باسمه تعالی

از جمله نکاتی که فوقالعاده در اصلاح نفس مؤثر میباشد تعادل ومدیریت شادیهاست، تا از یک طرف روانِ انسان گرفتار افسردگی و غمزدگینگردد و از طرف دیگر روحیة خوشگذرانی و بذلهگویی آنچنان در جانب افراطنیفتد که انسان از وقار و حکمت خارج گردد.

مسلم انسانی که نتواند غمزدگی خود را کنترل کند، غمهای وَهمیْآرامآرام تمام روح و روان او را به تصرف خود در میآورد. چنین انسانی درزندگی خود از ارادههای نقشافرین محروم میگردد و به انسانی ناامید مبدلمیشود، زیرا ریشة غمهای وَهمی را که عدم توکل به خدا و کبر وخودبزرگبینی است، نشناخته و در نتیجه از نشاط طبیعی و متعادل که در قلب وروان هر انسانِ مؤمنی جاری است محروم میگردد، همان نشاطی که خداوند دروصف آن میفرماید:

«أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْيَحْزَنُونَ »[1] آگاه باشيد كه اولیاءالهی را نه بيمى است و نه اندوهی.

در آیه فوق خداوند میفرماید: آنهایی که دوستی خدا و سرپرستی او راپذیرفتند دیگر نه نگران حادثههای آیندهاند و نه غصة گذشته را میخورند،در مسیر ارتباط با خدا، فوق غمهای جانکاه و شادیهای افراطی زندگیمیکنند. چنین افرادی متصف به حکمتاند و در استحکام شخصیت قرار دارند.انسانهای حکیم همانطور که در مقابل غمها به راحتی مقاومت میکنند هرگزبرای پرکردن خلأهای زندگی محتاج شادیهای افراطی و قهقهههای سخیف نیستند.

اسلام عزیز به همان اندازه که از طریق عقاید عالیه مسلمانان را ازغمهای وَهمی آزاد میکند، در راستای نجات از خوشگذرانیهای افراطی نیزتوصیههایی دارد که این نوشتار به موضوع اخیر میپردازد تا روشن شود وقتیوسوسة خندیدن و خنداندن در جامعهای زبانه کشید، دیگر بالهای پروازگرِاندیشیدن از کار میافتد.

حضرت صادق«علیهالسلام»: میفرمایند: «ضَحِكُ الْمُؤْمِنِ تَبَسُّم»‏.[2]خندة مؤمن تبسم است و نه قهقهه.

خنده زیاد قلب را میمیراند

قهقهه انسان را از حکمت و وقار خارج میکند و قوای وَهمیه را رشدمیدهد و روان انسان را به لذتهای پوچ مشغول مینماید و برای نجات از اینرذائل است که امام صادق«علیهالسلام» میفرمایند: «أَقْلِلْ مِنَالضَّحِكِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ». [3]خنده را کمکن، زیرا که زیادی خنده قلب را میمیراند. وقتی قلب میمیرد از درک معانیعالیة عالم وجود محروم میشود و از سیر خود به سوی عالم معنا عقب میافتد.در همین راستا حضرت صادق«علیهالسلام» میفرمایند: «كَثْرَةُ الضَّحِكِتَمِيثُ الدِّينَ كَمَا يَمِيثُ الْمَاءُ الْمِلْح‏».[4] خندة زیاد دین رامحو میکند، همچنانکه آبْ نمک را محو میکند.

در راستای همین امر حضرت امام کاظم«علیهالسلام» میفرمایند: «إِذَاقَهْقَهْتَ فَقُلْ حِينَ تَفْرُغُ اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي».[5]‏ چونقهقهه زدی، بعد که به خود آمدی بگو؛ خدایا مرا به خشم خود مگیر.

این سخن حضرت«علیهالسلام» خبر از آن میدهد که انسان وقتی در وادیقهقهه و بیخیالی افتاد و شیطان روح و روان او را در آن لحظه در اختیارگرفت، چون به خود آمد از آن حالت هرگز راضی و دلخوش نباشد، بلکه نگرانباشد که امکان دارد خداوند بر او خشم کند و در اثر آن قهقهه او را عقوبتنماید.

مسلم؛ مطایبه و شادبودن و شادکردن؛ غیر از بذلهگوییها ودلقکبازیها است و نباید به بهانة مطایبه و مداعبه زندگی مردم را بر سرخنداندنهای افراطی نابود کرد.

خطر بیارزشی سخنان حکیمانه

غربِ بعد از رنسانس ابتدا از اُنس با خدا جدا شد و بعد جهت جایگزینی خلأ پیشآمده انواع راههای سرگرمی را به صحنه آورد.

جامعهای که تحت تأثیر انواع شوخیها و دلقکبازیها و برنامههایسرگرمکننده قرار گرفت دیگر برای حرفهای جدّی و سرنوشتساز ارزشی قائلنیست. چنین جامعهای، جامعهای نیست که نسبت به سخن حکیمان گوش شنواییبرایش مانده باشد، چون زمینة تفکر از بین رفته است و در بیمحتوایی،همهچیز به مسخره گرفته میشود.

در چنین جامعهای سخن دین که جدّیترین سخن است، مورد توجه قرارنمیگیرد و دست کم گرفته میشود، و اگر هم برای جلب توجه چنین افرادی دینبخواهد سخن خود را در حدّ شوخی و خنده پایین بکشد، دیگر دین نیست ونمیتواند ابعاد اصیل انسان را مورد خطاب قرار دهد، نهایتاً دین در حد یکنصیحت اخلاقی خود را مینمایاند و میدانی برای ارائه حرفهای عمیقترنمییابد. زیرا وقتی حرفِ جدّی در لباس شوخی ارائه شد حتماً ذبح شده است.

در فرهنگ مضحکه و شوخی انظباط ذهن از بین میرود و انسانها دارایشخصیتهای سطحی و بیمحتوی میشوند و در آن شرایط رابطة بین سخن وتصمیمگیری گسسته است و همهچیز در لباس سرگرمی معنی پیدا میکند که خود،کاری است بی معنی.

إدخال سرور در مؤمنین خوب است، ولی إدخال سُرور کجا و غفلت وسرگرمکردن مؤمنین کجا! مؤمن را خوشحالکردن کجا و مؤمن را در هوسانداختنو آلودهکردن کجا!

بشر نیاز به نشاط دارد ولی نشاطی اصیل و عمیق که در اثر اتصال جان بهعالم معنا حاصل میشود. نشاطی که بهکلی غم در آن میمیرد. به گفتة مولوی:

خون غم بر ما حلال و خون ما بر غم حرام.....هر غمیکو گرد ما گردید شد در خون خویش

از امیرالمؤمنین«علیهالسلام» نقل است که فرمودهاند: «اَلْمُؤمِنُ هشٌّ بَشٌّ بَسّام»[6] مؤمن مسرور و بشاش و خندهروست

این نوع شادی عارفانه که برای انسانِ در مسیر رسیدن به مقصد توحیدیحاصل میشود چیزی نیست که بتوان آن را با بیغمی مقایسه کرد.

«نیلپستمن» جامعهشناس آمریکایی در کتاب «زندگی در عیش، مردن درخوشی» میگوید: «فرهنگ خنده و شوخی و قهقهه ملت آمریکا را نابود کرده است... مردم آمریکا در هرکجا که هستند با یکدیگر گفتگو نمیکنند، بلکه همدیگررا سرگرم میکنند». وقتی هدف از زندگی بیغمی شد، تلاش همه این است کههمدیگر را بخندانند نه اینکه به همدیگر تذکر دهند.

وقتی تمام وجودِ یک فرهنگ از درون با خورة خنده و تفریح رو به نابودیاست و زمانی که عناصر اصلی فرهنگِ جامعه مثل تدبّر در دین، حضور در جلساتتفکر دینی، خلوت با خود و با خدا، ارتباط علمی و حکمی با همدیگر، همه وهمه در قالب لذّت و سرگرمی در آمده و بر سر سفرة مصرف به یغما میرود وفراموش میشود، راستی چه تدبیری باید اندیشید و به چهچیز باید توسل پیداکرد؟ آیا زیادکردن کانالهای تلویزیون و بزرگکردن دلقکها و سطحیکردنتفکر دینی، و لوس و تفریحزدهکردن مستمعینِ بحثهای دینی، و آرایشدادنمساجد و باجدادن برای دیندارشدن، و اینهمه روایات در رابطه با حذر ازشوخی و خندهی افراطی که از امامان معصوم«علیهمالسلام» به ما رسیده رانادیدهگرفتن و در اصلاح امور فرهنگی به غیرِ دین دلسپردن، چارة کاراست؟!

چرا وسایل ارتباط جمعی ما نباید با زیربنای فرهنگیِ اهلبیت عصمت وطهارت«علیهمالسلام» برنامههایش را تنظیم کند تا حکیمان الهی بیشتربدرخشند نه دلقکان؟ آیا ما حق داریم زندگی خود را در اختیار بَطَّالاَن ومضحکهگرانی بگذاریم که ماوراء خندیدن و خنداندن، هیچ پیام معنوی و روحانیدر اختیار ما نمیگذارند؟

آری! «فَإنَّ کَثْرَةَ الضِّحْکِ تَتْرُکُ الْعَبْدَ حَقیراً یَوْمَالْقِیامَةِ».[7] زیادی خنده انسان را در قیامت حقیر رها میکند. نه تنهادر قیامت، در دنیا هم فرهنگ خنده، شخصیت فرد و جامعه را پوچ و بیمحتوامیگرداند.

به امید آنکه با جدیّت تمام و در فضای سراسر نشاط، از معضل بذله و شوخیِ افراطی بگذریم و به سوی حکمت و معنویت روی گردانیم.

«والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته»

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]