موضوع بشقابهاي پرنده از آن دسته موضوعاتي است كهذهن و روان انسان مدرن را سالهاست كه به خود مشغول داشته است و هنوز هميكي از اصليترين سوالهاي بيپاسخ در برابر علم قلمداد ميشود.
اينسوال در آميخته با آرزوي تاريخي ملاقات انسان با فرازمينيها است. آرزوييكه اگر روزي تحقق يابد بزرگترين رويداد در حيات نوع انسان به حساب ميآيدو دانشمندان نيز همراه با مردم عادي در انتظار آن لحظه تاريخي كه بسيارياز معاني شناختشناسي ما دچار دستخوش ميشوند بيتابي ميكنند.
اينبيتابي اگر دانشمندان را به فكر راههاي جديدي براي كشف چنين موجوداتي ياايجاد ارتباطي با آنها انداخته است و بحث حيات فرازميني را به يكي ازاصليترين ماموريتهاي مهندسان و دانشمندان برجسته جهان تبديل كرده است،اما در ميان مردم كه دوران حيرتزاي گذر از روشهاي سنتي به علم مدرن راتجربه كرده است بروزي ديگر يافته است. بروزي كه انسان را در برابر معماييپيچيده به نام اشيا پرنده ناشناس فضايي يا بشقابهاي پرنده قرار داده است.داستان زير بخشي از داستان پر ماجراي ملاقات با فرازمينيهاست.

يكياز سوالاتي كه انسان از ديرهنگام و آن زماني كه قدم بر اين كره خاكي نهاداز خود پرسيده است، جايگاه او در اين جهان است. از نخستين اسطورههاي شكلگرفته تا نخستين انديشههاي فيلسوفان ابتدايي تا نخستين سوالهاي علمي كهانسان دانا از خود پرسيده و هنوز هم ميپرسد جايگاه واقعي او در اين جهاناست. اين سوالي است كه در پي آن سوال ديگري رخ مينمايد. آيا ما در اينجهان شگفتانگيز تنها هستيم؟ آيا تمامي اين كائنات قلمرو انساني است كه برسياره خاكي در اطراف خورشيد پرسه ميزند؟ زماني پاسخ اين سوال معلوم بود.در آن هنگام نه ابعاد جهان پيدا بود و نه انسان اشرافي بر علم سماواتداشت. به همين دليل با وجود سخنان گاه و بيگاهي كه برخي از دانشمندانفرهيخته فرهنگهاي مختلف از شرق و غرب در مخالفت با ايده رايج آن روزگاربيان ميكردند، آنچه صداي واحد تفكر انسان تا پايان قرون وسطي باقي ماندمركزيت انسان بر زمين و زمين در كيهان بود. كل كيهان در افلاكي به گردزمين ميگرديدند و انسان در مركز اين جهان بود. اين سخن چنان با تار و پودتفكر رايج درهم آميخته بود كه هر صدايي كه به مخالفت برميخواست تكفيرميشد. تاريخ گواه بسيار بر شكنجههاي معروف دوران انگيزاسيون يا تفتيشعقايد دارد كه دانشمنداني چون اين گونه نميانديشيدند شكنجه و زنداني ونابود شدند. داستان معروف گاليله را همه خواندهاند، اما همه اين افراد بهخوش اقبالي گاليله نبودند. در اين شرايط ايده ملاقات با موجوداتي ازفضاهاي دور و اصولا امكان وجود حيات در جاي ديگري از كيهان تفكري غريبمينمود، اما بودند كساني كه چنين گماني داشتند. جوردانو برونو يكي از اينافراد بود كه مدعي وجود حيات در نقاط ديگري از كيهان بود و بادافره اينادعاي خود را با جانش پرداخت.

تغيير ديدگاههاي قرون وسطي و كشفياتپرشتاب علمي كه از قرن 17 ميلادي آغاز شدند رفته رفته سرعت گرفتند و مانهتنها جايگاه خود در مركز كيهان را از دست داديم كه به گوشهاي دوردستاز كهكشاني پرتاب شديم كه 100 ميليارد ستاره چون خورشيد داشت و خود يكي ازميلياردها كهكشان شناخته شده عالم بود. آيا در ميان اين همه ستاره وسياره، تنها زمين بوده است كه بذر حيات را در دل خود پرورش داده است؟ اينسوال زماني كه با طوفان پيشرفتهاي فني فضايي و علمي و بويژه پس از پايانجنگ جهاني دوم همراه شد. انسان معاصر را كه شاهد رشد معجزهوار فناوري بودبه فكر وا داشت كه چرا در جاي ديگر موجوداتي نباشند كه اگر باشندميتوانند پيشرفتهتر از ما باشند و به ديدار ما بيايند و ما را ازتنگنظريهاي كودكانه خود نجات دهند.

انسان معاصر بايد هم بهچنين موضوعي باور پيدا ميكرد. سر آرتور سيكلارك در يكي از قوانينسهگانه خود بيان ميكند هر فناوري وقتي به حد كافي پيشرفت كرد ديگر قابلتشخيص از جادو نيست و انسان دهه 60 و 70 ميلادي در حالي خاطره نخستينپرواز انسان با هواپيما را در ذهن داشت شاهد سفر انسان به ماه شده بود. اواسير جادوي علم مدرن شده بود و يكي از مهمترين عرصههايي كه توانست در آنمرزهاي علم و جادو را به هم بزند ديدار با موجودات فضايي بود، اما آنها كههنوز هم معتقد به ديدار فضاييان از زمين هستند آغاز داستان را به پيش ازاين مربوط ميدانند.

فروردين سال 1383 را به خاطر داريد؟ اگريادتان باشد در آن هنگام اگر روزنامهاي را ورق ميزديد يا يكي ازشبكههاي راديو تلويزيون را مرور ميكرديد شما ميتوانستيد اخبار فراوانيرا درخصوص ظهور و پروازهاي اشياي پرنده ناشناس بر فراز آسمان ايرانبيابيد.

گزارشهاي گوناگون در اين خصوص به حدي بود كه مقاماترسمي را به واكنش وادار كرد و برنامههاي گوناگوني درخصوص اين اجرام ساختهشد، اما اندكي بعد زماني كه به اواخر ارديبهشت ماه نزديك شديم كمكم فصلتعطيلات موجودات فرا زميني به پايان رسيد و بشقابهاي پرنده به ناگهان،همان طور كه آمده بودند، بازگشتند و آنچه براي ما باقي ماند جنجالي بزرگبود. در آن زمان گروههاي نجومي فراواني سعي كردند درباره ماهيت اين اجرامنوراني پرنده ناشناس دست به روشنگري بزنند و به مردم يادآوري كنند آن جرمدرخشاني كه آنها را مسحور كرده چيزي جز سياره درخشان زهره نيست. اينك باگذشت نزديك به 3 سال از آن زمان بار ديگر بشقابهاي پرنده به آسمان ايرانآمدهاند و جالب اين كه دوباره همراه با طلوع سياره زهره، در روزهاي آيندهزهره درخشانتر خواهد شد و موج گزارشهاي مردمي از رويت بشقابهاي پرندهنيز افزايش خواهد يافت و به همين دليل بد نيست در اين فرصت پرونده 3 سالقبل را مرور كنيم تا ناچار به تكرار اشتباهات آن سالها نشويم.

داستانبشقابهاي پرنده داستاني است كه به نظر ميرسد بايد به دوران مدرن تعلقداشته باشد، اما از ديد كساني كه حضور اين اشيا را باور دارند ازپيشينهاي بسيار غني برخوردار است.

اولين نشانهها از ظهور ايناجرام كه معمولا با ظاهري مشابه يك كلاه لبهدار ظهور ميكنند به دورانيبازميگردند كه انسان حتي تصوري از پرواز نيز در سر نداشت. شايد يكي ازنخستين مدارك ثبت شده از چنين تصوراتي به حدود 12 هزار سال پيش بازگردد،فهرست اين گزارشهاي ايتدايي از بشقابهاي پرنده يا به عبارت امروزيش UFOكه گاهي در فارسي از معادل شپن (شيء پرنده ناشناس) نيز براي آن استفادهشده، آنقدر زياد است كه مجال اشاره تمامي آنها در يك گزارش كوتاه ممكننيست، اما در دوران جديدتر نيز اين گزارشها ادامه يافت. در آثار هنريباقيمانده از قرون وسطي نيز اين داستان ادامه داشت.

ايننشانهها با شروع دوران پرشتاب رنسانس و تجديد حيات علمي اروپا كمتر ديدهشد و به نظر ميرسيد تمركز انسان روي پديدههاي در دسترس تر زميني قرارگرفته است. اما اين تمركز بالا نيز باعث نشد تا حتي قابل اعتمادتريندانشمندان دوره معاصر از تفكر درباره موجودات فضايي و سفر آنها به زمينغافل بمانند كه نمونه جالب توجه آنها گوس رياضيدان برجسته آلماني است كهپيشرفتهاي رياضيات دوران كلداني و بابلي را نتيجه ملاقات فرازمينيها بابنيانگذاران اين تمدن ميداند.

دوران پرتنش جنگهاي جهاني كه درآن فناوريهاي جديد عرصههاي تازهاي براي بروز يافته بودند دوران جديديبود كه انسان بار ديگر به موجودات هوشمند فرازميني روي خوش نشان داد.سالهاي 1946 و 1947 آغازي دوباره براي اين داستان بود.

در ابتداگمان ميشد اين اشيا نوعي ابزار پروازي جديد و ساخت اتحاد جماهير شورويسابق است كه اينك در آغاز جنگ سرد قرار است نقش جاسوسهاي هوايي بلوك شرقرا بر عهده گيرد اما انتشار گزارش رويت اين سفاين بيگانه! بر فراز كاخكرملين در مسكو و سپس ديگر نقاط شوروي و انتشار اين نكته كه روسها هممدتي است با اين ميهمانان ناخوانده درگير هستند توجه دانشمندان را به سويپاسخي متفاوت جلب كرد. سازمانهاي هوايي و فضايي دو قدرت شرق و غرب هر يككميسيوهاي ويژهاي را براي بررسي اين موارد ترتيب دادند. هدف اصلي اينكميسيونها پاسخ به 2 سوال اساسي بود. نخست آن كه اجرامي كه رصد آنها توسطگروهي از افراد از طيفهاي گوناگون از كشاورز گرفته تا خلبانها و حتيبرخي فضانوردان گزارش ميشد آيا واقعا وجود دارند و اگر اين طور است منشاآنها چيست و دوم اين كه آيا اين اجرام خطري براي امنيت ملي كشورها و درمرحله بعد زمين به بار خواهند آورد.

يكي از اين كميسيونها در سال1953 تاسيس شد و به بررسي دقيق تمام گزارشهاي منتشر شده تا آن موقعپرداخت و در سال 1954 گزارش اين كميسيون منتشر شد. در اين گزارش سعي شدهبود با دلايل علمي وجود يوفوها به چالش كشيده شود اگرچه انتظار ميرفت باانتشار اين گزارش داستان بشقابهاي پرنده پايان پذيرد، اما سيل مشاهداتادامه داشت و در نهايت در سال 1956 سازمان نيكاپ (NICAP) يا كميته مليتحقيقات پديدههاي فضايي مسوليت تحقيق را بر عهده گرفت. اين كميسيون باعضويت چندين مقام هوانوردي و اعضا سابق CIA تلاش داشت تا به توضيحي دقيقدست يابد. در همان زمان پروژه معروف به كتاب آبي كه هدفش بررسي دقيقگزارشهاي مربوط به اين موارد بود آغاز شد و البته هيچ گاه گزارش نهايي آنفرصت انتشار نيافت چراكه در 27 اوت 1966 به دليل اختلالي كه در سيستممخابرات پايگاه استراتژيك موشكهاي قارهپيما در داكوتاي شمالي و همزمانبا رويت شيء پرنده ناشناسي رخ داد، جانسون رئيسجمهور وقت امريكا را واداركرد تا دستور تشكيل يك كميسيون ديگر به سرپرستي ادوارد كندون را صادر كند.وي و همكارانش به بررسي بيش از 100 مورد از معتبرترين گزارشها پرداختنداعضا اين كميسيون 60 نفره را اخترشناسان، مهندسان، خلبانان و حتيروانشناسان تشكيل ميدادند. سرانجام نتيجه اين تحقيق كه به گزارش كندونمشهور شده بود در 1000 صفحه و با مهر تاييد آكادمي ملي علوم امريكا، منتشرشد. در اين گزارش مفصل اعلام شده بود تمامي موارد بررسي شده در اين گزارشداراي توضيحات علمي و قابل قبول بوده و ارتباطي با موجودات هوشمندفرازميني يا فعاليتهاي جاسوسي ديگر كشورها ندارند. در روسيه داستان باعاقبتي مشابه مواجه شد. يك گروه 18 نفره به نام كميسيون دائمي امور فضاييمسوليت بررسي اين گزارشها را بر عهده داشت و پس از آن نيز كميسيون علميشوروي به بررسي دقيق آنها پرداخت و سرانجام اعلام شد، بررسي تماميگزارشهاي رسيده نشان از آن دارد كه تمامي اين موارد داراي منشا طبيعيبودهاند و هيچ موردي به صورت مشكوك باقي نمانده است. اين گزارشها اگرچهبا ذائقه علاقهمندان ارتباط با موجودات فضايي سازگاري نداشت، اما انجامآنها نشان از اهميت يافتن اين موضوع در بين اذهان علمي جوامع داشت. اينكطبقهبنديهاي گوناگوني براي اين اشياي ناشناس انجام شده بود.

گزارشهايمعتبر در 3 دسته با عناوين برخورد نزديك از نوع اول تا سوم دستهبنديميشد در برخورد نوع اول افراد تنها اين اشيا را ميديدند، در نوع دومعلاوه بر ديدار با آنها صداي اين اشيا نيز به گوش ميرسيد و در برخوردنزديك از نوع سوم علاوه بر ديدن سفاين بيگانه و شنيدن صداي آنهاملاقاتهايي نيز بين سرنشينان آن و زمينيان گزارش ميشد. اگرچه با گذرزمان از تعداد اين گزارشها كاسته شد، اما آن به معني متوقف شدن آنهانبود. هنوز بيش از چند سال از ادعاي پزشكان فرقه رايلي مبني بر موفقيت درشبيهسازي انسان نميگذرد. ادعايي كه موجي عظيم در رسانههاي جهان به راهانداخت. اعضاي اين فرقه كه خبر اين فعاليت آنها چندي پيش تيتر اول تمامخبرگزاريهاي جهان بود، خود را مريد مردي به نام رايل ميدانند كه معتقداست در يكي از كوهنورديهاي هفتگي خود در امريكا با موجودات فضايي ملاقاتكرده است و آنها به او اعلام داشتهاند كه به زودي براي ملاقات دوباره بهزمين بازخواهند گشت و ضمن آموزش روش كلونينگ انسان، از او خواستهاند كهزمينه را براي بازگشت آنها آماده كند!

افزايش ميل عمومي به پديدهUFOها باعث توجه فيلمسازان بسياري به اين موضوع شده و مشاهده اشيايي كهدر نگاه اول توضيحي براي آنها وجود نداشت به مرور زمان اسطورهاي نو راشكل داد.

هنوز آن روز بزرگ نرسيده است كه بشر در ديداري با فرازمينيان يك بار و براي هميشه در تمام شوون تفكر خود تجديد نظر كند. شايدما شاهد آن روز نباشيم، اما روزي كه چندان دور نيست نشانهاي از حيات درفراسوي زمين يافت خواهد شد.

يكي گوشي را بردارد...

باتوجه به ابعاد كيهان و فاصله ستارهها از همديگر نميتوانيم انتظار داشتهباشيم كه فعلا گروهي كاوشگر را به جستجوي موجودات فضايي بفرستيم، اما اگرموجود هوشمند فرازميني وجود داشته باشد كه به مرحله فناوري پيشرفته رسيدهباشد و از سوي ديگر مايل به برقراري ارتباط با ديگران هم باشد شايد همانكاري را بكند كه ما ميكنيم. گوشي را بردارد و سعي كند با ما تماس بگيرد.

همينايده بود كه باعث شد سالها پيش راديو تلسكوپ آرسيبو پرتو قوي به سوي قلبخوشه ستارهاي13 M ارسال كند و حضور خود را اعلام كند، اما اين خوشه تا ما25 سال نوري فاصله دارد و حداقل بايد 50 سال منتظر پاسخ احتمالي باشيم.اما شايد ديگران هم پيامهايي را قبلا فرستاده باشيم به همين دليل همينراديوتلسكوپ شروع به گوش دادن به عالم كرد. حجم دادهها آنقدر زياد بود كهدانشمندان ناچار شدند اطلاعات را به بستههاي كوچك تقسيم و از علاقهمندانبخواهند در تحليل آنها شريك شوند و به همين دليل بود كه طرح SETIHome شكلگرفت. طرحي كه به كمك آن ميليونها نفر در سراسر جهان به آسمان گوشميدادند و نتايج تحليلهاي خود را به مركز اصلي ميفرستادند. اين طرحپايه پروژه جديدي به نام گرايدياتور شد كه پايان امسال در سرن به راهخواهد افتاد و گفته ميشود انقلابي در فناوري اطلاعات را به همراه خواهدداشت. هنوز هيچ سيگنالي از همسايه احتمالي پيدا نكردهايم اگرچه چند بارسيگنالهاي غيرطبيعي دريافت شدند كه معروفترين آن سيگنالي معروف به WOWدر سال 1977 بود. هنوز هيچ كس به زنگ تلفن ما پاسخ نداده است و هنوز كسيبه ما زنگ نزده است، اما ابعاد وسيع كيهان باعث ميشود گمان كنيم هنوزشانس زيادي براي پيدا كردن تماس داريم.