سازمان مجموعه ای از افراد است و در هر سازمان نقشافراد، انجام دادن کارها و پیشبرد وظایفی است که به آنها محول می شود،برای اجتناب از آسیب دیدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاکم باشد و اصولاخلاقی از طرف سازمان و کارکنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقیت سازمانموثر خواهد بود. نخست اصول اخلاقی به عنوان یک ارزش در سازمان نهادینهخواهد شد. دوم اینکه بین سازمان و کارکنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانهبرقرار می شود و در نهایت سازمان شاهد پویایی و عملکرد مثبت کل سازمانخواهد بود. ارزش های اخلاقی خوب و ناهنجاری های اخلاقی بد در همه سازمانها وجود دارد اما به محیط، فرهنگ و شیوه رفتار افراد بستگی دارد. رفتاراخلاقی کارمند به دو عامل ارزشهای شخصی و جو حاکم بر سازمان وابسته است.برای مثال چنانچه سیستم پاداش سازمان به گونه ای باشد که از رفتار نادرستافراد چشم پوشی نماید و حتی آنها را مثبت جلوه دهد، افراد شایسته هم ممکناست دست به کارهای نادرست بزنند. هنگامی که سازمان به افراد دروغگو ومتقلب و یا کسانی که اعمال خلاف را انجام می دهند، ارتقاء مقام بدهد و یاآنها را مورد ستایش قرار دهد، چنین برداشت می شود که رفتارهای غیراخلاقیبازدهی مناسبی دارند، اینجاست که اصول غیراخلاقی در سازمان ریشه می گیرد.اصول غیراخلاقی کدامند؟ حاکمیت روابط بر ضوابط تنها یکی از مواردی است کهسازمانها را به طرف بیراهه غیراخلاقی می کشاند. موارد دیگری مانند: تاخیرکارکنان هنگام ورود به سازمان، ترک محل کار، پنهانکاری، انجام کارهای شخصیدر محل کار، استفاده از امکانات سازمان به نفع خود، دزدی اموال سازمان،فاش کردن اسرار سازمان، ریاکاری و چاپلوسی، اخذ رشوه و... گاهی به صورتارزش درآمده اند. متاسفانه تمامی موارد پیش گفته کم و بیش در بسیاری ازسازمانها وجود دارند. درباره علت پیدایش چنین ناهنجاری هایی در سازمانچندین دلیل اساسی را می توان مطرح کرد: عدم احساس مسئولیت، فقدان باورهایاخلاقی، نبود وجدان کاری، پایبندنبودن به تعهدات خود در قبال سازمان،حاکمیت ارزشهای مادی در برابر ارزشهای معنوی و... در پیدایش اصولغیراخلاقی در سازمان موثرند. در این راستا نقش مدیران سازمانها در پیرایشچنین روحیاتی در کارکنان را نباید نادیده گرفت. مدیری که رفتاری درست وصادقانه دارد بدون آنکه قصد آموزش کارکنان را داشته باشد به آنان تعهداخلاقی را یاد می دهد و الگوی کارکنانش در زمینه اخلاق می شود یا به بیاندیگر مظهر ارزشهایی است که در سازمان غالب هستند. اگر مدیر از کارکنانشانتظار مشارکت در انجام کار، وظیفه شناسی، انضباط و جدیت را دارد یا سهلانگاری، کم کاری و حیف و میل منابع را نمی پذیرد در مقابل آن عدم درک ونادیده گرفتن نیازهای کارکنان و نیز عدم برقراری شرایط مناسب کاری از طرفمدیر پذیرفتنی نیست. تجمل پرستی مدیر راه را برای بروز رفتارهای غیراخلاقیدر محیط سازمان هموارتر می سازد. اتاق کار مجلل و اتومبیل گران قیمت،برپایی جلسات بی محتوا و مسافرت های بی دلیل به بهانه ماموریت جزء عواملیهستند که نقش مدیر را درشیوع اصول غیراخلاقی در سازمان به اثبات میرسانند. بدون شک چنین اعمال و رفتاری از طرف مدیر تاثیرات سوء و مخربی رادر بین کارکنان به جای خواهد گذاشت و آنان تصویر ذهنی منفی نسبت به سازمانو مدیرش خواهند داشت. در اینجا این پرسش مطرح می شود که در برابر شیوعرفتارهای غیر اخلاقی در میان کارکنان، از سوی مدیریت چه تدابیری بایداندیشه شود. برخی از اقدامات لازم در رویاروئی با ناهنجاری های غیراخلاقیدر سازمان از این قرار است: 1- ایجاد مدل گزینشی مناسب، افراد برای سازمانیک سرمایه انسانی محسوب می شوند چرا که سازمان برای جذب و به کارگیری آنانهزینه های زیادی را پرداخته است. اگریک سیستم جامع گزینش در سازمان حاکمنباشد و از اصول و رویه های غیرمنطقی پیروی گردد، یقیناً افراد نالایق وناکارآمد وارد سازمان خواهند شد. مصاحبه های استخدامی باید توسطروانشناسان و کارشناسان مجرب سازمان صورت گیرد تا با آگاهی از روحیات واعتقادات فرد و نیز شناخت بهتر شخصیت او بتوانند افراد مناسب را انتخابکنند. اگر سازمان می خواهد اصول اخلاقی را حاکم کند، پیشگیری از ورودافرادی که با هنجارهای سازمان هماهنگی ندارند تدبیری است به مراتب تاثیرگذارتر از درمان آن. افراد صادق، امین، باوجدان و درستکار از دل همینسیستم مناسب است که به سازمـان راه پیدا می کنند و باعث ترقی آن می شوند.2- تدوین منشور اخلاقی: تشویق و ترغیب کارکنان به ارزشهای اخلاقی و حرمتنهادن به آن بدون وجود مقررات مکتوب در این زمینه راه به جایی نخواهد بردو تمام تلاشها برای استمرار اصول اخلاقی در سازمان بی نتیجه خواهند ماند.بهترین راه برای مبارزه با اصول غیراخلاقی همانا عمل به مقررات مدون وپذیرفته شده ای است که در اساسنامه سازمان ذکر گردیده اند. باوجود یکمنشور اخلاقی راه برای بروز رفتارهای غیراخلاقی مسدود خواهد شد وکسی جرأتپیدا نخواهد کرد که خارج از این قاعده عمل کند. زیرا در صورت تخلف فردی ازاین اصول، مجازات و برخورد قانونی در انتظار وی خواهد بود. 3- ارزیابیعملکرد : اگر فرد عملکرد ضعیفی از نظر اخلاقی در کارنامه خود دارد علل آنرا باید شناخت. آیا از شغلش ناراضی است؟شاید شغل وی هیچ تناسبی با علاقه وتخصص او نداشته باشد.یا ممکن است که فقر و دیگر مشکلات اقتصادی موجود درجامعه باعث شود فرد ناخواسته دست به اعمال غیراخلاقی بزند همچنین بایدبررسی نمود که آیا شایسته سالاری در سازمان حاکم است؟ میزان مشارکت و تعهدکارکنان در چه سطحی قرار دارد؟ آیا بین مدیران و پرسنل تعارض وجود دارد؟آیا جو بی اعتمادی و نگرش منفی در محیط سازمان سایه گسترانده است؟به هرحال عوامل پیش گفته می توانند تاثیر زیادی را در رشد اصول غیراخلاقی بههمراه داشته باشند. باید عملکرد کارکنان مورد ارزیابی مداوم قرار بگیرد ونسبت به آنها یک سیستم پاداش و تنبیه مناسب اتخاذ گردد. از سوی دیگربابرگزاری کارگاه های آموزشی و توجیهی و پرورش ذهن و روح کارکنان نیز میتوان اعمال و رفتارهای غیراخلاقی را از صفحه فکری او پاک کرد. آخرین گزینهدر برخورد با تکرار اعمال غیراخلاقی در سازمان اخراج و طرد کارمند خاطی ازسازمان است، تا رفتار ناشایست و اعمال غیر اخلاقی مانند ویروس به دیگراجزا، سازمان سرایت نکند. در ضمن برای پیشگیری از حاکمیت ناهنجاری های غیراخلاقی بر سازمان باید فرآیندهای تقویت کننده اصول اخلاقی را شناخت و درسازمان به کار گرفت. از این میان می توان به شناخت بیشتر شخصیت خود وخودسازی در میان کارکنان، قدرت کنترل و تسلط بر نفس خویش، احساس تکلیف دربرابر سازمان و سنجش اعمال نیک و بد خود، اشاره نمود. حال بر اساس آنچه کهمطرح شد می توان چنین نتیجه گرفت که اصول اخلاقی یکی از دستاوردهایاجتماعی هر کشوری است، اگر اصولی اخلاقی متعارف در بین مردم نهادینه نشدهباشد و اشخاص به صورت خودانگیخته ملزم به رعایت این اصول نباشند تبعات آندر سازمان ها به مراتب ویرانگر خواهد بود. نابسامانی های موجود در جامعهدر زمینه اخلاق و ارزش یافتن انگیزه های مادی و کم بها دادن به ارزشهایمعنوی زنگهای هشدار را به صدا در می آورند. اصول غیراخلاقی موجود در محیطهای کار به یقین از سوی جامعه به درون سازمانها تسری یافته اند. پرسش ایناست که برای مقابله با آن چه باید کرد؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و شاهدو ناظر آن بود تا به صورت یک اپیدمی سراسر سازمان را فراگیرد؟ یقیناًتسلیم کوچک تسلیم بزرگ را در پی خواهد داشت ، از این رو اگر قصد داریدمعیارهای اخلاقی به صورت یک فرهنگ در سازمان ها نهادینه شود باید بهراهکارهای مناسب آن عمل کنید. آموزش صحیح کارکنان و پرورش مهارت هایانسانی و رفع نیازهای اساسی زندگی افراد باعث خواهد شد تا کم کم اصولغیراخلاقی در هر سازمان رنگ ببازند و اصول اخلاقی جایگزین آن شوند.