نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: برگزیدگان (مفاخر) ایران

  1. #1
    کاربرسایت kingsaeid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۱-۰۹
    محل سکونت
    تهران - kingsaeidmobashery@yahoo.com
    سن
    32
    نوشته ها
    3,498
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 16 در 16 پست

    برگزیدگان (مفاخر) ایران

    به خشنودی اهورامزدا



    برگزیدگان (مفاخر) ایران



    ایران باستان، در نگاه ایرانیان مسلمان روزگاران بعد، عصری رازآلود، و در عین حال ستایش برانگیز بود. ایرانیان پس از اسلام، در نوشتارهای خود، شاهان اسطورهای ایران را - كه دارای نیروهای فوقبشری میانگاشتند - شگفتزده، میستودند و دودمان ساسانی را نمونه و الگوی برترین و عالیترین شیوهی حكومت و شهریاری میدانستند. هر چند ایرانیان، دین كهن خود را وانهاده بودند اما دین جدید و حاكمان بیگانهی آنان هرگز نتوانستند مانع از پیوند و پیوستگی ایرانیان با گذشته و گذشتگانشان گردند؛ بل كه ایرانیان همواره در پی احیا و برقراری اخلاق و آداب و فرهنگ دیرین زادبوم خود در میان حاكمان غیرایرانیشان بودند.
    باور به ارج و منزلت شهریاران پیش از اسلام - به ویژه ساسانیان - در میان مردم آن چنان زنده و پایدار بود كه شماری از دودمانهای ایرانیتبار دوران اسلامی (مانند سامانیان و آل بویه) برای كسب مشروعیت بیشتر برای شهریاری خود، تبار و نسب خویش را به شاهان و شهنامان ایران باستان باز میبردند و این امر، به خوبی نمودار تداوم اعتقاد و احترام عمیق ایرانیان مسلمان به تاریخ و نیاكان كهن خویش است.

    در چارچوب همین باورداشتها، «زكریای قزوینی» یكی از جغرافیدانان نامدار ایرانی (682-600 ق)، در بخش از كتاب خود به نام «آثار البلاد و اخبار العباد» گزارش بسیار جالبی را زیر عنوان «برگزیدگان عجم»، در بارهی شماری از شخصیتهای تاریخی و اسطورهای ایران پیش از اسلام، كه در نگاه مردم و فرهیختگان، نام و كارنامهای بیمانند داشتند، عرضه میدارد (1):

    «چنین گویند كه در فرس [= ایران]، ده كس بودند كه در همهی اصناف مردم، مثل ایشان نبود و نباشد و نه در فرس نیز:

    نخست، «فریدون» بن آبتین بن كیقباد بن جمشید، [كه] جملهی [= همهی] روی زمین مملكت او بود و عالم را به عدل و انصاف آبادان كرد، بعد از آن كه از جور ضحاك خراب بود؛ و فردوسی در این معنی فرمود: فریدون فرخ فرشته نبود /// ز مشك و ز عنبر سرشته نبود /// به داد و دهش یافت این نیكویی /// تو داد و دهش كن، فریدون تویی.

    دوییم، «كسری» [= خسرو] و او را نام، انوشیروان بن قباد بود و زمان او، بهترین زمانهای اكاسره [= خسروان] بود و كدام شرف مقابل این باشد كه بر الفاظ پیغمبر گذشته كه: "ولدت فی زمن الملك العادل" [= در زمان شهریاری دادگر، زاده شدهام]. و عدل او به غایتی بود كه جرس [= زنگ] آویخته بود بر در سرای خود تا مظلوم آن را بجنباند و ملك از آن خبردار شود. هفت سال بگذشت و جرس را كسی نجنبانید.

    سییم، «فرهاد» كه قصر شیرین را ساخته و میخواسته كه [كوه] بیستون را بگشاید، پارهای از آن بریده است. و جمعی گویند صورت شبدیز هم صنعت اوست؛ زیرا كه او عاشق شیرین بود و در آن ایوان، صورت شیرین كرده است در غایت خوبی. چنین گویند شخصی بر آن صورت كه بر دیوار بود، مفتون شد و این زمان، بینی آن صورت را شكستهاند تا كسی بر آن مفتون نشود (6)».

    چهارم، بهرام بن یزدجرد بود و او را «بهرام گور» گفتندی. مثل او تیرانداز نبود و چنین گویند كه آهویی بر وی بگذشت و با او كنیزی چنگی [= چنگنواز] بود. گفت: فلان آهو را چگونه زنم؟ كنیزك گفت: سم او را بر گوش او بدوز! بهرام كمان برگرفت و مهره[ای] را بر گوش او زد. آهو پای را برداشت و گوش را میخارید، پس تیری بیانداخت و سم او را با گوش او بدوخت.

    پنجم، «رستمِ زال» سواری بود كه مثل او بر پشت اسب كسی ننشست و از خاصیت او آن بود كه اگر با هزار سوار نبرد كردی، بشكستی و اگر با كسی مبارزت كردی، مرد را به نیزه از پشت اسب برگرفتی؛ و فردوسی گوید: جهانآفرین تا جهان آفرید /// سواری چو رستم نیامد پدید.

    ششم، «جاماسپ» منجم گشتاسپ بن لهراسب بود (3) و او را كتابی است [كه] «احكام جاماسپ» گویند. حكم كرده است بر قرانات [= زمان همسو شدن برخی ستارگان كه در قدیم، موجب حوادثی در دنیا دانسته میشد] و در آن جا خبر داده است به خروج موسا و عیسا و به بعثت جناب محمد مصطفا و خبر داده است از زایل شدن دین مجوس و خروج ترك و خرابی عالم و خروج شخصی كه ایشان را دفع كند. و مثل او منجمی در هیچ صنف نبوده.

    هفتم، «بوذرجمهر» [= بزرگمهر] بن بختكان وزیر اكاسره بود، صاحب تدبیر و رأی و حكمت بود و خطابی به غایت خوب داشت. و چنین گویند كه در هند، «شطرنج» را وضع كردند و به كسری [= خسرو انوشروان] فرستادند. بوذرجمهر آن را بیرون آورد [= كشف كرد] كه چگونه باید باخت [= بازی كرد] و در مقابل آن، «نرد» نهاد و به هند فرستاد.

    هشتم، «باربد» مغنی [= سرودخوان] كسری بود و او را در آن شیوه نظیر نبود. چنین گویند كه هر كه خواستی كه كاری بر كسری عرضه كند و نیارستی [= جرأت نمیكرد]، آن را به باربد گفتی و او آن معنی را در شعر بیاوردی و به آن شعر، آوازی تصنیف كردی و پیش كسری، او را بخواندی. [آن گاه] كسری را معلوم شدی و حاجت او را برآوردی.

    نهم، «شبدیز» و آن اسبی به غایت خوب بود و او را خاصیتهای [= ویژگیهای] بسیار بود و چون بمرد، كسری برنجید. بفرمود تا بر جبل [= كوه] بیستون ایوانی بساختند از سنگ و شكل آن اسب ایستاده و كسری بر پشت او نشسته و زرهی پوشیده و صفت آن صورت به غایت خوب است (4). از تدقیق [= ریزهكاری] آن صورت، آن است كه میخهایی كه بر سم اسب زده، بازدید [= پدیدار] كرده و صورتی كه تراشیده، آن جا سیاه است كه سیاه باید، و آن جا كه سفید باید، سفید است و آن جا كه سرخ باید، سرخ است و از جهت این معنی، مردم گویند كه این صنعت بیش از قدرت بشر باشد (5).



    ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
    یادداشتها:
    1 - برگرفته از: «گنجینهی سخن»، تألیف دكتر ذبیح الله صفا، جلد چهارم، انتشارات امیركبیر، 1370، 5 -73
    3 - در روایتهای زرتشتی، جاماسپ، داماد زرتشت دانسته میشود. در حماسهی كهن «یادگار زریران»، وی وزیر گشتاسپ و پیشگویی تواناست. شیخ شهاب الدین سهروردی، جاماسپ را از پیشروان حكمت اشراق و از جمله فرزانگان و دانایان سرزمین پارس دانسته است. دو متن پیشگویانه به زبان پهلوی و به نامهای «جاماسپنامه» و «یادگار جاماسپ» به این حكیم پارسی منسوب بوده و اینك در دست است.
    4 - این روایت، توصیف سنگنگارهی منسوب به خسرو پرویز در «تاق بستان» كرمانشاه است.
    5 - چنان كه از این روایت نیز برمیآید، تمام سنگنگارههای تاق بستان - به سان سنگنگارههای تخت جمشید - رنگآمیزی شده بوده كه اینك تقریباً اثری از آنها باقی نمانده است.
    6 - این توصیف، در اصل مربوط است به سنگنگارهی ایزبانوی «آناهیتا» در تاق بستان كه چهرهی وی را تخریب كردهاند.
    بدرود _ پیروز و خرسند باشید _ یا علی
    شاه سعید مبشری

  2. #2
    کاربرسایت kingsaeid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۱-۰۹
    محل سکونت
    تهران - kingsaeidmobashery@yahoo.com
    سن
    32
    نوشته ها
    3,498
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 16 در 16 پست

    Re: برگزیدگان (مفاخر) ایران

    درود بر همه یاران

    این پست به منظور درج نام تایپیک در منوی آبشاری سایت برای آگاهی کاربران و حضور آنها در تایپیک نوشته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد .

    در همین جا از دوستان و کاربران عزیز درخواست دارم دیدگاهای خود را درباره این تایپیک بیان نمایند .

    بدرود - سعید مبشری - یاعلی
    بدرود _ پیروز و خرسند باشید _ یا علی
    شاه سعید مبشری

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۳ آذر ۸۸, ۱۹:۵۶
  2. نقاش های زیبا ی رئال
    توسط hamid192 در انجمن گالری عکس
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۶ مهر ۸۸, ۱۹:۵۸
  3. ناوگان زیردریایی روسیه شامل 60 زیردریایی اتمی و دیزلی است
    توسط yaser در انجمن نیروی دريایي و ادوات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۹ اسفند ۸۷, ۲۱:۴۶
  4. گزیده ای از سخنان یک بزرگ مرد به نام نادرشاه
    توسط ارسطو در انجمن تاریخ ایران کنونی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۷, ۲۰:۰۸
  5. جاری شدن آب، قبری را تبدیل به زیارتگاه کرد!
    توسط hrg1356 در انجمن بایگانی اخبار فرهنگی اجتماعی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۰ آبان ۸۶, ۲۱:۰۲

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •