مادرم هنوز عروسک بازی میکرد که حسن اقا با یک دستمال پر از اسکناس دوتومنی امد اون رو از باباش خواستگاری کرد و با خودش برد! حسن اقا میگه:زهرا اِنقَد کوچیک بود که تا چند وقت مِترسیدُم بهش دست بزنم! حسن اقا یکشب دیر امد خانه … مادر گفت حسن اقا کجا بودِن؟ و بجای جواب کتک خورد… ویاد گرفت هیچ وقت به حسن اقا نگه کجا بودی! مادر گریه کرد و گفت: غِلَطکردُم! حسن اقا نَزن غلط کِردُم …!

چند وقتی که گذشت مادرم شدمادر! هنوز بچه بود که بچه دار شد! مادر بچه داری بلد نبود! نصفه شب بچهدل درد شد و گریه کرد…حسن اقا بلند شد و داد کشید: یا خفه اش کن یا الانپرتش مُکُنم تو کوچه! مادر ترسید…مادر زود باور بود…مادر بچه سال بود…مادرگفت: چشم حسن اقا … نَنداز بچمه تو کوچه …الان ساکتش مُکُنم! نندازش توکوچه حسن اقا! تو کوچه سگ دره… بچمه مُبُره!

مادر بچه را برد توی زیر زمین … مادر تا صبح از موش ها ترسید و گریه کرد! اما خوشحال بود که حسن اقا بچه اش را پرت نکرده توی کوچه…!

مادرهمادرم به مادرم گفته بود: شوهر خدای دوم زنه ننه جان! گفته بود: سربراهباش تا کتک نخوری! هر چی گفت بگو چشم! گفته بود: تند تند بزا تا طلاقتنده! گفته بود: زن با لباس سفید مِره خانه شوهر با کفن میه بیرون! گفتهبود: طلاق تو خانواده ما رسم نیست! گفته بود: طلاق یعنی مرگ …یعنی بیابرویی! و مادر کتک خورد و هیچی نگفت! فقط تند تند زایید تا حسن اقا طلاقشنده! مادر میترسید از طلاق!

مادرم هفت بار بچه زایید و هفت بارکمرش شکست و هفت بار پیر شد! مادر صبح از همه زود تر از خواب بلند میشد ونون میگرفت! حسن اقا فقط نون تازه دوست داشت! حسن اقا بیست تومن زیرچایدون میذاشت برای خرجی…مادر میشست … میخرید… میپخت و باز میشست! تکهگوشتی رو با زرچوبه و نمک و پیاز توی هاونگ سنگی می انداخت و با گوشتکوبچوبی هی میکوبید و هی میکوبید… هی اشک میریخت و هی اشک میرخت!

یه روزگفتم: چره گریه مُکُنی مادر؟ گفت از بوی پیازه مادر جان! از بوی پیازه! ولی مادر اون روز یادش رفته بود پیاز بریزه توی گوشت!

مادر پیر شد کم کم …بچه ها بزرگ شدند! مادر هنوز از حسن اقا میترسه … حسناقا گاهی که خوش اخلاق باشه میگه مادر زن خوبی بوده! و مادر دلش به همینخوشه! حسن اقا هیچوقت به مادر نگفت دوستش داره! و مادر هیچوقت نفهمید معنیدوست داشتن چیه… معنی عشق چیه! مادر گاهی به خواهرم میگه شوهر خدای دومزنه! میگه طلاق توی خانواده ما رسم نیست …میگه بسوز مادر …میگه بسوز وبساز و خواهرم فقط میسوزه … فقط میسوزه! شوهر خواهرم اسمش حسن اقاس