انواع متعددی از واسطه ها ( مدیوم ها ) با تواناییها و استعدادهای ویژه برای برقرار ساختن ارتباط با ارواح وجود دارد. که دراینجا سه مورد از آنها بیان شده است:


مدیوم های فیزیکی (جسمانی یا مادی) :

اینواسطه ها از این قدرت برخوردارند که ارواح را در قالب یک شکل جامد و به همفشرده , به نمایش بگذارند. واسطه های مذکور قادرند که یک ماده دود مانندرا موسوم به اکتوپلاسم , از بدن خود خارج سازند. اکتوپلاسم شکل روحی را کهواسطه در تلاس برقراری ارتباط با اوست به خود می گیرد.


مدیوم های غیبگو :

اینواسطه ها قادر به شنیدن پیام هایی از دنیای ارواح هستند. برخی از واسطههای غیبگو صداهایی را در درون سرخود می شنوند . نوع دیگری از این واسطه هاصداهای خاصی را از بیرون می شنوند , صداهایی که گهگاه دیگران نیز قادر بهشنیدن آنها هستند.


مدیوم های تغییر چهره (حلولی) :

اینواسطه ها اجازه می دهند تا روح مورد نظر وارد بدنشان بشود و از طریق جسم ,چهره و صدای آنها حرف بزند و پیامشان را برساند. این ارواح نوع رفتار ,فیزیک و نوع کلام آنها را به خود می گیرد.


الین گارت:

الینگارت , یک واسطه ایرلندی و بنیانگذار اصلی (( موسسه فراروان شناسی نیویورک)9 بود . واسطه گری الین گارت از بعد از پایان جنگ جهانی اول آغاز شد . اودر این هنگام به گروهی از زنانی پیوست که می خواستند از طریق برپایی جلساتاحضار ارواح , با دنیای مردگان و ارواح ارتباط برقرار کنند. الین در یکیاز این جلسات به خلسه فرو رفت و ناگهان شروع به بیان اطلاعاتی دربارهارواحی کرد که او در اطراف میز می دید . یکی از این ارواح موسوم به((یووانی ) راهنمایی و هدایت الین را بر عهده گرفت . الین معتقد بود کهاین روح در تلاش بود تا وی را متقاعد سازد که زندگی بعد از مرگ وجود داردو به گفته الین روح مذکور از آن پس راهنما و ناظر بر کارهای وی بود. الینتحت هدایت این روح به یکی از موفق ترین و محترم ترین مدیوم های زمان خویشتبدیل شد. الین گارت در (( موسسه فراروانشناسی نیویورک )) بورس هایتحقیقاتی بسیاری را در اختیار محققان و پژوهشگران ارواح و پدیده هایماوراء الطبیعه ای قرار داد و نام نیکی در این عرصه از خود به جای گذاشت.


متیو مانینگ:

متیومانینگ غیبگوی بریتانیایی , شهرت گسترده ای به خاطر توانایی های ماوراءالطبیعه ای خود به دست آورد. توانایی های خارق العاده مانینگ طیف وسیعی رادر بر می گرفت که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد : نوشتن ونقاشی کردن به صورت غیر ارادی و خودبخودی , برقراری ارتباط با ارواح , خمکردن فلزات از طریق فرستادن امواج مغزی , روشن و خاموش کردن وسایل مکانیکیبدون برقراری تماس فیزیکی با آنها , خلق اشاء شفا دادن بیماران و برقرارساختن ارتباط با افراد از طریق تله پاتی . مانینگ سال 1974 از سوی پزشکانمتخصصان در شهر تورنتوی کانادا تخت آزمایش های گسترده ای قرار گرفت .پزشکان با استفاده از وسیله EEG منبع امواج مغزی مانینگ را ردیابی کردند .آن ها به این نتیجه رسیدند که بخشی از مغز این مرد جوان , که در تمامیانسان ها غیر فعال است , فعال شده و در آن پدیده های غیر عادی به چشم میخورد. برخی از پزشکان بر این باورند که این بخش از مغز انسان را می توانبا ایجاد شوک های الکتریکی فعال کرد. با این وصف , نتایج آزمایشات علمی برروی مغز مانینگ نهایتا نتوانست به هیچ توجیه علمی قانع کننده ای منجر شود.


لئونارا , واسطه راستگو :

لئوناراپیپر یکی از واسطه های معروف بود که از سوی متخصصان آمریکایی و انگلیسیمورد بررسی دقیق قرار گرفت . همه اعتقاد داشتند لئونارا آدم صادق وراستگویی است . او از 8 سالگی توانایی های خارق العاده خود را که از جملهآنها برقراری ارتباط با ارواح بود , ظاهر ساخت لئونارا در فاصله نوامبر1889 تا فوریه 1890 در 83 جلسه پیاپی تحت نظارت دقیق بازرسان و پژوهشگران((انجمن تحقیقات فراروان شناسی )) قرار گرفت. یکی از این محققان فردریکمیرز بود . لئونارا به نحو عالی و کاملی محققان را قانع کرد که از یک قدرتبزرگ ماوراء الطبیعه ای برخوردار است. لئونارا معتقد بود که او اطلاعاتخود را از مشاهدات و برداشت های فراحسی اش دریافت می کند . لئونارا سال1909 بعد از اینکه به صورت ویژه ای و با خشونت تحت آزمایش بازرسان وپژوهشگران قرار گرفت موقتا قدرت های خود را از دست داد . بعدها قدرتلئونارا باز گشت , او می توانست با نوشتن غیر ارادی پیام های ارواح را بهجهان زندگان منتقل کند . لئونارا در سال 1980 درگذشت و این در حالی بود کهوی اولین مدارک قطعی از وجود زندگی پس از مرگ را در اختیار محققان گذاشتهبود.


خواهران فوکس :

خواهران فوکس اولین بار در سال1848 در خانه والدین خود در مزرعه ای نزدیک نیویورک توانستند ضرباتی را کهارواح در پاسخ به پرسش های آنها تولید می کردند , بشنوند . این دو خواهرادعا کردند که خانه آنها توسط روح شریر یک دستفروش تسخیر شده است . چنینبه نظر می رسید که خواهران فوکس قادر به کنترل فعالیت های این پولترگایستهستند. خواهران فوکس بعدا به راچستر نقل مکان کردند و شهرتشان تا اواسطدهه 1850 الهام بخش تعداد زیادی از مقلدان بود. موقعی که خانه آنها برایباز سازی ویران شد جنازه یک مرد دستفروش را که بین دو دیوار خانه بودیافتند و تا ثابت شود همه ادعاهای آنها درست بوده است.