معماری یا ساختار سازمانیEnterprise Architecture


معماری سازمان الگویی است برای هدایت و هماهنگی فعالیت ها و پروژه هایی که برای انجام در سازمان تهیه می شود.
مولفه های معماری سازمان را می توان به چهار بخش عمده تقسیم کرد:
1-کسب و کار
2-معماری اطلاعات
3- سیستم های کاربردی
4- زیر ساخت های فناوری
پرسشاصلی اینست که یک سازمان چرا به معماری نیاز دارد؟اگر سازمان را یکاستراکچر(سازه) بدانیم که تمامی اعضای آن بنحوی به هم وابسته هستند و عدمکارایی و یا عدم هماهنگی هر کدام از قسمت ها در این سازه بطور حتم تاثیرسوء خود را به دیگر قسمت ها منتقل خواهد نمود باید گفت که معماری سازمانبر تنظیم رابطه کاری و سیستم های اطلاعاتی نظارت می کند.این طرح شاملتوسعه و برقراری معماری سازمان بر پایه نیازهای کاری و جهت گیریهای فناوریخواهد بود.همچنین تحلیل فاصله وضع موجود و وضع مطلوب سازمان و تنظیم طرحهایی برای توسعه و انتقال به وضع مطلوب را بر عهده دارد.
چنانچه معماریسازمان با ساختاری مناسب برای سازمان تهیه شود حاوی منابع گوناگونی خواهدبود بطور مثال سیستم هایی که بر پایه معماری سازمان تهیه می شوند مقیاسپذیر((Scaleableو قابل اعتماد هستند.این سیستم ها با هزینه کمتر انجامخواهند شد و با نیازهای کاری جدید سازمان نیز منطبق هستند و از طرفیمدیریت آنهانیز هزینه کمتری در بر خواهد داشت.
معماری سازمان دارای انواع مختلفی است که به اختصار در ذیل به عدادی از آنها اشاره خواهد شد:
1- معماری سازمان جان زکمن(Zechman) در سال 11987 اولین طرح معماری سازمان در زمینه صنعت و تجارت
2- معماری سازمانیTo Gaf و Opengroup در سال1995
3- معماری سازمانی C41sr/Do Daf وزارت دفاع آمریکا در یال1996 جهت عملیات مشترک دفاعی
4- معماری سازمانی CIO Council,FEAFدر سال 1999 جهت افزایش تعامل د ر سطوح دولتی
5- معماری سازمانی TEAF سال 2000 برای خزانه داری در آمریکا
6- ...
اگرچنانچه یک سازمان از یک سیستم معماری سازمانی مناسب برخودار نباشدفرآیندهایی دور از چشم رئیس سازمان صورت خواهد گرفت که این فرآیندهایپنهانی را مایکل هری کارخانه پنهان و یا دفتر پنهان نام نهاده است به گفتهآقای مایکل هری «سازمان ها ناگزیر از صرف هزینه فراوان برای کشف خطا واصلاح آنها در درون خود می باشند.در سازمان ها فرآیندها و سیستم هاییمنحصر بفرد به صورت ناخواسته و بدور از چشم مدیریت به وجود خواهد آمد کهتنها کشف و تصحیح این فرآیندها و خطا ها خود منجر به اتلاف زمان,فضا ومنابع سازمان می گردد.این گونه فعالیت ها در سارمان همان دفاتب کار پنهانهستند»
برای بهبود و اصلاح فرایندها باید موارد زیر رعایت گردد:
1- تجزیه و تحلیل فعالیت ها
2- حذف و یا کاهش فعالیتهایی که فاقد ارزش هستند
3- ارتقاء کیفیت بهره وری
4- توجه به اهداف,استراتژی سازمان و نیاز ارباب رجوع
برایدست یابی به موارد فوق الذکر باید فرآیند موجود را مهندسی مجدد نمود.میزاندست یابی به برنامه ها با اندازه گیری عملکرد و با توجه به اهداف,زمانانجام فعالیت ها و هزینه ارزیابی می شود.به عبارت دیگر مهندسی مجدد بنیادیو طراحی مجدد پایه ای است برای فرآیند به منظورحصول بهتر هدف .در عملکردمهندسی مجدد کوچک کردن و یا ساخت مجدد هدف نیست, مهندسی مجدد به معنای حذفمشاغل نیست بلکه هدف آن کاهش در نیازمندی به منابع ,کاهش در زمان انجامفعالیت ها,کاهش ریسک,کاهش هزینه ها و از طرفی افزایش رضایت مشتریان ,سودآوری ,بهره وری و بهبود کیفیت محصول,خدمات و یکپارچه سازی فرآیند بینواحدهای صف و ستاد می باشد.

منابع:
مقاله مهندس آزاد پور در خصوص معماری سازمان
سخنرانی مهندس مهمی در سمینار بهبود فرآیندسازمانی