10 به عنوان پايهاي قابل قبول براي شمردن استفادهميشود اما طايفه «گل» در فرانسه باستان، قبيله «مايا» در آمريكاي مركزي ومردم ديگر از عدد 20 به عنوان پايه براي شمارش استفاده ميكردند.

سومريها،بابليها و افراد بعد از آنها از عدد پايه 60 استفاده ميكردند به اين علتكه عدد 60 ميتواند به 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 10 و 12 و 15 و 20 و 30 تقسيمشود. اين عدد 60 در تقسيمبندي ساعات به دقايق و ثانيهها و نيز درتقسيمبندي دايره به 360 درجه باقي مانده است.



عدد، اندازهگيري

وقتيدر شبي صاف و آرام به آسمان نگاه ميكنيم، حس ميكنيم كه از فهم شگفتيهايخلقت عاجزيم. در برابر چشمان حيرتزده ما، ستارگان كارواني درخشان را درصحرايي بيپايان به راه انداختهاند. اين كاروان، سحابيها و سياراتي رادر برگرفته است كه قوانيني ثابت و ابدي بر آنها حكمفرماست. قوانيني كه درهمه جا به طور منظم وجود دارد و اين نكته دقيق را به ما ميآموزد كه:درباره عدد فكر كنيم.

هنگامي كه يكي از شاگردان فيثاغورس، فيلسوفيوناني، از او پرسيد كه چه چيزي در سرنوشت بشر نقش دارد؟ وي پاسخ داد:اعداد در همه جا فرمانروايي ميكنند و در حقيقت سادهترين افكار، ازبسياري جنبهها، به مفاهيم اساسي اعداد مربوط ميشوند.

هنگامي كهعرب بدوي در صحرا مشغول نماز خواندن است و خدا را ستايش ميكند، فكر وروحش به عدد يك ميانديشد، به يگانگي و يكتايي پروردگار. خداوند بنا بهآياتي از قرآن مجيد و گفته پيامبر(ص) «يكتا، ابدي و فناناپذير است».بنابراين عدد واحد در چهارچوب فكر ما نشانه خالق است.

پس از اعداد كه پايه استدلال و فهم ما هستند، مفهوم ديگري به دست ميآيد كه اهميت زيادي دارد و آن مفهوم اندازهگيري است.

اندازهگرفتن يعني مقايسه كردن. البته بايد بدانيد فقط كميتهايي را ميتواناندازهگيري كرد كه قابل مقايسه باشند. آيا ميتوان بيانتهايي فضا رااندازه گرفت؟ به هيچ وجه، زيرا فضا و وسعت آن با چيزي قابل مقايسه نيست.آيا ابديت را ميتوان اندازه گرفت؟ امكان ندارد، زيرا نميتوان واحدي براياندازهگيري آن به كار برد.

هنگامي كه به مفهوم اعداد پي برده شد،ميتوان از آنها براي محاسبه اندازه كميتهاي مختلف استفاده كرد. شاخهاياز رياضيات كه در آن اعداد كاربرد بيشتري دارند، حساب ناميده ميشود.البته در برخي موارد ابعاد مجهول با استفاده از فرمولها و معادلات محاسبهميشوند كه از اين طريق به جبر ميرسيم. برخي موقعيتهاي واقعي كه ما باآنها روبرو ميشويم به وسيله شكل، اندازه و مكان بيان ميشوند و از اينطريق نيز به هندسه دست مييابيم.

همچنين قوانيني كه بر حركت اشياءو نيروهاي وارد بر آنها حاكم است نيز به وسيله روابط رياضي بيان ميشوند.مجموعه اين قوانين، علم تحسينبرانگيز مكانيك را بوجود ميآورند و درپايان، همه شاخههاي جالب رياضيات در اختيار علمي قرار ميگيرد كه روح راصفا ميدهد و انسان را به مرتبهاي عالي ميرساند كه اين علم، همان علمنجوم است. بعضي تصور ميكنند كه هر يك از شاخههاي رياضيات مانند حساب،جبر و هندسه در چارچوبي جدا قرار دارند ولي اين تصور كاملاً نادرست استزيرا آنها همگي يك چارچوب را ميسازند و به يكديگر وابسته هستند.‏

رياضياتبه آدمي ميآموزد كه ساده و متواضع باشد، رياضيات مادر همه علوم وهنرهاست. در اينجا جا دارد واقعهاي را كه براي سلطان يمن روي داد برايتانشرح دهيم.

اسد ابوقريب، سلطان يمن، روزي به هنگام استراحت در قصرخود به خواب رفت و خواب هفت دختر جوان را ديد كه تشنگي و خستگي بر آنانغلبه كرده و در آفتاب سوزان صحرا در نقطهاي ايستادهاند. در اين حالملكهاي مهربان ظاهر شد و به آنان كوزهاي آب داد. ملكه تشنگي دختران رافرونشاند و باعث شد كه آنان با نيروي بيشتري به راه خود ادامه دهند.هنگامي كه سلطان بيدار شد، از ديدن اين خواب بسيار متأثر گشت و تصميم گرفتمنجم مشهور، سانيت را احضار كند و تعبير خوابش را از وي بپرسد.

منجمگفت: آن هفت دختر نشانه هنرها يعني نقاشي، موسيقي، مجسمهسازي، معماري،علم معاني بيان، منطق و فلسفه بودند. اما ملكه مهرباني كه به كمك هفت دخترآمده بود علم بسيار شگفتانگيز رياضيات بوده است. بدون كمك رياضيات هنرهايديگر پيشرفت نميكنند و همه علوم متوقف ميشوند. سلطان با شنيدن اين سخنانتصميم گرفت كه در همه شهرها و روستاها مراكزي را به منظور مطالعه و آموزشرياضيات داير كنند.