ورود به يك قلمرو ممنوع
جتلي و جكيچان در يك فيلم جديد



«قلمرو ممنوع» فيلم جديد راب مينكوف كه هفته قبل با يك فروش خوب صدرنشين جدول بينالمللي هفتگي فروش سينماها شد، از يك نظر اهميت زيادي دارد و به همين دليل از زمان توليد تاكنون تيتر اول خبرهاي رسانهاي بوده است: همبازي شدن دو بازيگر رزميكار بزرگ سينماي آسيا يعني جكيچان و جتلي . فيلمنامه فيلم را جان فوسكو نوشته و ديگر بازيگران آن عبارتند از: مايكل آنگارانو، مورگان بنيوت، بين جيانگ، شائو شاو يانگ، ميتو تانگ و جفري كونگ. قلمرو ممنوع با حال و هواي كمدياكشن و فانتزي خود يك اثر ماجراجويانه تاريخي چيني است.
قصه

جيسن (با بازي آنگارانو) نوجواني ماجراجوست كه علاقه زيادي به هنرهاي رزمي و ورزش كونگفو دارد. همين علاقه او را جذب قصههاي آسيايي و سينماي هنگكنگ و آثار كلاسيك كونگفويي كرده است. بزودي جيسن موفق به يك كشف عجيب و غريب درباره يك اسلحه قديمي و افسانهاي ميشود كه او را به سمت سلحشوران تاريخي چين ميكشد. سلحشوري كه او موفق به كشف هويت آن شده است، كسي نيست به جز سلطان مانكي (جتلي). بر اثر اتفاق غيرمنتظرهاي كه رخ ميدهد (و براي خود جيسن هم قابل توجيه و قابل باور نيست) جيسن به گذشتهها سفر ميكند و ناگهان خودش را در دل تاريخ چين باستان ميبيند. در آغاز كار جيسن كمي گيج است، ولي خيلي زود متوجه ميشود. دقيقا به همان دوراني بازگشته كه در فيلمهاي سينمايي ميديده است.
اين گيجي اوليه جاي خودش را به خوشحالي ميدهد، زيرا حالا ميتواند در عالم واقعيت با همان افسانهها و چهرههاي افسانهاي ملاقات كند كه چيزهاي زيادي دربارهشان خوانده و فيلمهايشان را ديده است. جيسن به گروه سلحشوران دنياي هنرهاي رزمي و كونگفو ميپيوندد تا در يك عمليات متهورانه و خطرناك شركت كند. اين ماموريت شامل نجات جان سلطان مانكي ميشود كه اسير و زنداني آدمهاي بد قصه است. جيسن خيلي زود متوجه ميشود سلطان مانكي داراي دو شخصيت است كه دومي آن راهب خاموش نام دارد. او براي نجات جان سلطان مانكي با لويان (با بازي چان) دوست و همراه ميشود.

لويان آدمي معمولي است كه هنرهاي رزمي را خيلي خوب بلد است و ميتواند جيسن را به محل نگهداري سلطان مانكي ببرد. اين دو موفق به آزاد كردن سلطان مانكي ميشوند ولي هنوز راه درازي براي نابودي آدمهاي بد قصه دارند كه ...

نقد

«قلمرو ممنوع» يكي از جسورانهترين و پرسر و صداترين محصولات يك سال اخير دنياي سينما بوده است. دوستداران سينماي كونگ فويي هميشه آرزومند اين بودند كه روزي جكي چان و جت لي در يك فيلم مشترك با يكديگر همبازي شوند و اين اتفاق بالاخره با اين كمدي اكشن ماجراجويانه رخ داد. فيلم تا مدتها نامي نداشت و رسانههاي گروهي از آن با عنوان «پروژه جكي چان و جت لي» اسم ميبردند. همين نام به خوبي حكايت از اهميت همبازي شدن اين دو ابرستاره سينماي كونگ فويي آسياي جنوب شرقي ميكند.

نكته جالب فيلم اين است كه قصهاي از يكي از افسانههاي قديمي و مشهور چيني گرفته است، از همينرو اكثر كاراكترهاي موجود در آن برگرفته از متولوژي و افسانههاي چيني هستند. در حقيقت براساس نوشتههاي تاريخي، كاراكتر لويان (با بازي جكي چان) يك قديس سرشناس است و امپراتوري جيد كه در قصه فيلم به آن اشاره ميشود، حاكم و قانونگذار مكانهاي بهشتي در افسانههاي چيني است. افسانه سلطان مانكي يك اثر حماسي فانتزي قرن شانزدهمي است كه شاعري به نام وو چنگ ان آن را نوشته است. بسياري از كاراكترهاي اين افسانه (كه در فيلم حضور دارند) قبل از اين در تعداد ديگري از فيلمهاي چيني هم وجود داشتهاند.

حضور مشترك چان والي روي پرده سينما براي اولين بار، بسيار تماشايي و جذاب است. اين جذابيت بهويژه در صحنههاي اكشن و رزميكاري به اوج خود ميرسد و دوستداران اين دو هنرمند را صددرصد راضي ميكند. در حقيقت هيچ قصهاي بهتر از اين افسانه قديمي نميتوانست حق مطلب را نسبت به هر دوي آنها ادا كند. نقش بازي و حضور هر دوي آنها در فيلم به يك اندازه است و هر دوي آنها در نقشهاي خود ميدرخشند. در صحنههاي رزمي، تماشاچي درميماند كه هنرنمايي كدام يك از آنها را تماشا و پيگيري كند. چان و لي در تمام صحنههاي فيلم از تمامي ظرفيت و استعداد خود بهره ميگيرند تا نقشهاي خود را به بهترين شكل ممكن بازي و اجرا كنند. قصه فيلم تلفيقي از اكشن، شوخ طبعي و ماجراجويي است و در آن روابط بين كاراكترها خيلي خوب پرداخت شده است. در افسانههاي تاريخي و كهن چين سلطان مانكي استاد هنرهاي رزمي و كونگفو است كه از خرد ويژهاي برخوردار است و با جادو هم آشنايي دارد. اين كاراكتر در كنار كاراكتر لويان، دست به خلق ماجراهايي ميزند كه با كمك هنر جلوههاي جديد كامپيوتري تماشاچي را وارد دنيايي رنگارنگ و بهشدت تماشايي ميكند. كاراكتر گنجشك طلايي (با بازي پيفي ليو) هم اهميت زيادي در پيشبرد خط اصلي قصه فيلم دارد. او دختر يتيمي است كه والدينش توسط امپراتور جيد (با بازي كالين چو) به قتل رسيدهاند و قصد انتقام دارد. جيسن در بدو ورود به دنياي چين باستان با او آشنا ميشود. جيسن با شنيدن قصه زندگي گنجشك طلايي است كه تصميم ميگيرد امپراتوري جيد را سرنگون و مردم را از شر حكومت مستبد وي خلاص كند. اما انجام اين كار فقط با كمك لويان استاد هنرهاي رزمي است. راب مينكوف كارگردان فيلم
قبل از اين آثار موفقي مثل استورات ليتل و انيميشن شيرشاه را براي بچهها ساخته است و اين فيلم او هم اثر تازهاي براي اين رده سني است.