نگاه دين مبين اسلام به جرم و بزه نگاهي مترقي و انسان محور است و درتمامي فروض آن هم جنبه هاي فردي و هم جمعي مورد امعان نظر شارع مقدس قرارگرفته است؛ به طوري که به جرات مي توان بحث از مکتب جرمشناسي اسلامي نمودو شاکله اصلي آن را که بر پايه قرآن و سنت است مورد نقد و بررسي واقعبينانه قرار داد؛ لذا در نگارش اين مقاله تنها انعکاسي از نمونه هاي مترقيجرمشناسي امروزي در آئينه دين مبين اسلام بيان گرديد. البته مباحثي را کهدر اين دين آسماني عنوان شده لکن حتي در مترقي ترين مکتب هاي جرمشناسيامروزي نيز بيان نگشته مورد بررسي قرار گرفته است.
با توجه بهمحدوديت های موجود در نگارش مقاله در نوشتار حاضر جنبه هايي از جرمشناسياسلامي در زمينه هاي جرمشناسي جامعه شناختي، جرمشناسي پيشگيري و جرمشناسياصلاح گرايانه دين بيان گشت و همراه آن آيات و روايات مرتبط نيز مطرحگرديد.
واژگان کليدي
جرمشناسي، اسلام، جهان شمولي، انسان محوري.

مقدمه
جرماز قديم الايام در جوامع بشري رواج داشته است و همواره به طرق مختلف درحال تکوين و تغيير بوده است. در اين بين گروهي نيز به عنوان جرمشناس بهبررسي اين جرايم و سير تحول آنها پرداخته اند.
شايد واژه جرمشناسيعمرش به يک قرن هم نرسد و بنا بر گفته برخي از ابداعات پيشرفته کشورهايغربي است وما به نوعي دنباله روي آنها هستيم و همانطور که مي دانيم اينرشته خود به شعب گوناگوني تقسيم شده است که البته موضوع بحث ما نيست و ازپرداختن به آن خودداري مي کنيم؛ هدف اصلي از نگارش اين مقاله بررسي وتبيين ارتباط و همبستگي جرمشناسي با دين و پندارهاي اسلامي ماست و به نوعيبيان اين مسئله که مي توان در آئينه دين مفاهيم مترقي جرمشناسي را نيزمشاهده کرد.
جرمشناسي رشته معطوف به انسان است و جرم نيز از سوي هماو شکل مي گيرد فلذا لاجرم، جرمشناس يک انسان شناس نيز هست، از سويي شناختانسان نيازمند شناخت ذات اوست و که در دين به فطت تعبير شده است و اينفطرت نشات گرفته از ذات اقدس الهي است و از اينرو ريشه در دين و باورهايمذهبي دارد و از همين جاست که به رابطه تنگاتنگ دين و جرمشناسي مي توان پيبرد که خود تاييدي بر تعبير ما در مورد آئينه دانستن دين است که اونيز چونآئينه منعکس کننده است، لکن دين در اين نقش خود مباحث جرمشناسي را نمايانمي کند.
اين بازتاب خود جنبه هاي گوناگوني دارد که شايد بدون اغراقبتوان گفت که از موضوع بحث دهها کتاب قطور نيز بيشتر است، زيرا مي تواننقش دين در جرمشناسي کاربردي ، واکنش اجتماعي و دهها عنوان ديگر جستجوکرد، لذا نگارنده بنا بر فراخور مقتضيات زماني حاضر ترجيح داده است که بهبررسي جرمشناسي جامعه شناختي، جرمشناسي پيشگيري و جرمشناسي اصلاح گرايانهدين بپردازد و از اين مناظر به بررسي رابطه دين و جرمشناسي بپردازد.
1) جرمشناسي جامعه شناختي دين
ديدگاههاياسلامي که در بردارنده هر دو نگرش فرد گرايانه و جامعه گرايانه نسبت بهامور گوناگون است در مباحث مربوط به جرمشناسي نيز وجود دارد و اينديدگاهها در رابطه با جرم و حساسيت نسبت به آن در جوامع اسلامي نسبت بهساير جوامع نيز ديده مي شود.
در اين ميان نگرش شديد تر و توام با سختگيري نسبت به جرم در دين اسلام وجود دارد که ريشه در نظريات اين دين مبيندر رابطه با جرم و پي آمد هاي سوء آن دارد، لذا در اين مجال به بررسي اينمنظر جامعه شناختي جرمشناسي ديني مي پردازيم.
مطالعات محدودي كه دراين زمينه انجام شده، نشان مي‏دهند که بين جوامع اسلامي و ساير جوامع، درميزان جرائم و پنداشت سخت‏گيرانه نسبت به جرم، تفاوت‏هايي وجود دارد.براساس آمارهايي كه سالانه منتشر مي‏شوند، كشورهاي اسلامي تا امروز جزءگروه كشورهاي با نرخ پايين جرم شناخته شده اند؛ که اين سخت گيري و شدت عملبسته به نوع جرايم متفاوت است و يافته هاي پژوهشي در كشورهاي مختلف نشانمي‏دهند كه نگرش مسلمانان نسبت به انواع جرائم، به خصوص جرائم جنسي واخلاقي با سخت‏گيري بيشتري همراه است و در اين زمينه پژوهشگران براي تبيينتفاوت در ميزان جرم و نگرش مسلمانان، دو عامل فرهنگي و اقتصادي را بهعنوان عوامل مؤثر معرفي كرده‏اند. در ادامه به بيان نظرات برخي از جامعهشناسان که به بررسي اين مسئله پرداخته اند اشاره مي کنيم:
ازنظرماکسيم دوركيم، نظام حقوقي همراه با همبستگي اجتماعي مكانيك، نوعي نظامحقوقي تبييني است كه به دنبال مجازات هاي سخت براي كساني است كه مرتكب جرممي‏شوند؛ در حالي كه نظام حقوقي با همبستگي ارگانيك، نوعي نظام ترميمي استو از آنجا كه نظام‏هاي مكانيك عموماً در جوامع سنتي و تحت نفوذ دين هستند،ما نوعي همبستگي بين سخت‏گيري نسبت به جرم و دينداري مي‏بينيم و به تعبيريدين و دينداري را عامل مؤثري در سخت‏گيري نسبت به جرم مي‏دانيم. از سويديگر، در نگاه وبر، عوامل فرهنگي در نگرش‏ها و رفتار پيروان مؤثر هستند ودر نتيجه دينداري و دين اسلام عامل مؤثري در نوع نگرش و سخت‏گيري نسبت بهجرم شناخته مي‏شود. گيرتز انسان‏شناس آمريكايي نيز فرد ديگري است كهمي‏توان به مطالعات او درباره دين اشاره كرد. او در نظريات خود دين را بهعنوان يك نظام فرهنگي معرفي مي‏كند كه تأثير بسزايي در انگيزه‏ها و خلقياتپيروان دارد و در كتابي نظام فرهنگي ديني (اسلامي) اندونزي و مراكش را باهم مقايسه مي‏كند و نشان مي‏دهد كه چگونه مي شود که حتي در خود اسلام نيزنظام‏هاي معنايي، رفتارها، خلقيات و انگيزه‏هاي مختلفي بروز پيدا مي کنند.
در عين حال گروهي نيز معتقدند كشورهاي اسلامي جزء كشورهاي توسعهنيافته هستند و زماني كه اين توسعه نيافتگي از ميان برود، تأثيرات دين نيزمحو خواهد شد و در واقع اين تفاوت ناشي از عدم توسعه اقتصادي و اجتماعي ونه دين است.
به هر حال توسعه باعث مي‏شود كه كشورهاي اسلامي آرامآرام به سمت گرايش‏هاي آسان‏گيرتر نسبت به جرايم پيش روند، اما با وجوداين، تأثير نظام معنايي و فرهنگي دين اسلام نيز در اين زمينه تعيين‏كنندهاست. به طوري كه وقتي ما كشورهايي در سطح توسعه نسبتاً مشابه با كشورهاياسلامي را مقايسه مي‏كنيم مي‏بينيم باز كشورهاي اسلامي تلقيسخت‏گيرانه‏تري دارند.
در اين ميان مي توان پنج فرضيه در اين موردارائه نمود که عبارتند از: 1. در ايران ميانگين پنداشت سخت‏گيرانه نسبت بهجرم نسبتاً بالاست. 2. جرايم اخلاقي (به ويژه جنسي) در بين جرائم سخت قرارمي‏گيرند. 3. افراد ديندارتر، پنداشت هاي سخت‏گيرانه تري دارند. 4. آنهاييكه از فرآيند مدرنيزاسيون تأثير پذيرفتند، پنداشت‏شان كمتر سخت‏گيرانهاست. 5. افرادي كه داراي ديدگاه مذهبي و سياسي مدرن‏تر هستند، نگرشمداراجويانه‏ترين نسبت به جرم دارند.
تفاوت اصلي انواع دينداري درسخت‏گيري نسبت به جرائمي است كه از جنس اخلاقي، عقيدتي، سياسي و فكريهستند. به طوري كه كساني كه خود را دينداراني نوانديش، اصلاح‏طلب و بامداراي فكري دانسته‏اند، عموما در اين زمينه ها ملايم‏تر و آسان‏گيرتربوده‏اند.
در اين ميان و با توجه به نظرات مطروحه فوق چند مسئله درزمينه اصول جرمشناسي جامعه شناختي ديني جلب نظر مي کند، اول آنکه نگاهجرمشناسانه دين که در لواي سخت گيري نسبت به جرايم ظاهر شده است خود بهنوعي نشان دهنده مبحث پيشگيري از جرم در جامعه است که اين شدت در قالب اصلبازدارندگي عمل مي کند، دوم آنکه ساختار ارگانيک دين به نوعي سبب بروز يکسيستم پيشگيرانه در جرمشناسي اسلامي شده است، سوم آنکه تفاوت جوامع اسلاميو جوامع ديگر، از نظر پنداشت سخت‏گيرانه نسبت به جرم، به خصوص نسبت بهجرائم جنسي، اخلاقي و عقيدتي مي‏تواند اين نظر را تقويت كند كه تأثير ديناسلام و به خصوص جرمشناسي اسلامي مي تواند دليل اصلي اين تفاوت ها باشد.اما همين امر در نگرش نوانديش‏ها و اصلاح‏گران مي‏تواند نشان از آن باشدكه چنانچه تفاوت‏هاي نگرشي بتوانند جايي براي خود باز كنند و به عنوان يكتفسير موجه ديني جاي بيفتند، مي‏توان انتظار داشت که فرآيندهايمدرنيزاسيون روحيات و انگيزه‏هاي مسلمان را نيز دستخوش تغيير كند و نتيجهآن در پنداشت‏هاي آسان‏گيرانه‏تر با مداراي بيشتر نسبت به جرم خود رانمايان سازد.
2) جرمشناسي پيشگيري در اسلام
همانطور که مي دانيمدر تمامي امور بنابر يک ضرب المثل معروف که مي گويد " پيشگيري بهتر ازدرمان است " انجام اقدامات پيشگيرانه بهتر از درمان است، خصوصا در زمينهجرم و بزهکاري که نتايج آن بسيار زيان آور است و گاه جبران ناپذير، ازاينرو دين مبين اسلام نسبت به پيشگيري و از بين بردن زمينه هاي جرم حساسيتبيشتري به خرج داده است و همواره در آيات وروايات بر پيشگيري از جرم درجامعه اسلامي تاکيد داشته است. در اين قسمت به بررسي نقش پيشگيرانه دينمبين اسلام در جرم و بزه مي پردازيم.
2-1) کليات
نظريه پردازاندرباره اين سؤال که چرا با وجود جرمشناسي علمي و تدوين طرحهايگوناگون براي پيشگيري از جرم و انحراف باز هم سرکشي و عصيانجوانان، جنايات سازمان يافته وبزهکاري بيش از گذشته فزوني مييابدو يا چرا با وجود اينکه ريشهيابي علل بزهکاري علميتر و ابزار وتکنولوژي آن پيشرفتهتر شده است بزهکاري فراگير شده و حکومتها وجوامعگوناگون با سرعتي شتابدار گامهايي به عقب برمي دارند و فاقدهويت انساني ميشوند و در منجلاب ايدئولوژي سلطهگرايي، جهانخواريتروريسم دولتي، حق کشي، کژمداري، هرج و مرجگرايي، آدم کشي، آدمربايي، اعتياد، بي عدالتيهاي اجتماعي، بيگانگي از آزادي دروني وفکري و... دلايل متفاوتي را بيان کردهاند يکي از اين دلايل ايناست که جرمشناسي رشتهاي جوان و نوخواسته است و هنوز دورانتکامل خود را ميگذراند نظر ديگر اين است که دست آوردهايعلمي ونظريههاي کاربردي آن از سوي دولتمردان و افراد جامعه جدي گرفتهنميشود. و نظريههاي جرمشناسي فاقد جامعيت بين المللي و پشتوانهاجرايي لازم است از آنجايي که به نظرپارهاي از محققان بعضيهاجرمشناسي را از بعد معنوي و ماوراء طبيعي آن با ويژگيهاي خاص خوددور و يا جدا کردهاند و حوزه مطالعاتي آن را در تحقيقات عيني(مشاهده، تجربه، آزمون)که مرتبت با جنبه ذاتي ساختار بزهکار وعالم طبيعت وي ميباشد محدود و محصور نمودهاند و سرانجام بزهشناسيو بررسي يک علت يعني طبيعت و ترد بعد معنوي و يا متافيزيکي وجنبهفطري رسيده است. در هر بزهکار يک فشار ايستايي فيزيکي با تغييراتمثبت يا منفي و يک مقاومت ايستايي متافيزيکي در برابر رفتار جناييبا تغييرات موقتي مثبت يا منفيوجود دارد که عيني و محسوس نيستهرگاه محرک مقاومت ايستايي يعني جنبه عقلي و معنوي ساختار بزهکارکه مرتبت با بعد متافيزيکي است تضعيف شود فشار ايستايي وي رابهسوي رفتار جنايي سوق ميدهد. احياء و پويايي بعد متافيزيکي بزهکاربه خودي خود بر اراده و آزادي او تأثير ميگذارد و عامل ارادهبازدارنده عقلاني وي که علتي تامه براي پيشگيري ازبزهکاري وحالت گريز از انحراف و بزهکاري است در وجود شخص ايجاد ميشود و هرانساني با بهرهگيري از نيروي اين عامل که همانند يک مددکار خصوصيو يا پليس مخفي که هرجا وهر لحظه همراه اوست ميتواند بر تمامعوامل جرم زاي فيزيکي فائق آيد.
براي اثبات چگونگي تواندين در اثرگذاري آن به جرمشناسي و کارآمد کردن آن با استفاده ازمعرفتشناسي از دين راهکارهاي هر يک از اديان و ساختار آنها تبيينميگردد.معرفتشناسي مزبور برخلاف فلسفه دين يا معرفتشناسي دربارهدين مصاديق عيني و خارجي دين را که در تاريخ اديان نمونه هايياز آن بيان شده است با استدلالهايي عقلي و نقلي وبعضاً با استفادهاز دستاوردهاي علمي مورد مطالعه و تحليل قرار ميدهد. در حقيقت اينشيوه يک نوع بررسي ميداني و علمي است که پژوهشگران و صاحبانانديشه راهکارها و قابليتهايفرامين ديني اديان و يا انديشههايمتفاوت را بطور جداگانه يا در شکل تطبيقي مطالعه و کالبد شکافيميکند. و دادههاي آنها را با يکديگر مقايسه مينمايد. بهترين راهبراي پاسخ دادنبه سؤالاتي از اين قبيل که آيا ميتوان ازراهکارهاي جرمشناسي براي عملي شدن بهتر راهکارهاي نظري و کاربرديديني سود برد در جواب بايد گفت که معارف ربوبي و هدايتهاينظري وکاربردي قوانين و دستورات تشريعي همه اديان الهي يا حداقل يکي ازآنها مانند اسلام که کاملتر است بصورت همه جانبه و مجموعهايپيوسته به يکديگر مورد مطالعه و پژوهشقرار دهيم. اسلام در بحثجرمشناسي خرد و جرمشناسي کلان راهکارهاي بسيار مناسب را پيشرويمان ميگشايد و براي آنها دستوراتي مناسب با همه اعصار صادر کردهاست. مانندفرضيه تيپ جنايي و جاني مادرزاد سزار لمبروزو در قرن 19که اين مسئله در صده نخست هجري قمري در بين پيروان دين اسلاممطرح گرديد. و اسلام نه از طريق زيستشناسي ومطالعه علمي و تجربيبلکه از طريق وحي مبتني بر علم نامتناهي آفريدگار يگانه به چنينمسئلهاي پاسخ داده است. البته تحقيقهاي زيستشناسي جنايي صدهنوزدهم به بعد آنرا تفسيرو زواياي بيشتري از آنرا روشن کرده است.
اسلامغير از عوامل دروني مانند وراثت، عوامل محيطي يا برونزا را درپيشگيري از جرم مورد بررسي قرار داده است مانند نقش محيط اجتماعي،خانواده و تربيت صحيح و... تدابير و اقدامات پيشگيرانه اسلام برايمبارزه با بزهکاري را ميتوان به دو شيوه مورد بررسي قرار داد، يکياينکه راهکارهاي مطرح شده از سوي دانشمندان در جرمشناسي، پيشگيريرابرشمرد و سپس بررسي کرد. که آيا راهکارهاي مذبور در اسلام وجوددارد يا خير و اگر وجود دارد چگونه است؟ مثلا آيا راهکار شخصيت قائلشدن براي افراد جامعه و احترام گذاشتن بهشخصيت آنها يا راهکاربرخورد داري همگاني افراد از سرمايهها و نعمتهاي طبيعي ملي، درراهکارهاي علمي و کاربردي اسلام وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد بهچه کيفيتي است؟
شيوه ديگر اين است که بررسي شود علاوه برراهکارهاي مزبور چه راهکارهاي پيشگيرانهاي در اسلام وجود دارد کهدر اذهان و تحقيقات دانشمندان، مورد توجه قرار نگرفته است وچگونهميتوان از آنها براي مبارزه با بزهکاري بهره گرفت؟
يکياز راهکارهاي پيشگيرانه اسلام براي مبارزه با بزهکاري کهجرمشناسي پيشگيري علمي از تبيين و ايجاد آن ناتوان است، معرفيعاملي جرم زا به عنوان "شيطان" که در دو بعد دروني و بيروني در دينمبين اسلام مد نظر قرار گرفته و شارع مقدس به آنها پرداخته است از منظردروني شيطان و يا به عبارت دگير نفس اماره در ارتکاب جرم از سوي انسان نقشدارد که همانا هوي و هوس و خواهش هاي نفس مادي است که خود موجب گرايش فردبه ارتکاب گناه و بزه مي شود و از منظر بيروني شيطان و يا به تعبيري ابليسکه موجودي است خارجي که با بهره گيري از طرق مختلف خارج از نفس اشخاص برايفريب انسان ها به انجام کار هاي خلاف و به تعبير ما در اينجا جرم اقدام مينمايد و سبب گرايش افراد به ارتکاب جرم مي شود و يا فريضه امر به معروف ونهي از منکر است که خود از پيشرفته ترين وسايل قابل کاربرد در زمينهپيشگيري از جرم در نظام جرمشناسي است زيرا همانطور که مي دانيم هدف عمدهجرمشناسي حتي با تعريف هاي غربي نيز دو چيز است اول پيشگيري بعد درمان کههر دوي اين اهداف در سيستم امر به معروف ونهي از منکر اسلامي آمده و مدنظر شارع مقدس بوده خصوصا هدف اول که همانا پيشگيري از جرم است وديگريموضوعزندگي پس از مرگ و مراحل آن و وجود معاد و قيامت و حضور درروز جزا است. زمان و مکاني که به عملهاي نيک پاداش داده وعملهاي بد، عقاب ميشود.
از جمله نکات با اهميت در اين خصوص،اين است که در اسلام ضمن توصيه به انجام کارهاي نيک و تبيينثمرات آن، کساني که عملهاي نيک را انجام ميدهند، علاوه بر آنکهاز ثمرات آن بهرهمند ميگردند، با انجام دادن کارهاي نيک، به آنهاپاداش نيز داده ميشود، مثلا فردي که تجارت يا کار ميکند، هم بهنتايجي همچون درآمد و ثروت ميرسد و هم خداوند به او پاداش نيزميدهد که اين از سياستهاي تشويقي است تا افراد، بيشتر به سويانجام کارهاي نيک کشيده شوند. حال آنکه در جرمشناسي يا سياستهايجنايي، چنين چيزي با اين گستردگيوجود ندارد، يعني چنين نيست کهتمام کردارهاي نيک نيکوکاران نيز محاسبه و به تمام آنها پاداشداده شود و شايد بتوان گفت که چنين عملي از توان نهاد حکومتي وغير حکومتي خارجباشد و تنها اختصاص به قدرت الهي داشته باشد و تنهادر صورتي ميتوان چنين امري را در جرمشناسي يا سياست جنايي داخلکرد و از بزهکاري، بيشتر پيشگيري کرد که بتوان واردمرحله جديدي ازمطالعه پديده بزهکاري، يعني همسويي علتشناسي ديني و علمي شد، درواقع چنين اهرم تشويقي – ترهيبي قدرتمندي که تمام جوانب اعمال نيک رامحاسبه و پاداش دهد و از سويي تمام اعمال بد را نيز محاسبه و سزا دهد درنظام بشري و به تبع آن سيستم جرمشناسي غربي که متکي بر صرف دست آوردهايبشر مادي است وجود ندارد.
2-2) پيشگيري از جرم در آيات و روايات
يايها الناس اعبدوا ربكم... لعلكم تتقون؛ اي مردم پروردگارتان را عبادت كنيد شايد پروا پيشه شويد.
اينآيه به صراحت راه پيشگيري از جرم را عبادت پروردگار دانسته که سبب ايجادترسو پروا در افراد مي شود به اين ترتيب که شخصي که پروردگار را ستايشنمايد و به بزرگي او ايمان داشته باشد همان ايمان قلبي به بزرگي و قدرتپروردگار سبب ايجاد يک حس پيشگيري از جرم و گناه در فرد مي شود.
و درآيه اي ديگري فرمود: "واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون؛ خدا را بسيار يادكنيد تا رستگار شويد" در اينجا نيز ياد خدا سبب مي شود که شخص از افتادنبه دام ارتکاب گناهان و جرايم دوري جويد و اين امر خود سبب رستگاري فرد دردنيا و آخرت مي شود، در واقع همانا ذکر عظمت و کرامت پروردگار مانع ارتکابجرم از سوي اشخاصي مي شود که حداقل ارتباطي با خالق هستي دارند.
ازاين دو آيه چند مسئله بدست مي آيد اول آنکه آيه اول در باب عبادت و تاثيرآن در پيشگيري از جرم است آيه دوم که بيان کننده ذکر خداوند است و همانطورکه مي دانيم ذکر پروردگار در ادعيه جايگاه خاص دارد و از اينرو اين آيهشريفه به تاثير دعا در پيشگيري از جرم اشاره دارد، دوم آنکه ين دو بر يکموضوع بنيادين وحدت نظر دارند که آن نيز در کلام الله اينگونه آشکار گشتهاست که " قلب ها آرام نمي گردند مگر با ياد خدا" که اين آرامش قلبي مانعسوق يافتن فرد به سوي ارتکاب جرم مي شود.
آيه ديگر در اين باب بدينمضمون است که " ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر: براستي نماز انسان رااز زشتي ها باز مي دارد." همانطور که در کلام فلاسفه مي بينم رابطه عام وخاص مطلق ميان جرم و پلشتي و زشتي وجود دارد در واقع هر جرم يک عمل زشتاست لکن برخي از اعمال زشت جرم هستند و برخي جرم نيستند، پس نماز را ميتوان به عنوان يکي از قدرتمند ترين ابزار هاي سيستم جرمشناسي اسلام درمقابله با بزهکاري دانست، زيرا انساني در در شبانه روز پنج مرتبه در برابريگانه بي همتا قرار مي گيرد و از نور وجود او بهره مند مي گردد چگونه روبه سوي جرم مي گذارد و چه زيبا پيامبر اعظم (ص) در کلام خود فرمودند که "چگونه ممکن است بر کسي که در هر روز پنج مرنبه خود را مي شويد آثاري ازگرد و غبار (منظور زشتي و جرم است) باقي بماند البته اين يک قاعده کليتخلف ناپذير نيست و چه بسا خونخواراني چون تيمور مغول که نماز مي خواندولي کنگره از سر مي ساخت؛ بايد ياد آور شد که در اين ميان مثال هايياينگونه نبايد القاء کننده اين تفکر باشد که اين افراد نماز مي خوانند وجرم مي کنند پس نماز بي تاثير است بلکه در اين افراد ظهور قلبي وجود نداردو آئينه قلب آنها را به تعبير قرآن مجيد زنگار گرفته به گونه اي که حتينماز اين خورشيد تابناک نيز نمي تواند پليدي را از وجود آنها بر دارد واين همانا تفاوت در انسان بودن آنها زيرا نماز و احکام اسلام براي انسانها وضع شده است و نه گونه اي که در خوي حيواني خويش مانده اند؛ در اينميان نقش ديگري براي نماز مي توان متصور شد که همانا باز اجتماعي کردن واصلاح افراد است که در قسمت بعدي به آن مي پردازيم.
اي پيامبر بههمسران و دخترانت و زنان مؤمنانت بگو، جلبابها (روسري هاي بلند) خود را برخويش افكنند، كه اين كار براي اين كه آنها (به عفت و حريت) شناخته شوند ومورد آزار قرار نگيرند، بهتر است؛ و خداوند همواره غفور و رحيم است.
درشأن نزول آيه فوق آمده كه شب هنگام زنان براي نماز مغرب و عشاء به مسجد ميرفتند برخي از جوانان هرزه بر سر راه آنها مي نشستند و با مزاح و سخنانناروا آنها را آزار مي دادند و مزاحم آنان مي شدند. آيه نازل شد و به آنهادستور داد حجاب خود را به طور كامل رعايت كنند تا بخوبي شناخته نشوند وكسي بهانه مزاحمت نداشته باشد.
دو نكته در آيه باتوجه به شأن نزول قابل دقت است:
1.براي جلوگيري از مزاحمت هاي خياباني دستور حجاب كامل به زنان مي دهد هرچنددر آيه بعدي مزاحمان را نيز تهديد كرده است، معلوم مي شود حجاب در ريشهكني هرزگي و مزاحمت ها نقش دارد.
2. با حجاب، زن هاي با شخصيت و متدين شناخته مي شوند لذا با عمل خود به هرزگان اجازه نمي دهند كه به حريم حرمت آنها اهانت نمايند.
3.در بحث حفظ حجاب که يک جنبه پيشگيري از جرم است تکليفي در مورد مجرم نيستبلکه عموما بر مجني عليه تاکيد دارد در واقع اسلام در اين مورد برخلافساير راهکار هاي پيشگيري از جرم که بر مجرم مي شد بر مجني عليه بار شدهاست.
نمونه ديگر که در جرمشناسي قرآني وجود دارد و به صراحت مي توانگفت که در هيچ مکتب فوق مدرن بشري نيز وجود ندارد بحث الگو سازي و اسوهپروري در پيشگيري از جرم است که خداوند عزوجل در آيه شريفه مي فرمايد:"لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه: مسلماً براي شما در زندگي رسول خداسرمشق نيكويي است" اين فرموده پروردگار در قرآن کريم علاوه بر اينکه يکفرموده ديني و الهي است به نوعي بيانگر يکي ديگر از موارد اعجاز قرآن استکه دلايل آن ذکر مي گردد: اول آنکه غالب انسان ها دچار يک بعد ضعف نفسانيهستند که او را نيازمند نوعي پيروي از رهبر و مقتدايي برتر از خويش ميگرداند و تاريخ خود گواهي بر اين مدعاست آنجا که در تمامي رويدادهاي بزرگتاريخ بشري همواره فردي به عنوان رهبر و زعيم مردم حضور داشته و نگرش آنفرد سرنوشت آن قوم يا گروه را رقم زده است که به ذکر دو مثال در از زمانحال و گذشته بسنده مي کنيم يکي از زمان هاي دور و يکي نيز در عصر حاضر کهبه قول عدهاي بشر به شوکوفايي و بي نيازي خويش از تعاليم ديني رسيده استاول گروهي را که به رهبري يک فرد آگاه و عليم گوش سپردند که هم به سعادتدنيوي و هم اخروي رسيدند در اين مورد مثال بسيار است لکن ما يک نمونهاسلامي را بيان مي کنيم که به گفته بزرگترين مورخين غربي جاهل ترين قومزمان خويش بودند، مردم عربستان پيش از ظهور پيامبر اکرم (ص) که پس رسيدنايشان به رهبري و پيشوايي اين مردم نادان آنها به سرعت پله هاي ترقي را طينومده به سعادتي دنيوي و اخروي رسيدند؛ دوم شرح حال گروهي نهمانند اعرابآن زمان در جهل و ناداني بودند و حتي در زمان خويش در منتهاي دانش آندوران بودند، درست است مردم آلمان در اروپا که به تعبيري مهد آزادي وپيشرفت شناخته است، مردمي که زمام خويش را به دست ناداني سپردند که در مدتکوتاه جهاني را در آتش جهل خود سوزاند و نه تنها سعادت به بار نياورد بلکهتا ساليان سال فلاکت براي مردم خويش بر جاي گذاشت. با اين دو مثال که بهطور موجز بيان گرديدند اوج شاهکار قرآن در زمينه انسان شناسي که از مهمترين جنبه هاي علوم نوين است و در جرمشناس کاربرد بسيار دارد آشکار گرديد.دوم آنکه اين آيه شريفه بيانگر يک روش متافوت در جرم شناسي پيگيري اسلامياست که خود يکي ديگر از علل اعجاز قرآن است وآن اينکه اشخاصي که اسوه هايحسنه همچون نمونه هاي مذکور در قرآن را دارند کمتر از سايرين به سوي جرمگرايش مي يابند که البته اين نيز ريشه در فطرت برتر جوي انسان دارد که بهگونه اي تاسي پذير از الگوي خويش است و پاکي آن الگو و به سوي جرم نرفتناو سبب تحريک آن فرد در قدم برداشتن در راه آن اسوه خويش است که البته درعلوم جامعه شناسي نوين به نقش الگوها در شکل گرفتن شخصيت افراد در آيندهآنها تاکيد بسيار شده است. البته بايد خاطر نشان نمود که اين اهرم پيشگيريدر درمان بزهکار نيز نقش ايفا مي کند.
همانطور که در مبحث قبلي نيزاشاره شد ياد مرگ تاثير بسزايي در پيشگيري از جرم دارد از اينرو مبحثي درباب معاد انديشي و آثار آن در پيشگيري از جرم و عصيان نسبت به خداوند بهوجود مي آيد که به طور مختصر به آن اشاره مي کنيم:
الف) بازدارندگى يا پيشگيرى
علمبه اين كه بعد از مرگ انسان وانهاده نمى شود بلكه مسؤول تمام اعمال خوداست و جهانى جاويدان را به دنبال دارد، انسان را به فكر وامى دارد; چرا كهانسان هميشه در اين تلاش است كه خود را به كمال برساند. به عبارت ديگركمال خواهى از فطريات بشر است گرچه در جوامع مختلف تعريف كمال متفاوت است.
حال اگر اين را لمس كرد كه هستى منحصر به دنيا نيست و مى تواند باحركت بر طبق برنامه اى خاص كمالى جاويدان را به دست آورد هيچ گاه خود رابه ورطه هلاكت نمى اندازد. هيچ گاه به بن بست فكرى نمى رسد و در انجاماعمال نيك دچار ترديد نمى گردد.
ب) جهت گيرى خاص
با معادانديشىاعمال انسان جهت گيرى خاص پيدا مى كند. انسانى كه معتقد است خداوند مالكروز رستاخيز است سعى مى كند به سوى او حركت كند. اين اعتقاد مستلزم تنظيمرفتار و اعمال است چرا كه با اين جهت گيرى هرگونه رفتارى سازگار نيستانسان با اين نگرش به يك نوع تعادل و امنيت روحى روانى مى رسد كه تمامروان شناسان به دنبال اين هدف مطالعه مى كنند.
ج) غفلت زدايى
بااين نگرش است كه انسان از غفلت و وانهادگى مى رَهد چرا كه مى داند: "(اينچه كتابى است) كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته مگر آن كه آن را بهشمار آورده است؟ (کهف 49) لذا مى داند پس هر كس به اندازه ذره اى خيرانجام دهد آن را مى بيند و هر كس به اندازه ذره اى بدى كند آن را مىبيند.(زلزله 8/7)" لذا هنگامى كه اين فكر در درون شخص راه پيدا كرد ديگربه خود جرأت تخطى نمى دهد. لذا قرآن با پرداختن به اين موضوع در بيش از يكسوم از آيات خود اهميت اين موضوع را گوشزد كرده است.
از اينروست که :علي(ع) مي فرمايد: «پس هرگاه شهوت ها به شما روي آورند، مرگ را بسيار يادكنيد كه ياد مرگ براي پندآموزي كافي است و رسول خدا(ص) اصحاب خود راپيوسته به ياد مرگ سفارش مي كرد و مي فرمايد: مرگ را بسيار ياد كنيد كههمانا مرگ نابودكننده لذت ها و جداكننده شما از شهوت ها است.
هماناکه اين ( لذت ها و شهوت ها) از مهم ترين عوامل تحريک کننده فرد در ارتکابجرم هستند و اين خود عاملي ديگر در پيشگيري از مرگ است.
بحث ديگر اينقسمت را در عبرت گيري و پندآموزي بيان مي کنيم همانگونه که واضح است پندگرفتن از گذشتگان تاثيري بسزايي در انجام ندادن اعمال اشتباه از سويآيندگان دارد و از اينرو در اهداف مجازات ها مسئله عبرت آموزي مورد نظرشارع مقدس بوده است از اينرو پندآموزي از مجرميني که در گذشته مرتکب جرمشده اند نقشي مهم در عدم ارتکاب جرم از سوي افراد دارد و خود از مباحثعمده در پيشگيري از جرم در جرمشناسي اسلامي است. لذا در همين راستا ست کهقرآن صريحا فرمان داده است" فاعتبروا ياولي الابصر؛ پس عبرت بگيريد ايصاحبان بصيرت." و نيز امير المومنين در اين مورد فرموده اند" : و هركسعبرت گيرد خود را از فرورفتن در خطاها و فسادها دور نگه داشته و هركس خودرا از بدي ها دور نگهداشت سالم مي ماند." اينها خود گوشه اي از تاکيد دينمبين اسلام بر نقش پندگيري در پيشگيري از جرم است.
حال که حديث ديگرياز مولاي متقيان ذکر گرديد شايسته است که نگاهي کوتاه به مبحث پيشگيري درنظام قضايي ايشان بيندازيم، که به حق جامع ترين نظام قضايي دنيا است.
حضرتبا شان هدايتى و ارشادى خويش، اقدام به تربيت و آموزش جامعه مى‏كرد و اينرا حق مردم مى‏دانست. او با تشويق مردم به برنامه‏هاى عبادى و تهذيبى وايجاد رفاه اقتصادى و عدالت اجتماعى، زمينه هر نوع جرم را از بين مى‏برد،و اگر كسانى قابل اصلاح نبودند، مجازاتشان مى‏كرد. حتى اگر كسى مدعى بودحد و كيفر را نمى‏دانسته، تحقيق مى‏كرد آيا آيه حد مثلاً آيه قطع يد سارقبر او خوانده نشده است، كه اگر خوانده نشده بود، حد نمى‏زد.
نوعكيفرها و تعزيرات و حدود و نظامي كه در بحث كيفرها ارائه شد، عامليپيشگيرانه و اصلاح‏گرايانه است و شدت آنها باعث مي‏شد هر كس بشنود، از ترسدنبال جرم نرود.
اخرين بحث در باب پيشگيري در اسلام پرداختن به فقر ونقش آن در جرم و بزهکاري است که بار ها از سوي پيشوايان ديني ما موردامعان نظر قرار گرفته است.
چگونه فقر موجب گرفتاري انسان در دامجرايم مى‏گردد؟ نه اين است كه برخى از انسانها به دليل ضعف روح قدرت تحملفقر را ندارند و در دنيا براى رفع آن به راههاى نامشروع و به تعبيرىبزهكارى روى مى‏آورند؟ وقتى فقر مى‏تواند به كفر منتهى گردد، بدون ترديدامكان اين وجود دارد كه به جرم، بزه و فسق نيز بينجامد. اين است كه اسلاماز آغاز به آثار شوم فقر توجه داده است. در اين بين برخي از روايات در اينباره را بيان نموده سپس به شرح اين موضوع و رابطه آن با جرمشناسي اسلاميمي پردازيم.
از پيامبر خدا(ص)و هم از امام صادق(ع)نقل شده است که "لولا رحمة ربي على فقراء امتي كاد الفقر ان يكون كفرا: اگر رحمت پروردگاربر فقيران امت من نباشد نزديك است فقر به كفر بينجامد".
امام علي (ع) در اين باره فرمودند که: "كاد الفقر ان يكون كفرا: هرگاه فقر وارد شود کفر نيز به دنبال آن وارد مي شود".
امامصادق(ع)نيز مى‏فرمايد: غنى يحجزك عن الظلم خير من فقر يحملك على الاثم،«ثروتى كه تو را از ظلم باز دارد بهتر از فقرى است كه تو را به گناهوادارد.
امام سجاد(ع)در دعاى معروف ابو حمزه ثمالى از فقر به خداوندپناه مى‏برد. «اللهم اني اعوذ بك من الكسل و الفشل و الهم و الفقر...»مصيبت فقر و فاجعه آن نه تنها در اين است كه شكم فقير گرسنه و تن او برهنهمى‏ماند، بلكه انسان محروم ممكن است از هرگونه سرمايه حيات ابدى كه ايمانو عمل به احكام دين است، نيز محروم بماند و سرمايه ابدى وى نيز تباه گردد.
آثار شوم فقر به افراد منحصر نمى‏ماند، بلكه در سطح جامعه نيز اثرمى‏گذارد، زيرا كه تاثيرهاى ويرانگر و پيامدهاى گوناگون آن از افراد وخانواده‏هاى فقير مى‏گذرد و به گونه‏هاى مختلف به جامعه آسيب واردمى‏سازد. جرم پديده‏اى است كه داراى حيثت اجتماعى است، وقتى فقر موجبآفرينش جرم مى‏شود، وقتى فقر به سرقت مى‏انجامد، آنگاه كه فقر دام فحشاءرا مى‏گستراند، وقتى فقر موجب گسيختن پيوندهاى مشروع نكاح و متلاشى شدنكانونهاى گرم خانواده و در نتيجه بر جاى گذاشتن فرزندانى مى‏شود كه از مهرمادر يا پدر و يا هر دو محرومند هرگز نمى‏توان آن را پديده ساده‏اى انگاشتكه تنها داراى تاثير فردى است. لذا حل معضلات مالي در دين مبين اسلام،همانطور که اشاره شد نقش عمدهاي را در پيشگيري از جرم دارد.
3) درمان و باز اجتماعي نمودن بزهکار
شارعمقدس تنها به جنبه هاي پيشگيري از جرم فکر نکرده است بلکه به مرحله پس ازارتکاب جرم نيز فکر نموده و آن را نيز مدنظر داشته و راههايي را براياصلاح و در مان بزهکار بيان نموده که در اين قسمت به بيان آنها ميپردازيم:
3-1) توبه
خداوند متعال در قرآن کريم در بيش از 90 آيهتوبه را در قالب هاي مختلف مطرح و بيان نموده است و آن را مهم ترين عاملرهائي از دام گناهان و فساد، و باعث رستگاري انسان مي داند. در آيه شريفهمي خوانيم: "توبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون لعلكم تفلحون؛ و همگي بهسوي خدا باز گرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد." اين آيه در بر دارنده اوجکلام حق تعالي در اصلاح بزهکار و مجرم است در واقع در دين مبين اسلام ازبزهکار پس از ارتکاب جرم قطع اميد نشده و همواره در توبه بر وي باز است تاشايد با اصلاح دروني به سوي الطاف خداوندي باز گردد حال آنکه در مکتب هايجرمشناسي کنوني گاه از بزهکار قطع اميد شده حذف او را از جامعه توصيه ميکنند و اين خود نشان دهنده يک امر مهم است و آن اينکه سيستم جرمشناسياسلامي ساختار باز اجتماعي شدن را براي افراد ملحوظ دانسته و آن را بانوعي کشف و شهود قلبي همراه نموده است.
3-2) نماز
نماز نيزهمانطور که اشاره گرديد يکي از مهم ترين ابزارهاي پيشگيري از بزهکاري استکه داراي خصيصه اصلاحي و درماني نيز هست، که پيامبر گرامي اشلام نيز بداناشاره فرموده اند : " روزي به پيامبر درباره جواني که نماز مي خواند ومرتکب گناه و جرم مي گشت خبر دادند ايشان فرمودند به زودي نمازش وي رااصلاح مي کند" در اين مورد بايد چند نکته را متذکر شد اول آنکه نماز نسبتبه همه افراد اثر يکسان ندارد و در خصوص افرادي که ذاتي سياه دارند بعيداست که عمل نمايد لذا براي روشن شدن موضوع مثالي مي زنم اگر در مقام تشبيهنماز را همچون آب که مظهر پاکيزگي است بدانيم وجود اين افراد همچون قيراست که سياهي در آن ذاتي است و نه عرضي و لذا با هيچ چيزي ولو نماز پاکنمي گردد، زيرا همانطور که مي دانيم انسان فطرتا موجودي پاک است که در اثرپليدي هاي اطرافش سياه مي شود از اينرو تيرگي قلب وي عرضي است و با نمازبرطرف مي شود.
3-3) اسوه و الگوي حسنه
الگوي نيکو که در دين مبيناسلام برآن بسيار تاکيد شده است در مورد اصلاح افراد بد و مجرم نيز مورداشاره شارع مقدس قرار گرفته است و مثال هاي بسياري در اين باره در دينمبين اسلام وجود دارد که رفتار پيامبر يا ائمه سبب اصلاح افراد گناهکارشده است، در واقع منش اين الگوهاي صالح در شخص مجرم تحولي ايجاد کرده سبببازگشت وي از خوي مجرمانه مي گردد.
نتيجه گيري و پيشنهاد
بررسيشيوه هاي جرمشناسانه موجود در دين مبين اسلام خود دريچه جديدي را بر رويجرمشناسان وعلاقمندان به اين رشته از علوم کيفري مي گشايد، در واقع در ايننوع از جرمشناسي ما چيز هايي را مشاهده مي نمايي که در ساير فرق جرمشناسينمي توان آنها را مشاهده کرد که از جمله آنها گستردگي و شمول اين مکتباست؛ که به صراحت مي توان از آن به مکتب جرمشناسي اسلامي اشاره نمود که دربردارنده جرمشناسي پيشگيري، باليني، جرمشناسي جامعه شناختي، جرمشناسيانسان شناسي، جرمشناسي اقتصادي، جرمشناسي فطرت گرا و... انواع ديگر است کهدر هيچ مکتب بشري تا بدين روز چنين چيزي مشاهده نشده است يا به اين وسعت وگستردگي ديده نشده است.
به جرات مي توان گفت که در دين مبين اسلامانعکاس جالبي از تمامي نيازهاي جرمشناسي وجود دارد و رد واقع اسلام نه بهيک بخش خاص بلکه به ابعاد گوناگون پرداخته چه از منظر فردي و چه اجتماعي،لذا آنچه که بيش از همه جلب توجه مي نمايد تطابق اين سيستم با روحيات وفطرت انسان است وبراي تمامي انسان ها چه در نظام اسلامي و چه در ساير نظامها قابل اعمال است؛ نکته ديگر در اين مورد تطابق از باب مقتضيات زماني ومکاني است که نظريات مطروحه در قرآن و روايات هر چند که نزديک به هزار واندي سال پيش مطرح گشته اند لکن هنوز نيز نسبت نظريه هاي نوپاي امروزيارجحيت دارند، و هيچگاه نظريات امروزي چه از نظر وسعت و شمول و چه از نظرکارآيي قابل مقايسه با نظريات مطروحه در جرمشناسي اسلامي نيستند.
درخاتمه مي توان چند پيشنهاد را براي رشد بيش از پيش اين شاخه از جرمشناسيارائه نمود که عبارتند از: 1. تشکيل مکتبي در جرمشناسي امروزي به نامجرمشناسي اسلامي 2. تاسيس رشته تخصصي جرمشناسي اسلامي در دانشگاه ها درمقاطع ارشناسي ارشد و دکتري و نيز قرار دادن فصلي به عنوان کليات جرمشناسياسلامي در درس جرمشناسي مقاطع ليسانس 3. تشکيل رشته جرمشناسي اسلامي درحوزه هاي علميه 4. برگزاري همايش ها و کنفرانس هايي در اين باب 5. تطبيقعلوم جديد با مباني جرمشناسي اسلامي.
نگارنده در خاتمه باز هم متذکرمی شود که جرمشناسی در دين مبين اسلام به طرز شگفت انگيزی وجود داشته وهيچ جنبه ای خارج از آن وجود ندارد و قابليت تطبيق پذيری با شرايط انسانامروز را نيز دارد؛ لذا اين تحقيق را با ذکر جمله ای از قرآن کريم بهپايان می بريم:
"هيچ تر و خشکی نيست مگر آنچه در اين کتاب يافت شود"

منبع:
نويسنده احسان زررخ (دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و كارآموز وكالت)
منابع و مآخذ
1. قرآن کريم.
2. نهج البلاغه.
3. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، بزهكاري زنان، جزوه کارشناسي ارشد حقوق جزا،دانشگاه امام صادق (ع)، 1383و1384.
4. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، جامعه شناسي کيفري، جزوه کارشناسي ارشد حقوق جزا،دانشگاه تربيت مدرس، 1378.
5. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، جرمشناسي، جزوه کارشناسي، دانشگاه شهيد بهشتي، 1382و 1383.
6. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، کنترل و واکنش اجتماعي، جزوه کارشناسي ارشد حقوق جزا،دانشگاه امام صادق (ع)، 1381.
7. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، جرمشناسي پيشگيري، جزوه کارشناسي ارشد حقوق جزا، مجتمع آموزش عالي قم، 1381و1382.
8. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، جرمشناسي، جزوه دکتري حقوق جزا،دانشگاه تربيت مدرس، 1379و1380.
9. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، سياست جنايي، جزوه دکتري حقوق جزا،دانشگاه شهيد بهشتي، 1378و1379.
10. دکتر علي حسين نجفيابرندآبادي، عدالت ترميمي، جزوه دکتري حقوق جزا،دانشگاه تربيت مدرس، 1382و1383.
11. محمد حسيني، سياست جنايي در اسلام، انتشارات سمت، 1383.
12. علي رنجبر، نقش اديان الهي در پيشگيري جرايم، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه علوم انتظامي، استاد راهنما مهدي نجابتي، 1374.
13.سيد عبدالزهرا قديمي ذاکر، ديدگاههاي جرمشناسانه امير المومنين (ع)، پاياننامه کارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق (ع)، استاد راهنما دکتر ابرندآبادي، 1377.
14. سيد صمصام ‏الدين قوامي، نظام قضايي امير مومنان(ع)، سايت دادگستري تهران[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] .
15. ناصر قربان نيا، نگاهى به فقر از منظر جرم‏شناسى، مجله نامه مفيد شماره 17.
16. عليرضا نوبري، روش برخورد قرآن با نا هنجاري هاي جامعه، پايگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن،[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] .
17.سيد جواد حسيني، قرآن و راهكارهاي مبارزه با مفاسد اخلاقي عوامل بازدارندهاز گناه و فساد، سايت معاونت امر به معروف و نهي از منکر نمسا.
18. ابن براج، عبد العزيز: «المهذب البارع في شرح المختصر النافع»، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1406ق.
23.نجفي، محمد حسن: «جواهرالكلام في شرح شرايع الاسلام»، دار الكتب الاسلاميه، تهران، چ سوم، 1392.
24. حلي، شيخ جعفر: «شرايع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام»، انتشارات استقلال، تهران، چ دوم، 1403ق.
25. حرّ عاملي، محمد بن الحسن: «وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعة»، (30جلدي) مؤسسه آل البيت، قم، چ دوم، 1414ق.