لي كان هي(lee kun hee) در سال 1942 ميلادي در كرهمتولد شد. ليسانس اقتصاد را در سال 1965 از دانشگاه waseda ژاپن گرفت.براي اخذ فوق ليسانس مديريت راهي دانشگاه جرج واشنگتن در آمريكا شد. دكترياقتصاد را نيز در سال 2000 از دانشگاه سئول گرفت. «لي» در سال 1978 ميلادينايب رئيس شركت سامسونگ شد و در سال 1987 پس از فوت پدرش كه موسس شركتمحسوب مي شد رهبري سامسونگ را به دست گرفت.

گرچه او سومين فرزندپسر موسس بود اما پدرش نسبت به دو فرزند اولش اعتماد نداشت. او مي خواستكسب و كار را به دست «لي» بسپارد اما اين كار به زمان نياز داشت و تا دهه1980 به طول انجاميد تا تنشهاي پديد آمده كمتر شود. چالش پيش روي او عبورسامسونگ از بافت فاميلي و خانوادگي به شركتي متمركز از لحاظ مديريتي وحرفه اي بود.

او سامسونگ را به خوبي در عصر ديجيتال به پيش بردهاست. در سال 1993 ميلادي در نشستي كه در شهر فرانكفورت آلمان برگزار شد،سامسونگ بيانيه معروفي صادر كرد و رهبر سامسونگ همه كاركنان را به يكانقلاب فرهنگي واقعي فراخواند. او با به راه انداختن يك انقلاب طراحي،طراحان را واداشت خارج از محدوده جعبه بسته ذهني فكر كنند.

«لي»بيش از هر مدير ارشد ديگري به فناوري و كسب دانش فني دست اول تاكيد دارد.او سامسونگ را متعهد كرد كه براي توسعه نسل جديد فناوري مانند سخت افزارهاو نرم افزارهاي چندرسانه اي و مهندسي زيستي (bioenginee-ring) ،75ميليــارد دلار سرمايه گذاري كند.

معروف ترين زير مجموعه گروهسامسونگ يعني «شركت سامسونگ الكترونيك» در دهه گذشته به تنهايي بيش از 10درصد كل صادرات كشور كره را داشته است. اهداف «لي» براي سامسونگ در دههآينده بسيار جامع و متنوع است. او اعلام كرده است كه هدف سامسونگ دستيابيبه جايگاه يكي از بزرگترين سازندگان خودرو جهان تا سال 2010 ميلادي خواهدبود. او براي اين كار سرمايه گذاري 13 ميليارد دلاري را در نظر گرفته است.«لي» دوران آينده را دوران فرانيمه هادي (post semi -conductor) مي نامد ومعتقد است سامسونگ براي بقا راهي ندارد جز آنكه به يك شركت درجه اول تبديلشود و براي اين كار زمان زيادي نيز وجود ندارد.

به همين دليل او بهجهاني سازي تاكيد بسيار دارد و پذيرش تغيير را رمز اين كار مي داند. اوباصداي رسا اعلام كرده كه تغيير را از خود آغاز كرده است. متواضعانه بهكاركنان خود اعلام مي كند كه آماده مايه گذاشتن از شهرت و نام و حيات خوددر مسير تبديل سامسونگ به يك شركت رده اول است. جمله معروف و مكرر او درذهن همه طنين انداز است كه «همه چيز را جز همسرت تغيير بده».

مجلاتبسياري در دنيا رهبر 62 ساله سامسونگ را به عنوان مرد تاثيرگذار در آسيا ومحترم در دنيا ستوده اند. رهبري موثر «لي» طي 20 ساله گذشته توانستهسامسونگ را كه در 1938 ميلادي به عنوان يك فروشگاه بازرگاني تاسيس شده بودبه رقيب جدي معتبرتري و مطرح ترين پيشتازان فناوري ديجيتالي وتوليدكنندگان وسايل صوتي و تصويري الكترونيك نظير سوني و پاناسونيك تبديلكند. انــــديشه هاي مديريتـي او مــــي تواند مورد استفاده رهبرانشركتهاي شرقي براي حضور جدي در ميدان رقابت جهاني و طي مسير دشوار درجه يكشدن باشد.






*زماني كه هدايت سامسونگ را به دست گرفتيد، شركت در چه موقعيتي قرار داشت؟
-موقعيتي ويژه؛ به طوري كه بقاي ما به توانايي ما در ظاهرشدن به عنوان يكشركت درجه يك در قرن آينده بستگي خواهد داشت. هدف ما باقي ماندن به عنوانيك شركت درجه يك است. سامسونگ تا قرن بيست و يكم بايد به هدف خود برسد. مادر لبه پرتگاه مرگ و زندگي قرار داريم، در تقاطع بودن يا نابودشدن. شانسديگري وجود ندارد. اين آخرين فرصت ما براي تغيير است. اگر مي خواهيم باقيبمانيم بايد تا چند سال آينده تغيير كنيم. سامسونگ را مي توان به يكهواپيما تشبيه كرد. اگر هواپيما در طول چنددقيقه پس ازبلندشدن از زمين اوجنگيرد سقوط خواهد كرد.


*از ديدگاه شما «تغيير» به چه معناست؟شما براين مفهوم بسيار تاكيد داشته ايد. در بيانيه سال 1993 سامسونگ درفرانكفورت آلمان طرحي را كه براي تمركز سبك مديريت خود بر «مديريت كيفيت»ارائه كرديد، بر مقوله تغيير استوار بود.
- تغيير به اين معناست كهبتوانيم خود را از عادتهاي قديمي، شيوه هاي فكركردن و متمركزبودن بر رويكميت به جاي كيفيت رهايي بخشيم. من نيز بايد تغيير كنم تا شركت را در مسيرتوفيقي كه مي دانم بدان خواهد رسيد راهبري كنم. تغييري با اين عظمت كارآساني نيست و طي يك شب به دست نخواهد آمد. اگر خود را تغيير ندهيد شماتوانايي تغيير هيچ چيز ديگري را نخواهيد داشت.

*تغيير از كجا بايد آغاز شود؟
-از كارهاي ساده، يعني چيزهايي كه قادر به تغيير آنها هستيم. خيلي مهم استكه زياد بلندپرواز نباشيم و از چيزهاي ساده شروع كنيم. تغييرات بزرگ گامبه گام حادث مــــــي شوند. بايد دقيق و جامع نگر بود. اگر در بين راهمتوقف شويم يا دست از كار بكشيم هرگز نخواهيم توانست به تغيير و دگرگونيدست پيدا كنيم. از امور ساده شروع كنيد و ثبات قدم داشته باشيد. به خاطرداشته باشيد كه شما خود بايد خود را تغيير دهيد. هيچ كس نمي تواند اين كاررا براي شما انجام دهد. تنها زماني كه با خود روراست باشيد تغيير خواهيدكرد. تنها زماني كه نقايص خود را بشناسيد خواهيد توانست مطالعه برايتغييرات را شروع كنيد.

*چه چيزي را بايد تغيير دهيم؟
- بايدتغييررا از چيزهايي آغاز كنيم كه احتمالاً موجبات آزار و زيان ديگران رافراهم مي آورند و به اين دليل بازنگري هرچه سريعتر اخلاقيات ضروري است.بياييم براي يك هدف مشترك متحد شويم و كار كنيم. بياييم خود را از شرخودبيني و خودخواهي شخصي خلاص كنيم. من خواستار ايثار و از خودگذشتگي فردينيستم اما بايد براي منافع همكاران و سازمان كار كنيم. سعي كنيم تا نحوهتفكر خود را تغيير دهيم. براي اينكه بهترين باشيم هرچيزي را كه به روش كارما مربوط مي شود تغيير دهيم.

*مسلما نمي توان انتظار داشت در يكسازمان تغييرات به طور همزمان و در كل سازمان صورت گيرد. تغييرات در يكسازمان چگونه بايد انجام شود؟
- من به اين تشخيص رسيده ام كه به عنوانرئيس سامسونگ بايد تغيير و دگرگوني را آغاز كنم. تغيير بايد در ابتدا ازمديريت بالا يعني رئيس، نايب رئيس و مديران اجرايي گرفته تا سطوح پايين ترصورت گيرد. تك تك ما براي اين تغييرات مسئوليت داريم. به همين علت نميتوانيم اين مسئوليت را به ديگران واگذار كنيم. ما بايد تغييرات به وجودآمده را با افعال و اعمالمان نشان دهيم. تنها حرف زدن كافي نيست. اعمال بهمراتب گوياتر از كلمات اند و به همين دليل است كه من تصميم گرفته ام تغييررا از خود آغاز كنم. مـــن سخت تلاش مي كنم تا به كارآفريني بزرگ و باارزشبراي سامسونگ و جامعه خود مبدل شوم.

*چندسال پيش شما اشاره كردهبوديد كه سامسونگ هنوز نتوانسته است خود را با تغييرات عظيمي كه به تدريجدنيـا را در برمـــي گيرد سازگار كند. چرا؟
- علت آن است كه مديريتهنوز به جاي كيفيت به كميت توجه مي كند. ما هنوز بحران را به طور جدياحساس نكرده ايم و در مورد مديريت كيفيت صـــرفاً به حرف زدن اكتفا كردهايم. وقتي به مسئوليت خود در قبال آينده سامسونگ و بيش از 180000 كاركنانآن در اقصي نقاط جهان مي انديشم از فكر بروز اين بحران به خود مي لرزم.بسياري از كاركنان سامسونگ هنوز نمي دانند كه جنگ فناوري تا كجا خطرناكاست.

*به تغييرات سريع دنيـــاي امروز اشاره كرديد. مي توانيد برخي موارد بارز سياسي و اقتصادي را نام ببريد؟
-جوامع بين المللي از نقطه نظر سياسي در سالهاي اخير كاملاً دگرگون شدهاند. شوروي سابق و كشورهاي عضو بلوك شرق مثال بارز تغييرات است. كمونيسمنابود شده و شوروي از روي نقشــــه محو شده است. هيچكس نمي توانست احتمالاتحاد آلمان را تصور كند. حتي چين هم در دنيـــــاي امروز سياست بازارآزاد را در پيش گرفته است. جهان از نقطه نظر اقتصادي نيز به سرعت در حــالتغيير است. اروپــا تقريباً به عنوان يك بلوك اقتصادي متحد شده است.آمريكا، كانادا و مكزيك تحت نام پيمان «نفتا» با يكديگر متحد شده اند وكشورهاي آسياي جنوب شرقي تحت عنوان «آسه آن» در يك گـــروه قرار گرفته اند.

*ثقل اين تغييرات كجاست؟
- جنگ سرد پايان يافته اما جنگ اقتصادي به راه افتاده است. اكنون «قدرت آتش» در يك كشـور به وسيله «سطح فناوري» آن مشخص مي شود.

*در حوزه كسب و كار، تاثير اين تغييرات در شركتهاي جهاني چه بوده است؟
-حتي موفق ترين و قدرتمندترين شركتها هم علي رغم موفقيت و قدرتي كه مدتهاداشته اند با عدم اطميناني كه در آينده نهفته است روبرو هستند. طبق ليستسالانه 500 شركت معتبر جهان مجله «فورچون»، عمر متوسط يك شركت 30 سال است.بنابراين، هرده سال يك بار، يك سوم از اين 500 شركت از ليست حذف خواهندشد. به استثناء چند صنعت، دو سوم شركتهاي ليست 500 شركت معتبر 30 سال پيشمجله فورچون، امروز ديگر وجود خارجي ندارند.

*شما اشاره كرديد كهبايد روشهاي قديمي مديريتي را كه برپايه كميت بوده رها و روشهاي نوينيبراي ارزيابي افراد، سازمان و عملكرد مديريت ايجاد كرد كه اساس آن كيفيتگرا و متمركز بر محور اهــداف بلندمدت باشد. مگر مي توان كميت را برايدستيابي به كيفيت فدا كرد؟
- بديهي است كيفيت بسيار مهم تر از كميتاست، اما الزاماً بدين معني نيست كه كاهش كميت به مفهوم افزايش كيفيتخواهد بود. ما نمي توانيم اهميت كميت را در كاهش هزينه ها فراموش كرده وناديده بگيريم. اين امر حاكي از عدم توانايي در درك مباني مديريت است.بديهي است ما بايد مقداري توليد كنيم كه از نظر اقتصادي قابل توجيه باشد.

*ارتباط ميان رعايت مسائل اخلاقي با مسائل كيفي در سازمان چگونه است؟ آيا سازمان اخلاقي محصول با كيفيت بهتري توليد مي كند؟
-ما نيازمند آن هستيم كه بازتاب رفتارهاي اخلاقي خود را ببينيم. ما بايد بامردم همانگونه برخورد كنيم كه توقع داريم ديگران با ما برخورد كنند. برايدرك وضعيت همكارانمان بايد بتوانيم تصور كنيم كه پوشيدن كفش ديگران چگونهاست. اغلب مردم اشتباهات خود را در نظر نمي گيرند و خيلي راحت، گمان ميكنند رفتار آنها بهترين است اما اگر زماني را براي بررسي اعمال و افكارماناختصاص دهيم بي ترديد متعجب خواهيم شد. رعايت اخلاقيات در توليد هم اهميتدارد. كارگران بايد مراقب آنچه توليد مي كنند باشند.
شركتهايي كه پايبند اصول اخلاقي نيستند قادر به توليد محصولات با كيفيت نيستند زيرا آنهااز مشتريان و خواسته هاي آنان درك روشني ندارند. طي 20 سال اخير من هموارهتاكيد كرده ام كه كالاهاي معيوب ماهيتي سرطاني داشته و برادامه حيات شركتما تاثير منفي خواهد گذاشت.
اگر سرطان در مراحل اوليه خود شناسايي نشود مرگ آفرين خواهد شد. در شركت سامسونگ ما بايد به سه اصل ايمان و اعتقاد داشته باشيم:

اول : محصولات معيوب دشمن ما به حساب مي آيند؛

دوم : محصولات معيوب پايه و ريشه همه بديها هستند؛

سوم : اگر ما محصول معيوبي را سه مرتبه توليد كنيم بايد عيب آن را در خود ببينيم و استعفا دهيم.


*جهاني شدن از نكاتي است كه در دوران رهبري شما بر سامسونگ بسيار به آن تاكيد كرده ايد. چرا؟
-در عصر حاضر هيچ كشور و يا شركتي بدون جهاني شدن قادر به ادامه حيات نيست.اگر در زمينه جهاني شدن از ديگران عقب بمانيم در واقع خود را نابود كردهايم. در قرن بيست و يكم منزوي بودن در حكم كنارگذاشته شدن و يا حتي نابودياست. نمي توان پشت درهاي بسته پنهان شد. اصل اساسي جهاني شدن آمادگي برايكمك به ديگران و سودرساندن به آنهاست. اگر در مسابقه جهاني شدن عقب بيفتيمقطعاً نخواهيم توانست به شركتي درجه اول تبديل شويم، زيرا جهاني شدن درمحيط تجاري امروز يك ضرورت اجتناب ناپذير است.
ديگر شاگرد اول بودن درسطح ملي معنا و مفهومي ندارد. بايد درها را بازكنيم. براي كسب قدرت رقابتدر سطح جهان بسيار ضروري است كه ما قدرت آتش فناوري خود را تقويت كنيم.
دراين زمينه نقاط ضعف شركت شما نسبت به شركتهاي ديگر در چه مواردي است؟ -هنگامـي كه خود را از لحاظ چگونگـي بيــن المللي شدن با آمريكا مقايسه ميكنيم امتياز 30 ما در برابر امتياز 100 براي آمريكا خواهد بود.
«نستله»شركت غذايي چندمليتي سوئيسي ركورد 98 درصد فروش خارج از سوئيس را داراست واكثر 22000 كارمند آن غيرسوئيسي هستند. «سوني» ركورد 70 درصد فروش درخـــارج از ژاپن را به خود اختصاص داده است. 60 درصــد كاركنان سوني و 92درصد مديران عامل شركتهاي تابعه خارجي آن شركت غيرژاپني هستند. اين مواردمثالهاي خوبي هستند كه ميزان عقب ماندگي سامسونگ را در ميدان رقابت نشــانمي دهند.

*سامسونگ اكنون در چه رده اي قرار دارد؟
- در حال حاضرما شركتي درجه دوم هستيم. ممكن است ميان سامسونگ و يك شركت درجه يك جهانيتفاوت اندكي وجود داشته باشد اما بايد اين حقيقت را بدانيم كه عقب هستيم.

*چه چيزي يك شركت درجه يك را از درجه دو متمايز مي كند؟
-يك شركت درجه يك روشن ترين فكرهايش را در هم مي آميزد تااز آن ايده هايجديد و نوآوريهايي بسازد كه او را به بهــــــره گيري از فرصتهاي بازار بهبهترين شكل قادر سازد. در مسابقات دو صدمتر المپيك تفاوت نفر اول و دوم يكهزارم ثانيه است در حالي كه يك دنيا تفاوت ميان برنده و نفر دوم وجود دارد.

*نقش كاركنان در دستيابي شركت به اهداف مورد نظر خود چيست؟
-مراقبت از كاركنان براي شركتها بسيار مهم است. بيست تا سي سال طول مي كشدتا يك پرسنل ماهر تربيت شود. براي كاركنان باتجربه و ماهر نبايد هيچگونهصرفه جويي در تخصيص هزينه داشته باشيم و بايد از تلاشهاي آنان حمايت كنيم.موفقيتهاي آينده شركت به افرادي بستگي خواهد داشت كه بتوانند تغييرات راپيش بيني و براي آينده برنامه هاي مقتضي را تدوين كنند.

*بااشتباهات كاركنان چگونه بايد برخورد كرد؟
-همه افراد اشتباه مي كنند حتي خود من. اما من سعي مي كنم آن اشتباه رابراي بار دوم تكرار نكنم. تكرار اشتباه مجاز نخواهد بود. به محض آنكهاشتباهي رخ دهد يك پرونده كامل بايد از آن تشكيل و نگهداري شود. علل آنبايد تجزيه و تحليل گرديده و همه كاركنان از آن درس بگيرند. اشتباهات وشكستها نبايد مخفي نگه داشته شوند، بلكه بايد افشا، ثبت و نگهداري گرديدهتا براي بار دوم تكرار نشوند. ثبت و نگهداري شكستهــا از ثبت موفقيتها مهمتر است. اين تنها راهي است كه مي توانيم به وسيله آن از تكرار اشتباهاتجلوگيري كنيم. بااين كار به دارايي شركت اضافه مي شود.
ما بايد هرخسارتي را كه بابت اشتباه و شكست ايجاد مي گردد يك سرمايه گذاري برايموفقيتهاي آينده در نظر بگيريم. البته در گذشته ما بازرسيهايي انجام ميداديم تا بفهميم كه كاركنان در چه زماني اشتباه مي كنند اما امروزه ما ازبازرسي براي شناسايي راههاي بهبود توسعه شركت استفاده مي كنيم و ياد ميگيريم چگونه اشتباهات را اصلاح كنيم. فلسفه من اين است كه سرپرستان دروهله اول بايد از پاداش براي تربيت كاركنان استفاده كنند. احتياجي بهتنبيه وجود ندارد. بااين حال گاه ممكن است هم از هويج و هم از چماقاستفاده كنيم. اما يك چماق به ازاي هر 9 هويج كافي است.

*چه افرادي را بايد واقعاً تنبيه كرد؟
-افرادي كه باعث از بين رفتن روحيه ديگران مي شوند يا رفتار ناشايستداشتـــه و دروغ مي گويند. نيز كساني كه سرراه ما مي ايستند و نمي گذارندهمه ما در يك جهت حركت كنيم.

*آيا باب انتقاد در شركت شما باز است؟
-براي پيشرفت يك سازمان بايد انتقاد سازنده و كارساز وجود داشته باشد.پذيرش انتقادهاي سازنده براي پيشرفت سازمان اهميت دارد. پنهان كاري فقطمسائل را پيچيده تر مي كند. تنها زماني كه مشكلات به طرز صحيحي شناخته وتجزيه و تحليل شوند سازمان خواهد توانست در جهت صحيح تغيير كند. تنها درصورتي كه ما بتوانيم آزادانه انتقاد كرده و انتقاد بپذيريم خواهيم توانستموانع و ديوارهايي را كه بين افراد و بخشها وجود دارد از بين ببريم. در آنصورت، ما به كارايي و صرفه جويي بالايي دست يافته ايم. همه كاركنان بايدانتقادات سازنده را بپذيرند و از آن براي پيشرفت كارشان استفاده كنند.

*ضرورت ارتباط و هماهنگي بخشهاي مختلف سازمان و تحقق هم افزايي سازماني تا چه حد است؟
-ضروري است همه قسمتها شامل تحقيق و توسعه، طراحي، توليد و ساخت،بازاريابي، خريد و حتي تامين كنندگان قطعات در طراحي محصول مشاركت داشتهباشند. قدرت رقابتي ما بستگي به اين خواهد داشت كه تا چه اندازه كاركنانما مي توانند به سرعت با هم يكي شوند و تصميم گيري كنند. موفقيت يك شركتنمي تواند تنها به موفقيت يك بخش بستگي داشته باشد. موفقيت سامسونگ بستگيبه موفقيت و موثربودن تك تك بخشها و واحدهاي آن دارد. 5 بخش كه به طورمجزا كار مي كنند فقط قدرت 5 بخش را دارند اما اگر با هم كار كنند وتلاششان در يك جهت متمركز باشد قدرت 50 بخش را خواهند داشت.

*آيا سامسونگ با مشكلات داخلي نيز روبروست؟
-سامسونگ از نظر داخلي داراي تشتت و اشتقاق است. من دريافته ام كهنــــــــوعي بي اعتمادي متقابل، خودخواهي فردي و جمعي، اقتدارطلبي وخودمحوري سراسر شركت را دربر گرفته است. اين مشكلات ناشي از فقدان روحانسان گرايي و اعتقاد به اخلاقيات است.

*انسانيت و انسان گرايي از نظر شما چه مفهومي دارد؟
- انسانيت و انسان گرايي شامل حساس بودن، همكاري كردن و تفكر است.
كاركردنبا انساني كه داراي صفات برجسته انساني است بسيار ساده تراست تا همكاري باآنهايي كه فاقد اين صفات هستند، زيرا آنها تنها به نيازهاي شخصي خود ميانديشند. من هيچكس را به خاطر بي تجربگـــي و يا اشتباهاتي كه در اثر بيتجربه گي مرتكب مـــي شوند سرزنش نمي كنم اما فقدان روح انسان گرايي راتحمل نمي كنم. من فقط به سود نمي انديشم.
مايلم سامسونگ واقعاً به نوعيانسانيت واقعي دست يابد. همه سودها و منافع جهان به اندازه دستيابي به اينمهم براي من ارزشمند نخواهد بود. براي اينكه خلاقيتها بدون وقفه ادامهداشته باشد بايد محيطي را به وجود آورد كه در آن حس اعتماد و دوستي،احترام متقابل و انسانيت بتواند شكوفا گردد. انسان گرايي، اخلاقيات، عاداتپسنديده و آداب معاشرت و تجارت، اصول راهنماي سامسونگ هستند. ما بايد عزمخود را براي تبعيت از اين اصول جزم كنيم. ما بايد به گفته هايمان عملكنيم. تنها سازمانهايي كه به انسان و انسانيت كمك مي كنند باقي مي مانند.سازمانهايي كه با فقدان انسان گرايي و اخلاقيات روبرو هستند هرگز نميتوانند شركتي درجه اول باشند و دوام بياورند.

*جايگاه اخلاق و رفتارهاي اخلاقي در تحقق اهداف بلند شركتي نظير سامسونگ كجاست؟
-براي رسيدن به هدف بايد خود را از شر رفتارهاي منفي رايج در سازمان مانندنامهرباني و خودخواهي خلاص كنيم. در يك مسابقه دو، از اخلاق ورزشـــي بهدور خواهدبود كه دونده اي كه عقب مانده است براي دستيابي به مقام، به رقيبخود پشت پا بزند. پايين آوردن ديگران و جلوگيري از موفقيت آنان اشتباهاست. تا زماني كه خودخواهي در ما ريشه كن نشود و افراد فقط به فكر منافعشخصي باشند نخواهيم توانست به ديگران كمك كنيم. اگر سامسونگ مي خواهد كهيك شركت درجه اول باشد كاركنان بايد فضايل اخلاقي و انساني خود را بازشناسد.

*چالشهاي پيش رو سامسونگ چيست؟
- ما ساختاردهي مجدد شركترا با فروش دارائيهاي غيرسودده شامل شركتهاي ضررده انجام داده ايم. نيزوضعيت مالي شركت را بهبود بخشيده ايم. با حذف كسب و كارهاي غيرسوددهساختار هزينه - منفعت را اصلاح كرده ايم.
دارائيهاي سامسونگ تنها يكپنجم، پنج شركت بزرگ كره است اما سهم بازار ما 47 درصد است. نارضايتي ماعدم سرمايه گذاري كافي براي آينده بخصوص در زمينه توسعه منابع انساني وتحقيق و توسعه است، نيز ما مجبوريم فعاليت بيشتري در مورد ساختاردهي مجددكسب و كارمان توسط تمركز بر مزيتهاي رقابتي جهاني كسب و كار قرار دهيم.

*آيا از برنامه هاي ساختاردهي مجدد سامسونگ راضي هستيد؟

- ما ساختاردهي را پيش از ساير گروههاي كسب و كار كره اي آغاز كرديم.

برايمن اين حد از كوچك سازي و ساماندهي كه صورت گرفته قابل قبول است. مديرانارشد سامسونگ رضايت مندانه وظيفه مشكل كوچك سازي ساختار را با كاهش تعدادكاركنان انجام دادند. اما كوچك سازي في نفسه كافي نيست.

*نقش كاركنان در غلبه بر اين مشكلات چيست؟
-70تا 80 درصد كاركنان سامسونگ بسيار توانمند هستند كه درصد كافي برايرهنمون شدن يك سازمان به سوي موفقيت است. آنها تا حدود زيادي پاي بند اصولاخلاقي بوده و داراي وفاداري، هوش و نيز كيفيتهايي هستند كه براي بهترينشدن لازم است. تمام كاركنان بايد احساس كنند كه شركت بخشي از خانوادهآنهاست.
من هميشه در اين فكر بوده ام كه هر سازماني با 5 تا 10 درصدافراد واعضاي موثر مي تواند به سازماني درجه يك تبديل شود. در بيشترسازمانها 5 تا 10 درصد از افراد مي توانند عامل تغيير باشند و كل سازمانرا در معرض تغيير قرار دهند. بايد كمي تهاجمي تر عمل كنيم و هدف خود را برمبناي10 تا 20 درصد از افراد عامل تغيير قرار دهيم كه 70 تا 80 درصد باقيمانده بايد از آنها تبعيت كنند.

*قابليتهاي سامسونگ براي طي مسير جهاني شدن و درجه اول شدن چيست؟
-سامسونگ داراي قابليتهايي است كه اگر درست از آنها استفاده شود آن راتبديل به يك شركت درجه يك مي كند. عوامل منفي هم فرصتهايي را براي دگرگونيبه وجود مي آورند كه اگر ما با يكديگر كار كنيم مي توانيم بر آنها غلبهكنيم و از آنها حتي در جهت منافع خود نيز بهره برداري كنيم.
بقاسامسونگ بسته به تمايل آن براي تبديل شدن به يك شركت درجه يك است. مناعتقاد راسخ دارم كه سامسونگ شركت اول جهان خواهد شد. توجه به مديريتكيفيت و جهاني شدن سامسونگ را قــــادر مي سازد تا به موقعيتي درجه اولدست يابد. من كار را براي تقويت كيفيت سيستم مديريتي سامسونگ آغاز كردهام. سامسونگ يك شركت جهاني است و ما به مديريت كلاس جهاني نياز داريم تابتوانيم بازيگري خوب در صحنه رقابت جهاني باشيم.

*در استخدام نيروهاي جديد در شركت به چه شيوه عمل مي كنيد و چه عواملي را بيشتر موردنظر قرار مي دهيد؟
-من به دنبال افراد بااستعدادهاي غيرمعمول هستم. سامسونگ مديران بسياري بامهارتهاي مختلف دارد. اما اكنون من بيشتر راغب هستم كه استعدادهايغيرمعمول خاص را جذب كنم. تجربه من نشان مي دهد كه يك نفر از 1000 نفرممكن است كسي باشد كه بسيار هوشمند است و استعداد ديگري دارد نظير تواناييخواندن يا عادت غيرمعمول يا توانايي خاص. من مي خواهم اين چندنفر خاص دراستخدام سامسونگ باشند. براي اطمينان از جذب چنين افرادي من از دانشآموزان سال سوم شروع مي كنم. اگر يك دانش آموز تنها درس بخواند و شاگرداول كلاس باشد اين مطلوب نيست. اما اگر همزمان، مثلاً يك خواننده خوب باشداو نامزد جذب ما مي شود.



*چه كساني شايستگي تصدي پست مديريتي را دارند؟

-بايد علاقه مند و نگران بودن به خاطر شركت را آموخت. فقط آنهايي كه شجاعتكافي براي رويارويي با مشكلات را دارند مي توانند شغلهاي داراي مسئوليت رابپذيرند. اگر كسي نتواند تساوي حقوق انساني را بپذيرد هرگز نبايد مسئوليتمديريت بر عهده اش گذاشته شود.

*مسئوليتهاي عمده يك مدير چيست؟

-مسئوليت آنان آموزش همه كساني است كه برايشان كار مي كنند. بايداستعدادهاي آنان را كشف كنند و به آنها فرصت دهند تا خود وظايفشان را بهانجام برسانند. بايد به آنها ياد بدهند كه سخت كوش باشند.

*همواره بين زندگي كاري و شخصي افراد تناقض وجود دارد. چگونه بايد بين آنها تعادل ايجاد كرد؟

-با متعادل كردن زندگي كاري و زندگي شخصي ما مي توانيم به عملكرد و بهرهوري بالايي دست يابيم. كاركنان بايد در جستجوي داشتن يك زندگي شخصي سالمباشند. فقط در آن صورت است كه ما مي توانيم كالاهايي با كيفيت عالي كهرضايت مشتري را جلب كند توليد كنيم. بهبود زندگي شخصي، سازماني و اجتماعيهمان چيزي است كه من آن را مديريت كيفيت مي نامم. افزايش سطح كيفيت زندگيشخصي افراد، نقطه آغاز مديريت و توليد كيفيت است. تنها كساني كه خوب بازيو ورزش مي كنند مي توانند خوب هم كار كنند. ما فقط در صورتي مــــي توانيمبه مديريت كيفيت مناسب دست يابيم كه به كيفيت مناسب در زندگي شخصي مان دستيافته باشيم. به همين دليل بود كه من ساعات كاري را از 7 صبح تا 4بعدازظهر اعلام كردم. قبلاً ما صبح زود به محل كار آمده و شب آخر وقـتبدون انجام دادن كار اساسي به منزل رفتـه ايم. بااين حال كارمان را سختكوشي فرض كرده و پايه و اساس پيشرفت و ترقي ما بوده است. ما چگونه تحت اينشرايط مــــــي توانيم كار با كيفيت و زندگي با كيفيت داشته باشيم.

*شما مفهومي را تحت عنوان «انسجام چند بعدي» بسيار به كار برده ايد. منظورتان چيست؟
-انسجام چندبعدي به معناي كنار هم قرار دادن افراد، سازمانها، سيستم هاينرم افزاري و سخت افزاري، تاسيسات زيربنايي و امكانات با يك هدف واحد دريك جا است. ايجاد چنين تشكل و تجمعي همه را قادر مي سازد تا موثرتر عملكننـد و از يكديگر قدرت بگيرند. پـس بـه طور خلاصه مفهوم آن، مفهوم تركيبياز ساختارهاي اساسي، امكانات، فناوريها و مديريت اطلاعاتي است. انسجامچندبعدي رقابت و كارايي را به علت سودهاي سينرژيك حاصل از تلفيـــق وتركيب اجزا به حداكثـر مي رساند.

*مي توانيد مصاديقي از انسجام چندبعدي را بيان كنيد؟
-انسجام چندبعدي مفهومي است كه در هرزمينه از جمله زمينه هاي اداري،شهرسازي، صنعت، تجارت و خدمات اجتماعي مي توان آن را به كار گرفت. برايشناخت فلسفه مستتر در انسجام چندبعدي يك ساختمان 100 طبقه را كه بسياري ازنيازهاي اجتماعي و تجاري ما را در خود دارد در نظر بگيريد كه همه امكاناتو تاسيسات را دارد. به عبارتي ما يك شهر افقي را به يك شهر عمودي تبديل ميكنيم. در اين شهر عمودي آسانسورها نقش راههاي نقل و انتقال را ايفا ميكنند. ما مي توانيم در عرض 40 ثانيه به هركجاي شهرمان كه بخواهيم برسيم.صنايع اتـــــومبيل سازي و ماشين سازي، نيمه هادي و الكترونيك تا حد زياديبه هم مرتبط شده و رفته رفته خصوصياتي را كه آنها را از يكديگر جدا ومتمايز مي سازد از دست مي دهند. براي مثال در صنايع اتومبيل سازي 30 درصداز قطعات اتومبيل را اجزاء الكترونيكي و الكتريكــي تشكيل مي دهند. پيشبيني مي شود كه ظرف 10 سال آينده اين ميزان تا 60 تا 70 درصد افزايـشداشته باشند. پس از آن مشخص كردن آنكه اين صنعت، صنعت اتومبيل سازي است ياالكتريكي يا الكترونيكي بسيار دشوار خواهد بود. تلفيق و تركيب تلويزيون،ويدئو، راديو و ضبط در يك مجموعه مثال ديگري است.

*انسجام چندبعدي چه زماني مي تواند در يك سازمان محقق شود؟
-زماني كه اعضاي سازمان به يكديگر احترام بگذارند، با يكديگر تعاون داشتهباشند و داراي روح گذشت و ابتكار باشند. احترام متقابل و تعاون ميانافراد، بخشها و شركتها نخستين گام به سوي انسجام چندبعدي است.

*سهم و نقش خود را در پيشرفت شركت سامسونگ تا چه حد مي دانيد؟
-قبل از بحران مالي من يك گام عقب تر از خطوط مقدم بودم. من برخي تصميماترا از دست دادم اما نمي خواستم زياد عقب بمانم. اخيراً من يك گـام جلوآمده ام. من بسيار علاقـه مندم كه ما در قرن بيست و يكم به چه چيزهايينيازمنديم تا آن را فراهم آوريم. اين موارد استراتژيك در ذهن من است.اينجاست كه من عمده وقتم را صرف مي كنم به جاي اينكه در مديريت روزمرهشركت دخالت كنم. طرح من آن است كه توانايي مديران خارجي و بازرسان راافزايش دهم تا بتوانند بر تصميمات تاثيرگذار باشند. اولويت ما ايجاد يكسيستم مستحكم در شركت است براي به حداكثر رساندن بازدهي مديريت و تضمينبازگشت حداكثر براي سهامداران و همزمان هماهنگي شركت با حكومت، مشتريان وكاركنان.

*سامسونگ مي خواهد به كجا برسد و تا چه حد رشد كند؟
-نمي توان حد ارتقايي را كه سامسونگ بايد به آن برسد حدس زد. همانگونه كهتغييراتي را كه در صدسال گذشته شاهد بوديم بيش از تغييرات در 5000 سال پيشتاكنون بوده است. تغييرات در 5 تا 10 سال آينده نيز بي ترديد بيش ازتغييرات 100 سال گذشته خواهد بود. تغييراتي باورنكردني در دنيا در حالوقوع است و به عقيده من اين روند در اين قرن نيز ادامه خواهد داشت.

منبع: ماه نامه - تدبير
مترجم: مسعود بينش