مقدمه
مجوعه های افیولیتی که به نام Alpin ultramafic complexes همخوانده شده است. به نظر عده زیادی از زمین شناسان ، معرف پوسته اقیانوسیاست که درنتیجه پدیده ای که به نام فرارانش خوانده می شود در پوسته قارهای قرار گرفته است. افیولیت ها از مجموعه ای از بازالت ها ، گابرو ها ،سنگ های اولترا مافیک و رسوبات عمیق دریایی تشکیل شده است. افیولیت هامعمولا ضخیم بوده و ضخامت آنها تا 8 کیلومتر هم می رسد.

ریشه لغوی
نامافیولیت توسط «برونیار» (1827) برای توصیف سرپانتینیت ها یا سنگهایی که ازگروه سرپانتین تشکیل شده بودند ، ابداع شد. وی این نام را از لغت یونانیقدیمی افی به معنی مار و لیت هم که به معنی سنگ است ، گرفت.

تاریخچه
پساز نامگذاری افیولیت ها توسط برونیار ، «استینمن» (1906) مفهوم مجموعه یاسری سنگی افیولیت را به کار برد. این مجموعه سنگی اصولا حاوی سنگ هایاولترامافیک (مثل سرپانتینت و پریدوتیت) ، گابرو ، اسپیلیت و سنگهایوابسته است. او همچنین مشاهده کرد که این سنگها اصولا در چرتها و رسوباتپلاژیک مستقر شده اند یا با آنها وابستگی دارند. در سال 1926 ، «بنسون»گابروها و سنگهای اولترامافیک موجود در سنگهای سبز و سنگهای افیولیتی راتوصیف نمود. توصیف او شامل سنگهایی می شد که در نواحی رورانده و کوهزاییآلپی (مثل سنگهای آذرین نوع آلپی) گسترش داشت. «تایر»(1967) بیان نمود کهواحدهای اولترامافیک و گابرویی مجموعه های افیولیتی با قسمتی از سری سنگآذرین آلپی شباهت دارند.

سیر تحولی و رشد
در سال 1957 «درور»ابراز داشت که بعضی از توده های پریدوتیت نوع آلپی ، قطعات گوشته فوقانیمی باشند که به طریقه تکتونیکی کنده شده اند. «دیتز» (1963) اشاره نمود کهسرپانتینیت های آلپی قطعاتی از کف اقیانوس بوده اند که در یک رخدادکوهزایی به صورت تکتونیکی از جا کنده شده اند. در همان سال ،«گاس»مقاله ایدر مورد این موضوع نوشت که : آیا ماسیف ترودوس در قبرس قطعه ای از لیتوسفراقیانوسی به سن مزوزوئیک بوده است یا نه؟ در سال 1967 گاس ، زمین شناسی وژئوفیزیک سنگهای اولترامافیک ماسیف ترودوس واقع در قبرس را توصیف کرد. درسپتامبر 1972 سازمان زمین شناسی آمریکا در مورد افیولیت کنفرانس بزرگیبرگزار نمود. در همین کنفرانس قرار شد که نام افیولیت به یک مجموعه مشخصاز سنگهای مافیک تا اولترامافیک اطلاق گردد.

سکانس افیولیت ها
سکانس افیولیت ها یا پوسته اقیانوسی معمولا از 5 قسمت تشکیل شده است که از سمت بالا به پایین شامل قسمتهای زیر است:

رسوبات پلاژیک و عمیق دریایی:
این رسوبات شامل رادیولادیت ، چرت ، آهکهای پلاژیک مناطق عمیق دریا و رسوبات آبیسال می باشد.
پیلولاوا:
دراثر انجماد سریع ماگمای بازالتی در مجاورت آب ، بازالت حاصل و بی پوست بهخود می گیرد که دارای ترکهای زیادی در سطح است. رنگ این قسمت سبز تیره تاسبز زیتونی است و اغلب حفره دار است که حفرات توسط مواد ثانوی مانند کلسیت، کلسدونی ، زئولیت ، کلریت ، پرهنیت و ... پر شده اند.
بازالت متراکم :
بازالت متراکم در زیر پیلولاوا قرار دارد و به دایکهای صفحه ای ختم می شود.
دایکهای صفحه ای:
دایکهایصفحه ای به موازات محور گسترش اقیانوسها قرار دارند. و این دایکها مسلسلوار در کنار هم چیده شده اند و معمولا یک طرف این ها حاشیه انجماد سریعدارد.
گابروهای لایه ای: ترکیب گابرو عینا مثل بازالت است. در داخلاین گابروها حجم هایی از پلاژیو گرانیت دیده می شود ، که محصول تفریقماگما است.
پریدوتیت قاعده (تکتونیت): پریدوتیت قاعده ای ممکن است هارزبوژیتی و یا لرزولیتی باشد.
طرز تشکیل افیولیت ها
وجودافیولیت ها و پراکندگی آنها دراغلب قاره های دنیا نشان می دهد که درجایگیری بخش اعظم آنها پدیده تصادم قاره – قاره دخیل بوده و اقیانوس مابیندو قاره در اثر فرآیند فرورانش از بین رفته و در حین تصادم بخشهایی ازپوسته اقیانوسی بر روی حاشیه غیر فعال رانده شده اند. عدم وجود دگرگونیحرارتی قابل توجه در مرز تماس آنها با رسوبات بیانگر فرورانش آنها در حالتسرد می باشد. در اثر تغییرات مکرر تکتونیکی و یا از ذونهای فرورانش پر شیب، افیولیت ها به ملانژهای تکتونیکی تبدیل می شوند و به دلیل سرپانتینی شدنبخش اولترامافیک قاعده ای ، واجد خاصیت پلاستیکی شده و به راحتی تغییر شکلمی یابند. سرپانتینی شدن به تحرک افیولیت ملانژ کمک کرده و ورود قطعاتسنگهای درونگیر و بیگانه به داخل سکانس افیولیتی را تسهیل می کند.

انواع افیولیت ها
ونتکس سنگهای اولترامافیک و پریدوتیت ها را به دو دسته استراتیفرم (غیرکوهزایی) و آلپی (کوهزایی) تقسیم می کند و انواع آلپی خود به دو دسته زیرتقسیم می شوند:
پریدوتیت های واقعی یا افیولیت های تیپ هاروزبورژیتی (HOT) :
بخشاولترامافیک قاعده ای شامل تناوبی از هارزبورژیت و دونیت بود، و توسطدایکهای پیروکسنیتی قطع می شود. زون تحولی شامل هارزبورژیت با رگه هایدونیت که به سمت بالا به گابروهای لایه ای همراه با لنزهای کرومیت و دونیتتبدیل می شود. سپس گابرو و ورلیت بصورت نوارهای تیره و روشن قرار دارند وبه سمت بالا واجد گابروهای لایه ای ، دایکهای دیابازی حاوی پلاژیو گرانیتو سپس بازالت های تولئیتی از نوع N-MORB است. وجود هارزبورژیت در بخشقاعده و بازالت تولیتی با سرشت
N-MORB (Normal-Middle oceam RidgeBasalt) توسعه زیاد دایکهای دیابازی نشان از حجم زیاد ماگمای تزریق شده درشکاف محوری و نرخ بالای ذوب بخشی درگوشه فوقانی است و این ویژگیها درشکافهای با نرخ گسترش تند ؛ (Fast spreading Ridge) FSR دیده می شود.

پریدوتیت های منطقه ریشه (Root Zone) و یا افیولیت های تیپ سرزولیتی LOT:
انواعسرزولیتی افیولیت ها یا LOT ؛ ترکیب سرزولیتی در بخش اولترامافیک قاعده ایمشخص می شوند. در این دسته از افیولیت ها حجم پلاژیو گرانیت زیاد بوده وحجم دایکهای صفحه ای کم و بازالت تولئیتی دارای سرشت غنی شده P-MORB یاE-MORB می باشد. ویژگیهای اخیر نشانگر حجم اندک ماگما در شکافهای محوری ،نرخ کم ذوب بخشی در گوشته فوقانی و در نهایت نشانگر شکافهای غیر فعالبانرخ گسترش اندک (Slow spreading ridge) SSR می باشد.
از نظر نحوه و سبک جایگیری افیولیت ها را به سه دسته زیر تقسیم می کنند:
افیولیت های حواشی فعال:
در این نوع ، لکه های افیولیتی بصورت گسیخته در داخل و حواشی فعال قاره ها یافت می شوند و اغلب فرم ملانژ دارند.
افیولیت های مناطق تصادمی:
این نوع افیولیت ها در محل برخورد ورقه ها یافت می شوند