آیــــا تــــــورانیـــان تـــورک بــــودنـــد ؟

چندی است،که پان تورکان ودنباله روهای آنان ،به رغم داستان پرداز وخیالپرداز،معرفی کردن فردوسی،با استناد به شاهنامه واوستا ،سعی براین دارند تاتورانیان را تورک معرفی کنند،متاسفانه هنوز هم عده ای تحت تاثیر این قبیلادعاهای پوچ آنان میباشند.بطوری که حتی سعی در انتقال این افکار ونظریاتمطرود شده به مردم پاک وساده آذربایجان دارند.این قبیل افراد که معمولاًاسم روشنفکران جامعه راهم به یدک میکشند،بی آنکه به مطالعه ای انتقادیوآکادمیک،اسناد شواهد روی بیاورند،موجب شده است،این قبیل نظریات بهباورهای مقدسشان تبدیل شود.اگر این به اصطلاح کارشناسان ومحققین وتاریخدانان پانتورک،آنقدر به کنکاش علمی بها میدادند که خود را اسیر بزرگانگاری های به اصطلاح علمی اشان نکنند.آنگاه معلوم میشد که واقعیت جزاینست.اگر ما هم بخواهیم مانند عده معدودی در اینبخش(تاریخ،تمدن،فرهنگ)ادعاهای عوام پسندانه ،عقب افتاده،غیرواقعی وپوچمورخین پانتورک را قبول و تبلیغ نماییم،مطمئن باشید همواره دست مایه سیاستمداران فرصت طلب ،روشن فکران بی خرد ،مورخین مغرض و سخن رانان جشن های پانتورکیسمی خواهیم بود.ودر هرجا و مکان در برخورد با کوشش های محققانهجدی،خواهیم جنگید و درانبوه حدسیات و شکیات مدفون خواهیم شد.اینان به دلیلاحساس حقارت شدید در مقابل فرهنگ ایرانی ،همواره سعی درایجاد اغتشاش دارند،و در حالی که هنوز به هیچ الگوی ثابتی دست نیافته اند و برای اختراع قومویژه ای از مغولستان تا بسفر ،از دروغ گویی وافسانه سازی ویاوه سرایی وحتیاز تشابهات جانوری دریغ نورزیدند.وکارشان چنین به تخیل کشیده که خوزستانوایلام وعراق را ازآن خود میدانند و میراث پدرشان جناب جناب یوق قورت (گرگخاکستری)به شمار می آورند.(پان تورکان در تازه ترین ادعا حضرت محمد راتورک قلمداد کرده اند)-پان تورکان بدلیل اینکه خودشان همواره فاقد تمدنبوده اند و در منطقه خیزش فرهنگ(ایران،میانرودان،آسیای میانه)وهنروصنعت،با وجود فرمانروایی دراز مدتشان حتی از خود یک خشت ،یک سنگ تراش ،یکصنعتگر،یک نقاش ،نداشته اند.همواره به دزدی فرهنگی روی آورده اند و دستآورد های ملل دیگر را به نام خود ثبت میکنند.

ااکنون به موضوع مطرح شده میپردازم ،که امیدوارم مورد توجه دوستان در بخش تاریخ ،فرهنگ وتمدن قرار گیرد:

درباره تورانیان باید گفت که فردوسی روزگار خود را ملاک داوری قرارداده است .در روزگار فردوسی غزان وقبچاقها که از قبایل تورکی زبان بودنددرماورا النهر سکنی داشتند.پیش از آن نیز تورکان درعهد ساسانیان ونیمه دومسده ششم میلادی به این سرزمین راه یافتند ومردم ایرانی تبار سغد وخوارزمرا تابع خود کردند.چون جز ازسرزمینهای پارسی زبان عهد سامانی ،دردشتهایآسیای میانه زبان تورکی نیز رواج یافته بود ،فردوسی چنین پنداشت که تورانوتورکان از یک تیره ویک نژادند.به سهولت میتوان راز چگونگی این گمانفردوسی را دریافت .همانطور که میدانید بنابر اسطوره ای ایرانی،فریدون سهپسر به نامهای ایرج وسلم وتور داشت ،که سرزمین زیر فرمانروایی خویش رامیان این سه فرزند بخش کرد.فردوسی معتقد است که فریدون جهان را میان سهفرزند خود بخش کرد وی در این باره چنین نوشت:

نهفته چو بیرون کشید از نهان به سه بخش کرد آفریدون جهان

یکی روم خاور دگرترک وچین سیّم دشت گردان وایران زمین

نخستین به سلم اندرون بنگرید همه روم وخاور مر اورا سزید

ازایشان چونوبت به ایرج رسید مر اورا پدرشاه ایران گزید



هیچ رابطه ای میان این اسطوره ایرانی با اسطوره های چینی وجود ندارد.بنابر نوشته اسطوره ای ودینی فریدون که شاه آریاییان بود ،سرزمین زیرفرمانروایی خویش را میان سه فرزند خودبخش کرد،این سه فرزند سلم وتور ایرجنامیده شده اند.نام سلم در نوشته های باستان به صورت«سرم»آمده است .طبرینیز نام این فرزند فریدون را به صورت»سرم»آورده است .هریک ازبخشهای ملکفریدون ونیز اقوام ساکن این بخشها به نام شاهان وفرمانروایان خویش(سرم-تور-ایرج)سرمان،توران،ایران نامیده شدند.کشور«سرم»دراوستا«سئیریم»آمد است.اقوام این سرزمین درتاریخ «سرمت»شناخته شده اند.نام سرمت درزبان لاتینی به صورت «سرمتای»آمده است.سرمتها مردمی ایرانیزبان وایرانی نژاد بودند وبنابر نوشته های مورخان عهد باستان از سده سومپیش ازمیلاد دردشتهای اطراف رود دانوب سکنی داشتند.سرمتها درنخستین سدهپیش از میلاد ،سکاییان-اسکیتها را از سواحل شمالی دریای سیاه عقب راندندورفته رفته خود دراین اراضی سکنی گزیدند.ازاین قوم گروهی دیگر نیز وجودداشتند که آننان رامورخان «سرمتهای»شرقی مینامند.این قوم با مردم خوارزمدرارتباط بودند.

درمورد نام تور توجه خوانندگان رابه این نکته معطوف میدارد که نام توردر فصل سی ویکم از فقره هشتم بندهشن به صورت «توچ»ونام ایرج به صورت«ایرچ»ذکر شده است،طبری نیز نام تور رابصورت «طوج»آورده است.ازمطالعهنوشته های باستان به سهولت میتوان دریافت که تورانیان نه از نژاد چینیانبودندونه ازتیره تورکان.میان نامهای تورانی ونامهای تورکی وچینی نیز هیچشباهتی موجود نیست ،که بدان اشاره خواهم کرد.

از سده ششم میلادی تورکان به سرزمینهای آسیای میانه راه یافتند وازسده چهارم هجری به تاسیس دولتهایی درآن سرزمین دست زدند .درپی آن دولتیبزرگ ازتورکان در آسیای میانه وغربی پدید آمد ،همین نکته سبب شد که برخیمورخان پیرامون سرزمین تورکان که اقوام آن از جنوب سیبری و نواحی آلتای بهآسیای میانه کوچ کرده بودند ،چنین پندارند که توران یا تورانیان تورک بودهاند .اینان روزگار خود را ملاک داوری قراردادند وچون قبایل غز وقبچاقدرماوراالنهر سکنی گزیدند ودردشتهای آسیای میانه زبان تورکی رواج یافت وبنا برنوشته استاد بارتولد «ایرانی رااز میدان بدر کرد» چنین گمانی پدیدآمد که گویا تورانیان تورک بوده اند .این پندار در برخی از نوشته هایمورخان اسلامی نیز انعکاس داشته است .ولی درضمن کسانی بوده اند که ازچنینگمانی دور ماندند ونقطه نظر مذکور راخطا نامیدند .مسعودی که در نیمه نخستسده چهارم هجری میزیست به این نکته اشاره ای صریح دارد که در خور توجه استوی چنین نوشت: «مولد افراسیاب به دیار تورک بود و آن خطا که مؤلفان کتبتاریخ وغیر تاریخ کرده و او راتورک پنداشته اند ،از همین جا آمده است»

ازنوشته مسعودی چنین برمی اید که تاروزگار او این پندار در نوشته هاآمده است.---دراوستا وشاهنامه ودیگرنوشته های کهن افراسیاب پسر پشنگ،پسرشم،پسرتور،پسرفریدون است .گذشته ازنام افراسیاب ،توجه به نام تورانیانونامهای نواحی مختلف سرزمین توران مؤید آریایی بودن قوم مذکور است.دراوستا نام افراسیاب به صورت فرنگرسین ودر پهلوی فراسیاک ودر بندهشنفراسیا آمده است .دراوستا نام دوبرادر افراسیاب ،اغرئرت aghraeratha وکرسوزدkersavazda ودرنوشته های فارسی اغریرث و گرسیوز ذکر شده است که هردواز نامهای آریایی هستند. درنوشته های باستان به نامهای تورانی دیگری چونارجاسب (ارجت اسپ)،گوپت شاه،پشنگ،ویسه(وئسک)،پیران،(فریان)ه ومان،سان،پیلسم،فرنگیس،و راز (گراز)وغیره برمیخوریم که همه از نامهایآریایی هستند وهیچ رابطه ای با زبان ونامهای تورکی وچینی ندارند.

درباره نامهای سرزمینهایی که جنگاوران ایران وتوران پیکار داشته اند،چند نام جلب نظر میکند .میدان کارزار ایران وتوران دراوستا «خشتر وسوک»آمده ،که گذرگاهی است بربالای محل کنگ دژ (کنک دیر)معروف که درشاهنامهنیز بدان اشاره شده است .خشتر به معنای شهر و سوک همان سویا نوروروشنایی(چون سو سو زدن ستارگان ،سوی چراغ،چشم)است که درزبان پارسی وگویشهای آن هنوز باقی است.بنای کنگ دژ را به سیاوش -سیاوخش-درتوران زمیننسبت داده اند .درفصل بیست ونهم فقره دهم بندهشن محل کنگ دژ چند فرسنگدورتر از دریای فراخ کرت ودر فصل 62 فقره های 13و14 مینوگ خرد محل کنگ دیزدرمرز ایران ویچ ذکر شده است.-چنین بنظر میرسد که این ناحیه از خاک توراندرنزد ایرانیان ورجاوند بوده است .این نیز نکته ای است بسیار مهم پیرامونهمنژادی ایرانیان وتورانیان .یوستی خاورشناس مشهور درمورد ناحیه مذکورچنین نوشته است:«بنظر میرسد این محل که چینیان نیز درزیر عنوان کنگمیشناخته اند واز دید ایرانیان گونه ای بهشت روی زمین محسوب میشد وسیلهگروهی از ایرانیان در وسط خاک توران درشمال سیر دریا (سیحون)برپاشده بود»
نام فراخ کرت نیز در ابان یشت فقره چهارم آمده است:

بهر تقدیر در یک نکته جای تردید نیست و ان اینست که همه نامهایجغرافیایی سرزمین توران همانند نام کسان آن مرزوبوم آریایی است.دربارهتوران به جرات میتوان گفت که تورانیان همانند ایرانیان و سرمتها ازاقوامآریایی بوده اند.ای.ام.دیاکونوف اقوام تور راسکایی وسرزمین آنان را «ایرانشرقی»وبدیگر سخن «سرزمین سکاییان آسیای میانه»دانسته است.

بسیاری از دانشمندان قوم تور را باسکاییان یکی دانسته اند.استاد آبایفدانشمند اوستی ضمن بحث پیرامون نام فریان یا فریانه که ناحیه ای نزدیکمروبوده است،قوم تور را همان قوم سکایی دانسته وچنین نوشته است:«بنابرنوشته اوستا ،فریانه متعلق به قوم تور یا بهتر گفته شود سکاییان بود .وجوداین نام ودیگر نامهایی از این گونه درمیان سکاییان مفهوم وروشن است»دراوستا فریان نام یکی از خاندانهای تورانی نیز هست .درآبان یشت کردهء20،فقره های 80و81 چنین آمده است که«یوایشت از(خاندان)فریانها درجزیره موجشکن رنگها برای اردو یسورناهید ،صداسب،هزارگاو وده هزارگوسپند قربانیکرد»-

درگاتها یسنا 46 قطعه 12 فریان تورانی به عنوان نام شخص آمده است.بعضی از خاورشناسان نام پیران ویسه سپاه بدافراسیاب رافریان دانستهاند.طبری این نام را«فیران پسر ویسغان»آورده است.درضمن طبری شخصی به نامفریاک را نواده کیومرث نامیده است.چه بسا این همان نام فریان باشد.زیرا درخط وکتابت قدیم تازی حرف«ک»مشابه حرف«ن»نوشته میشد.-ازمطالب ارائه شدهبسهولت میتوان دریافت که فریان نام شخص ونیز نام خاندان وسرزمین بودهاست.مشابه این رسم و سنت را در آریاییان فراوان میتوان یافت که نام قومویا سرزمین را بر اشخاص میگذارند،هنوز این اسم در کشور ما رواج داردونامهای ایران ،توران،گیلان واز این گونه براشخاص نهاده شده است.گمانبسیارمیرود وجود درگیری میان ایران وتوران که هردو ازیک نژاد ویک تیرهبوده اند ،مربوط به دومسئله باشد.یکی بیابانگردی وصحرانشینی تورانیان کهایرانیان کشاورز وشهرنشین را گاه وبیگاه موردحمله قرارمیدادند ودیگراختلاف در باورهای دینی بوده است .زیرا چنانکه از داستانهای اساطیری ماپیداست ،آیین زرتشت به درون اقوام تورانی راه نیافت .استاد آبایف که خودازمردم ایرانی تبار ناحیه اوستیای شمالی در قفقاز است،اقوام سکایی وسرمتیراایرانی میداند.وی ضمن اشاره به زبان ،فولکلور،داستانهای اساطیریوباورهای دینی مردم اوستی چنین نوشته است :«درزبان،فولکلور،داستانهایاساطیر وباورهای دینی اوستی هیچ اثری از زرتشتی گری مشهود نیست .چنانکههرودوت ودیگر مؤلفان باستان آورده اند ،آیین زرتشت به درون اقوام سکاییراه نیافت .این نیز به ماامکان میدهد چنین اظهارنظر کنیم که اقوام سکاییوسرمتی تنهااقوامی ازتیره های ایرانی بودند که آیین زرتشت به سرزمینشانراه نیافت»-استاد آبایف ضمن یکی دانستن تورانیان وسکاییان از طریق واژهشناسی نامهای خاصّ ایرانی،این نکته را به اثبات میرساندکه درخورتوجهبسیاراست.وی ضمن اشاره به رسم وسنت استفاده ازنامهای قومی ونژادی ،بهاشتراک نام«آریا»دراقوام ایرانی وتورانی -سکایی-اشارتی دارد که مؤید وحدتمنشا قومی آنهاست.پروفسور آبایف درپیرامون نکته مذکور چنین نوشت :«یاداوریاین نکته ضروری است که بسیاری ازنامهای کسان که با ریشه نام «آریا»همراهاست (چون اریارمنه،اریوبرزن،آریارتaryarat،ونا های سکایی آریاپیتaryapit،آریافرنaryafarn)اززمره نامهایی هستند که با نامهای قومی مربوطاند.زیرا ریشه «آریا»واژه قومی ونژادی است.سنت استفاده از نامهای قومیونژادی برای نامگذاری اشخاص تاامروز نیز درنامهای ایرانی رایج ومتداولاست»

اما درپیرامون نام تور ،استادپورداوود واژه تور را مطابق واژهسانسکریت ،دلیروپهلوان دانسته که درفرهنگ های فارسی نیز به همین معنی آمدهاست ولی درلهجه های گیلکی،تالشی،وکردی واژه «تور»مرادف دیوانه،وحشی،وسرکشبکارمیرود.استاد پورداودبراین عقیده است که«چون تورانیان دشمن ایرانیانبوده اند ،بعدها ازاین کلمه دیوانه ووحشی اراده کرده اند»-دانشمند آلمانیمارکوارت،تورانیان را مردمی ایرانی نژاد دانسته که چادرنشین وبیابانگردوازحیث تمدن ازایرانیان شهرنشین وکشاورز پست تر بودند وهمواره به ایرانیاندستبرد زدندو به غارت ویغما میپرداختند.ازاین رو ایرانیان اقوام چادرنشینوحشی را تور نامیدند.-در اوستا بارها ازسرزمین تور به عنوان بخشی از ملکفریدون سخن رفته است .درفروردین یشت فقره های 143و144 از فروهری مردانوزنان پاکدامن کشورهای ایران،توران،وسیئریم (سرمت)ونیز فروهرهای مردانوزنان پاکدین دوکشور دیگر به نامهای سائینی وداهی یاد شده است .گذشتهازپنج کشور مزبور ،نام کشور دیگری را درفروردین یشت نمیبینیم .درفقره 145فروردین یشت از فروهرهای مردان وزنان «همه ممالک»یکجا وبدون ذکر نام سخنرفته است .ولی درفقره143 فروردین یشت تنها ازسه کشور ایران،توران،وسرمت کهسرزمین اصلی آریاییان بوده است یاد شده است.-ازاینجا چنین استنباط میشودکه ایران وتوران وسرمت دارای مقام ویژه ای بودند که حاصل همنژادی است.اینکفقره 143 فروردین یشت ازنظر دوستان میگذرد(فروهرهایمردان پاکدین ممالک ایران رامی ستائیم .فروهرهای زنان پاکدین ممالک ایرانرا میستائیم .فروهرهای مردان پاکدین ممالک توران را می ستائیم.فروهرهایزنان پاکدین ممالک توران را می ستائیم.فروهرهای مردان پاکدین ممالکسئیرم«سرمت»را می ستائیم.فروهرهای زنان پاکدین ممالک سئیرم را میستائیم))[درکدام دین میتوان یافت که مردان وزنان هم پایه شمرده شدهباشند]---چنانکه دوستان توجه دارند درفقره 143 فروردین یشت تنها ازسه کشورایران وتوران وسرمت یکجا یاد شده است .فقره 144 بستایش فروهرهای مردانوزنان کشورهای «سائینی»و«داهی»بصورتی جداگانه پرداخته است .فقره145 نیزبستایش فروهرهای مردان وزنان پاکدین همه کشورها اختصاص یافته است.

پیرامون مرز ایران وتوران تشویشهایی وجود دارد .بطلمیوس جغرافی نگاریونانی سرزمین«تور»راناحیه خوارزم دانسته است.بسیاری از محققان حدودآمودریا«جیحون»رامرز ایران وتوران گفته اند.خوارزمی ایرانیان را مالک رودجیحون «صاحب النهر»دانسته وانسوی رود جیحون را مرز توران خوانده است.دراساطیر ایرانی پیرامون مرز ایران وتوران داستانی وجود دارد که بانام آرشکمانگیر مربوط است .ابوریحان بیرونی فرغانه رامرز ایران وتوران دانستهاست.طبری مرز مذکوررا رودبلخ نوشته است.استادپورداود نیز چنیننوشته:«سرزمین توران به ایرانویچ یا مملکت خوارزم متصل بود .ازطرف مشرقجیحون تابه دریاچه آرال که نزد جغرافیون قرون وسطی نیز دریاچه خوارزم بودهامتداد داشته است»---وی در ادامه نوشته:«ایرانیان وتورانیان هردواز یکدودمانند.وسلسله نسب پادشاهان توران به فریدون پیشدادی پیوسته است .دیگراینکه اسامی کلیه نامداران توران چه انان که در شاهنامه ودر کتب تاریخ یادشده ،همه اریایی است ومعنی لفظی انها معلوم است .بطوری که علم اشتقاقامروزه ،به هیچ وجه شکی در اریایی بودن دارندگان این نامها باقی نمیگذارد.

استاد بارتولد نیز به این نکته اشاره دارد،وی نوشته است:«نام توراندراوستا امده است چنین بنظر میرسد که تورانیان شاخه ای از اریاییانبودند.که از فرهنگ کمتری برخوردار شدند.میان دو گروه ایرانیان وتورانیاندشمنی وجود داشت.از سده ششم میلادی که تورکان به اسیای میانه راه یافتند،شباهت این دونام سبب شد که بعضی نام توران را با نام تورکان یکی بدانند.حال انکه رابطه ای میان این دو نام موجود نبود»

از مجموع مطالب ارائه شده بسهولت میتوان دریافت که تورانیان با تورکانوچینیان هیچ گونه قرابتی نداشتند .نه سرزمینشان یکی بود ونه تیره و نهنژادشان-

منابع مورد استفاده:طبری،تاریخ طبری-ابایف،واژهشناسی نامهای ایرانی-پورداود،گزارش یشتها-عنایت رضا،ایرانوتورکان-مسعودی،مروج الذهب-شاهنامه فردوسی-رشیدالدین فضل الله،جامعالتواریخ-