نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: عشق يا شهوت

  1. #1
    کاربرسایت ارسطو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۲۳
    نوشته ها
    991
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست

    عشق يا شهوت

    طولانی هست ولی توصیه می کنم سر فرصت بخونید چون خودم از خوندنش لذت بردم .


    آیا تا کنون هیچ شی را عاشقانه نگریسته ای ؟

    شایدبگویی آری ، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه . شایدبا شهوت به اشیا نگاه کرده ای ، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد ،درست نقطه مقابل آن است . نخست ... سعی کن تفاوت را درک کنی .

    چهرهای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه بهآن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوتاست و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آناستفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازیبرای خوشوقتی خودت .

    شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتیخودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ،شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دودرست نقطه مقابل هم هستند .

    اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشقاحساس کنی ، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه میتوانی این چهره را خشنود کنی ، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی .در این جا خودت اهمیتی نداری .

    در عشق دیگری مهم است اما در شهوتمهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قراردهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .

    عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .

    توحتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درونبنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسییا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .

    دومین تفاوتی که باید درک شوداین است ... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بی جان نگاه کنی ، آن شی به یکشخص تبدیل می شود . اگر به آن عاشقانه نگاه کنی ، آن گاه عشق تو کلیدی میشود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد . اگر به یک درخت عاشقانه بنگری ،درخت یک شخص می گردد .

    هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی ، آن چیزیک شخص می شود و برعکس . هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی ، آنشخص به یک شی تبدیل می شود . برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند .چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود . وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگریاو احساس ازردگی می کند . در واقع تو چه می کنی ؟ تو یک شخص را ، یک شخصزنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی . تو می پنداری که چگونه استفادهکنی و آن شخص کشته می شود .

    چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .

    وقتیبا عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یکشخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را میتوان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد .او یکتا و یگانه است .

    عشق همه چیز را یگانه می کند . به همینسبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسیعمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و بهراحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .

    در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .

    وقتیعاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برایامتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد وخودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو بهسمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .

    بهموضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها باقلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ ووقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .

    وقتیبه خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتیذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .

    بامعشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاهعاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمیتواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامیکائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟

    تو تهی هستی وبه همین سبب عشق به یک مراقبه عمیف تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی رادوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسیعاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد .خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .

    عشقیعنی خود را آگاهی رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ،دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق . گویی که اینک تونیستی و فقط دیگری هست .

    سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق بااوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولیهمچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواندبهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگرجهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکهتنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !

    اگر عاشق باشی ، حتینگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آنگاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا واردچشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راهعشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقانزیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .

    هرگاه شخصی را به یک شیتبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، درآن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد دادو تو زندگی می بخشی .

    هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشقرفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفادهکنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند کهاو یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی ودیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیتهایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نهیک انسان و یک شی .

    اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیقبه سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هرکس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد درآن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند .

    مجله روانشناسی - جامعه
    اردیبهشت 83

  2. #2
    کاربرسایت ارسطو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۲۳
    نوشته ها
    991
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست

    Re: عشق يا شهوت

    تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}
    1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
    - ( من) دوستت دارم
    - ( من) برات می میرم
    - (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
    - ( من ) همیشه به فکر توام
    -( من) را فراموش نکن
    - ( من ) از تو رنجیدم
    در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
    جمله معشوق است و عاشق پرده ای
    زنده معشوق است و عاشق مرده ای
    2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».

  3. #3
    کاربرسایت ارسطو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۲۳
    نوشته ها
    991
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست

    Re: عشق يا شهوت

    چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟
    منبع: مردمان

    یک انساندر طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیاواقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق،احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیریباشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص موردنظر شما هست یا خیر.

    1- ارتباط
    وجود صداقت در رابطه جزءضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعیکنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را میشناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟
    نقاط قوت:
    شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
    شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
    در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.
    نقاط ضعف :
    شماتنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرحسوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهدداد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
    کمتر اتفاق میافتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشتمدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجشجایگزین مهر و محبت می شود.
    هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

    2- عشق
    یکرابطه سالم و يا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد.آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتانرا به بازی گرفته اید؟
    نقاط قوت :
    در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم مي ایستید.
    از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانيد طرف مقابل خود را شاد کنید.
    صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
    از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
    جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.
    نقاط ضعف :
    در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
    شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
    تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
    سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
    در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.

    3- احترام
    رابطهعاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکهاحترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده وبه مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.
    نقاط قوت:
    شما از عیوب شریک خود آگاه هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
    علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
    برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.
    نقاط ضعف :
    در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
    شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
    شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
    شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

    ازنوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمیتوانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساسمی کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشقدو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

  4. #4
    کاربرسایت ارسطو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۲۳
    نوشته ها
    991
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست

    Re: عشق يا شهوت

    داستان: ازدواج، يعني همين!
    شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟
    استاددر جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگامعبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه ايبچيني؟
    شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
    استاد پرسيد: چه آوردي؟
    وشاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.
    استاد گفت : عشق يعني همين!
    شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
    استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!
    شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.
    استادپرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درختبلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خاليبرگردم.
    استاد باز گفت: ازدواج يعني همين!!

  5. #5
    کاربرسایت ارسطو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۲۳
    نوشته ها
    991
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست

    Re: عشق يا شهوت

    در طول زندگی بشر نظریات زیادی درباره ی اوصاف عشق و پايداري نيروي خارق العاده ي عشق بیان شده است. در ادبيات علاقه و دلبستگي هاي ما ايرانيان عشق يوسف و زليخا ، ليلي و مجنون ، شيرين و فرهاد ، خسرو و شیرین و ... روايت هاي زيادي زبانزد است كه خوانده ايم و شنيده ايم. برخی عشق را دو دسته مي نامند، يكي الهی و ديگري زمینی، در این نظریه برخی تقدس را تنها برای عشق الهی قائلند و برخی دیگر عشق زمینی را مقدس و حتی مقدمه ای برای عشق آسمانی می پندارند. برخی دیگر تنها به عشق الهی معتقدند و چیزی به اسم عشق زمینی را خطری برای عشق الهی می دانند و شاید آن را نوعی شرک بدانند و ...

    در کنار این نظریات نظریه ی دیگري هم مطرح است که عشق را تنها اصرار بیش از حد بر تفاوتهای یک فرد با دیگران میداند. حال این تفاوت ممکن است در اخلاقیات، رفتار، ظاهر یا حتی حسی باشد که عاشق هنگام دیدن یا بودن در کنار معشوق در درون خود می یابد. یکی از استدلالهای این دسته برای جمله ی "عشق تنها اصرار بیش از حد بر تفاوتهای یک فرد با دیگران است" این است که در اغلب موارد پس از اینکه معشوق برخی از ویژگی های مثبتش چه از نظر ظاهر، اخلاقیات، روحیات یا موقعیت هایش را از دست می دهد از چشم عاشق افتاده و حتی آن عشق مقدس و پاکی که به تعبیر خودشان در زندگی یا دوستیشان احساس کرده اند به اختلافات شدید یا حتی طلاق و یا کنار گذاشتن دوستی بدل می شود.

    البته این نظریه، جالب و تا حدود زیادی واقع گرایانه است هر چند که نظریه ی کاملی نیست و شايد مقتضياتي بر آن حاكم است كه نمي توان آن را آن طور كه بايد و هست تعبير كرد. چرا كه عشق آنقدر باعظمت و پرفروغ است كه وصف آن در اين مختصر نخواهد گنجيد ...

    شما چگونه فکر می کنید ؟

    دختری کنجکاو می پرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟

    دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه

    مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست

    پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است

    رهروی گفت: کوچه ای بن بست

    سالکی گفت: راه پر خم و پیچ

    در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ

    دلبری گفت: شوخی لوسی است

    تاجری گفت: عشق کیلويي چند؟

    مفلسی گفت: پر کردن شکم خالی زن و فرزند

    شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه

    عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه

    شیخ گفتا: گناهي بی بخشش

    واعظی گفت: واژه اي بی معناست

    زاهدی گفت: طوق شیطان است و همين

    محتسب گفت: منکر عظماست

    قاضی شهر گفت: عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت

    جاهلی گفت: عشق را چون عشق است، پس همين عشق است!

    پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت

    رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است

    دیگری گفت: از آن بپرهیز یعنی دور کن آتش بر دست

    چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم :

    طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختر بچه ای که 5 دقیقه جهان را به سکوت واداشت
    توسط HRG در انجمن اخبار عمومی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۱ تیر ۸۹, ۱۹:۱۶
  2. طراحی یخچال کم مصرف ومتفاوت
    توسط گنجینه در انجمن اخبار علمی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۹ خرداد ۸۹, ۱۸:۰۹
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۱ مهر ۸۷, ۰۳:۲۰
  4. قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )
    توسط MR HAMID در انجمن مباحث حقوقی و قضائی
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۱ اسفند ۸۶, ۲۰:۵۸

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •