احتمالا روزىذهن ما قادر خواهد بود افكارمان را بدون نياز به سيم به ماشين هاىپيرامونمان منعكس نمايند. فناورى بى سيم به ما امكان مى دهد از طريقموبايل با افرادى كه هزاران مايل دورتر از ما هستند صحبت كنيم، بدون نيازبه كابل در فضاى اينترنتى جستجو كنيم، و استريوها، دى.وى.دى پليرها وتلويزيون ها را از راه دور كنترل نماييم. اما هيچ يك از اين فناورى هابدون فشار دادن دكمه يا دادن فرمان هاى صوتى عمل نمى كنند. اما زمانى راتصور كنيد كه ما بتوانيم از راه دور فرمان هاى خود را از ذهنمان به رايانهها، ربات ها و ديگر ماشين ها انتقال دهيم. اين آرمان دور از دسترس نيست.ذهن نيز همچون رايانه از واحدهاى ريز بسيارى تشكيل شده كه در كنار يكديگراطلاعات را پردازش مى كنند. در حالى كه رايانه ها از واحدهاى صفر و يكبهره مى برند، رگ هاى عصبى نيز افكار ما را در تكانه هاى الكتريكى همه ياهيچ كد گذارى مى كنند بنابراين اگر رايانه ها و ذهن ها به زبان مشتركىصحبت كنند، اين احتمال وجود دارد كه حرف هم ديگر را بفهمند. پژوهشگراناميدوارند كه در نهايت با يارى الكترودها به اصوات ديجيتالى ذهن پى ببرند،و نشانه هاى اين اصوات را به رايانه هايى انتقال دهند كه قابليت خواندنكدهاى ذهن را داشته باشند و در نهايت از اين نشانه ها براى كنترل يك ماشيناستفاده كنند. تصور كنيد كه يك فرد معلول بتواند تنها از طريق افكارش يكبازوى رباتيك را بر روى ويلچر به كار بيندازد. تصور كنيد كه يك جريانديجيتالى از يك ميكروفن به پرده شنوايى يك انسان ناشنوا انتقال داده شود ودر آن جا اين جريان به عنوان يك صداى معنا دار دريافت شود. اين آرمان هاداراى يك عنوان رسمى است: رابط هاى ذهن با ماشين. يك دهه پيش اين رطياهابيشتر حالتى تصنعى و تخيلى داشتند، اما امروزه اين آرمان ها به موضوع روزتبديل شده اند. در مركز مهندسى اعصاب در دانشگاه دوك (Duke)، الكترودهايىاز طريق جراحى در ذهن چند ميمون جاسازى شد تا صرفا از طريق ذهن آن ها،بازوهاى رباتيك را به حركت در آورند. الكترودها از رگ هاى عصبى كه به طورطبيعى موجب حركت دست ها مى شوند، نشانه هايى را ارسال مى كنند. يك رايانه،اين دستورها را به فرامينى تبديل مى كند كه ربات را به حركت در آورند. اينتبديل با سرعت نسبتا زيادى صورت مى گيرد و به قدرى پيچيده است كه باعث مىشود ميمون كارى فراتر از حركت بازويش انجام دهد. در اين تبديل، مى توانگيره انتهاى بازوى رباتيك را به ميزان دلخواه فشار داد.مهندسان اعصاب دردانشگاه دوك در حال حاضر در صدد هستند كه برنامه خود را از ميمون ها بهانسان ها انتقال دهند. نشريه «جراحى اعصاب » در شماره ژولاى ۲۰۰۴ ازموفقيت آنان در جاسازى موقتى الكترودها در ذهن افراد داوطلب گزارش داد (افراد مورد آزمايش، داراى بيمارى پاركينسون و ديگر بى نظمى هاى رعشه اىبودند). اين بيماران سپس به بازى هاى ويدئويى پرداختند و در همين حالالكترودها نشانه هاى ذهن را ثبت كردند. دانشمندان برنامه اى رايانه اىتهيه كردند كه فعاليت هاى ذهن در ارتباط با حركت هاى متفاوت اين فرمان راتشخيص دهد. اولين مرحله، تبديل فرامين ذهن به فرامين رايانه اى است. درحالى حاضر پژوهشگران دانشگاه دوك مى خواهند پژوهش بلند مدتى روى جاسازىالكترودها در افراد معلول انجام دهند. در شكل كنونى، رابط ماشين ـ ذهندانشگاه دوك زيبا نيست. كابل ها به جمجمه افراد مورد آزمايش مى رسد. اينطرح نه تنها زشت است، بلكه غير بهداشتى نيز هست. چرا كه باز كردن ذهن براىجا سازى سيم ممكن است منجر به عفونت شود. مهندسان اعصاب در دانشگاه دوكاميدوارند رابط ذهن ماشين را بدون سيم بسازند. در اين صورت، الكترودهاىپنهان شده در ذهن پيام هايى را به تبديل كننده جاسازى شده در جمجمه مىفرستند و تبديل كننده نيز اين پيام ها را به صورت امواج راديويى به يكدريافت كننده متصل به پوست سر مى فرستد. سپس دريافت كننده اين امواج را بهيك رايانه بسيار كوچك روى كمربند فرد مورد نظر انتقال مى دهد. اين ابزاربدون نياز به سيم، فرامينى را به يك بازوى رباتيك يا ماشين هاى ديگر ارسالمى كند. در صورتى كه براى انتقال نشانه ها از ذهن نيازى به كابل نباشد،ضرورتى نيز براى دسترسى به كابل نيست مى توان اين نشانه ها را از طريقاينترنت به ماشينى در هزاران مايل دورتر انتقال داد. اين نشانه ها را ازطريق ماهواره مى توان به مريخ هم ارسال كرد اين احتمال را هم در نظر داشتهباشيد كه الكترودهاى جاسازى شده در مراكز زبانى ذهن، بدون نياز به سيمصداهاى درونى را به هزاران مايل دورتر ارسال كنند مى توان اين صداها را بهشخصى در نزديكى خود فرستاد كه الكترودهايى در مراكز شنواييش جاسازى شدهاست. مى توان اسم اين كار را تله پاتى ناميده و اگر هم نگاهى نا اميدكننده به آينده داريد، آن را كنترل ذهن تلقى كنيد. ميان آخرين مراحلفناورى و اين احتمالات موانع بزرگى وجود دارد. اين حقيقت كه دانشمندانبتوانند از نشانه هاى ذهن رمز گشايى كنند هيچ تضمينى نمى دهد كه نشانه هاىديگر نيز به آسانى كنترل شوند. براى چالش هاى سخت افزارى همچون دادن نيروىبيشتر به تبديل كننده هاى داخلى بايد چاره اى انديشيده شود. جاسازىالكترودها در ذهن هنوز نياز به جراحى دارد، حتى اگر كسى بتواند رگ هاىعصبى را از بيرون نظارت نمايد. از سوى ديگر، يك دهه پيش تعداد كمى تصور مىكردند كه اينك ميمون ها از طريق ذهنشان ربات ها را به حركت در آورند.هنگامى كه پاى فناورى به ميان مى آيد، دور از خرد است كه عليه آينده شرطبندى كنيم.