ضرورت نوآوري و عمق بخشيدن به آثار پليسي




«كارآگاهان» تازهترين ساخته در ژانر پليسي است كه روي آنتن سيما قرار دارد و از قاب شبكه 3 تاكنون، قسمتهايي از آن را نظاره كردهايم. اين مجموعه را بايد اثري اپيزوديك دانست. هر قسمت، روايت مجزا و مستقلي دارد. در بستر آن نيز شاهد روايت ديگري هستيم كه به صورت دنبالهدار در معرض ديد ما قرار ميگيرد.
با گذري به تاريخ سينما و تلويزيون درمييابيم، مجموعههاي پليسي از سال 1954 رشد و گسترش يافتند. كاهش محبوبيت وسترنهاي سادهلوحانه، از آنرو شدت پيدا كرد كه پيام و مفاهيم اخلاقياش با حال و هواي جنگ سرد در دهه شصت سنخيتي نداشت، از اين هنگام است كه با ساخت مجموعههاي پليسي در آمريكا و انگليس، توليد چنين آثاري در كشورهاي ديگر بهشدت فزوني مييابد.

ساخت آثار و توليدات نمايشي در ژانر پليسي در تلويزيون ايران هميشه از دو زاويه و نگاه صورت گرفته است.
نخست، توليداتي كه با هدف تبليغ براي نمايش قدرت پليس شكل ميگيرند و بعد آثاري كه هدف آنها، بيشتر بيان مفاهيم فرهنگي، اجتماعي، امنيتي و اخلاقي، از طريق پردازش دراماتيكي است. از بخش اول ميتوان به بيصدا فرياد كن، ساخته فخيمزاده و كارآگاهان اشاره كرد و از مورد ديگر كارآگاه علوي و سرنخ را. در اين ميان بايد آثار ديگري را نيز سراغ گرفت كه با وجود آنكه در ژانر پليسي قرار نميگيرند، ليكن حضور پليس در ساختار درام پررنگ است. در اينگونه توليدات (داخلي) غالبا زماني پليس موفق به كشف حقيقت و يا شناسايي مجرم ميگردد كه اعمال خلافكارانه بسياري صورت گرفته، فرد خاطي كشته شده يا توسط ديگران شناخته و دستگير ميشود، مانند سريال ما چهار نفر.

«كارآگاهان» در جرگه آثاري قرار دارد كه به قصد معرفي توانايي هاي پليس كشورمان سامان يافته است. ماهيت، كيفيت و عامل جنايت و يا جرم گرههاي اصلي هستند كه در فيلمهاي پليسي، بايد به وسيله قهرمان و يا شخصيت اصلي، گشوده شوند. در توليدات با هدف يادشده، هميشه تلاش بر اين است چنين گشايشهايي به صورتي سريع و قدرتمندانه، نمايانده شوند.

توليدات تلويزيوني پليسي كه با انگيزههاي متعدد از جمله تبليغ انجام ميپذيرد، فينفسه تلاش و كوششي منفي محسوب نميشوند. از آنجايي كه چنين رويكردي، در قالب نمايشي ارائه ميگردد بايد طراحي آن به گونهاي صورت گيرد كه با واقعيتهاي جامعه و توانمنديهاي دستگاه سازمان پليس، همخواني داشته باشد، در اين ميان ترديدي نيست كه بيتوجهي به اين اصل، اثر را از نظر موضوع، مضمون و پرداخت هنري شعاري و سطحي جلوه خواهد داد. از سويي ديگر اينگونه توليدات تبليغي، به هر ميزان كه ماهيت، كيفيت و عامل جنايت را از روزنه عميقتري، مورد كندوكاو قرار دهند، در كنار محقق ساختن مطلوبتر هدف اصلي خود، خواهند توانست لايههاي زيرين و گوناگون وسيعتري از روابط، هنجار و ناهنجاريهاي فرهنگي، اجتماعي و اخلاقي جامعه را نشان دهند.

يكي از عوامل جذابيت آثاري كه در حيطه ژانر پليسي قرار ميگيرند، تنوع و پيچيدگي جرمهايي است كه وقايع داستان براساس آنها صورت مشخصي پيدا ميكنند. اين تعدد و رنگارنگي اگرچه در كارآگاهان به چشم ميخورد، اما از جهت پردازش مفهومي و دراماتيكي، تخت و ساده به نظر ميآيند، بهگونهاي كه باعث شدهاند مضمون و ساختار اثر در مرتبهاي قرار گيرند كه امكان درگير شدن مخاطب با رخدادها و مضامين روايت، فراهم نگردد.

در اولين قسمت مجموعه به هنگام شرح و بيان موقعيت آرش به عنوان يكي از مقتولان، صاحبخانه در پاسخ به پرسش ماموران، اشاره به جدايي پدر و مادر و ازدواج هريك از آنها و درگيري مداوم او با مادرش ميكند. در داستاني كه باندي به بهانه خريد خانه، وارد منازل مسكوني شده، اقدام به سرقت ميكنند، رئيس باند، در مقابل اين سوال پليس زن كه چرا با وجود داشتن شغل پرستاري، اقدام به اعمال مجرمانه كرده است، ميگويد: به علت آن كه با ميزان درآمدي كه داشته، تا سالها نميتوانسته براي خود مسكني مهيا كند. چنين نكتهبينيهايي را به گونه ديگري، در روايت با موضوع قتل مهندس مسافر هم ميتوان ديد.

توجه كردن به زمينه و دلايل وقوع جرم و طرح اشكال مختلفي از آن كه براي مخاطب نيز ملموس است، با وجود آن كه از مزيت و امتيازات مثبت فيلمنامه محسوب ميشوند، ليكن بدان علت كه به اين مقولهها به صورتي بسيار اجمالي و كلامي (و نه تصويري) ميپردازد، تاثيرگذاري بايستهاي را بر تماشاگر نميگذارد.

تامل و بحثبرانگيز بودن اين بعد از كارآگاهان را شايد بتوان در همان رويكرد بيش از حد تبليغي آن دانست. به سخني ديگر، چنين گرايشي اين زمينه را ايجاد كرده كه متن از نظر پردازش خلاقهتر تيپ، رويداد و طراحي، بحران، گرهافكني و گرهگشايي و نقطه اوجها، حاوي زيبايي و جذابيتي عميق نباشد.

كندوكاو اين ديدگاه از آن رو اهميت فزايندهاي پيدا ميكند كه مجموعه كارآگاهان به علت رويكرد تبليغاتياش، سعي دارد پليس را نيروهاي مخلص، تيزبين و فداكاري نشان دهد كه هيچ گونه قصور و خلافي را مرتكب نميشوند. افزون بر اين ميكوشد اين ويژگيها را نه در قالب شخصيت، بلكه تيپ مطرح كند. شخصيتپردازي نهتنها در نقشهاي مثبت بلكه در نقشهاي منفي نيز هيچ جايگاهي ندارد.

در چنين فضايي ميتوان تمهيد ديگري را در پيش گرفت و آن نوآوري در بيان و عميقتر كردن جنبه معمايي اثر است. چينش صحنه و سكانسهاي كارآگاهان از اين جهت نيز به گونهاي صورت پذيرفته كه چنين خلاقيتي در آن به چشم نميآيد. به عنوان مثال در قسمتهاي سرقت از منازل يا قتل مهندس مسافر، سطح معما يا ابهاماتي كه پيرامون جرم مطرح ميشود، معمولي و فاقد عمق و پرسپكتيو بوده، به شكلي كه انگيزه نيرومندي را در مخاطب براي تماشاي ادامه ماجرا ايجاد نميكند.

شيوه روايت به گونهاي كه در كارآگاهان آمده، ممكن است براي غالب مخاطبان نو جلوه كند، اما با اين وجود براي دريافت ميزان اثرگذاري چنين ساختاري بايد به انتظار نشست.