اگر تاريخچه ساخت بمبهای اتمی در آمريكا را بررسی كنيد, به وضوح اشتياقاين كشور برای سوء استفاده از فن آوری هستهای را درك خواهيد كرد. آمريكاكشوری است كه با دستور پرتاپ يك بمب اتمی در شهر هيروشيما موجب كشته شدن140هزار نفر از مردم بيگناه كه ادعای كشورهای حامی دموكراسی و تثبيت كنندهحقوق بشر را دارد, خدا میداند.

كشوری كه فقط با استفاده از 2 بمباتم جان بيش از 210هزار نفر را گرفته است, هم اكنون میگويد: ايران نبايداز تكنولوژی هستهای بهرهمند شود. حال آنكه با نگاهی به گذشته و سوابقايران و مقايسه آن با منش آمريكايیها به وضوح معلوم است كه ايران از اينفن آوری(كه حق مسلم ايران است) میخواهد تنها در راه مصارف صلح جويانهاستفاده كند ولی اولين جنايتكار هستهای دنيا مقابلش ايستادگی میكند.

تاريخچه ساخت اولين بمب اتم

امكانبهرهگيری از جنگ افزار هستهای توسط آلمان نازی با كار گروهی شماری ازدانشمندان آن كشور زنگ خطری را در جهان به صدا در آورد كه توجه كارگزاراندولت ايالات متحده آمريكا بويژه رئيس جمهور وقت آمريكا ((روزولت)) را بهخود جلب كرد. او در آن هنگام با آلبرت اينشتين كه در آن زمان در آمريكازندگی میكرد مسئله را در ميان گذاشت. به دستور رئيس جمهور آمريكا از آنتاريخ به بعد كميتهای به نام ((اورانيوم و كاربرد آن)) تشكيل شد تاچگونگی كار در مورد دستيابی به واكنشهای زنجيرهای اين فلز بررسی شود.

درمارس 1940 اين كميته در دانشگاه شهر نيويورك (به نام كلمبيا) واكنش اينفلز را در برابر كربن مورد آزمايش قرار دادند و در اين آزمايش در موردواكنشهای ايزوتوپهای اورانيوم 235 كه دارای نورتونهای كند هستند بهموفقيتهايی دست يافتند.

كميته اورانيوم با پشتيبانی مالی و همهجانبهای كارهای عملی دانشگاه كلمبيا را دنبال میكرد. در ماه می1941كميته بررسی اعلام كرد كه شكاف هستهای را تا سال 1945 نمیتوان بهمرحله اجرا در آورد و آن را در سلاحهای هستهای به كار گرفت. بنابراينآزمايشات به تاخير افتاد و در اين مدت تنها يكسری عمليات آزمايشگاهی رویواكنشهای زنجيرهای اورانيوم انجام گرفت و پس از اين مرحله بود كهتوانستند با گامهای بلندی در مدت يك سال روی فرآوردههای پلوتونيوم بهمقدار زيادی كار كنند و تخمين زده میشد در مدت بين 3 تا 5 سال بتواند آنرا در جنگ افزارها به كار گيرند. اين كارها گمانهای بسيار خوشبينانه رادر دولتمردان آمريكايی به وجود آورد و پس از آن يعنی در سال 1941 به بعد,به دستور رئيس جمهور(( اداره علوم پژوهشی و گسترش)) زير نظر مستقيم((كميته علوم و انواربوش )) تاسيس شد.

در سال 1941 ايالات متحدهآمريكا وارد جنگ جهانی دوم شده و برای تهيه اين فرآوردهها و بهرهگيری ازآنها, پژوهشهای زيادی را به مرحله عمل درآورد. در ماه می سال 1942 برایبه دست آوردن مواد قابل شكاف هستهای, يك نهاد جديد برای پيگيری سريع ترامور تاسيس شد و تا سال 1944 سالانه مبلغ يك ميليارد دلار صرف هزينههایتحقيقاتی شده بود.

پس از دو روز از درگذشت روزولت در 12 آوريل سال1945, رئيس جمهور جديد آمريكا هاری اس ترومن طی پيامی كه به طور خلاصه بهوسيله دبير شورای جنگی استيمسون خوانده شد درباره كاربرد بمبهای اتمیاشارهای كرد و ديگر از ماه اوت همان سال طرحهای انفجارهای درونی بهمقدار زياد پلوتونيوم 239 مورد استفاده و آزمايش قرار گرفت.

اينآزمايشگاهها با چندين فروند بمب افكن B-29 كه آماده حمل تسليحات اتمیبودند با پشتيبانی تاسيسات نظامی ((تينی آن )) واقع در جزاير ماريانا (2400 كيلومتری جنوب ژاپن) انجام شد.

اين آزمايشها در مورد جنگافزار پلوتونيوم كه آن را به نام ترینيتی میناميدند, در 16 جولای 1945در ساعت 5 بامداد به وقت محلی در جنوب مركزی نيومكزيكو انجام شد و بنا بهبرآوردهای از پيش تعيين شده, انرژی و قدرت حاصل از آن میبايست كمتر ازيكهزار تن ( كيلو تن يعنی قدرت تخريبی معادل انفجار يكهزار كيلو موادمنفجره از نوع تی.ان.تی ) میبود, در صورتی كه پس از وقوع اين آزمايشنيروی حاصل از آن به 45 هزار تن رسيد كه برابر با انرژی حاصل از انفجارمقدار 21 هزار تن تی.ان.تی بود.

اما اولين فاجعه اتمی تاريخ ( بهدست آمريكای اصلاح طلب!) توسط يك هواپيمای بمب افكن B-29 با پروازی رویشهر ژاپنی هيروشيما در 6 اوت سال 1945 در ساعت 8:15 صبح به وقت محلی انجامشد. اين بمب افكن بدون آزمايش پيشين با بهرهگيری از اورانيوم 239 بمبی ازبمبهای توپخانهای را كه به نام پسر كوچك (Little boy) نامگذاری كردهبودند را از سقف پروازی 680 متری ( كه به منظور وارد ساختن بيشترين خرابیدر نظر گرفته شده بود) روی شهر مزبور رها كرد, در اين هنگام دو سوم ازساختمانهای شهر ويران و از جمعيت 350 هزار نفری آن, 140 هزار نفر كشتهشدند. دومين جنگ افزار هستهای از پلوتونيوم 239 با انفجار داخلی دو برابرتوان و انرژی پيشين مورد آزمايش قرار گرفت.

اين جنگ افزار قرار بودروی شهر كوكورا در راس ساعت مقرر در 11 اوت پرتاب شود, ولی يك سوم ازاعضای مديريت سازمان جنگ افزارهای هستهای, خواستار به تاخير انداختن آنشدند. اين عده خواستار به كارگيری آن در اواخر ماه اوت يا اوايل سپتامبربودند.

شرايط بد آب و هوايی تا نهم اوت همچنان ادامه داشت و ابرهایسنگين آسمان را فرا گرفته بود تا سرانجام يك بمبافكن B-29 حامل بمبی بهنام باكنركار پس از 10 دقيقه پرواز بر روی شهر كوكو بنا به شرايط بد آب وهوايی و عدم ديد بر روی هدف مورد نظر, با داشتن اجازه قبلی در مورد گزينشهدف دوم در ساعت 11:20 صبح با پرواز روی شهر ناكازاكی در سقف پروازی 500متر, بمب خود را با نيروی تخريبی 21 هزار تن رها كرد و از جمعيت 270 هزارنفری شهر در حدود 70 هزار نفر كشته شدند.

تمامی اين كشتارها از سویكشور آمريكا در حالی انجام گرفت كه كشورهای ديگر از جمله روسيه و فرانسه وانگليس هم در آن زمان دارای چنين فنآوری بودند, ولی اينكه چرا تنهاآمريكا بود كه از آن استفاده غيرانسانی كرد, به همان مسئله منش دولتآمريكا برمیگردد و نكته جالبتر از آن, وجود نگرانیهای آمريكا نسبت بهحقوق كشورهای ديگر است. هم اكنون احتمال وجود بيش از 200 فروند جنگافزاراتمی در اسرائيل وجود دارد در صورتی كه آمريكا هيچ نگرانی ندارد!! دليلشهم واضح است(حفظ منافع).

استفاده از فن آوری هستهای حق مسلم ملتايران است و هيچ كشوری(بخصوص كشوری كه از اين فنآوری سوء استفاده كردهاست) حق ممانعت از آن را ندارد.

كشورهای ديگر نظير آرژانتين,برزيل, تايوان و كره جنوبی نيز در اين زمينه تحقيقاتی انجام دادهاند.هندوستان و پاكستان هم اكنون تحقيقات اتمی را به مرحله عملی رساندهاند وحتی كشور آفريقای جنوبی در سال 1988 ميلادی اعلام كرد كه دارای توانهستهای است. حال ايران حق ندارد از انرژی اتمی به صورت صلح آميز استفادهكند!!!