فلزات که گروه بزرگی از عناصر جدول تناوبی را تشکیلمیدهند، دارای خواص بهخصوصی هستند که تقریبا در تمام فلزات مشترک است.با خواص فیزیکی فلزات آشنا میشویم.

چگالی فلزات
چگالی فلزات، تغییرات وسیعی دارد. از همه عناصر جامد ، لیتیم پایینترین و اوسمیمبالاترین چگالی را دارند. با این همه ، اکثر فلزات در مقایسه با نافلزاتجامد ، چگالی نسبتا بالایی دارند. فلزات گروههای IIA , IA که فلزات سبکنامیده میشوند، از قاعده کلی قبل مستثنی هستند.

آرایش تنگ چیدهاتمها در اکثر بلورهای فلزی ، به توضیح چگالی نسبتا زیاد فلزات کمکمیکند. فلزات IA بزرگترین شعاعهای اتمی و کوچکترین جرمهای اتمی را دردوره های خود دارند. این عاملها همراه با ساختار بلور آنها ، موجب شده استکه چگالی این فلزات به نسبت پایین باشد.

نقاط ذوب و جوش
نقاطذوب و جوش فلزات ، تغییرات خیلی زیادی از خود نشان میدهند. این تغییراتاز مقادیر بسیار پایین مربوط به عناصر گازی ( مانند هیدروژن و هلیم ) تامقادیر خیلی بالا مربوط به عناصر متبلور شده در ساختارهای شبکه کووالانسی( مانند الماس و بور ) را شامل میشود. در نقاط ذوب و جوش فلزات نیز تغییرقابل ملاحظه ای وجود دارد، ولی مقادیر پایین نظیر مقادیر نافلزات گازیمشاهده نمیشوند. بطور کلی ، بیشتر فلزات نقاط ذوب و جوش نسبتا بالاییدارند.

قدرت پیوند فلزی
قدرت پیوند فلزی البته مربوط بهتعداد الکترونهای نامستقر هر اتم است که در تشکیل پیوند بکار میروند.چنانچه فقط الکترونهای np ، ns و الکترونهای جفت نشده n-1)d) یک فلز رابهعنوان الکترونهای پیوندی بهحساب آوریم، ترتیبی بدست میآید که باترتیب خواص مورد کفتگو نزدیک است. این تحلیل ، یک ساده انگاری روشن و واضحاست، زیرا عوامل دیگری مانند شعاع اتمی ، بار هسته و شکل بلور نیز دخالتدارند.

خواص ناشی از پیوند فلزی
تغییر شکل پذیری ، جلا ، رسانندگی گرمایی و رسانندگی الکتریکی فلزات ، خواصی هستند که کاملا مشخص کننده پیوند فلزی و حالت فلزی است.



رسانندگی الکتریکی
رسانندگیالکتریکی زیاد ( که با واحد اهم/1 اندازه گیری میشود ) ویژه فلزات است.فلزات گروه IB ( مس ، نقره و طلا ) رساناهای ممتازی هستند. جز از نظرتشابهات در موقعیت نسبی عناصر یک گروه ، تشخیص نظامهای تناوبی در رسانندگیفلزات مشکل است. بهطور کلی ، رسانندگی گرمایی ، همپای رسانندگی الکتریکیاست.

چکش خواری و قابلیت مفتول شدن
بیشتر فلزات کاملا تغییرشکل پذیرند. فلزات ، چکشخوارند و میتوان آنها را با چکشخواری به شکلهایتازه ای در آورد و مفتول شدنی هستند و میتوان آنها را کشید و بهصورت سیمدر آورد. خصلت بیجهت بودن پیوند فلزی ، این نکته را که سطوح حاصل ازاتمهای فلزی ، تحت فشار ، بهسهولت بر یکدیگر میلغزند، توجیه میکند و بهاین ترتیب ، میتوان توضیح داد که چرا بلور یک فلز بی آنکه از هم پاشیدهشود، تغییر شکل پذیر است.

وقتی سطوح یک بلور یونی جابجا میشود،صفبندی جدید ، یونهای دارای بار یکسان را نزدیک هم قرار میدهد و منجر بهفرو ریختن ساختار بلور میشود. بلورهای دارای شبکه کووالانسی ، تنهابوسیله شکستن پیوندهای کووالانسی در بلور تغییر شکل مییابند و این ،فرایندی است که همچنین به قطعه قطعه شدن بلور نیز منتهی میشود.