سال هاست كه مخالفان جهانی شدن امیدوارند بتوانندحركت آزاد كالا، سرمایه و افراد را محدود كنند. در مقابل بیشتر دولت ها بانگاهی واقع گرایانه به این نتیجه رسیده اند كه سود جهانی شدن از زیان آنبیشتر است. ولی بسیاری از دولت ها با استفاده از سود سرشار جهانی شدن بهنحوی سرگرم محو آن هستند. بیشترین اثر محو جهانی شدن در نتیجه گسترش منابعمنسجم ثروت یا همان ذخایر ارزی كشورها صورت می گیرد. این منابع كشوریمانند چین را قادر ساخته با پرداخت میلیاردها دلار به سوی بلعیدن گروه هایبزرگ اقتصادی آمریكایی پیش برود. تاكنون منابع منسجم ثروت از درآمدهایسرشار نفت حاصل می شده اند و برای ثبات بخشیدن به بازارهای انرژی مورداستفاده قرار می گرفته اند. ولی هم اكنون افزایش قیمت های نفت باعث شده،درآمد نفتی كشورها منجر به انباشت سرمایه زیادی شود و دولت را به فكراستفاده بهتر از این منابع به جای نگه داشتن آنها در بانك های آمریكاییبیندازد. بزرگی منابع منسجم ثروت در سطح دنیا حدود ۱۲ تریلیون دلار تا سال۲۰۱۵ پیش بینی می شود. این مبلغ تقریباً اندازه حجم فعلی اقتصاد آمریكاستو می تواند مشكلات عمده ای برای اقتصاد جهانی ایجاد كند. به عقیده برخیكارشناسان ذخایر ارزی كشورهای در حال توسعه در آینده ای نه چندان دورآنچنان گسترش خواهد یافت كه عواقب مهمی برای بازارهای مالی خواهد داشت.
درطولانی مدت، شركت های بزرگ سرمایه گذاری دولتی می توانند تقاضای خود برایخرید سهام شركت های بزرگ دیگر كشورها را افزایش دهند و طمع سودآوری هرچهبیشتر سرمایه ها باعث می شود این شركت های دولتی خطرات بیشتری را در صحنهاقتصاد جهانی به جان بخرند. سرمایه گذاری این شركت ها افق طولانی تری داردو می تواند خطرات كوتاه مدت شدیدتری را پذیرا شود بنابراین انباشت اینسرمایه ها در یك جا كمتر رخ می دهد و بیشتر به سمت تحرك و تأثیرگذاری هرچهبیشتر بر اقتصاد جهان پیش می رود. این سرمایه ها اثرات مهمی بر شركت هایارائه كننده فناوری های جدید دارند.
در طول دهه ۱۹۸۰ سرمایه گذارانژاپنی دست به خرید اموال آمریكایی ها زدند. در اوایل هزاره سوم، سرمایهگذاران روسی باشگاه های فوتبال را هدف قرار دادند و سرمایه گذارانخاورمیانه نیز به سمت میادین مسابقات مشهور ورزشی دنیا هجوم آوردند. بهطور خلاصه سرمایه گذاران هر كشوری، در به دست آوردن بیشترین سود ممكناشتهای خاص خود را دارند.
ولی باید دانست بازار پررونق سرمایه گذاریهای بزرگ در نقاط مختلف دنیا بدون مشكل هم نیست، چین مثال بارز این امراست. ۲سال قبل قراردادی توسط سومین شركت بزرگ نفتی چین در آمریكا منعقد شدولی توسط كنگره آمریكا جلوی آن گرفته شد.
مسأله در اینجاست كه آیاآمریكا در صورت حركت چین برای خرید شركت های بزرگ فعال در فناوری اطلاعاتنیز آرام خواهد نشست؟ همچنین باید عكس العمل كشورهایی مانند استرالیا،نیوزیلند و كانادا را نسبت به دولت هایی كه با شركت های سرمایه گذاری خوددر كشورهای دیگر نفوذ می كنند دانست. در واقع حمایت گری مالی دولت ها، بخشدوم حمایت تجاری است و به رغم روشن بودن مواضع كشورهای مختلف نسبت بهحمایت تجاری از محصولات ساخت خود، هنوز دیدگاه روشنی نسبت به سرمایه هایخارجی و مخالفت یا موافقت با آن وجود ندارد.
در مقابل در آسیا مسألهاین است كه باید با چندین تریلیون دلار ذخایر ارزی انباشته شده از زمانبحران مالی ۱۹۹۷ آسیا تاكنون چه كرد. با گذشت ۱۰ سال از این بحران دولتهای آسیایی توانسته اند اقتصادهای خود را مستحكم تر كنند و نیاز به حمایتاقتصادی دولت را در این اقتصادها كاهش دهند. در واقع مقام های چینی، كرهای و دیگر مقام های كشورهای دارای اقتصادهای شكوفا در آسیا احساس می كنندكه فعالیت آنها در یك دهه اخیر منجر به شكل گیری غول هایی مالی شده است كهبه سادگی قابل مهار نیستند و حتی نمی توانند ذخیره كردن ارز را متوقفسازند زیرا این امر باعث سقوط ارزش پول های ملی این كشورها می شود و تنهاراه ممكن برای حل مشكل ذخایر عظیم ارزی كشورهای مذكور یافتن راه های صحیحمصرف كردن این پول هاست.‎

------------------------------------------
منبع: بلومبرگ
ویلیام پسك ‎
ترجمه: محسن خزائی

روزنامه ایران