرضا کسی که خلباننیست , از لذت پرواز بی بهره است و نمی تواند چنین لذتی را در زمان حیاتمادی خود لمس کند و آن خلبان هم نمی تواند چگونگی و حالت و مقدار لذت بردنخود را از عمل پرواز , برای دیگران توصیف کند.در عوالم روحی , با گذشتن ازبرخی لذائذ کوچک و ناچیز , می توان به لذت های بسیار بهتر و والاتری دستیافت و هیچ فرد زنده ای در زمان حیات مادی خود نمی تواند اطلاع و یا احساسو درکی از وجود چنین لذت های روحی داشته باشد . به همین دلیل هم ذکرچگونگی بهره گیری از سایر لذائذ موجود در عوالم روحی , برای بشر قابل درکو فهم نخواهد بود.در مورد چگونگی زندگی مشترک در جهان سوم روحی , ارواحمترقی چنین بیان می نمایند:
در کره خاکی انواع و اقسام زندگانی هایمشترک مادی را به صورت دوستی یا ازدواج ها می توان یافت که اکثریت آنها برمبنای خواست های باطنی و امیال شخصی و فطری آنها نیست . ولی مع الوصف ,زندگانی مشترکی بین آنها صورت خواهد گرفت و سال های متمادی به ذلایل مادیو یا به حکم اجبار و گاهی هم از روی عشق و محبت ادامه خواهد داشت.
دراکثر اوقات مشاهده می شود که دو نفر نسبت به یکدیگر علاقه چندانی ندارند ,ولی تا آخر عمر با هم زندگی مشترکی را ادامه می دهند . چنین افراد , باظاهر سازی های بی حساب و خودفریبی , زندگی خود را سپری می سازند , به طوریکه هیچ یک از این زوج ها نمی توانند تا آخر عمر از افکار درون یکدیگر مطلعشوند و یکدیگر را درک کرده اند و از بودن با هم لذت می برند هم در جهانخاکی وجود دارند ولی تعداد آنها بسیار کم و نادر است.یکی از عمده تریندلایل ازوداج های مادی بشر , لذت بردن جسمی از وجود یکدیگر است و گاهی هماین ازدواج ها ,صرفا به خاطر مادیات و یا جاه و مقام است ولی در همزیستیهای روحی , هیچ یک از معیارهای فوق حکمفرما نخواهد بود و هدف از تشکیلدادن زندگی های مشترک , لذت بردن وجودی و یا بخاطر ارزش مادیات و ... نیست, بلکه پس از تشکیل زندگی مشترک , هریک از ارواح درصدد برخواهند آمد , تاهرچه زوتر طرف مقابل خود را به مرحله تکامل روحی برساند و او را در رسیدنبه جهان های بالاتر روحی , یاری دهد و به سرمنزل مقصود که همان جهان هفتمروحی است برساند و ضمن انجام این همکاری ها , نیاز به لذت بردن های روحیرا از وجود یکدیگر دریغ ننمایند و این امر در مرحله دوم هدف زندگی مشترکروحی آنها قرار گرفته است.
پس از بروز مرگ و انتقال روح به عوالم روحی, روح افراد خانواده, بخصوص زن و شوهری که در تمام دوران حیات مادی در حالنزاع و ناراحتی و ناسازگاری های مختلف بوده اند , به یک جهان روحی و یا دریک طبقه و یا عشیره مخصوصی انتقال نمی یابند , زیرا چنین افراد , در طولزندگانی خاکی خود به اثبات رسانیده اند که آنها تجانس روحی با یکدیگرندارند وگرنه نزاع و یا اختلافی در بین آنها در حیات مادی به وجود نمی آمدو معمولا ارواح در عالم روحی مقابل یکدیگر قرار نخواهند گرفت و هر یک ازآنها زندگانی جدیدی را برای خود شروع می نماید و اگر روح هر دو نفر آنهابه بهشت انتقال بیابد , مسلما هرکدام در طبقات و عشیره های روحی بخصوص ,زوج های مناسبی را برای خود انتخاب می کنند که فرکانس امواج روحی آنها باهم مطابقت کامل داشته و وجود آنها نیز سرشار از مهر و محبت به نسبت طبقهیا عشیره خود هستند.زوجاتی که از بدو زندگانی , عشق و محبت را پیشه خودساخته و تا آخرین مراحل عمر , هیچ نوع اختلافی بین آنها دیده نشود و هیچکدام , گذشت و بذل محبت را نسبت به دیگری دریغ نکند , در زمان پس از مرگنیز احتمالا زندگی مشترکی با هم خواهند داشت و هر یک از این زوجات که قبلافوت شده اند , روح او جزو اولین ارواحی است که در زمان مرگ , بر بالیندیگری حاضر خواهد شد و پس از جدائی کامل روح از جسم مادی , در مرحله نخستاو را دلداری می دهد , تا هرچه سریعتر آن روح تازه وارد را آماده زندگی پساز مرگ کند , تا بتواند به عقل کامل زمان حیات خود دست یابد و علوم روحیرا نیز بیاموزد و از حقیقت مرگ و زندگانی پس از آن و عوالم روحی , آگاهشود و زودتر بتواند در بهشت زندگی مشترک خود را به نحو دیگری ادامهدهد.البته این حالت در صورتی رخ می دهد که این روح زن و مرد , تجانس کاملینسبت به یکدیگر داشته و از نظر اعمال و رفتار و کردار و اخلاق و ... درزمان حیات مادی با هم یکسان بوده باشند و هر دو شایستگی احراز یکی ازطبقات روحی را به دست آورند و در عشیره بخصوصی , نیز قرار بگیرند و از همهمهمتر , این دو روح , قلبا مایل به ادامه زندگی مشترک با یکدیگر باشند ,در غیر اینصورت نحوه زندگی روحی پس از مرگ هر یک از آنها به شیوه و کرداردیگری خواهد بود.ارواح نسل بشر پس از رسیدن به عوالم روحی و دستیابی به حدتکامل عقلی ,برخی از تعصبات خشکی را که در زمان حیات , نسبت به زن وفرزندان و وابستگان خود داشته اند , از دست می دهند و حقایق حیات مادی وروحی را خواهند پذیرفت. فرضا , مردی که در زمان حیات مادی دارای تعصباتزیادی نسبت به خانواده خود است و فوت می کند , از ارواح او پس از رسیدن بهتکامل عقلی در مورد ازدواج دختر و یا حتی همسر سابقش سوال شود , مسلمابدون هیچ گونه تعصبی با حقیقت بینی کامل با ازدواج آنها موافقت می کند وحتی در برخی از مواقع , این روح آزاد ,شوهر همسر قبلی خود را نیز انتخابخواهد کرد و یا از مردی که او میل دارد شوهر همسرش شود می خواهد که با زنزمان حیات او ازدواج کند , چون عوالم روحی تابع مقررات دیگری است و اینعوالم خارج از بغض و حسد و کینه و تعبصبات بی جان زمان حیات مادی بوده ودر عوالم روحی فقط عقل و منطق و برهان و حقیقت خداشناسی حاکم هستند و ازجهل و نادانی و فساد خبری نیست . درباره فرار از جهل و نادانی , حتیارواحی که در جهان های پست قرار گرفته اند , درصدد به سازی وضعیت روحی خودهستند , تا بتواند از آن جهان های پرزجر و عذاب , بگونه ای رهاییبیابند.برخی از تمایلات و خواست های نفسانی و عواطف و مهر و محبت های زمانحیات بشر , تا طبقه هشتم بهشت , به نسبت های کم و زیاد در ارواح باقی میمانند و از آنجا به بعد است که این نوع خواسته ها بتدریج ثقل خود را ازدست می دهند , زیرا در این طبقات مختلف بهشت , خواست ها و مهر و محبت ,شکل جدیدتری را بخود خواهد گرفت و ارواح نهایتا تا آخرین طبقات بهشت استکه می توانند , برخی از ملکات زمان حیات و ثقل اعمال و رفتار خود را درعوالم روحی حفظ کنند چون تا زمانی که ارواح نتوانند خود را به طبقه نهمبهشت برسانند , احتمال برگشتن آنها به ماده برای تکامل مجدد روحی , وجودخواهد داشت و به همین علت هم ارواحی که در بهشت زندگی می کنند , بنا بهحکم فطرت روحی نمی توانند تمام خاطرات و احساس و عواطف زمان حیات خود رادر یک مرحله و یک جهان و یک باره از دست بدهند , زیرا با این عمل , تمامخاطرات و ملکات خود را که از گذشته های بسیار دور می باشند و با خود آوردهاند , از دست می دهند و فراموش می کنند و به همین دلیل هم محیط زندگی دربهشت , تقریبا شباهت زیادی , با , محیط کره خاکی دارد تا این که ازواح دراین جهان تغییرات چندانی را احساس ننمایند و در صورت مراجعت مجدد , جهتتکامل روحی , بتوانند محیط های مادی را بپذیرند.وجود مهر و محبت و عاطفه ,تا آخرین طبقات جهان سوم روحی , تقریبا به صورت محبت های حقیقی مادی است ,ولی از این جهان به بعد است که معنی محبت به شکل جدیدتری جلوه گر می شود ودر ذات وجودی ارواح تجلی خواهد کرد , زیرا هدف خلقت از تکامل روحی , ازاین جهان به بعد کاملا تغییر می نماید و ادامه محبت های جهان سوم روحی دراین جهان امکانپذیر نخواهد بود و ارواح از این جهان روحی به بعد , خود راآماده رسیدن به جهان های بالاتر می کنند , تا هرچه سریعتر بتوانند به جهانهفتم روحی دست یابند . چون از این جهان به بعد , تکامل جای خود را بهتبدیل می دهد , یعنی در هر جهان بالاتر , روح دارای امواج مناسب تری نسبتبه جهان هفتم می گردد.
در مورد چگونگی روابط جنسی در جهان سوم روحی نظریه ارواح چنین است:
زنو مردی که در زمان حیات مادی وابستگی های عاطفی عمیقی را که توام با عشق ومحبت است , نسبت به یکدیگر دارند , چنانچه آن دو به عوالم پس از مرگ همانتقال یابند , در صورتی که در یک طبقه روحی جهان سوم قرار بگیرند , آنرابطه عاطفی با همان شکل باقی خواهد ماند و ادامه محبت های زمان حیات مادی, در عوالم ارواح , بگونه خاصی تجلی می نماید و آن دو در یکی از طبقاتبهشت نیز به زندگی مشترک روحی خواهند پرداخت و همان همزیستی مشترک راادامه می دهند و زندگی روحی آنها که تقریبا تا آخرین طبقه جهان سوم ادامهخواهد داشت, جلوه خاصی را برای آن دو بوجود می آورد و در تمام مدت حیاتروحی , از وجود یکدیگر لذت می برند , تا زمانی که وارد جهان چهارم روحیگردند و از جهان چهارم روحی به بعد , نحوه لذت بردن ارواح به شکل دیگریاست و جلوه جدیدتری را به خود خواهد گرفت که درک و فهم آن به طور کلی ,برای افراد نسل بشر غیر ممکن است چون از مسیر مادی و تکامل گذشته و بهتبدیل رسیده اند . ارواحی که در بهشت زندگی می کنند , توسط امواجی که ازجسم اثیری آنها ساطع می شود , قادر به درک و کسب لذت خواهند بود و باارسال این امواج روحی که شدت و ضعف آن در اختیار خود ارواح است , میتوانند حداکثر لذت جنسی را نسبت به خود و یا طرف مقابل به وجود آورند ,زیرا در عوالم ارواح , درهم آمیختن های امواج اثیری جسم ثانی است که موجببه وجود آوردن حالت و لذائذ جنسی در ارواح می شود . کما اینکه چنین حالتیدر افراد زنده نیز , تا اندازه ای صدق می کند و لذائذ جنسی هم که در تمامافراد بشر , همیشه با گونه ای ارتعاشات همراه است . این ارتعاشاتی که , ازمنبع مادی سرچشمه می گیرند , در اصل تنها تغذیه روح از ماده در زمان حیاتمادی فرد می باشد , ولی ارتعاشات روحی از منابع اثیری و با فرکانسهاییبسیار بیشتر و قوی تر است.لذت های جنسی که در جهان سوم روحی , در اثرهمزیستی های روحی بروز می نمایند , به مراتب بیشتر و طولانی تر از لذائذجنسی بشر در زمان حیات مادی او است و نمی توان حدی را در این مورد تصورکرد , زیرا بشر به علت ادراک محدود خود , از شناخت برخی حقایق عالم حیاتمحروم است و به همین علت هم نمی تواند آنها را بپذیرد , ولی عدم آگاهیدلیل بر عدم وجود شیئی , نخواهد بود.ارواح در عوالم روحی , جهت نزدیکی هادر شکل اثیری , خود می توانند یکدیگر را در آغوش بگیرند و ببوسند و مشابهجسم مادی را در جسم اثیری خود بوجود آورند . البته با این اختلاف که , شدتلذت بردن های جنسی و زمان آن , به خواست و اراده خود ارواح بستگی دارد وآنها تا زمان دلخواه خود می توانند این حالت بخصوص را در جسم اثیری خودحفظ کنند . چون لذت بردن های اتحاد روحی , به مراتب افزونتر از لذت بردنهای اتصال جسمی است که بشر در قید حیات مادی آن را انجام می دهد.دراثرنزدیکی های روحی , گاهی اتفاق می افتد که در جهان سوم بنا به حکم فطرتخالق , نطفه روحی تولید می گردد که نتیجه آن به وجود آمدن کودک روحی باکوکبی یا ستاره ای است (زائیدن ارواح در عوالم روحی , به صورت افراد مادینمی باشد و در این مرحله مادر روحی فقط برخی از فرکانسها را در رحم خوداحساس می کند که بتدریج قدرت می یابند و پس از زمان معینی این فرکانس هابه صورت نطفه روحی متولد می شوند) , این کودکان پس از رشد کامل در عوالمروحی , وظایف خاصی را بنا به حکم قوانین فطرت روحی انجام می دهند و گاهیهم از طریق خالق , به دلایل خاصی , به جهان های پست فرستاده می شوند وبرای مدتی با ماده همراه می گردند . این ارواح برای تکامل یافتن روحی بهجهان های پست فرستاده نمی شوند و چنانچه به آنجا انتقال یابند , هر یک ازآنها دارای وظیفه و رسالت های خاصی هستند که می بایست آن را به نحو مطلوبدر آن محیط ماده انجام دهند.
گاهی هم اتفاق می افتد , یکی از دو روحیکه در عوالم روحی ( بهشت ) با شریک زندگی خود در حال گذرانیدن و ادامهحیات روحی می باشد , به دلائا مختلف روحی و قدرت های فطرت کائنات و ذاتکائنات , تغییراتی در ارتعاشات موجی جسم اثیری وی به وجود می آید و آمادهانتقال به یکی از جهان های پائین و یا بالاتر از بهشت می شود و یا برایتکامل ابدی به جهان چهارم روحی انتقال می یابد و یا جهت ادامه تکامل روحی, به جهان های ماده و پست مراجعت می کند.
چنین اعمال و یا اتفاقات روحی, در اصل جزو قوانین و نوامیس عوالم روحی است و ارواحی مه به عقل کاملدستیافته اند , پذیرای اعمال و یا قوانینی که از طرف ذات الهی انجام میشود , می باشند و اصولا قوانین روحی پس از دستیابی به عقل کامل روحی , جزوفطرت ارواح محسوب می گردد و قبول آن برای ارواح به صورت ذاتی در خواهد آمد. بنابراین در چنین شرایطی , این زوج روحی , باید یکدیگر را برای همیشهترک گویند . این حالت و رویدادهای روحی را هر دو طرف به سهولت پذیراخواهند شد و با خوشحالی تمام , این جدایی را می پذیرند و زن یا مردی که درآن طبقه قبلی خود باقی می ماند , مانند افراد بشری که در قید حیات مادیهستند , شروع به گریه و زاری و ناراحتی و ... نخواهند کرد . چون او درعوالم روحی پذیرای قوانین و نوامیس روحی در کاینات شده است و این عمل رایک اصل کلی می داند و آنرا پذیرفته است.
انتقال ارواح از طبقه ای بهطبقه دیگر و یا جهان های بالاتر و پائینتر , در اصل یک نوع حالت ادامهتکامل روحی را بوجود خواهد آورد , زیرا در زمان مرگ مادی , در حقیقت یکنوع تغییر موجی صورت می گیرد که روح بشر از حالت وابستگی به امواج مادیخارج می شود و مستقلا به یک نوع از امواج اثیری تبدیل می شود تا امواجاثیری در چنین شکل و حالتی بتوانند خود را به عوالم روحی دیگر برسانند ودر این مسیر از ترقی و تکامل یا دگرگونی های قوانین روحی سرپیچی نخواندکرد .زمانی که ارواح از طبقه یا جهانی از عالم ارواح , به نقطه دیگری نقلمکان پیدا می کنند , یک نوع تغییرات موجی , مانند تغییرات زمان حیات مادیمی بایست در آنها صورت پذیرد تا این جابجایی و انتقال بتواند عملیشود.بروز چنین حالت هایی معمولا باعث می شوند تا یک نوع مرگ و نابودیامواج قبلی پدید آید و در اثر از بین رفتن امواج قبلی , یک سری ارتعاشات وامواج جدیدتری به وجود بیایند که روح بتواند جذب عالم دیگری شود.عملانتقال و جذب شدن ارواح به طبقات بالاتر ( یعنی امواج روحی به امواج عالیتر ) بر طبق ناموس جاذبه , یعنی جذب شدن دو چیز که موجشان متجانس یکدیگراست , انجام می گیرد . در تولد کودکان اثیری یا کوکبی یا ستاره ای , پدریا مادر هیچگونه اراده و دخالتی در آن ندارند و بارداری و به دنیا آوردنفرزند , فقط بنا به امر خداوند رحمان است . البته باردار شدن در عوالمروحی بسیار نادر است و بندرت اتفاق می افتد.
در حالت باردار شدن و تولداین نوزادان , تصمیم پدر و مادر هیچ دخالتی ندارد و فقط اجازه و اذنپروردگار معلوم می دارد ک هاز این زوج باید فرزندی متولد گردد یا خیر .لذا مرد یا زن روحی هیچ دخالتی در امر باردار شدن خود نمی تواند داشتهباشد . چگونگی تولد نوزادان طبق اظهارات ارواح چنین است:
باردار شدنمادران در عوالم روحی , مانند زمان حیات مادی نخواهد بود و در این حالت هااختلافات فراوانی , بین آنها وجود دارد , چون نوزادان از دگرگونی حالت هایمختلف ارتعاشات جسم اثیری و اثیر عالم بوجود می آیند , لذا باعث تغییرحالت چندانی , در مادران نخواهند شد.
تمام قدرت و نیروی ادامه ارواح رادر عوالم روحی , اثیر عالم هستی به وجود می آورد و نوزادانی که از جسماثیری مادرها منشعب می شوند , از همان اثیر عالم روحی استفاده خواهند کردو مادران مسئولیت نگهداری و بزرگ کردن فرزندان خود را به عهده ندارند ,زیرا امکان دارد در این زمان فرکانس و امواج بدن اثیری آنها تغییر بیابد وبه عوالم روحی دیگری انتقال پیدا کنند و به این دلایل است که والدین اطفالکوکبی خود را پس از تولد , به یکی از مراکز نگهداری و پرورش کودکان روحیتحویل خواهند داد و از این پس , مسئولین آن سازمان ها هستند که مسئولیتهای مربوط به نگهداری و پرورش این اطفال را بر عهده می گیرند و از آنهامراقبت می نمایند.
این حالت های زاد و ولدهای روحی , فقط در طبقاتمختلف جهان سوم دیده می شوند و در جهان های دیگر روحی نوزادی متولد نمیشود , زیرا معاشرت ها و همزیستی های ارواح در عوالم دیگر روحی , به صورتبهشت نخواهد بود و در عوالم بالاتر از بهشت , سیر تکاملی ارواح کاملاتغییر خواهد یافت و معیارهای تکاملی , صورت دیگری را به خود می گیرند و بههمین علت هم تولدهای روحی فقط در طبقات مختلف جهان سوم روحی رخ می دهد ودر جهان های دیگر روحی نوزادی متولد نمی شود . در جهان های پائینتر ,ارواح به محبت خالص و بی ریا کافی دست نیافته اند و از جهان سوم به بعد همسیر تکاملی ارواح به صورت تبدیلی است که با مراحل تکاملی قبلی تفاوت فاحشیدارد.
نوزادانی که بدین طریق زاده می شوند , برخی بصورت ملائکه و فرشتهدر خدمت خلق خواهند بود , عده ای از آنها مسئولیت های امور روحی را درجهان های روحی اداره می کنند و معدودی جهت منظور خاص الهی به یکی از جهانهای مادی فرستاده می شوند که رسولان الهی را در بین افراد معمولی بوجود میآورند
.
[/color]

نوشته : حسن رهبرزاده
منبع: همه با هم .ir