درود بر همه یاران
پیشگویی های نستراد آموس که در آن به صراحت نام ایران بیان شده و حکومت تاییدشان کرده است و چاپ نموده :
( سانتوری 1 سروده 70 )
گرسنگی , باران و جنگ
در « پرشیا »
ایستا نمی شود
گروه بی شماری از وفاداران
از فرمان روای خودکامه
رو بر می گردانند
... هایی
...
مخالفت با او
در فرانسه آغاز می گیرد
در فرانسه نسز به پایان خود می رسد
ور در همان جا
برای نابودی یک نفر
در پنهان
پیمانی بسته می شود .
در اینجا باید بگوییم که بنا به سه خط آغازین گرسنگی و باران و جنگ هیچگاه برای همیشه در ایران مستدام نخواهد ماند و گذرا می باشد همان طور که کورش بزرگ از خداوند خواست : خدا یا سرزمین هیچگاه دچار خشکسالی و گرسنگی و جنگ پایدار , نگردد و از خط های 4 و 5 و 6 این بر می یاد که فرماندهان نظامی زمان شاه با دیدن وضع آشفته کشور و مطلع شدن از مسایل مخفی کسور وام های کلان گرفتند و بدون توجه به شاه به او پشت کرده و میهن را ترک کردند که ننگ بر آنها باد درمرود خط 8 باید بگویم این خط در دست رس نیست و یا شاید مصلحت است نباشد و در مورد ادامه مطلب دیگر همه می دانند که تا لحظه تاریخی ملاقات رمزی کلارک نماینده آمریکا با آقای خمینی در نفلوشاتو پاریس فرانسه حکومت شاه مشکل جدی نداشت از آن لحظه ساز اصلی مخالفت با او زده شد و براندازی حکومت آغاز گردید و در همان جا به نتیجه اصلی یعنی براندازی پایان پذیرفت و برای از میان رفت شاه در پنهان امریکا و آقای خمینی پیمانی سوری بستند .
( سانتوری 1 سروده 73 )
به فرانسه
اتهام زده می شود
که
از سوی پنج کشور همیارش
نادیده گرفته شده است
کشورهای الجزیره و تونس
با یارمندی مردم « پرشیا »
به جنبش در می آیند
لیون , سویل و بارسلون
از پای در می آیند
آن ها به خاطر ونیزی ها
نمی توانند
بشتاب از آن بخش گذر کنند
نکته واضح این سروده این است که در روزگاری ایران که کشور های دیگر را تحت فرمان دارد به ایتالیا و جنوب اروپا حمله می کند و ونیز آشفته خطرشان می کند از خط های آغازین این سروده که راجب هم پیمانان فرانسه است گیرایی خوبی به عمل نیامده است .
( سانتوری 3 سروده 31 )
مردم ارمن
و عرب ها
در نبردگاه « مدیا »
به گرد هم می آیند
افراد و لشگر عظیم
سه بار تمام
با یکدیگر رویاروی می شوند
پس آنگاه
بنا های سلیمان بزرگ
در نزدیکی خط مرزی آراکسیو
ویران می شوند .
از این سروده بر می آید در آینده ارمنی ها و عرب ها در ایران به هم ملحق شوند و در مقابل گروهی دیگر قرار بگیرند حال معلوم نیست که آن گروه افرادی هستند یا لشگری عظیم و این هم معلوم نیست که ارمن ها و عرب ها که در ایران گرد هم جمع شدند افراد حساب می شوند یا لشگر عظیم به هر حال در درگیری هایی که شمارش 3 می باشد بناهای باقی مانده از حضرت سلیمان که در منطقه آراکسیو ( احتمالا غرب سوریه و لبنان و غرب عراق ) موجود است به کل از میان می رود حال احتملا" جنگ گروه متحد در ایران که یحتمل به یارمندی ایرانیان نیز هست علیه اسراییل صورت می گیرد .
( سانتوری 3 سروده 64 )
اسپانیای بزرگ
به دست رهبر پاریس
گشوده می شود
تری رمس
در برابر محمدی هایی که
از « مدیا » و « پارتیا »
برخاسته اند
می ایستند .
پی از آن که آن مرد
سیکلاد را غارت می کند
انتظاری بس بزرگ
در بندر یونان حاکم می شود .
این سروده به تمام نشان از آن دارد که اسپانیا روزی توسط فرانسویون سقوط خواهد کرد در زمانی که فرانسوی ها ئارای رهبری مقتدر دارند در این هنگام تری رمس که نوعی قایق سه پهلوی پاروزن بوده اند در برابر ایرانیان مسلمان که تا آن جا پیشروی کرده اند ایستادگی می کنند و احتمالا" با شکست روبرو شده اند چون مردی که قطعا از نیروهای خودی است سیکلاد را زیرو رو می کند و از دو خط آخر این بر می آید که در آن محدوده ساحلی که قطعا" جنوب اسپانیا است همه چیز تا زمانی نسبتا" طولانی برای یک جنگ نه یک روزگار به یک آتش بس بدل می شود .
( سانتوری 3 سروده 77 )
اقلیم سومین
برج جدی را در بر می گیرد .
پادشاه « پرشیا »
به ماه سپتامبر
در چنگال مصری ها اسیر می شود
جنگ , زیان , خسارت و مرگ
و زان پس ,
برای صلیب ,
شرمساری بسیاری خواهد بود .
این به درستی یکی از پیشگویی های پر دامنه نستراد آموس است که در مورد پرشیا صورت گرقته است و در مورد روزگاری بس بلند می باشد که تا دو خط آخر همه اش کاملا" رخ داده است و دوخط آخرش نیز در حال رخ دادن است او در این سروده درست دقیقا" به برجی اشاره می کند که در همان برج بود که شاه میهن را برای همیشه بدرود گفت و به مصر پناه برد به بهانه سفر و در آن مستقر شد ولی این جانب به قطع یقین دارم که نستراد آموس مانند نام هیتلر که گفت هیستر در باره مصری ها اشتباه کرده و آن سفر را به اسارت شدن تعبیر کرده البته از این هم دور نشویم که برخی ها به این اشاره می کردند که مصر برای اینکه شاه را به آمریکا تحویل دهد او را نگاه داشته و در ادامه سروده به دوران جنگ ما و بعد به زیانی که به ما از جنگ رسید و بعد به خساراتی که پرداخت کردیم همان تحریم های آمریکا و شیدانی که در راه میهن دادیم به عنوان مرگ اشاره کرد و بعد از اینها به شرمساری که دچار صلیب ( نمادی از چیزی ) می شود اشاره می کند که خود شما منظور از این مصراع آخر را حتما" گرفته اید که هم رخ داده است و هم در حال رخ دادن .
( سانتوری 3 سروده 78 )
رهبر اسکاتلند
همراه با شش آلمانی تبار
در چنگال دریا مردانی که از شرق آمده اند
به اسارت در می آیند
آنان
در گذاره دریایی
از تنگه جبل الطارق
و اسپانیا گذشته
و در سرزمین « پرشیا »
به شاه ترس آفرین جدید
معرفی می شوند .
این سروده که از آینده گویاست برآیند درستی ندارد و در دست بنده نیز تفسیری نیست که بر آن افزوده کنم ولی چیزی که می شود از آن براورد کرد این است که ایران آینده به قدرت و گسترش رسیده تا جایی که گشت های دریایی ایران رهبر اسکاتلند و چند آلمانی را دستگیر و از مسیر دریای گذشته تنگه جبل الطارق را رد کرده و از خاک اسپانیا توسط راه هایه زمینی به ایران آورده می شوند و آنها را به شاه ترس آفرین جدید که استعاره از شاه قدرتمندی است که جهان را خیره خود می کند و جهانیان از او واهمه دارند معرفی می کنند این سروده به روشنی نشان دهند این است که پارس به شاهنشاههی خود بر می گردد و توسط شاهی قدرتمند اداره می گردد .
( سانتوری 5 سروده 25 )
شاه زاده ای عرب تبار
سیاره مریخ
و زهره
در برج شمس و اسد
و حکومت کلیسا
در آب های دریا نابود خواهد شد
از سرزمین « پرشیا »
نزدیک به نیم میلیون جنگاور
خاک مصر و بیزانتیوم را محاصره خواهند کرد
شیطان
به راستی
به چشم دیده خواهد شد .
برایند از این سروده این است که توسط شاه زاده ای عرب نژاد در هنگامی که مریخ و زهره در برج شیر و خورشید قرار گیرند حکومت مسیحیان در اروپا به پایان خود می رسد و به زیر آب فرو می رود این فرو رفتن در زیر آب دربا هم می تواند توسط چندین بمب اتم که در اب های ساحلی اروپا ریخته می شوند و منجر به پیش آمدن سونامی می گردند صورت گیرد هم می تواند طبق علایم آخر الزمان توسط بارانی شدید که همانند باران زمان نوح ( ع ) است پیش آید چون مسبب این کار احتمالا" یا ایران است یا شاه زاده عرب تبار پس نظریه اول صحت بیشتری پیدا می کند ( یعنی بمب اتم ) و در ادامه به روشنی واضح است که در آینده 500 هزار نفر ایرانی مصر و بیزانس را فتح خواهند کرد و در این میان شیطان خود نمایی می کند حال معلوم نیست منظور اهل باطل است یا خود ابلیس اگر آخرالزمان نباشد پس هدف اهل کفر هستند که خود را نشان می دهند و اگر آخرالزمان باشد بنا به روایات در شبی که روزش از آسمان صدای بشتابید به سوی حق به گوش جهانیان می رسد در آن شب که دعوت ابلیس صورت می گیرد که بشتابید به باطل هدف است و شاید اینها هم نباشد منظور قدرت نمایی ایران مد نظر است که وحشت اروپاییان را سبب می گردد .
( سانتوری 5 سروده 27 )
دلیر مرد « پرشیایی »
با سلاح های آتشناک خود
از نزدیکی های دریای سیاه
برای تسخیر ترابوزان خواهد آمد
فاروس
و میتلین به لرزه در می آیند
و خورشید
به دریای آدریاتیک
که مملو از اجساد اعراب است
خواهد تابید .
در این پیشگویی باری دیگر سخن از پرشیا ست و مردی که از پرشیا بر می خیزد و با سلاح های آتشناک خود به قصد تسخیر بندر ترابوزان که در کناره دریای سیاه و متعلق به ترکیه است آهنگ جنگ می کند و با آمدن او سونان و جزیره فاروس که در کشور مصر قرار دارد و در گذرگاه ورودی بزرگ ترین بندر آن پتولمه فانوس دریایی دنیای باستان که یکی از شگفتی های هفت کانه جهان است وجدو داشته به سختی خواهد لرزید .
با استناد به این پیشگویی باید گفت پس از انجام نبرد هابب که در گذاره آن دریای آدریاتیک از اجساد کشتگان عرب پوشیده می شود قدرت ایران بسیار فزونی یافته و مرزهای آن تا میتلین = یونان , فاروس = مصر و ترکیه = دریای سیاه گسترش می یابد .
( سانتوری 5 سروده 86 )
بزرگ شهر
که به یک سر و سه بازو
بخش شده است .
از جریان آب
به سختی آسیب مند خواهد شد
دسته هایی از
مردان بزرگ
که
در میان گروه تبعیدیان هستند
آواره می شوند
پیشوای « پرشیا »
بر بیزانس
فشارهای سختی
وارد خواهد آورد .
در این سروده شهری از جریان آب که بی شک سیل بزرگی مد نظر است اسیبی می بیند که احتمالا" نقشه این سهر به یک سر و سه بازو شبیه است مردان بزرگی که در بین گروه های مردم از آن جا کوچ کرده اند پراکننده و آواره می شوند و پیشوای ایرانیان در آن هنگام بر بیزانس را در سیتره فساره های خود قرار می دهد .
جیمس لاول , ژوبرت و اریکا چاتهام مفهوم این سروده را به نبردهای ایران و عثمانی در سده های هفدهم و هیجدهم نسبت می دهند ولی بنا به گفته برخی صاحب نظران این سروده به این زودی ها رخ نخواهد داد ( البته به زمان آنها شاید الان نزدیک باشد ) به هرسان در این سروده به آنچه که در پرشیا و در بیزانس ( احتمالا" ترکیه مد نظر است ) روی خواهد داد اشاره شده است سیلی بزرگ و ویرانگر در راه است در کجا ؟ نمی دانیم ؟
ولی شک بیشتر به استانبول می رود بزرگ شهری که در کنار آب گشترده شده است .
البته اگر این بزرگ شهر ار یک کشور در نظر گرفت به نکات جالبی می رسیم چون در آینده بنا به گفته پیشگوها و روایات قرار است ایران گسترش یابد در این حال نقشه اش یک سر که دریای خزر و اطرافش باشد و سه بازو که یکی در شرق که یکه منطقه وسیع هم مرز چین است و یکی منطقه شمال غربی که ترکیه و بخش جنوب شرقی اروپا است و یکی مناطق عربستان و مصر است بدل می شود طبق شواهد نقشه ایران نه تنها تمام سرزمین هایی که در طول تارخ بر آن حکم رانده است شامل می شود بلکه مناطق تاریخی جدید نیز شامل می گردد .
(سانتوری 10 سروده 21 )
شهریار بزرگ
در همان زمانی
که
به مردی بازنده
از هواداران لجوج خود
جواهری را هدیه می کند
به قتل می رسد
پدر که آرزومند نفوز بر پسر خویش است
به نجابت تمام
همان کاری را با او می کند
که
زمانی مغ ها
در « پرشیا » انجام می دادند .
در این سروده ایران نقش محوری ندارد و من آن را به خاطر عنوان مطلب که بود : (( پیشگویی های نستراد آموس که در آن به صراحت نام ایران بیان شده و حکومت تاییدشان کرده است و چاپ نموده )) آوردم تا سروده ای از قلم نیفتد و فقط به عنوان یک مثال برای پیشگویی آورده شده است .
نستراد آموس در دو خط پایانی اسن سروده به روشنی به آگاهی خود از روش های مغانه اشاره می کند حال باید دید مغ های باستانی آریایی در آن هنگام که با پسری نا اهل روبرو می شدند چه می کردند .
در تعریف روش تربیتی نوآموزان مهر آورده اند , که با آنان به خشونت بسیار رفتار می شد و تا از انواع آزمایش های هولناک سرافراز بیرون نمی آمدند به آنان اجازه ورود به هفت راه عشق داده نمی شد پیشگو در این جا از یک پدر و یک پسر سخن می آورد اما کدام پدر و پسر , شاید اشاره نوستراد آموس به یک « پیر = پدر » انجمنی و یک « مهر آموز = پسر » است اگر این چنین باشد بی گمان این پسر بنا بر آیین نامه رایج انجمن میترایی به راهی که دلخواه پدر است کشانیده می شود .
در مورد خط های نخستین این سروده چون موفق به شناسایی شهریار بزرگ نمی شویم چیزی هم برای گفتن نداریم .
( سانتوری 10 سروده 86 )
پادشاه اروپا
به همراهی آنانی که
از بخش شمالی فرآ می آیند
لاشخور واره
از راه می رسد
تا
بر نیروی بی شماری از سرخ ها و سپیدها
فرمانروایی کند
کشور آلمان
به سوی پادشاه بابل
پیش خواهد راند .
بی شک نوستراد آموس از به کار رفتن واژگان ترکیبی پادشاه اروپا در این سروده هدفی را دنبال کرده است می دانیم که در گذشته اروپا هرگز یک پادشاه واحد نداشته است اما شاید در آینده پی از آن که اتحاد اروپا تشکیل واقعی خود را به دست آورد چنین عنوانی هم به دور از دست رس نباشد و به وجود بیاید .
در باره پادشاه اروپا و سرخ ها و سپیدها و انانی که از شمال می آیند باید گفت اریکا چاتهام و چند تفسیر نویس نوستراد آموس دیگر نیروهای متحدی را که به مخالفت با ناپلوئون برخاسته و او را نخست به سنت هلن و سپس به گور فرستادند همان « پادشاه اروپا » شناخته و نیوهای سرخ و سپید را هم به ترتیب انگلیسی ها و اتریشی ها و آنانی را که از شمال می آیند , روس ها دانسته اند .
این پیشگویی از آنجا که نام بابل را یدک می کشید حائز اهمیت بود .
(سانتوري 5 - سروده 86)
بزرگ شهر
که به يک سر و سه بازو
بخش شده است .
از جريان آب
به سختي آسيب مند خواهد شد
دسته هايي از
مردان بزرگ
که
در ميان گروه تبعيديان هستند
آواره مي شوند
پيشواي پرشيا
بر بيزانس
فشارهاي سختي
وارد خواهد آورد .
تفسير اين با خودتان
بدرود - یاعلی - سعید مبشری


LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول



