گزارش تحقيقي:

سياستهاي امريكا بر عليه شاه زمينه انقلاب اسلامي را پديد آورد


[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]،يك گزارش تحقيقي جديد مبني بر پرونده هاي محرمانه اي كه اخيرا توسط دولتامريكا قابل دسترسي محققين گشته اند ميگويد سازمانهاي جاسوسي دولتهاي«ريچارد نيكسون» و «جرالد فورد»، دو رئيس جمهور امريكا در اخرين سالهايدولت شاه ، به اين دليل كه از موضع گيري هاي شاه در دفاع وي از افزايشقيمت نفت نگران بودند موجبات شكست حكومت وي را فراهم كردند، شكستي كهنهايتا مترادف با شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي گرديد.


طبق مقاله تحقيقي كه در مجله آكادميك «[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]»به چاپ رسيده است، دو دولت جمهوري خواه نيكسون و فورد از پافشاري محمد رضاشاه پهلوي بر بالا رفتن قيمت نفت بسيار نگران و ناراحت بودند . اين گزارشكه بر اساس نتايج دو سال كار تحقيقي توسط اقاي «اندرو اسكات كوپر AndrewScott Cooper» در باره نقش سياستمداران كاخ سفيد در سقوط شاه ايران، و بااستفاده از اسنادي كه اخيرا از كلاسه بندي "محرمانه" خارج شده اند تهيهشده است، نشان ميدهد كه سياستمداران وقت در واشنگتن، از جمله آقاي «دونالدرامسفلد»، كه در آن سالها از مشاوران ارشد پرزيدنت «جرالد فورد» بود،سياست تضعيف و كار شكني سنگيني در برابر رژيم شاه را با هدف مجبور كردن ويبه قبول قيمت پائينتري براي نفت در پيش گرفته بودند، اگرچه كساني همچوناقاي «هنري كيسينجر» بارها اخطار داده بودند كه اين برنامه ها ميتواندمنجر به روي كار آمدن «يك رژيم افراطي» در ايران گردد.

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

تاريخ دانان و تحليلگران معمولا اينطور انديشيده اند كه دولت دموكرات«جيمي كارتر» با برخوردهاي اشتباه خود ايران، اين دوست ديرينه امريكا رابه يك دشمن اصلي امريكا در منطقه خاور ميانه تبديل كرد. اما جزئيات مداركجديدي كه اين گزارش ارائه داده است حاكي از آن هستند كه در حقيقت اين دودولت جمهوري خواه قبل از كارتر بوده اند كه نه تنها موجبات سقوط شاه رافراهم كرده اند، بلكه برنامه هايي نيز براي تغيير استراتژيك دراز مدتياران منطقه اي خود در پيش داشتند، از جمله نزديكي بيشتر به دولت عربستانسعودي به عنوان ياور اصلي امريكا در منطقه خليج فارس.


در سال ۱۹۷۴، اقاي «ويليام سيمون»، وزير دارائي و سلطان انرژي در دولتهاينيكسون و فورد، مستقيما شاه ايران را مسئول گران شدن قيمت نفت اعلام كرد وبه دولت پيشنهاد كرد تا از معاملات اسلحه به عنوان اهرمي براي تحت فشارقرار دادن ايران استفاده كند. در پيغامي به پرزيدنت نيكسون، سيمون نوشت،«شاه و ونزوئلا سرحلقه قيمت نفت هستند» و از نيكسون تقاضاي تشديد فشار برايران را كرد.


در طي سالهاي بعد، «هنري كيسينجر» مدافع برخورد دوستانه تري با دولت ايرانبود، دولتي كه به هر حال خود دولت امريكا ان را در سال ۱۹۵۳ توسط يككودتاي نظامي به قدرت بازگردانده بود. كيسينجر از وضعيت غير قابل پيشگوئيدر جامعه روز ايران مطلع بود. طبق اين گزارش، حتي در همان سال ۱۹۷۴ يكتحليل محرمانه سازمان سيا زنگ هاي خطر را به صدا در آورده بود و اعلامكرده بود كه اصلاحات اقتصادي بلند پروازانه شاه موجب برانگيختن برخوردهايفرهنگي و تنشهاي طبقاتي در بطن جامعه ميگردد .


در اواخر سال ۱۹۷۶، شاه با مسائل مالي عميقي دست به گريبان بود و براي حلاين مسائل در پي آن بود كه اوپك را قانع كند تا قيمت نفت را تا حدود بيستو پنج درصد اضافه كند --تغييري كه كاملا در خلاف جهت منافع امريكا بود. درماه دسامبر سال ۱۹۷۶ «جرالد فورد» رئيس جمهور وقت امريكا طي پيغامي ازطريق «اردشير زاهدي»، سفير وقت ايران در واشنگتن، به شاه پيغام داد كه«هرگونه افزايش در قيمت نفت تاثير وخيمي بر ساختار مالي دنيا خواهد داشت».


اما از سوي ديگر، مقامات امريكائي، از جمله «ويليام سيمون» در همان زمان وپنهان از شاه، با مقامات سعودي به توافق رسيده بودند كه عربستان در مقابلحمايت نظامي و سياسي امريكا از رژيم آل سعود، به شاه از پشت خنجر بزند وقيمت نفت را پائين آورد. به اين ترتيب در يك حركت غافلگيرانه، عربستان درمقابل چشمان بهت زده شاه و ديگر اعضاي اوپك در كنفرانسي كه در دسامبر سال۱۹۷۶ در «دوحه» تشكيل شده بود (يعني همان كنفرانسي كه شاه تصميم داشت درآن قيمت نفت را بالا ببرد)، اعلام كرد كه توليد نفت خود را از هشت ميليونو ششصد هزار بشكه در روز به يازده ميليون و ششصد هزار بشكه افزايش ميدهد،و به اين ترتيب قيمت نفت را به سقوط عميقي كشاند.

بعدها «هنري كيسينجر» در مورد اين اتفاق به «جرالد فورد» گفت، «افتخار ايناتفاقي كه در اوپك افتاد متعلق به دستگاه موفق ديپلماسي ماست! من بار هاگفته بودم كه نقش سعودي ها كليدي است»

اما اين موفقيت يك قرباني مهم داشت: ايران. سيستم اقتصادي شاه ايران كه ازيكطرف پول خود را براي خريد اسلحه هاي امريكائي روانه بازارهاي امريكاكرده بود و از طرف ديگر در تعقيب برنامه هاي بلند پروازانه «تمدن بزرگ» باتزريق مقادير زيادي نقدينگي به بازار كشور را به نرخ تورم بالائي رساندهبود، قدرت تحمل سقوط قيمت نفت را نداشت. با اين ضربه، اقتصاد ايران به لبهپرتگاه رسيد، و شاه كه در كنفرانس اوپك شكست سختي از عربستان سعودي خوردهبود براي جلوگيري از سقوط كامل اقتصاد كشور دست به دامن سختگيري هاي ماليشد كه به نوبه خود موجب بيكار شدن هزاران نفر در سرتاسر كشور ، شكسته شدناعتماد سرمايه گذاران بازار، و به هراس افتادن طبقه متوسط گرديد.نابساماني اقتصادي و بيكاري سرسام آور به سرعت در كشور گسترده شد. هنوز يكسال هم از شكست سخت شاه در كنفرانس دوحه نگذشته بود كه اولين راه پيمائيهاي انقلابيون در خيابانهاي تهران به راه افتاده بود . . .

ايرانيان انگلستان