درباره فيلم حس پنهان
هيچكاك با طعم بستني




هل دادن آدمها به موقعيتهاي گوناگون و مواجهه آنان با سايرين است كه به پوست انداختن شخصيتها و بازنمايي آلام و دغدغههاشان منجر ميشود. تعدد و گوناگوني موقعيتها وقتي با روند روبهرشد فيلم همسو نباشد، كاركردي فرسايشي براي اثر رقم ميزند.

فيلمسازاني كه از فرنگ به مملكت برميگردند با 2 مشكل اساسي در نگاه به شخصيتها در فيلمهاي خود مواجه هستند؛ گروهي با نگاه صاف و اتو كشيده اروپايي به آدمهاي جهان سومي و شرقي نزديك ميشوند وآدمهايي چون كاراكترهاي «حس پنهان » را جلوي ديدگان مخاطب رديف ميكنند كه به فارسي تكلم ميكنند و به شكل و شمايل شخصيتهاي فرنگي زندگي ميكنند. گروه ديگر با توجه به اقبال فيلمهاي جشنوارهپسند، با رصدكردن قشر فرودست جامعه و نگاه سفارشي و تاريك به آدمها ميخواهند رضايت مديران جشنوارههاي فرنگي را جلب كنند. هر دو طيف اين فيلمسازان از فرنگ برگشته رويه افراطي را در ساخت فيلم خود پيش ميگيرند، البته در اين ميان استثناهايي هم ديده ميشود كه از كنار آنها نميتوان بيتفاوت گذشت.

«حس پنهان» گرتهبرداري آشكاري از چند فيلم شاخص هيچكاك با محوريت شخصيتهاي روانپريش است كه از آنها خاطرات خوشي در ذهن داريم. «بهرام » روانپريش اين فيلم با نگاهي به كاراكترهاي معروف فيلمهايي چون مارني، سرگيجه، رواني و جنون سروشكل گرفته است. اما از آن جا كه هم بيمار رواني و هم دكتر روانشناس فيلم خيلي بدلي و كارت پستالي در آمدهاند، مخاطب با اين آدمها و خواستههايشان همسو نميشود. هرچند بهرام اندكي ملموس و پذيرفتني در شمايل فيلم بهنظر ميرسد كه آن هم به توانايي فردي بازيگر برميگردد ؛ البته اين توانايي همراستا با كنش و واكنشهاي سايرين نيست، چون بهرام، سازي جداگانه در سازمان فيلم مينوازد كه به گلدرشت شدن حضور بازيگر ختم شده است كه در كليت اثر مانند چراغراهنما جلوي ديدگان مخاطب چشمك ميزند. معضل مهمي كه به مثلث رقابتي و حسادتي فيلم صدمه زده است، به نامناسب بودن هنرپيشههايي كه در سه ضلع اين مثلث قرار دارند، مرتبط است. شخصيت سيمين با مهتاب كرامتي اصلا تناسب ندارد وگزينش اين بازيگر بيشترين صدمه را به اين مثلث عشقي زده است، مضاف براين كه درك او از نقش خيلي بيروني است. سيمين چگونه دكتر روانشناسي است كه در اين مدت زندگي مشترك به شيطنتهاي شوهرش پي نبرده است؟
از آنسو خيانت امير به سيمين از پشتوانه مستحكمي برخوردار نيست، به صرف اين كه سيمين از زايمان هراس دارد و طفلي مرده بهدنيا آورده، نميتوان به اساس زندگي ضربه زد. مضاف بر اين كه امير در رفتار وگفتارش بروز ميدهد كه دغدغهاش بچه نيست بلكه دنبال برقراري رابطه گرم عاطفي با زن ديگر است.

فيلمساز از لحاظ جغرافياي ديداري نيز يك شمايل صاف و اتو كشيده براي فيلم خود تدارك ديده است. رنگ مايههاي مطب سيمين ونوع چيدمان اتاق كار او يك پيش فرض ساده وسرد بصري را رقم زده است كه اين سردي گل درشت سنجاق شده به شمايل فيلم كاركردي مازاد و تحميلي دارد، مخاطب اين سردي را دررفتار و چانه زنيهاي امير وسيمين ميبيند. درمرحله دوم با جغرافياي بيابان و سكانسهاي بي كاركرد مواجه هستيم كه فيلمساز فقط براي خوش عكس كردن شمايل فيلمش بهره برده است. مانور دادن وتركتازي امير دربيابان هيچ نقشي در سازمان داستان ندارد وحذف آن آسيبي به كليت فيلم نميرساند. فيلمساز اصل قصه گويي را فداي نماهاي گالري وار اثرش كرده است.

تاكيدهاي بيش از حد ديداري و شنيداري فيلم بر عنوان نمايشگاهي كه ندا راه انداخته و از خوشروزگار هم نام خود فيلم است بيش از حد عذابآور شده است ؛ همانگونه كه بستنيهاي رنگبهرنگي كه در گوشه كنار وجنات فيلم اشتهاي تماشاگر فلكزده را هدف گرفته، روي اعصاب راه ميرود و حال آدم را از هرچه بستني بههم ميزند.

«حس پنهان» به يك آشفتگي مزمن روايي و ديداري دچار شده است كه درآن آدمهاي لايتچسبك پرسه ميزنند. انگيزه آدمها براي دورزدن و پيچاندن يكديگر مشخص نيست. جز بهرام كه هراس دارد گذشته مادرش در مورد ندا نيز رقم خورد، در مورد سيمين و امير دادههاي دندانگيري فيلمساز براي مخاطب رو نميكند. برخي آدمها مانند رضا (آتيلاپسياني) و ناهيد (شهره سلطاني ) بدون منطق وارد قصه شده و
پس لحظهاي محو ميشوند. ما از اين زوج و پيشينه مراودهشان با امير و سيمين مطلب مهمي دستگيرمان نميشود. ناهيد اتفاقي از پشت شيشه عتيقه فروشي امير و ندا را ميبيند، چند سكانس بعد هم امير و رضا را به صرف بستني در حال متلكپراني و كنايهزدن ميبينيم، جمع بندي فيلم نيز آشفته و نچسب درآمده است.

سقوط بهرام و نوع چيدمان نماها و مقدمهچيني اين فصل خيلي سردستي برگزار شده است، مضاف بر اين، رانندگي پاياني امير در بيابان و اتصال او به تخت بيمارستان نوعي مكافات تحميلي براي اين آدم محسوب ميشود كه به بخش پاياني فيلم سنجاق شده است. مركزگسترش سينماي مستند و تجربي كه حامي فيلمسازان اول است در پشتيباني و ساخت «حس پنهان» خرق عادت كرده و با ارادت نشان دادن با اسپانسري كه بلاي جان فيلم شده، تجربههاي توليدي آبرومند پيشين اين نهاد كارساز را زير ذره بين پرسش برده است...!