در مورد تفاوت دیه بین زن ومرد ....

امروزهیکی از مسائل مهمی که در ق.م.ا ما بحث بر انگیز است و شبهات زیادی را دراذهان مردم ایجاد کرده است و از مسائلی است که امروزه بحث پیرامون آن بهشدت جریان دارد موضوع تفاوت قصاص و دیه بین زن ومرد است . در ق.م.ا بهپیروی از فقها امامیه در قصاص و دیه بین زن ومرد تفاوت است . در صورتی کهامروزه در بسیاری از کنوانسیون ها و اسناد بین المللی تاکید بر رفع تبعیضعلیه زن و رعایت تساوی بین زن ومرد و عدم تبعیض براساس جنس می باشد . برایبررسی دقیق و وضعیت حکم قصاص و دیه و تفاوت آن بین زن ومرد و روشن شدن اینمسئله نیاز است که مسائل فقهی و حقوقی که در این مورد وجود دارد را موردبررسی قرار دهیم . در این مقاله ما موارد زیر را به ترتیب بررسی می کنیم :
۱) تفاوتهایی که بین زن و مرد در ق.م.ا قرار دارد .
۲) مفهوم مواد قصاص ودیه در ق.م.ا ایران
۳) آفرینش زن
۴) نگاهی به زن در ادوار تاریخ
۱-۴) حقوق زنان در اسناد بین المللی
۵) تقسیم بندی مطالب در دو مقوله قصاص و دیه
۱-۵) قصاص
الف) قصاص از نظر فقهای اهل سنت / دلائل این گروه از فقها
ب) قصاص از نظر فقهای امامیه / دلائل این گروه از فقها
۲-۵) قصاص اعضا و جوارح
۳-۵) دیه در فقه اهل سنت وشیعه
۶) نظر اساتید و علمای مؤخر
۷) نظرات نگارنده در مورد مطالب ذکر شده
۸- نتیجه گیری
۲) تفاوتهایی که بین زن ومرد در ق.م.ا قرار دارد :
در ق.م.ا ایران بین زن ومرد در چهار چیز تفاوت وجود دارد :
۱) زمان مسؤلیت کیفری :
اولینتفاوتی که بین زن و مرد وجود دارد در مورد مسئول شناختن فرد در مقابل جرمیکه انجام می دهد است در م ۴۱ ق.م.ا گفته که اطفال در صورت ارتکاب جرم ازمسئولیت کیفری مبرا هستند و درتبصره ۱ ماده مذکور عنوان کرده که منظور ازطفل کسی است که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد و به حکم م ۱۲۱۰ سن بلوغ برایپسران ۱۵ سال تمام قمری وبرای دختران ۹ سال تمام قمری است .
۲) شهادت زن در دادگاه :
دومینتفاوت موجود در ق.م.ا این است که زن ومرد در شهادت دادن در دادگاه با هماختلاف دارند . مثلاً در بعضی موارد با شهادت زن اصولاً جرائم قابل اثباتنیست. (ماده ۱۱۹،۱۵۳،۱۳۷،۱۷۰،۲۳۷،۱۹۹،۱۸۹،) و در بعضی موارد هم شهادت دوزن با شهادت یک مرد قابل اثبات است. ماده ۷۴،۷۵
۳) دیه :
دیه ازجمله وجه تمایز هایی است که بین جنس مذکر و مونث در ق.م.ا ایران وجود دارددر ماده ۳۰۰ بیان می دارد دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی و خواه غیر عمدینصف دیه مرد مسلمان است .
۴) قصاص :
در مورد قصاص بین زن ومرد تفاوتوجود دارد بدین معنی که اگر زنی از روی عمد (عمداً) مردی را به قتل رساندقصاص می شود ولی اگر مردی زنی را عمداً به قتل می رساند در صورتی قصاص میشود که خانواده مقتوله فاضل دیه را به خانواده قاتل بپردازند .
حال دراین مقاله همانطوری که در مقدمه آن ذکر کردیم از بررسی شماره ۱و۲ خود داریمی کنیم و شماره ۳و۴ آن را بخوبی شکافته ومورد بررسی قرار می هیم .
۳) مفهوم مواد قصاص و دیه در ق.م.ا :
درمورد مفهوم قصاص می توان گفت که قصاص یکی از آن ۵ جمله مجازاتهایی است کهدر ماده ۱۲ ق.م.ا ذکر شده است و در ماده ۱۴ قانون مذکور در تعریف خود قصاصآمده است که : « قصاص کیفری است که جانی به آن محکوم می شود که باید باجنایت او برابر باشد .» نکاتی را که می توان در مورد این ماده بیان کردعبارتند از :
۱) مستند شرعی قصاص آیه ی ( ولکم فی القصاص الحیاة یا اولی الباب ) است .
۲)قصاص رانباید با اعدام یکی دانست . مجازات سالب حیات یا اعدام از انواعمجازاتهای تعزیری و بازدارنده است در حالی که قصاص خودش یکی از ۵ مجازاتاصلی مندرج در م ۱۲ است .
۳) قصاص فقط مخصوص قتل عمد و قطع عضو عمدی است اما اعدام درقوانین متفرقه مصادیق متعددی دارد .
م ۲۰۷ «هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می شود و ...»
۱) در اینجا منظور از مسلمان در ماده پنج حدود و قصاص { ماده ۲۰۷ق.م.ا } مطلق مسلمان است خواه مرد باشد یا زن صغیر باشد یا کبیر .
م۲۰۹ هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمان را بکشد محکوم به قصاص است لیکنباید ولی زن قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد .
۲) باتوجه به این که فاضل دیه حق قاتل است و باید قبل از قصاص به او پرداخت شودودر ملکیت وی استقرار پیدا کند می تواند از آن صرف نظر نماید و در اینصورت اجرای قصاص بلامانع است . نظریه ۱۶۶۹/۷- ۲۹/۱۱/۱۳۷۳ اداره حقوقی
ماده۲۰۸ « هرگاه مردی زنی را به قتل رساند ولی دم حق قصاص قاتل را با پرداختنصف دیه دارد و در صورت رضایت ، قاتل می تواند به مقدار دیه یا کمتر یابیشتر از آن مصالحه نماید .
ماده ۱۵ ق.م.ا در مورد تعریف دیه بیان می دارد که دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است .
▪ نکات این ماده
دیه در حکم ما ترک میت است و طبق قوانین ارث بین ورثه تقسیم می شود . نظریه حقوقی شماره ۱۰۱۷۶- ۲۳/۱۰/۱۳۷۱
طبقماده ۱۲ دیه مجازات است ولی ماهیت دین دارد بنابراین با فوت محکوم علیهساقط نمی شود و از ورثه و یا از دارایی او استیفا می شود .
پرداخت غرامت از طرف شرکتهای بیمه یا سازمان تامین اجتماعی دیه محسوب نمی شود . نظریه اداره حقوقی ۴۵۸۱/۷- ۳۰/۸/۱۳۶۵
ماده۲۷۳ / در قصاص عضو ، زن و مرد برابرند و مرد مجرم به سبب نقض عضو یا جرحیکه به زن وارد نماید به قصاص عضو و مانند آن محکوم می شود ، مگر این کهدیه عضوی که ناقص شد ثلث یا بیش از ثلث دیه کامل باشد که در آن صورت زنهنگامی می تواند قصاص کند که نصف دیه آن عضورا به مرد بپردازد .
ماده ۲۹۴ / دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیای دم او داده می شود .
▪ نکته :
دیهتبدیل به حبس نمی شود و حبس محکوم علیه هرگز بابت دیه محسوب نمی شود و ازمقدار آن نمی کاهد . نظریه ۶۴۵۷/۷- ۱۸/۱۱/۶۷ اداره حقوقی
ماده ۳۰۰/ دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی و خواه غیر عمدی نصف دیه مرد مسلمان است .
ماده ۳۰۱/ دیه زن ومرد یکسان است تا وقتی که مقدار دیه به ثلث دیه کامل برسد در آن صورت دیه زن نصف دیه مرد است .
۳) آفرینش زن :
امادر این قسمت از مقاله به اجمال در مورد آفرینش زن و به عبارت دیگر در موردچگونه آفریده شدن زن ومرد مطالبی را ذکر می کنیم . اما اگر بخواهیم بدانیمنظر قرآن را در مورد خلقت زن ومرد چیست ، لازم است به مساله سرشت زن و مردکه در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است توجه کنیم . قرآن نیز در این موضوعسکوت نکرده است . اولاً/ باید ببینیم قرآن زن ومرد را یک سرشتی می داند یادوسرشتی یعنی آیا زن ومرد دارای یک طینت وسرشت هستند یا دارای دو طینت وسرشت ؟ قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنسمردان و ازسرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم . قرآن درباره آدم اول میگوید : « همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود اوقرار دادیم .» (سوره نسا، نحل ، روم)
در قرآن از آن چه در بعضی کتبمذهبی است که زن مایه ای پست تر از مایه مرد آفریده شده و یا این که به زنجنبه طفیلی و چپی داده اند و گفته اند که همسر آدم اول از عضوی از اعضایطرف چپ او آفریده شده اثر و خبری نیست .
یکی دیگر از نظرات تحقیر آمیزدر مورد زن این است که می گویند زن عنصر گناه و وسوسه است به طور کلی بیانمی دارند که زن شیطان کوچک است و مرد مبرا از گناه است این زن است که مردرا به گناه می کشاند می گویند آدم که اول فریب شیطان را خورد از طریق زنبود شیطان حوا را فریفت و حوا ادم را . قرآن در این مورد نه حوا را بهعنوان مسئول اصلی معرفی می کند و نه او را از حساب خارج می کند . قرآنداستان آدم و حوا را بیان می کند و آن جا که پای وسوسه شیطان را به میانمی کشد ضمیر را به شکل تثنیه می آورد میگوید : فوسوس لهما الشیطان(اعراف۲۰) شیطان آندو را وسوسه کرد . فدلیهما بغرور (اعراف ۲۲)
شیطانآندو را به فریب راهنمایی کرد ، وقاسمهما انی کلما لمن الناصحین ( اعراف۲۱) یعنی شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمی خواهد. یکی از نظرات تحقیر آمیز در مورد زن در ناحیه استعداد روحانی و معنوی زناست که می گویند زن مقامات معنوی الهی را نمی تواند طی کند زن نمی تواندبه مقام قرب الهی آن طور که مردان می رسند برسد . قرآن در آیات فراوانیتصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست قرآن درکنار هرمرد بزرگ و قدیسی از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می کند .
از همسرانآدم و ابراهیم و از مادران موسی وعیسی در نهایت تجلیل یاد کرده است . یکیدیگر از نظریات تحقیر آمیز در موردزن این است که می گویند زن برای مردآفریده شده است . اسلام هرگز چنین سخنی ندارد . اسلام با صراحت بیان میدارد زمین ،آسمان ،ابر،گیاه ،حیوان برای انسان آفرینده شده است ولی هرگزنگفته زن برای مرد آفریده شده است . اسلام می گوید : هریک از زن ومرد براییکدیگر آفریده شده اند : هن لباس لکم و انتم لباس لهن (بقره /۱۷۸) زنانزینت و پوشش شما هستند وشما زینت و پوشش آنها . در پایان این قسمت می تواناین نکته را برداشت کرد که قرآن با یک فکر رایج آن عصر و زمان که هنوز همدر گوشه وکنار جهان بقایایی دارد ، سخت به مبارزه پرداخت و جنس زن را ازاین اتهام که عنصر وسوسه و گناه و شیطان کوچک است مبرا کرد .
۴) نگاهی به زن در ادوار تاریخ :
بانگاهی اجمالی در تاریخ زندگی اقوام گذشته این واقعیت به خوبی روشن می گرددکه زنان در آن دوران از جایگاه ومنزلت خوبی برخوردار نبوده اند ولی بعد ازاین که شریعتهای آسمانی بر دل جوامع انسانی طنین انداخت شان ومرتبت زنفزونی یافت حال به بررسی اجمالی نظرات و دیدگاههای اقوام و تمدن گذشته میپردازیم تا به وضوح به موقعیت زنان در آن جوامع پی ببریم .
زن در یونان باستان :
یونانیانزنان را تنها برای ادامه نسل و کارهای خانه می خواستند به گفته گوستانولوبون اگر زنی یک بچه بی قواره وناقص می زائید اورا می کشتند زن در آنزمان در کوچکی مطیع پدر و درجوانی مطیع شوهر و در پیری مطیع پسران بود .یونانیان زن را شیطان می دانستند و زن به آسانی مورد معامله قرار می گرفت. در اسپارت که از شهرهای یونان بود اگر زنی از پسر زائیدن محروم می شد اورا به مرگ محکوم می کردند .
▪ زن در روم باستان :
از اظهار نظرپژوهشگران در می یابیم که زنان در روم باستان از وضعیت نامطلوبی برخورداربوده اند حتی آنها را به عنوان مظهر و سمبل شیطان تلقی می کرده اند . بههمین خاطر از خندیدن و صحبت کردن آنها جلوگیری می کردند زنان رومی ماننداشیا به شمار می آمدند یعنی پس از مرگ مانند اشیا به ارث برده می شدند .به طور کلی می توان گفت که حتی در صورت خوب بودن آنها را مستوجب عقوبت وشکنجه می دانستند .
▪ زن در هند :
در آیین بودایی که یکی از ادیانهندیان است زنان از حقوق ومنزلت اجتماعی محروم بودند و آنها زن را دروازهاصلی جهنم می دانستند و همچنین زن از کسب دانش محروم بود در قانون مانویچنین آمده « زن در طول زندگی باید در قیمومیت مرد باشد . »
▪ زن در چین :
درچین اگر دختری متولد می شد خویشان به نزدیکان طفل تسلیت می گفتند وخانواده طفل به علامت عزا یک دانه دوک ( آلتی که بدان نخ یا ریسمان دوزند) بر در خانه خود می آویختند .
زن در فرانسه : فرانسویان عقیده داشتندزن رفیق مار و فرستاده شیطان است . حتی مجمع دینی فرانسه در سال ۱۳۰۸میلادی پس از بحثهای زیاد درباره ماهیت زن چنین نظر داد که « زن انسان استاما برای خدمت مردان آفریده شده است . »
▪ زن در ایران باستان :
اندیشهایران باستان درباره زنان نسبت به اقوام ملل دیگر بهتر بوده است . ولیبازنگرش حقارت آمیز نسبت به زن وجود داشت همانطوری که پرفسور کریستیندرباره اعتقادات زمان ساسانیان می نویسد : « که شهریار ( خسرو پرویز ) ازاین میل (داشتن زن زیاد در حرمسرا ) سیر نمی شد و هرجا زنی را که با وضعیتمناسب می دیدند به خدمت او می بردند .
در قوانی عیلامی زن و مرد ازتساوی برخوردار بودند آنها زن و مرد را در تقسیم ارث یکی می دانستند حتیدر بعضی موارد زمانی که ارث را به طور مساوی بین فرزندان خود تقسیم میکردند نام دختران را بر پسران مقدم می دانستند .
▪ در اعراب جاهلیت :
نگرش اعراب جاهلیت نسبت به دختران واضح و روشن است آنها دختران را مایه سر افکندگی می دانستند و آنها را زنده به گور می کردند .
۱-۴) حقوق زنان دراسناد المللی بین المللی :
برابریبرای زنان از محورهای کار سازمان ملل از زمان تاسیس آن در ۱۹۴۵ بوده است .این سازمان نقشی بر جسته برای حمایت از حقوق زنان داشته است . کمیسیونموقعیت زنان و حقوق بین الملل برای برابری و عدم تبعیض علیه زنان به ویژهکنوانسیون حذف تبعیض علیه زنان ، ۱۹۷۹ و پروتکل اختیاری ۱۹۹۹ اینکنوانسیون را تدوین کرده است و کمیسیون علاوه بر این اعلامیه حذف کلیه شکلهای خشونت علیه زنان را آماده کرده که در ۱۹۹۳ به تصویب مجمع عمومی رسید .که شامل تعریفی روشن از خشونت فیزیکی ، جنسی ، یا روانی در خانواده و یادر جامعه است . مطلبی را که باید به طور خیلی خلاصه گفت این است که مطابقگزارش سال ۱۹۹۵ سازمان ملل متحد یک چهارم خانواده در سراسر جهان به وسیلهزنان اداره می شدند .
در زیر نموداری را که مشاهد می کنید نسبت بیکاری، جهانی و منطقه ای را بر اساس جنسیت در سال ۲۰۰۳ میلادی را نشان می دهد .
حالبعد از ذکر مقدمه گویی از مفهوم مواد قصاص و دیات و آفرینش زن و نگاهی بهزن در ادوار تاریخ و حقوق زنان در اسناد بین المللی نوبت به آن رسیده استکه در مورد قصاص و دیات و اختلافات موجود بین فقها بحث و بررسی کنیم .
۵) اختلاف قصاص و دیات بین فقها :
۱-۵) قصاص از نظر فقهای اهل سنت :
تمامیفقهای چهار گانه اهل سنت ( حنفی ، شافعی ، مالکی ، حنبلی ) همگی برایناتفاق نظر دارند که مرد در مقابل کشتن زن قصاص می شود بدون این که فاضلدیه را به خانواده قاتل بپردازند اساس استدلال فقهای این طایفه عموم آیاتقصاص و روایاتی است که ایشان به پیامبر اکرم (ص) نسبت می دهند . علاوه براین موارد به اصل یکسان بودن نفوس آدمی از زن و مرد هم استناد می کنند ،از جمله نقل شده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:« ان الرجل یقتل بالمراه »یعنی : مرد در برابر زن قصاص می شود .
و نیز نقل شده است که پیامبر مرد یهودی که دختری را به قتل رسانده بود قصاص کرد .
امابعد از ذکر خلاصه ای از نظرات کلی تمام فقهای اهل سنت لازم است نظرات چندتن از فقهای این طایفه را در مورد قصاص به طور کلی مورد بررسی قرار دهیم .
علیبن محمد بن حبیب الماوردی که از فقهای معروف شافعی است در کتاب خود پس ازبیان قول شافعی در خصوص جواز قصاص مرد در برابر زن به بیان دلائل این قولپرداخته و می گوید : دلیل ما این سخن خدای تعالی است که می فرماید : « درتورات بر ایشان واجب کردیم که جان در مقابل جان قصاص می شود » این آیه عاماست و تخصیص نخورده است . ابوبکر محمد بن عمرو بن حزم از پدرش و از جدشروایت کرده که رسول خدا (ص) نامه ای به اهل یمن نوشت ، ودر آن واجبات ومستحبات را بیان فرمود و این نامه را توسط عمروبن حزم به آنها ابلاغ نمود. در نامه آمده بود که « مرد در برابر زن به قتل می رسد .» و این در آنچهگفته شد صراحت دارد . ودلیل دیگر این که احکام بر دو نوعند یک نوع از آنمربوط به مال است ، مانند حدود ، که زن و مرد در آن برابرند و نوع دیگرمربوط به مال است مانند میراث ، که در آن زن نصف مرد سهم می برد . قصاصچون از احکام مربوط به حرمت است زن ومرد در آن برابرند . اما دیه چون ازاحکام مربوط به مال است ، زن در آن نصف مرد است . هم چنین به این دلیل کهکه اگر قصاص واجب باشد دیگر پرداخت مال به همراه آن وجوبی ندارد ، و اگرقصاص واجب نباشد باز هم پرداخت مال واجب نخواهد بود . اما در مورد این سخنخدای تعالی « والانثی بالانثی» باید گفت : این که می فرماید زن در برابرکشتن زن به قتل می رسد ، مانع از این نیست که مرد در برابر کشتن زن به قتلبرسد ، زیرا تعلق حکمی به موردی خاص اقتضا نفی حکم از غیر آن مورد خاص راندارد .اما این که دیه زن ومرداختلاف دارد مانع از تشابه آنها در قصاص نمیشود ، همچنانکه اختلاف دیه اهل کتاب ومجوس مانع برابری آنها در قصاص نمیشود .
همو در تفسیر آیه ۴۵ از سوره مائده آورده این سخن خدای تعالی کهفرموده : « ما در تورات بر یهود واجب کردیم که جان در جان قصاص می شود .»اقتضا دارد که مرد در برابر زن به طور مطلق قصاص شود . و همه علما نیزهمین را گفته اند . اما عطا گفته است : حکم به رجوع آنها به یکدیگر می شود. بنابراین اگر مردی زنی را به قتل برساند ، ولی زن مختار است دیه او رابگیرد ، یا نصف دیه مرد را پرداخته او را قصاص نماید . اما عموم آیه برخلاف آن چه که گفته دلالت دارد . رسول خدا (ص) هم می فرماید : « هرگاه کسیبه قتل برسد خانواده او مختارند ، یا قاتل را قصاص نمایند ، یا از او دیهبگیرند و معنای آیه همین نظر را تایید می کند ، زیرا وقتی که مردی زنی رابه قتل می رساند ، در واقع کسی را کشته که از نظر خون با او برابر است .بنابراین چیزی در این جا واجب نمی شود همانگونه که در مورد وقوع قتل میاندو مرد چنین است . این موضوع را مجاهد بیان کرده ، و ابوعبید هم به واسطهابن عباس نقل کرده است . هم چنین از ابن عباس روایت شده که آیه ۱۷۸ سورهبقره با آیه ۴۵ سوره مائده نسخ گردیده که این قول اهل عراق است .
موفقالدین ابن قدامه(م۶۳۰ق) از فقهای مشهور حنبلی در موضوع محل بحث چنین میگوید : مرد در برابر کشتن زن و زن در برابر کشتن مرد به قتل می رسد ، اینعموم اهل علم از جمله ( نخعی ، شعبی ، زهری ، عمر بن عبد العزیز ، مالک ،اهل مدینه ، شافعی ، اسحقاق ، و اصحاب رای و غیر ایشان است .
ابوبکرمحمد بن احمد سرخسی (۴۸۳ق) یکی از فقهای مشهور حنفی نیز در همین زمینه میگوید : ... اگر مردی پسر بچه ای را به قتل برساند قصاص می شود زیرا آنهااز نظر زندگی با هم برابرند ، هم چنین است اگر مردی زنی را به قتل برساند. از علی که خدا از او راضی باد ، روایت شده که اولیای زن بین این که دیهاو را بگیرند و یا این که نصف دیه قاتل بپردازند و سپس او را به عنوانقصاص به قتل رسانند ، مخیرند . اما این
سخن دور از ذهن است و درست نیستکه آن را به علی که خدا از او راضی باد ، نسبت دهیم ، زیرا او فقیه تر ازآن است که بگوید قصاص {در ابتدا} واجب نیست اما با پرداخت مال واجب می شود. بنابراین آن چه گفته شد اگر بنده ای از روی عمد فرد آزادی را به قتلرساند و یا زنی از روی عمد مردی را به قتل برساند ، قصاص می شود ، زیراآنها از نظر زندگی با هم برابرند .
دلائل این گروه از فقها ( اهل سنت )
چنانکهملاحظه شد در فقه اهل سنت همگی بر این عقیده اند که مرد در برابر کشتن زنقصاص می شود بدون این که خانواده مقتوله فاضل دیه را به خانواده قاتلبپردازند و به این ترتیب دلائل این گروه را مورد بررسی قرار می دهیم .
۱) عموم آیات قصاص :
بیشترفقهای اهل سنت به آیاتی چون « و کتبنا علیهم فیما ان النفس بالنفس» (مائده۴۵) و « وکتب علیکم القصاص فی قتلی » ( بقره ۱۷۸ ) را مورد استثنا قرار میدهند و می گویند این آیات هیچ تفاوتی میان زن ومرد نگذاشته و زن ومرد رادر قصاص برابر دانسته است و آنها بر این عقیده اند مرد در برابر زن قصاصمی شود ، اما این که در قصاص مرد در برابر زن ، پرداخت فاضل دیه شرط شدهاست یا نه این آیات نسبت به آنها ساکت هستند .
۲) نامه عمرو بن حزم :
اهلسنت به نقل از « قتاده » روایت کرده اند : پیامبر اکرم (ص) مردی یهودی رادر برابر کشتن زنی مسلمان قصاص کرد ، و از آن نتیجه گرفته اند که در قصاصمرد در برابر زن پرداخت فاضل دیه لازم نیست .
۳) اجماع اصحاب :
بیشترفقهای اهل سنت ، اشاره ای به اجماعی بودن نظر خود در خصوص قصاص مرد دربرابر زن نکرده اند ، و تنها در کلمات برخی از آنان ، اجماع به عنوان یکیاز دلایل این نظر بر شمرده شده است .
پس به طور کلی دلایلی که چهار مذهب اهل سنت برابری قصاص بین زن ومرد را لازم می دانند به ترتیب زیر است :
الف) فقه حنفی :
۱) عموم آیاتی چون کتب علیکم القصاص فی قتلی ( بقره ۱۷۸) و کتبنا علیهم فیها ان النفس با النفس ( ۴۵ مائده )
۲) برابری زن ومرد در حیات
ب) فقه شافعی :
۱) برابری زن و مرد در آزادی و اسلام
۲) عموم آیات قصاص مائده ۴۵ بقره ۱۷۸
۳) روایت عمرو بن حزم که در ان آمده « مرد در برابر کشتن زن قصاص می شود»
۴) سنت فعلی پیامبر در مورد حکم مرد یهودی
ج) فقه مالکی :
۱) اجماع
۲) برابری زن ومرد در آزادی و اسلام
۳)روایت پیامبر اسلام که می فرماید « هرگاه کسی به به قتل برسد خانوادهاوبین دو چیز مخیرند یا این که قاتل را بکشند و یا این که از او دیهبگیرند»
۴) سنت فعلی پیامبر
د) فقه حنبلی :
۱) عموم آیات قصاص
۲) سنت فعلی پیامبر
۳) روایت عمروبن حزم
۴) این که زن ومرد به خاطر قذف دیگری حد می خورند اقتضا می کند که آنها در قصاص هم برابر باشند .
● قصاص از نظر فقهای امامیه :
فقهایامامیه به اجماع و اتفاق متعقدند در صورتی مرد به لحاظ کشتن زن قصاص میشود که قبلاً نصف دیه مرد از سوی اولیای مقتوله پرداخت شده باشد .
فقیهمحدث بزرگ طایفه امامیه شیخ صدوق (م۳۸۱ق) در این زمینه می گوید : اگر مردیاز روی عمد زنی را به قتل رسانده بستگان زن می توانند مرد را به قتلبرسانند و نصف دیه را به بستگان او بپردازند یا این که پنج هزار درهم ازاو بگیرند....».
شیخ طوسی در کتاب« الخلاف» مشروط بودن قصاص مرد دربرابر زن ، به پرداخت فاضل دیه را امری اجماعی دانسته و می گوید : مرد دربرابر زن کشته می شود مشروط به آن که بستگان زن افزونی دیه را ، که آن پنجهزار درهم است برگردانند. عطا نیز همین را گفته است ؛ البته با این تفاوتکه او {افزونی دیه را } شش هزار درهم گفته است . از حسن بصری نیز اینمطلبی روایت شده ، که او هم آن را از علی (ع) نقل کرده است .
شهید ثانی(۹۱۱-۹۶۵ق) در کتاب « الروضة البهیة » که شرحی بر المعة الدمشقیه شهید اول(۷۳۴-۷۸۶ق) است در این زمینه می گوید : مرد آزاد در برابر مرد آزاد به قتلمی رسد همچنین مرد آزاد در برابر زن آزاد به قتل می رسد البته بعد از آنکه بستگان زن نصف دیه مرد را به او پرداخت کردند . زیرا دیه مرد دو برابردیه زن است . و همچنین سید علی طباطبایی در کتاب ریاض المسائل هم همین نظررا دارد .
● دلائل فقهای امامیه :
عمده ترین دلائل این گروه از فقها روایات(سنت) اجماع فقها و فقهای این گروه کمتر به قرآن استناد میکنند.
اما به اجمال در مورد آیات قصاص از دیدگاه فقهای شیعه می پردازیم .
آیه۱۷۸ سوره بقره : بیان می دارد «ای کسانی که ایمان آوردید قصاص کشته شدگانبر شما واجب گردید ، آزاد در برابر ازاد ، بنده در برابر بنده و زن دربرابر زن . ....»
صاحب مجمع البیان در بیان معنای آیه به حدیثی از امامصادق (ع) اشاره کرد و می فرماید : امام صادق فرمود « اگر مردی زنی را بهقتل رساند و بستگان مقتول خواستند که مرد ا بکشند ، بایست نصف دیه او رابه خانواده اش پرداخت کنند .» و این همان حقیقت برابری در قصاص است چونجان زن با جان مرد برابر نیست ، بلکه جان او نصف جان مرد است .
آیه ۴۵سوره مائده بیان می دارد « و ما در تورات بر یهود واجب کردیم که جان دربرابر جان ، چشم در برابر چشم ، بینی در برابر بینی ، و گوش در برابر گوشو دندان در برابر دندان { قصاص می شود } همچنین در جراحات نیز قصاص جاریمی شود .
چنان که در بررسی کلمات فقها اهل سنت دیدیم ، برخی از مفسرانآنها قائل شده اند که آیه یاد شده از سوره ی بقره با آیه ۴۵ سوره مائدهنسخ شده است . اما غالب فقها و مفسران شیعه این موضوع را نپذیرفته اند وآن را رد کرده اند که در این جا به کلمات برخی از آنها اشاره می کنیم .
قطبراوندی در کتاب خود« فقه القران » پس از بیان آیه ۱۷۸ سوره بقره می گویدبعضی از مفسران گفته اند که آیه ۱۷۸ سوره بقره به وسیله آیه ۴۵ سوره مائدهنسخ شده است . اما جعفر بن مبشر می گوید « به نظر من چنین نیست .زیرا خدایتعالی به ما خبر داده که او بر یهود چنین واجب کرده بود . وبه نظر من دراین آیه چیزی که نشان دهد که خداوند بر ما هم واجب کرده است ، وجود ندارد، زیرا شریعت یهود با شریعت ما نسخ شده است .
● روایات :
از دیگر دلائل فقهای امامیه روایات است که در زیربه یکی از آنها اشاره می کنیم :
▪ صحیحه عبدالله بن سنان:
عبداللهبن سنان در این روایت چنین نقل می کند : از ابا عبدالله (امام صادق(ع) )شنیدم که در مورد مردی که زنش را به عمد کشته بود فرمود : بستگان زن اگربخواهند مرد را به قتل رسانند می توانند این کار را انجام دهند و نصف دیهمرد را به بستگانش پرداخت کنند و اگر بخواهند می توانند نصف دیه را یعنیپنج هزار درهم ، از مرد دریافت کنند .
▪ اجماع:
فقهای امامیه مانندفقهای اهل سنت به اجماع یکی از دلائل خود درقصاص استناد می کنند اما برعکس آنها (فقهای اهل سنت ) بر این باورند که درقصاص خانواده زن باید نصفدیه را به خانواده مرد بپردازند .
▪ قصاص اعضا و جوارح :
در مورداین موضوع باید گفت که زن ومرد تا یک سوم جراحت باهم در قصا و دیه برابرندو بعد دیه زن نصف دیه مرد است و ما دراین جا به ذکر یک روایت بسنده میکنیم .
▪ صحیحه حلبی :
در بخشی از روایتی که حلبی از امام صادق (ع)نقل کرده آمده است : جراحتهای زنان و مردان تا زمانی که به یک سوم دیهبرسد با هم برابر است ؛ دندان زن در برابر دندان مرد ، زخم زن دربرابر زخممرد ، انگشت زن در برابر انگشت مرد . اما هنگامی که جراحت به یک سوم دیهرسید ، دیه زن نصف دیه مرد می شود .
● تفاوت دیه بین زن ومرد :
ازآنجا که فقهای اهل سنت و امامیه در نصف بودن دیه زن نسبت به مرد باهم تاحدود زیادی اتفاق نظر دارند به همین دلیل بر آن شدیم که نظر فقهای دو گروهرا در یک بخش جمع بندی کنیم .
قرآن کریم درباره ی مقدار دیه بین زنومرد ساکت است و آن چه می تواند مستند و مدرک برای تعیین اندازه دیه آنهاقرار گیرد ، اصول و قواعد کلی اسلامی ، روایت خاص و اجماع است .
در کتبفقهی ، به استناد روایات خاص و اجماع ، برنابرابری دیه زن ومرد تاکید شدهاست . در قران کریم در یک آیه به اصل دیه دلالت دارد ولی نسبت به مقدار آنساکت است .
آیه ۹۲سوره نسا :
که این چنین بیان می دارد : « و هیچمومنی را نسزد که مومنی را جز به اشتباه بکشد و هرکس مومنی را به اشتباهبکشد ، باید بنده مومنی را آزاد وبه خانواده او خون بها پرداخت کند ؛ مگراین که آنان گذشت کنند و اگر مقتول از گروهی است که دشمنان شمایند و خودوی مومن است قاتل باید بنده مومنی را آزاد کند{ وپرداخت خون بها بهخانواده ی او لازم نیست} از گروهی است که میان شما و میان آنان پیمانی استباید به خانواده ی وی خون بها پرداخت نماید و بنده مومنی را آزاد کند وهرکس بنده نیافت باید دو ماه پیاپی به عنوان توبه ای از جانب خدا روزهبدارد و خدا همواره دانای سنجیده کار است .
نظر فقهی که در این مورد میتوان بیان کرد نظر آقای: « حمزه علی بن زهرة معروف به ابن زهره نیز نصفبودن دیه زن نسبت به دیه مرد را مورد اتفاق همه فقها دانسته و می گوید :
دیهزن نصف دیه مرد است . در این زمینه هیچ نظر مخالفی وجود ندارد ، « ابنعلیه» و اصم گفته اند که دیه آنها با هم برابر است . اما روایتی که ازطریق ایشان {اهل سنت } از پیامبر ، که بر اوسلام باد نقل شده و در آن آمدهاست : « دیه زن نصف دیه مرد است » بر خلاف نظر این دو دلالت دارد.
اما دلائلی را که در مورد دیه بین فقها مطرح است را بررسی می کنیم :
اول - روایات در مورد دیه نفس
اما دراین قسمت دو روایت را ذکر می کنیم یکی بر برابری دیه بین زن ومرد صدق می کند و دیگری بر نصف بودن دیه بین زن ومرد صادق است .
اینروایت را شیخ حر عاملی در ابتدای کتاب الدیات از کتاب وسائل الشیعه آوردهاست . عبدالرحمان بن حجاج می گوید : شنیدم که ابن ابی لیلی می گفت « دیهدر دوران جاهلیت یکصد شتر بود . رسول خدا همان را امضا کرد . سپس برگاوداران دویست گاو و بر گوسفند داران یکهزار گوسفند و برصاحبان طلا ،هزار دینار و بر صاحبان درهم ده هزار درهم و بر مردمان یمن ، دویست حله(قطعه پارچه ) مقرر کرد.
واما روایت دوم ما در این جا هم روایت را ذکرمی کنیم و هم ایرادی را که بر این روایت از سوی یکی علما متاخر گرفته شدهاست را بیان می داریم :
محمد بن یعقوب ، عن علی بن ابراهیم ، عن محمدبن عیسی ، عن یونس عن عبدالله مسکان عن ابی عبدالله (ع) می فرماید : قال«دیة المراة نصف دیه الرجل» امام صادق در روایتی فرمود دیه زن نصف دیه مرداست .
ایراد گرفته شده : این روایت گرچه از جهت دلالت تمام است و هیچخدشه ای در آن راه ندارد ، ولی از جهت سند با مشکل مواجه هست . ؛ زیرا ازیک سو در سند این حدیث ، محمد بن عیسی از یونس نقل روایت می کند و محمد بنالحسن الولید روایات او را – آن گاه که به تنهایی ناقل باشد – مردود شمردهاست .از سوی دیگر وثاقت محمد بن عیسی بن عبید محل خلاف و تردید است ؛ چراکه شیخ طوسی ، سید بن طاووس ، شهید ثانی ، محقق وگروهی دیگر وی را تضعیفکرده اند و نجاشی او را توثیق کرده است و پس از تعارض جرح و تعدیل ، اقویترک عمل به این روایت است .
● دیه اعضا و جراحات :
▪ صحیحه ابوبصیر :
مطابقاین روایت ، امام صادق (ع) در پاسخ ابو بصیر که از ایشان در مورد حکمجراحات پرسیده بود ، فرمودند : جراحات زن همانند جراحات مرد است تا زمانیکه به یک سوم دیه برسد پس هنگامی که به یک سوم دیه رسید (دیه ) جراحت مردنسبت به دیه جراحت زن دو برابر می شود .
▪ اجماع :
دومین دلیلی کهنصف بودن دیه زن نسبت به دیه مرد اقامه شده ، اجماع فقهاست . در این موردهم فقها متاخر و هم فقهای متقدم با اجماع بر نصف بودن دیه بین زن ومردتاکید دارند .
▪ نظرات اساتید و علمای متاخر در مورد تفاوت دیه بین زن ومرد :
در این جا ما به ذکر نظرات مراجع تقلید ، علما و اساتید متاخر می پردازیم .
درمیان مراجع تقلید معاصر آیت الله صانعی وآیت الله جناتی به طورکامل دیه زنومرد را برابر می دانند . آیت الله مکارم شیرازی نیز متعقدند علت عدمبرابری دیه زن و مرد ( مسئله اقتصادی ) نان آور بودن مردان نه تفاوتانسانی وآیت الله موسوی بجنوردی ومحقق داماد هم نظری شبیه به همین نظر رادارند .
نوسنده کتاب نقد الحاق با توضیحاتی که در مورد مفهوم دیه میدهد وبیان می دارد : حال که ثابت شد دیه نمی تواند خون بها باشد پس زیادبودن آن دلیل برتری ارزش نیست وکم بودن آن نیز دلیل کم ارزشی نمی شود .اگردیه مرد از دیه زن بیشتر است ، دلیل بر این نیست که مرد دارای ارزش بیشتریاست و یا زن از ارزش کمتری برخوردار است . پس دلیل زیاد یا کم بودن دیهچیست ؟ دلیل این امر « بر اساس روایت عدل که یونس بن عبد الرحمان از علیبن موسی الرضا (ع) نقل می کند ، دلیل بر عدم مسئولیت مادی زن در خانوادهاست .» چون زن هیچ گونه وظیفه مادی از جهت تامین مخارج در منزل ندارد ،بلکه این وظیفه به عهده ی شوهر است دیه اوبیشتر از دیه زن است ؛ یعنیمبنای دوبرابر بودن دیه مرد نسبت به دیه ی زن یک امر مادی است ، نا این کهبیانگر ارزش معنوی باشد . ممکن است گفته شود اگر زن مسئولیتهای خانواده برعهده داشته باشد مقدار دیه اش مثل مرد می شود ؛ در جواب باید گفت :خیر ؛چون در اسلام وظایف ومسئولیتها به حسب طبیعت و فطرت تقسیم شده و زن در اینخصوص مسئولیتی ندارد . وادامه می دهد که « ممکن است گفته شود : زن را درتامین مخارج منزل و نیز پرداخت دیه به عنوان عاقله (جز عاقله محسوب گردد)شریک بدانیم تا دیه و همچنین ارث او برابر مرد گردد ، و دیگر هیچ گونهشائبه تبعیض در کار نباشد ؟
۱) وظایف و به تبع آن حقو ، با توجه بهتوانایی ها ، ظرفیت ها و قابلیت ها تقسیم می شوند. وبا توجه به ضعیف بودنقدرت بدنی زن نسبت به مرد و همچنین روحیات و جسم لطیف و ظریف زن ، کارهاییکه نیاز به دقت ،ظرافت ،سلیقه خوش و غیره دارد به عهده ی زن ، از این روکار کردن برای تامین مخارج و نیازها بر عهده ی مرد است ، و نیز نفقه بهعهده اوست .
۲) این که ما زن را موظف کنیم همچون مرد هر روز ۷-۸ ساعتکار بکند و در طول ۳۰-۴۰سال این کار را مدام انجام دهد ، برای این که نفقهاو بر دوش مرد نباشد ودر نتیجه دیه ی او ( در صورتی که کشته شود و یاجراحتی به او وارد گردد که موارد آن در طول زندگی بسیار نادر است ) و سهمالارث او با مرد مساوی می گردد، این دفاع از حقوق زن است ، یا مکلف کردنزن به تکالیفی که فوق توان و قدرت اوست ؟
نوسینده کتاب زن در آئینهجمال بیان می دارد که « از دیگر شبهاتی که بر اثر عدم توجه به معیار هایارزشی قرآن کریم ورسوخ فرهنگ جاهلی و غربی در ذهنها و بیانها بر آن تکیهمی شود ، تفاوت دیه زن ومرد است . برای پاسخ به شبهه یاد شده ذکر یک مقدمهضروری است و آن این که معیار ارزیابی انسان در اسلام ، دیه نیست تا تمایززن ومرد به آن خلاصه شود و نیز معیار دیه در اسلام ، ارزش معنوی انسانمقتول نیست ، بلکه دیه صرفاً بدلی مادی برابر بدن مادی است .
وهمچنینایشان در بخش راز اختافات دیه زن ومرد به ذکریک حدیث می پردازد و بیان میدارد که « ابوهاشم جعفری نقل کرده است : شخصی از حضرت امام حسن عسگری (ع)پرسید : چرا زن بیچاره ی ضعیف باید یک سهم داشته باشد و مرد توانا دوبرابر بگیرد ، حضرت فرمود : چون هزینه ی سنگین حضور در جبهه های جهاد ونفقه های خانواده و تاوان مالی اقوام – مانند پرداخت دیه مقتولی که توسطیکی از اقوام به قتل رسیده است فقط به عهدهی مردان است . ونویسنده ادامهمی دهد علت نصف بودن دیه زن نسبت به مرد به این دلیل است که مردها درمسائل اقتصادی معمولاً بیشتر از زنها بازدهی اقتصادی دارند .
آقای جمالخندان کوچکی در سرخط روزنامه اعتماد ملی و در اندر حکایت تساوی دیه زنومرد بعد از ذکر مسائلی در این موضوع یک نتیجه گیری کلی کرده و گفته است :« علی ای حال نظر به این که قرآن مجید صرفاً به پرداخت دیه جهت کشته شدنغیر عمد « مومنین » اشاره نموده و در روایات منقول از رسول آکرم (ص) وائمه اطهار (ع) نیز دیه غیر مسلم نه تنها در مقابل دیه دیه مردان مسلمانبلکه در مقابل دیه زنان مسلمان نیز بسیار ناچیز است و درحال حاضر مطابقمصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام مقررات تساوی دیه بین مسلمانان و غیرمسلمانان حاکم و جاری گردیده و بدین ترتیب هم اکنون دیه یک مرد غیر مسلماندو برابر دیه یک زن مسلمان بوده که البته وجاهت شرعی آن مورد تردید است وهمچنین با لحاظ تحولات شگرف اجتماعی و اقتصادی دنیای کنونی و نقش موثرزنان در اقتصاد جامعه و اداره خانواده به نظر می رسد وقت آن فرا رسیده استکه قانونگذار جمهوری اسلامی همانند موضوع تساوی دیه مسلمان وغیر مسلمان بهتساوی دیه میان زن ومرد حکم نموده و یا این که لااقل پیشنهاد اخیر دکترالهام وزیر دادگستری و سخنگوی دولت و
عضو حقوقدانان شورای نگهبان مبنی بر تکلیف ادارات بیمه جهت پیش بینی قرار دادی پرداخت مساوی دیه زن ومرد را مورد توجه قرار دهد.
نظرات نگارنده در مورد مطالب ذکر شده :
امادر مورد مطلبی را که شیخ طوسی در کتاب الخلاف گفته و فرموده است از حسنبصری نیز این مطلب روایت شد و او هم آن را از علی (ع) روایت کرده حال ایننکته را باید گفت که اگر حضرت علی (ع) برنصف بودن دیه بین زن ومرد تاکیدداشتند چرا در خطبه ۸۰ خود در نهج البلاغه زمانی که دربیان تفاوتهای زنانومردان می گویند : « که ای مردم ! همانا زنان در مقایسه با مردان ، درایمان ، و بهره وری از اموال و عقل متفاوتند ، اما تفاوت ایمان بانوان ،برکنار بودن از نماز و روزه در ایام « عادت و حیض » آ«ان است و اما تفاوتعقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن در برابر با شهادت یک مرد است وعلت تفاوت در بهره وری ازاموال آن که ارث بانوان نصف ارث مردان است . پسچرا حضزت علی در مورد مسئله ی به این مهمی هیچ تفاوتی بین زن ومرد ذکر نمیکند .
یا اگر ما قضاوتهای این امام معصوم را مورد مطالعه قرار دهیم متوجه مطالب بالا می شویم .
بهعنوان مثال مردی ضربه ای بر شکم زنی وارد ساخت ، زن در اثر آن ضربه علقه (مرحله دوم از مرحله تکامل جنین ) سقط کرد حضرت امیر فرمود آن مرد باید چهلدینار بپردازد . بدلیل آیه قران ولقد خلقنا الانسان من سلاسه من طین ... وآنگاه فرمود دیه نطفه بیست دینار وعلقه چهل دینار ومضغه شصت دینار واستخوان پیش از تمام شدن خلقت هشتاد دینار ، جنین کامل قبل از دمیدن روحصد دینار و پس از دمیدن روح هزار دینار . نکته ای را که در این جایمیتواند برداشت کرد این است که حضرت علی (ع) باذکر این موراد هیچ سخنی ازتفاوت دیه بین پسر و دختر عنوان نکرده است .
● در مورد اعضا و جوارح :
اگربخواهیم این مطلب را از نظر عقلی مورد بررسی قرار دهیم می توانیم این طوربیان کنیم که چطورممکن است دیه سه انگشت زن باشد ۳۰دینار و دیه چهارانگشتش باشد ۲۰دینار آیا واقعاً از نظر عقلی قابل قبول است !؟
وامادرمورد مطالبی که نویسنده کتاب زن در آئینه جمال گفته است باید گفت که اگرمنظور نویسنده محترم از بدن مادی همان آفرینش ابتدائی زن است باید گفتهمانطوری که در بخش آفرینش زن به طور کلی در مورد آن صحبت کردیم زن ومردهمه ازیک سرشت آفریده شده اند و همه آنها از یک جنس هستند پس هیچ تفاوتیدر بدن مادی نیست . ر.ک به بخش آفرینش زن
و امادر مورد قسمت روایت ذکرشده می توان گفت که : این روایت احتمالاً در مورد مسئله ارث است و با دیهفرق دارد و ما هم قبول داریم ارث زن نصف ارث مرد است و این مسئله هم درقران به صراحت ذکر شده ولی در مورد دیه عکس قضیه است . وعلت دو برابر بودنارث مرد نسبت به ارث زن هزینه های مثل نفقه و مهریه و جهاد است و چرا بایدآن را با دیه بسنجیم .
اما در مورد کتاب نقد الحاق : باید گفت که درجامعه ای که امروزه زن دوشادوش مرد در تامین مخارج زندگی جهد وکوشش می کندتکلیف چیست حال اگر بگویم به نظر نویسنده این وظیفه بر عهده شوهر است و زندر قبال آن مسئولیتی ندارد باید گفت که امروزه این مسئله (کار کردن زن درجامعه برای تامین مخارج زندگی ) عملاً در حال اتفاق است و هیچ توچهی هم بهمسئولیت داشتن مرد در قبال خانواده نمی شود . همانطوری که اشاره شده زن ازروحیه و جسم لطیف وظریف بر خوردار است و این خود ذهن ما را به سوی یکمسئله ای سوق می دهد که آن مسئله از دست دادن مادر برای فرزندان یکخانواده است که باید متذکر شویم که صدمات روحی که در اثر از دست دادن یکمادر برای فرزند به وجود می آید را چه کسی می خواهد جبران کند آن هم ضررمعنوی چون مادر قطعاً بهتر از پدر می تواند کانون خانواده های خود را گرمنگه دارد و فرزندان خود را تربیت کند و این را هم بدانید ، مساله وضع حملبرای زن ، مقدار زیادی از نیروی جسمانیش را هم جذب می کند ، هرچه فرزندبیشتر بیاورد در واقع ایثارگری بیشتری کرده است ، این یک واقعیتی است ،آفرینش زن این است ، با شعار نمی توانیم آفرینش را عوض کنیم ، این یکی ازموانعی است که نمی گذارد بازدهی اقتصادی زنها بیشتر بشود .
● نتیجه گیری :
پسبدین ترتیب با ذکر مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در قرآن شاهد و گواهینیز بر نابرابری قصاص و دیه وجود ندارد و از این نظر هم بین فقها امامیه واهل سنت اختلاف است و باتوجه به ادله موافقین برابرای دیه
، جزایی وقصاص و مهمتر از همه برای این که دین اسلام را از این که کشورهای غربیمحکوم به تبعیض علیه حقوق زنان می کنند نجات دهیم چاره ای اندیشیده شود تابتوان قانونگذاران محترم ما حکم به برابری قصاص و دیه بین زن ومرد دهند .در پایان از همه دوستان که ما را در نوشتن این مقاله کمک کردند تشکر میکنیم وخصوصاً از استاد محترم آقای دکتر پارسا که کمک زیادی در نوشتن اینمقاله کردند صمیمانه متشکریم.

منبع:
۱- تفاوت زن ومرد در دیه و قصاص – آقای ابراهیم شفیعی سروستانی – شورای فرهنگ – اجتماعی زنان – چاپ اول بهار ۱۳۸۴
۲- مباحثی از حقوق زن /آقای حسین مهرپور – تهران ، اطلاعات ۱۳۷۹
۳- نظام حقوقی زن از دیگاه اسلام / شهید مرتضی مطهری / تهران /صدرا /۱۳۷۱
۴- داوریهای شگفت از حضرت علی بن ابیطالب / محمد تقی شوشتری /تهران پیام حق /۱۳۷۸
۵- زن از دیدگاه اسلام وتمدن غرب /کریم نافعی فرد / تهران /ناشر عابد ۱۳۸۲
۶- جایگاه زن در خانواده و اجتماع در اسلام ویهودیت / محمد رضا جلیلی /تهران / دستان ۱۳۸۲
۷-برابری دیه (زن ومرد ، مسلمان وغیر مسلمان ) بر گرفته از نظرات مرجع عالی قدر حضرت آیت الله صانعی / قم . میثم تمار. ۱۳۸۴
۷- نهج البلاغه . ترجمه مرحوم محمد دشتی . انتشارات خوشرو . چاپ دوم ، ۱۳۸۱
۸- زن در آئینه جمال – جوادی آملی – مرکز نشر اسراء
۹-نقد الحاق – بررسی حقوق الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع تبعیضعلیه زنان – لطه الله سجاد منش – مرکز انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امامخمینی – قم – چاپ اول ۱۳۸۳
۱۰- محشای قانون مجازات اسلامی/ دکتر ایرج گلدوزیان /انتشارات مجد /چاپ ششم آبان ماه ۱۳۸۴
۱۱- حقایق اساسی درباره سازمان ملل متحد / مترجم علی ایثاری کسمایی / چاپ اول / تارخ انتشار۱۳۸۴/ ناشر ایثاری
۱۲- قضاوتها و حکومت عدالت خواهی علی ابن ابی طالب (ع) / سید اسماعیل رسولزاده خویی / چاپخانه گلبان چاپ / چاپ دهم /۱۳۷۹
۱۳- فرهنگ فارسی (یک جلدی کامل ) / تالیف محمد معین /ویراستار/ امیر کاوس بالازاده / سحر قدیمی /تهران /ساحل ۱۳۸۳
۱۴- مقاله آقای جمال خندان کوچکی / روزنامه اعتماد ملی / دوشنبه ۱۵ مرداد۱۳۸۶/ شماره ۴۳۰
۱۵- مقاله آقای سید علی رضا ناصریان
۱۶- مقاله آقای حسین مهرجویی
سید حسین حسینی هرانده