◄ تاريخچه:
از آغاز پيدايش انسان ، همواره چگونگي پوشش و نجات او ازسرما مطرح بوده است. مصريها نزديک به 5500 سال پيش هنر ريسندگي و بافندگيپنبه را آموختند و چينيها با پرورش کرم ابريشم در حدود 3600 سال پيشمشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگليسي به نام رابرتهوک “Robert- Hooke” پيشنهاد کرد که میتوان الياف را با توجه به شيوهايکه کرم ابريشم عمل میکند توليد نمود.
پس از آن ، يک بافنده انگليسي بهنام لويزشواب Lois- Schwabe توانست الياف بسيار ظريف شيشه را با عبور شيشهمذاب از منافذ بسيار ريز تهيه نمايد. پس از چندي ، ساير دانشمندان موفق بهاستخراج سلولز چوب و در نتيجه توليد الياف شدند در سدههاي هجده و نوزدهم،همراه با انقلاب صنعتي ، رسيدگي و بافندگي مبدل به تکنولوژِي تهيه پارچهاز الياف گوناگون طبيعي و مصنوعي شد.


◄ رده بندي الياف در صنعت نساجي:
در صنعت نساجي الياف به سه دسته تقسيم میشوند که عبارتند از:


* الياف طبيعي “Natural fibers” الياف طبيعي شامل دو بخش الياف نباتي و الياف حيواني میباشند.
الياف نباتي مانند: پنبه، کتان، کنف، رامي

الياف حيواني مانند: پشم و ابريشم


*الياف کاني “Mineral fibres”: الياف کاني اليافي هستند که مواد اوليه آنهااز کانيها بدست میايند مانند الياف شيشهاي و الياف فلزي.

* اليافمصنوعي که شامل دو دسته میباشند: يکي اليافي که منشا طبيعي دارند وليتوسط انسان دوباره تهيه مي شوند مانند ويسکوز ، استات و تري استات که هريک ريشه سلولزي دارند. و ديگري الياف سينتتيک يا مصنوعي که از مشتقات نفتيتوليد میشوند مانند: نايلون ، داکرون ، ارلون يا بطور کلي پلي آميدها ،پلي استرها ، پلي اورتانها ، پلي اکريلونيتريل ، پلي وينيل کلرايد و … .

◄ مقدمات تکميل کالاي نساجي:
تمامپارچههاي نساجي پس از خروج از سالن بافندگي کم و بيش داراي مقاديريناخالصي و عيوب میباشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برايعمليات تکميل اصلي آنرا تحت عمليات مقدمات تکميل قرار داد. مانند توزين ومتراژ پارچه ، کنترل عيوب پارچه ، گره گيري ، رفوگري و گرفتن ناخالصيهابخصوص در مورد پارچههاي پشمي که داراي ناخالصيهاي سلولزي و خرده چوب و …میباشد.


◄ روشهاي تکميل کالاي نساجي:
عمليات و کارهايتکميل در نساجي براي افزايش نرمي زير دست ، درخشندگي و بطور کلي افزايشمرغوبيت پارچه میباشد. عمليات تکميل بستگي به چند عامل مهم دارد کهعبارتند از: نوع الياف ، ويژگي فيزيکي الياف ، ابليت جذب مواد گوناگونشيميايي ، حساسيت الياف نسبت به مواد تکميل. عمليات تکميل در مجاورت رطوبت، دما و فشار معمولا به سه روش انجام میگيرد:

* روشهاي مکانيکي: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و … .

*روشهاي شيميايي: مانند تکميل رزين ، سفيد کردن و مقاوم کردن پارچه دربرابر آتش و غيره. در اين روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شيميايي حاصلبين ليف و ماده شيميايي مصرف شده عمل تکميل بدست میايد و يا اينکه مادهشيميايي مصرف شده در اثر رسوب کردن و يا اضافه شدن در روي پارچه ، باعثتغيير در خواص پارچه میشود، مانند آهار دادن پارچه پنبهاي با محلول موادپليمري.

* روشهاي مکانيکي- شيميايي: در اين حالت از روشهاي مکانيکيو شيميايي بطور توام بهره گرفته مي شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه ويا تثبيت حرارتي پارچه.

◄ انواع تکميل:
1- تکميل موقت
دراين نوع تکميل ، کالا را به منظور خاصي تحت عمليات تکميلي قرار میدهندبطوري که اثر تکميلي آن در عمليات بعدي مثل شستشو و غيره از بين مي رود،مانند آهار دادن پارچههاي پنبهاي براي عمليات بافندگي و شستشوي آهار پساز خاتمه عمليات بافندگي.
2- تکميل دائم
در اين نوع ، اثر تکميلي تازماني که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش)باقي خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزينهاي مصنوعي مثل استرها و اترهايسلولز در روي پارچه و يا کلرينه کردن کالاي پشمي يا تکميل با فرمالدئيدها.
3- تکميل ثابت
دراين نوع ، اثر تکميل مادام العمر در روي کالا باقي میماند و حتي بعد ازاينکه پارچه حالت و ماهيت خود را به عنوان پارچه خارجي از دست بدهد، آثارتکميل در آن باقي خواهد ماند. مانند پليمريزه کردن بعضي از منومرهاياکريليکي در روي زنجيرهاي اصلي مولکولهاي پارچههاي سلولزي و يا پروتئيني

◄ شستشوي کالاي نساجي:
عملشستشو ، اولين عمل تکميل مرطوب میباشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجيمانند روغنهاي ريسندگي ، واکسها و ناخالصيهاي قابل حل در محلولهاي شستشوانجام میگيرد. عمليات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کنندههاي مناسبهمراه با مواد قليايي و يا در غياب مواد قليايي. در صورت استفاده از صابونبراي عمليات شستشو ، احتياج به آب نرم میباشد. ولي براي پاک کنندههايمصنوعي چگونگي سختي آب اهميت ندارد. همچنين براي اصلاح سفيدي پارچه وشفافيت رنگ الياف آن عمل شستشو انجام میگيرد.


◄ آهار زني و آهار گيري:
بهمنظور افزايش استحکام در برابر پارگي ، کاهش نيروي سايشي و خواباندنپرزهاي سطحي الياف نخهاي تار را آهار مي دهند. مواد آهاري ،ماکرومولکولهايي هستند که ممکن است بر اثر پيوند بين خود و يا با اليافتشکيل پوششي به دو نخ دهند. آهار طبيعي عبارتند از: نشاستهها و مشتقاتآنها ، مشتقات سلولزي و (پروتئينها)). آهارهاي مصنوعي عبارتند از: انواعپلي وينيل الکلها ، انواع پلي اکريلات و انواع کوپليمراستايرين و مائيکاسيد.
قبل از انجام عمليات تکميل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه بااندازه کافي بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفيدگري و رنگرزي يا چاپ ،مزاحمت و نايکنواختي ايجاد نکند و در ضمن مقداري از مواد در تکميل رنگ رابه خود جذب نکند. روشهاي آهارگيري عبارتند از: آهار گيري با اسيد ، آهارگيري با روش تخمير ، آهار گيري با اکسيد کنندهها ، آهار گيري با آنزيمها.


◄ مرسريزاسيون:
يکياز عملياتي که روي پنبه انجام مي شود، عمل مرسريزه میباشد که شامل تماسپنبه (اعم از الياف نخ يا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوي محصولدر محلول رقيق اسيد و سپس آب سرد به منظور خنثي کردن قليايي و سرانجام خشککردن محصول است. بر اثر مرسريزاسيون درخشندگي و جلاي پنبه افزايش میيابدو ويژگيهاي فيزيکي و شيميايي آن تغييرات زيادي پيدا میکند. معمولاپارچههاي مرغوب پنبهاي پيراهني ، روميزي ، ملحفهاي و همچنين نخهايقرقره مرسريزه میشوند.


◄ سفيدگري:
هدف از سفيدگري ، ازبين بردن رنگدانهها و ناخالصيهاي ديگر و در نتيجه سفيد جلوه دادن اليافمیباشد. البته سفيدگري پنبه بسيار مهم تراز سفيدگري پشم میباشد، چوندرصد بالايي از پشم بصورت کالاي رنگي به بازار عرضه میشود. ولي در مقابل، مقدار زيادي از پارچههاي پنبهاي بصورت سفيد و يا پارچههاي چاپ شده بازمينه سفيد مورد استفاده قرار میگيرد. پارچههاي ملحفهاي ، روميزي وپيراهني نمونههايي از پارچههاي پنبهاي هستند که احتياج به سفيدگري دارد.
سفيدگريپنبه بيشتر با مواد اکسيد کننده مثل کلريت سديم و هيپوکلريت سديم و آباکسيژنه و مواد احيا کننده مانند هيدروسولفيت و سفيدگري پشم با اکسيدکننده آب اکسيژنه همراه با آمونياک يا سيليکات قليايي و مواد احيا کننده ،اکسيد گوگرد و يا بي سولفيت سديم و اسيد سولفوريک و سفيدگري الياف مصنوعيبا اکسيد کننده آب اکسيژنه ، کلريت سديم و هيپوکلريت سديم و احيا کننده ،هيدروسولفيت و در صورت لازم مواد سفيد نوري به همراه سفيد کننده قبليانجام میگيرد.


◄ تکميل ضد آب و دور کننده آب:
تکميل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذير میباشد.

*پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هيدروفوب (موادي که آب را به خود جذبنمیکنند) است، به نحوي که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. اين روش تکميل ضدآب نام دارد. پارچه با کاربردهاي خيمه و چادر ماشين با اين روش تکميلمیگردد.

* الياف و يا نخ از مواد ضد آب پوشيده میشوند، به اينترتيب فضاي بين نخها در پارچه کاملا باز میماند و امکان انتقال هوا وجوددارد. اين روش تکميل دور کننده آب نام دارد و بيشتر پارچههاي لباس مثلباراني ، لباس ورزشي و کاربردهاي مشابه با اين روش تکميل ضد آب میگردند.بعضي از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هيدروليز کنندهنمکهاي زيرکونيوم ، استره کردن سطح الياف با اسيدهاي چرب ، استفاده ازرزينهاي هيدروفوب مثل رزين کاربوميد ، Permel ، Paraf fion و غيره ،ترکيبات آلي سيليکوني و اسيدهاي چرب کمپلکس گرم.


◄ تکميل ضد آتش:
يکياز روش هاي تکميل ضد آتش کالاي نساجي ، پوشش آن بوسيله نمکهاي آمونيوممیباشد که در گرما توليد آمونياک نموده و بدين ترتيب با محبوس کردن آتشدر خود باعث خاموش شدن و عدم پيشرفت آن میگردد. مناسبترين نمکهاي آمونيوم، دي آمونيوم فسفات و کربنات آمونيوم میباشد. ساير تکميل کنندههاي ضدآتش عبارتند از: اکسيدهاي نامحلول قلع ، آنتيموان و تيتان ، استره کردنسطحي سلولز با اسيد فسفريک و يا دي آمونيوم در حضور اوره هيدروکسي متيلفسفونيوم کلرايد (THPC) و غيره.


◄ تکميل ضد باکتري و ضد قارچ:
موادتکميل کننده ضد باکتري بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثيرباکتريها و يا قارچها بر آن جلوگيري میکنند لذا چنانچه لباسهاي ورزشي ويا لباس زير با اين مواد تکميل گردند، از تخمير عرق بدن توسط باکتريهايموجود در هوا و در نتيجه تجزيه و بوي بد آن جلوگيري میکنند. برخي از اينتکميل کنندهها عبارتند از: ترکيبات آمونيوم چهارتايي ، Irgasan DP300 ،Dodigen 226 ، پيوند زدن سلولز با نمکهاي مس و نقره توسط گروههاي کربوکسيلاسيد آکريليک و يا اسيد متاکلريليک و غيره.


◄ نرم کنندهها:
نرمکنندهها مايه لطافت و نرمي زير دست پارچه میشوند و در اثر بيشتر کارهايچاپ و رنگرزي و عمليات تکميل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچهزيردست، حالت خشک و شکنندهاي پيدا میکند که آنها را بوسيله نرم کنندهها، نرم و لطيف مینمايند.
متداولترين نرم کنندهها عبارتند از: استرهاياسيدفتاليک و بنزيل فتالاتها براي نرم کردن اغلب رزينها بويژه PVC ، تريمليتانها براي نرم کردن رزينهاي مصرفي در ساخت کابلهاي سيم و برق و ساختساير عايقها ، هيدروکربنهاي نفتي با وزن زياد که داراي اتم N , S , Oمیباشند در ساخت لاستيکها بکار میروند، نرم کنندههاي مقاوم در برابرآتش سوزي مانند فسفاتهاي آلي و پارفينهاي کلردار ، نرم کنندههاي اپوکسي وپلي اورتان و غيره.