رکي کوريسماکي ، کارگردان طنزپرداز اسکانديناويايي، در سال 1990، فيلمي کارگرداني کرد که عنوانش «قرارداد با آدمکش» بود؛ دراين فيلم ، کوريسماکي گروهي از قاتلين حرفه اي را به نمايش مي گذاشت کهشغلشان آدمکشي در ازاي دريافت پول بود.
اين گروه که در بخشهاي مختلف لندن پراکنده بودند، کار خود را به دقتانجام مي دادند و هيچ تخلفي از قرارداد نداشتند. موضوع فيلم کوريسماکي يکقرارداد فردي بود، اما حيطه عمل اين قاتلين قراردادي ، تنها به فعاليت هايفردي محدود نمي شد بلکه جنبه هاي وسيعتري را هم در بر مي گرفت و همچون يکارتش خصوصي عمل مي کرد.
دخالت هاي بخش خصوصي در فعاليت هاي نظامي ، نمايشگر جلوه اي از توسعهاقتصادي بر مبناي اقتصاد بازار آزاد يا اقتصاد مبتني بر تعامل ميان عرضه وتقاضاست.
در برخي موارد، مزدوران شبه نظامي خصوصي ، مبدا همين توسعه اقتصاديبه حساب آمده اند و در برخي موارد، اشکال قانوني تاسيس شرکتهاي تجاري ياقراردادهاي بزرگ مالي هم متاثر از همين دخالت ها بوده است.
ثروت همواره يکي از مبادي تاسيس دستگاه هاي اعمال خشونت به حساب ميآمده و البته نظامهاي خصوصي اعمال خشونت نيز مولد ثروت به حساب مي آمدهاند و با توجه به اين اصل تعاملي است که مي بينيم شرکتهاي فرامليتي ، نقشفعالي در تشکيل اين نظام خصوصي اعمال خشونت بر عهده داشته اند.
سربازان مزدور مي توانستند وظايفي را بر عهده بگيرند که ارتشهاي رسميو دولتي از انجام آن برنمي آمدند چرا که سربازان رسمي دولتي ، تنها مدتيکوتاه از عمر خود را به خدمت در ارتش اختصاص مي دادند، اما ارتشهاي مزدوري، نظامي شغلي و حرفه اي به حساب مي آمدند و به همين دليل توانايي بيشترياز خود بروز مي دادند.


زمين آماده براي زياده روي ها

روز سي آوريل 2004 ، آقاي كنت روث رئيس اجرائي سازمان ديده بان حقوقبشر خطاب به مطبوعات گفت : « اگر پنتاگون ميخواهد از كارگزاران خصوصي برايانجام مأموريت هاي نظامي يا اطلاعاتي استفاده نمايد ، بايد ابتدا اطمينانيابد كه آنان در حيطهء محدوديت و كنترل قانوني عمل ميكنند [زيرا تسهيل كاراين كارگزاران] براي فعاليت در يك خلاء قضائي، دعوت به زياده روي و لغزشاست» . در سال 2000، طبق گزارش دانشگاه [بسيار رسمي] ملي دفاع در واشينگتن: « خصوصي سازي شايد كم هزينه تر از دخالت نظامي باشد ولي ممكن است كيفيتكار و احترام به حقوق بشر رعايت نشود.»
پس از شكست عراق، ايمن سازي اماكن حساس سريعا به بخش هاي خصوصي واگذار شد،بدون آن كه ابزار واقعي براي كنترل در اختيار باشد. در سپتامبر 2003، دولتآمريكا اعلام كرد كه شركت « ارينيس عراق بامسئوليت محدود »، مسئول آموزشهزاران عراقي براي حفاظت از تأسيسات اطراف لولهء نفتي كركوك – سيحان خواهدبود كه بارها هدف حملات قرار گرفته است. مسئوليت سازماندهي و تعليماستخدام شدگان شركت ارينيس عراق، به عدهء زيادي از مأموران زبدهء پليسآفريقاي جنوبي واگذار شده است. در اثر پديدهء بومرنگ [پاگذاشتن لب غربال]اين رويه شديدا بر تشكيلات امنيتي و نظامي غربي تأثير مي گذارد. كاركناننيروهاي دفاعي به خاطر دريافت حقوق گاهي ده برابر بيشتر به سوي بخش خصوصيجذب ميشوند. در دراز مدت، امكان دارد از دست دادن نيروي انساني بسيارباكيفيت ، با فقدان نيروي كار ماهر (تعميرات تسليحات پيشرفته، آموزشخلبانان ) همراه شود كه بصورت انحصاري در بخش خصوصي توسعه مي يابد.
نبود هرگونه واحد فرماندهي كنترل و عدم وجود روش استانداردي براياستخدام كاركنان اين شركت ها، موجب نگراني تعداد قابل توجهي از افسرانآمريكائي شده است. گروگان گيري و قتل «سربازان خصوصي» زيادتر ميگردد ونظاميان قادر به حفظ اين «غيرنظاميان» نيستند. چهار نفري كه در اواخر مارس2004 در فلوجه توسط مردم سوزانده و به دار آويخته شدند و مرگ شان موجبنبردهاي خشونت باري گرديد، كارمندان شركت آمريكائي «بلك واتر سكوريتي »بودند.
هر چند كه طرح خلع سلاح، اخراج و سپس جذب مجدد (البته برروي كاغذ)سربازان سابق عراقي در زندگي غيرنظامي به صورت نادرستي برنامه ريزي و بهطور فجيعي به اجرا درآمده است، و اين عمل «خلاء امنيتي » به وجود آوردهاست، با اين حال پنتاگون در اواخر ژوئن 2003، قرار دادي به ارزش 48 ميليوندلار با شركت «وينل كورپوريشن» جهت ايجاد و آموزش كانون ارتش جديد عراقامضاء كرد. كمپاني هاي ديگري نظير « ام پي آر آي» به عنوان مقاطعه كار بهاين برنامه پيوستند. همزمان، وزارت خارجهء آمريكا تعليم نيروهاي پليس عراقرا در آوريل 2003 به شركت « عمليات فضائي دين كورپوريشن» واگذار كرد.
سرانجام، با توسعهء ميليشياي محلي و به قول آمريكائيان ، تشديد قيام، عراق وارد مارپيچي از خشونت شده كه مداخلهء كاركنان شركت هاي امنيتيخصوصي در آن،بصورت متناقضي بي ثباتي را تشديد كرده است . به طوري كه ايناوضاع بازار پرسودي با حقوق هاي روزانه تا هزار دلار بوجود آورده است.چندين هزار از نظاميان سابق، در چارچوب قراردادهاي ايمني در خدمت بنگاههاي غيرنظامي غربي درآمده اند. براي مثال شركت «كرول وكنترل ريسكس» امنيتكارمندان آژانس آمريكائي توسعهء بين المللي ( يو اس ايد) و هيئت نمايندگيسياسي و همكاري بريتانيا را به عهده دارد.
بحران عراق به خوبي نشان ميدهد كه اين كارگزاران خصوصي با حضور درمراحل اساسي منازعه و نيز پس از كشمكش به انجام وظايفي براي اعمال قدرتتوسط قدرت آمريكائي مشغول اند. گسترش استفاده از كارگزاران مزدور در اينكشور نتيجهء سياست آزمودن عامدانهء اشكال جديد مداخله است. اما، اينانتخاب سياسي اهميت مشكلات كنوني را در نظر نگرفته است ، همان طوري كه عقدقرار داد 293 ميليون دلاري با يك شركت خصوصي نظامي ( تشكيل شده در 2003 بامديريت سرهنگ بريتانيائي تيم اسپايسر) بنام « ايجيز ديفنس سرويس» برايهماهنگي بيش از 50 شركت خصوصي و تأمين حفاظت جاني مؤسسات فعال در نوسازيعراق، مؤيد اين نكته است.
با اين حال ، بنظر نميرسد كه عدهء زيادي از ديپلمات هاي آنگلوساكسون،خصوصي سازي را نگران كننده بدانند. برعكس در مه 2004، يك مقام بلندپايهءغيرنظامي ائتلاف در جريان كنفرانسي در پاريس و به شرط فاش نشدن هويتش ،تأييد كرده بود كه توسعهء شركت هاي خصوصي نظامي «شرايط سالمي» ايجاد ميكردكه ميتوان در صورت پيروزي نهائي در عراق ، آن را درجاهاي ديگر بكار برد.بنابراين، خصوصي سازي عمليات صلح تدريجا «با استفادهء دائمي از ظرفيت » «سپردن» فعاليت هاي نظامي به «كارگزارن خارجي»صورت مي گيرد.
پل برمر فرماندار سابق آمريكا در عراق، با نگنجاندن بخش امنيت خصوصيدر قوانين جديد عراق، از هر گونه كنترل خارجي بر اين بخش جلوگيري نمود.اگر در مورد ايالات متحده، افزايش كارگزاران خصوصي غيرنظامي و نظامي بهسود منافع استراتژيك ملي است (تعداد قراردادهاي منعقده با دولت فدرال،شركت هاي نظامي خصوصي را مجبور ميسازد كه نسبت به حاكميت وفادار باشند )،حوادث اخير در عراق نشان ميدهد كه آنان بويژه منبع هرج و مرج و تداومكشمكش ها هستند.
در حقيقت، خصوصي سازي خشونت ، حاكميت آيندهء عراق را به خطر مياندازد. اين عمل عدم تطابق هدف هاي اقتصادي آمريكا را با واقعيت سياسيمحلي نشان ميدهد. از آنجائي كه شركت هاي خصوصي غيرنظامي راه حل هاي«آماده» - از مشاوره تا اجراي طرح در محل (به خاطر تمركزفزايندهء كارشناسيو طبيعت دوگانه سيستم هاي تسليحاتي كامپيوتري شده ناشي از «ان تي آي سي»ها– ارائه داده و قرائتي كاملا فني از منازعه ها به جاي قرائت سياسي تحميلمي نمايند.
شركت هاي خصوصي غيرنظامي توازن نظامي-غيرنظامي و سياسي سنتي را درجوامعي كه از بحران ها بيرون مي آيند، ازجمله در غرب برهم مي زند. اينبازيگران مختلط بابرهم زدن تقسيم بندي هاي سنتي، نظامي- غيرنظامي و خصوصي- دولتي، اغلب بصورت شبكه هاي ناروشن فعاليت كرده و فساد و جنايت را رشدميدهند. سيستم استراتژيك مداخلهء عمومي (گلوبال) آمريكائي با دادن مركزيتبه اين شركت ها، مولد بي ثباتي و حتا آشوب است. اين نظام حيله گرانه بهعملكرد يك جانبهء قدرت آمريكا در جهان يا در مناطق « بي ثبات» جنوب كهسيا، نيروهاي ويژه و شركت هاي نظامي خصوصي جنگ هائي باشدت كمتر پيش ميبرند، مشروعيت ميدهد.
نمود خارجي سرگيري منازعه هاي جديد و ضعيف شدن دولت ها در صحنهء بينالمللي اگرچه بخوبي در چارچوب سياست هاي حكومتي آغاز شده، مزودري حرفه اينشانه اي از كشمكش هاي روز افزون در مرزهاي گلوباليزاسيون است. خصوصي سازيخشونت نقش تعيين كننده اي در اين ميان ايفا خواهد كرد. براي رهبرانائتلاف، تجربهء عراق شايد تنها امكان بدهد كه اثر «سپردن وظايف بهكارگزاران خصوصي» را پيش از به نظم درآوردن آن بيازمايند.

بلک واتر
قتل عام چندي پيش 17 شهروند غيرنظامي عراق در يك حادثه، از سوي مقاماتارتش با برچسب "جنايت" روبه‏رو گرديد. چندين پروژه تحقيقاتي هم در اينزمينه از سوي نمايندگان كنگره انجام شد. مسأله قاچاق سلاح‏هاي غيرقانونيدر رسانه‏ها انتشار يافت. خانواده‏هاي قربانيان، از عاملان اين قتل‏عامشكايت نمودند. دادستاني فدرال براي اين اقدام هراس‏انگيز از صفت جنايتجنگي بهره برد. احكام قضايي عاملان اين تيراندازي اعلام مي‏شود. مديرانعامل اين قتل‏عام، همچنان از تخفيف‏هاي مالياتي بهره مي‏برند. دولت دستنشانده جديد عراق، نيروهاي آمريكايي را "جنايتكار" مي‏خواند. همه روزه يكرسوايي جديد نيروهاي آمريكايي افشا مي‏گردد و بسياري ايمان دارند كه در يكطرف چنين فجايعي، شركت امنيتي "بلك واتر" قرار دارد. قراردادهاي جديد بابلك واتر منعقد مي‏شود. انتظار انحلال اين شركت بيهوده به نظر مي‏رسد ودامنه قدرت و نفوذ آنان، روز به روز گسترده‏تر و پابرجاتر مي‏شود. به جايپرده‏پوشي و اميدواري به پايان يافتن چنين رسوايي‏هايي، دولت بوش تنها درصدد تغيير نام و لوگوي تجاري اين شركت است. در پايگاه اينترنتي اين شركتاز نوآوري، انسجام و اميد به ساختن دنياي ايمن‏تر، صحبت به ميان مي‏آيد.مالك 38 ساله بلك واتر اريك پرينس در فهرست 50 فرد قدرتمند ايالات متحده،در رتبه 11 ايستاده است، مردي كه به گفته شوراي انتخاب اين نشريه، "باكنترل الگوها و عادات خريد شما، به تغيير فضاي جامعه‏اي كه در آن زندگيمي‏كنيم، كمك مي‏نمايد. " در يكي از فعاليت‏هاي اخير عجيب و غريب وباورنكردني بلك واتر، چتربازان آنها در روز اول دسامبر، با يك عمليات فرودآزاد، همراه با پرچم‏هاي شركت، نه در بغداد و يا كابل كه در استاديومكوالكام سانديگو و در نيمه بازي فوتبال ميان دو تيم سان ديگو استيت وبي‏واي‏يو (BYU) از يك هواپيما، به زمين مسابقه فرود آمدند. از سوي ديگر،آنان سفارش ساخت يك تفنگ 9 ميليمتري جديد 18 دلاري را براي بازي كودكان،با آرم بلك‏واتر به شركت "سيگ ساوير" ارائه كرده‏اند.
گويي بازار امنيتي كنوني عراق، در حال از بين رفتن است. يكي از مديرانعالي رتبه بلك واتر نيز چنين پيش‏بيني مي‏نمايد. چند روز پس از اين مصاحبهكه در روزنامه "وال‏استريت ژورنال" انتشار يافت، آنان اطلاعيه استخدامتعدادي از متخصصان امور امنيتي را در نشريات آمريكا انتشار دادند. آنانتاكنون يك ميليارد دلار، از اقداماتشان در عراق، سود خالص به دستآورده‏اند. آنان در حفظ جان مسئولان آمريكايي حاضر در عراق كاملاً موفقبوده‏اند، اما يك راز كثيف در اين ميان وجود دارد. در حقيقت، آنان برايجان شهروندان عراقي، ارزش بسيار كمتري در مقايسه با جان ميهمانانعالي‏رتبه آمريكايي‏ها قايل هستند. اين كارنامه موفقيت‏آميز مي‏تواند سنگبناي گسترش دامنه فعاليت‏هاي آنان در سراسر دنيا باشد. پرنيس قول مي‏دهدكه شركت متبوعش در همه بخش‏هاي عمليات‏هاي امنيتي و نظامي و اطلاعاتي، بهايفاي نقش خواهد پرداخت. امضاي يك قرارداد 5 ساله به ارزش 15 ميليارد دلاربا پنتاگون در بخش مبارزه با موادمخدر، عرصه جديدي را به روي اين شركتگشوده است. قراردادي كه مي‏تواند آنها را به عنوان "پدرخوانده" تجارتجنگ‏افروزي نظير شركت‏هاي "لاكهيد مارتين"، "نورشاروپ گرومن" و "رايتيون"تبديل نمايد.
علاوه بر تجارت رو به گسترش در بخش‏هاي امنيتي و آموزش‏هاي اطلاعاتي، آناندر حال توسعه دامنه فعاليت‏هايشان هستند. در ادامه به تعدادي از پروژه‏هاو برنامه‏هاي در دست اجراي اين شركت توجه كنيد:
- يكي از شركت‏هاي زيرمجموعه بلك واتر كه دفتر مركزي آن در باربادوس است،در صدد استخدام نيروهاي مورد نياز خود از سراسر دنياست. به علاوه، آنان درحال ايجاد يك گروه پاسدار صلح فرامليتي نيز مي‏باشند تا در مناطق ناآرامدنيا به انجام مأموريت بپردازد.
- استخدام مأموران بازنشسته سازمان سيا نيز در دستور كار مديران بلك واترقرار دارد. آنان با اين كار قصد دارند كه خدماتي مشابه فعاليت‏هاي سازمانسيا را در يك بازار آزاد به دولت‏هاي ديگر و يا ابرشركت‏هاي تجاري ارائهدهند.
- آنان با ساخت تفنگ انفرادي "گريزلي" كه ادعا مي‏شود همه كاره‏ترين اسلحهدنيا مي‏باشد، به يك موفقيت تجاري خيره‏كننده اميد بسته‏اند. چرا كه گفتهمي‏شود، با انجام تغييراتي در اين تفنگ، امكان استفاده قانوني از آن درهمه بزرگراه‏هاي ايالات متحده فراهم خواهد شد.
- بخش هوايي بلك واتر هم اينك 40 فروند هواپيما دارد. در اين ناوگانهوايي، از هواپيماهاي توربوتراپ با قابليت فرود بر روي زمين‏هاي معمولينيز استفاده مي‏شود. آنان با انعقاد يك قرارداد با شركت هواپيماسازي"توكانو"ي برزيل، قصد دارند كه تعدادي از هواپيماهاي شبه‏نظامي "سوپرتوكانو" را كه هم اينك براي آموزش خلبانان جنگي در سراسر دنيا مورداستفاده قرار مي‏گيرد، جهت انجام عمليات‏هاي مقابله با شورشيان به كارگيرند.
- به دنبال انجام آزمون‏هاي مربوط به هواپيماهاي فاقد سرنشين "پولار 400"شركت بلك واتر، گفته مي‏شود كه آنان پس از انعقاد قرارداد با وزارت امنيتداخلي ايالات متحده، مسئوليت كنترل مرز آمريكا و مكزيك را برعهده خواهندگرفت.
در اين ميان، انجام شكنجه‏هاي شرم‏آور كاركنان بلك‏واتر عليه متهماندستگير شده، به ويژه فرو كردن طولاني سر آنان در زير آب كه با اعتراضاتفراواني نيز روبه‏رو گرديده، همچنان با موضع‏گيري جانبدارانه از سويمديران اين شركت امنيتي روبه‏رو مي‏شود. گويي آنان ميان آنچه را كه قادربه انجام آن هستند و فعاليت‏هايي كه مجاز به دست زدن به آن نيستند، هيچتمايزي قايل نيستند. در دوره حكومت بوش، اين شركت‏هاي خصوصي از چنان آزاديعملي برخوردار گرديده‏اند كه از نظر افكار عمومي، آنان حتي از فروش كيككليسا نيز فروگذار نمي‏نمايند. به طور خلاصه اينكه، بلك واتر با تمام توانبه سوي جلو پيش مي‏رود. دولت ما، هم اينك به راديكال‏ترين خصوصي‏سازيتاريخ ايالات متحده دست زده است و شركت‏هايي نظير بلك واتر، بيش از پيشبراي شعله‏ور كردن آتش جنگ‏هايي جديد، آماده مي‏شوند. بدين ترتيب، تازماني كه اين سيستم از بين نرود، تغيير نام و لوگوي بلك واتر، تنهابهانه‏اي براي نقش‏آفريني بيشتر در عرصه‏هاي ملي و بين‏المللي خواهد بود،حقيقتي كه مديران اين ابرشركت خصوصي نيز به خوبي آن را درك كرده‏اند.