واکنش اشخاص در برابر مشکلات و موانع زنگی یک سان نیست.

دسته اول
برخی به محض برخورد با کوچکترین مشکلی دست و پای خود را گم می کنند و دچار نگرانی بیش از حد می شوند. اینان معمولا به علت ضعف روحیه قادر به تصمیم گیری صحیح و منطقی نیستند و به جای تفکر برای حل مشکل ،با بزرگ کردن آن بر اضطراب و تشویق درونی خویش دامن می زنند.


دسته دوم
بعضی از افراد نیز وقتی با مشکلی برخورد می کنند به آن اهمیت چندانی نمی دهند و برای حل ان نیز دست به اقدامی نمی زنند . این گونه افراد برخلاف دسته اول در برابر مشکلا ت دارای نوعی حالت خون سردی بیش از حد اند که موجب می شود از عواقب مشکلات بیم و هراسی به خود راه ندهند و نیازی به تفکر برای رفع آنها نبینند.


دسته سوم
در مواجهه با مشکلات،ضمن تسلط بر احساسات و اعصاب خویش، تعادل خود را حفظ می کنند. نسبت به مشکلات نی توجه نیستند اما سعی می کنند با تفکر و اندیشه برای رفع آنها از روش های منطقی ،کم هزینه و با صرفه بهره گیرند. چنین افرادی به جای عدم تعادل دسته اول دارای تعادل و بجای بی مسئولیت دسته دوم دارای مسئولیت هستند. کم تر دچار افراط و تفریط می شوند. چون از فکر و اندیشه خود بهره می گیرند،دارای روشی عقلانی در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها ی زندگی اند . بر توانایی ها و استعداد های خویش برای پایه ریزی یک زندگی مناسب اعتقاد راسخ دارند و تلاش می کنند تا توانایی و ظرفیت های وجودی خود را اظهار کنند.


بهتر است از کدام دسته باشیم؟
باید پذیرفت که انجام بسیاری از کارها و فعالیت ها در زندگی مسلتزم پذیرش درجه ای از ریسک یا خطر کردن است. به عبارت دیگر وقتی که شغلق حرفه، کار یا مسئولتی را می پذیریم،همواره با درصدی احتمال ناکامی مواجهه می شویم .بنابراین از قبل باید خود را از نظر روحی و روانی برای تخمل برخی ضایعات و ناملایمات آماده کنیم تا در صورت وقوع چنین مسائلی غافلگیر نشویم و روحیه خود را از دست ندهیم ،بلکه به بهترین وجه در برابر شرایط نامطلوب و دشوار از خود واکنش نشان دهیم.