نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: حقوق زن

  1. #1
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    حقوق زن

    1. تساوي و آزادي، براي زن دو شرط لازمند، اما كافي نيستند. زن از آن جهتكه انسان است، مثل هر انساني ديگر آزاد آفريده شده و بايد از حقوق انسانيبهره مند باشد، اما زن انساني است با صفاتي غير از صفات مرد. زن و مرد درانسانيت برابرند، ولي دو گونه انسانند با دوگونه خصلت ها و روانشناسي ها.طبيعت از اين اختلاف و دوگونگي ها هدف داشته و هر عملي بر ضد طبيعت وفطرت، عوارض نامطلوبي به بار مي آورد.

    2. اگر قرار باشد مرد به زنبگويد كه همة كارها و مسؤوليتها بين من و تو بايد متشابه و هم شكل تقسيمشود، و مثلآ تو هم بايد در هزينة زندگي شريك باشي؛ توقع احترام و حمايت ازمن نداشته باشي؛ به فراخور نيروي كارت مزد بگيري و ... ، در اين وقت استكه زن مورد ظلم قرار مي گيرد و كلاه زن، سخت پس معركه است.

    3. . ازنظر اسلام مسلم است كه پسر ودختر از نظر اقتصادي استقلال كامل دارند؛ يعنياگر بالغ و عاقل و رشيد (يعني توانا در حفظ و نگهدا ري اموال خود) باشند،هيچ كس حق نظارت و دخالت در كارهاي اقتصادي آنها ندارد.

    4. . اسلامسيزده قرن پيش از اروپا، قانون استقلال اقتصادي هر يك از زن و مرد راتصويب كرد و گفت (للرجال نصيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن). بااين فرق كه اولاً انگيزه اسلام در دادن استقلال اقتصادي به زن جنبه هايالهي و انساني و عدالت دوستي بوده، نه اموري، از قبيل مطامع كارخانه دارانو سرمايه داران براي استفاده از نيروي كار ارزان زنان.

    5. زنبالطبع نيروي كار و توليدش از مرد كمتر و استهلاك ثروتش بيشتر است وبعلاوه بيماريهاي ماهانه، سختيهاي ايام بارداري، وضع حمل، نگهداري از كودكشيرخوار و.... زن را در وضعي قرار مي دهد كه به حمايت مرد و تعهداتي كمترو حقوقي بيشتر نيازمند است.

    6. يك عامل عمدة بي نظمي كنونيخانوادگي در غرب رسوم و قوانين ظالمانه و جاهلانه اي است كه قبلآ در آن جادربارة زن حاكم بود؛ تا آن جا كه به عنوان مثال زن براي اولين بار در قرننوزدهم و اوايل قرن بيستم در اروپا داراي حق مالكيت شد..

    7. ازجمله مسائلي كه در قرآن كريم تفسير شده، موضوع خلق زن و مرد است.قرآن باكمال صراحت مي فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتي نظير مردانآفريديم؛ ( همة شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس خوداو قرار داد) و دربارة همه آدميان مي فرمايد: (خداوند از جنس خود شما،براي شما همسر آفريد) و به هيچ وجه نظريه تحقيرآميزي نسبت به زن از لحاظسرشت و طينت وجود ندارد.

    8. قرآن با نظر رايج آن عصر كه (زن عنصرگناه است و از وجود زن شر و وسوسه بر مي خيزد، و اين زن است كه مرد را بهگناه مي كشاند و آدم نيز از طريق حوا فريب شيطان را خورد و .... سخت بهمبارزه پرداخت.

    9. قرآن اين نظر را كه زن نمي تواند به مقام قربالهي آن طور كه مردان مي رسند، برسد مردود اعلام كرده و در آيات فراوانيتصريح كرده كه پاداش اخروي و قرب الهي به جنسيت مربوط نيست. بلكه به ايمانو عمل است.

    10. قهرمانان داستانهاي قرآن منحصر به مردان نمي باشد.چنان كه حتي دربارة مريم (ع) بيان مي كند كه كارش از لحاظ مقامات معنوي آنقدر بالا گرفت كه پيامبر زمانش، زكريا، در مقابل او مبهوت مانده بود.

    11.عده اي محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقي به حساب مي آورند. اسلام با اينخرافه نيز سخت مبارزه كرد، ازدواج را مقدس و تجرد را پليد شمرد، تا آن جاكه، حتي دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبيا معرفي نمود.

    12. اسلاماين نظر را هم كه مقدمة وجود مرد است و براي مرد آفريده شده رد كرد. قرآنبا كمال صراحت مي گويد كه زمين و آسمان براي انسان آفريده شده اند، اماهرگز نمي گويد كه زن براي مرد آفريده شده، بلكه معتقد است هر يك از زن ومرد براي ديگري آفريده شده اند.

    13. روح و اساس اعلامية حقوق بشراين است كه انسان از يك نوع حيثيت و شخصيت ذاتي قابل احترام برخوردار استو در متن خلقت يك سلسله آزاديها و حقوق به او داده شده است كه هرگز قابلسلب و انتقال نمي باشد و اين مسأله مورد تأييد اسلام هم است.

    14.يگانه مرجع صلاحيت دار براي شناسايي حقوق واقعي انسانها كتاب پرارزشآفرينش است نه گروهي از افراد بشر كه دست اندر كار تنظيم اين اعلاميه بودهاند.

    15. در پرتو مطالعات عميق پزشكي، رواني و اجتماعي تفاوتهايبيشتري ميان زن و كشف شده است.اين تفاوتهاي ميان دو جنس زن و مرد به هيچوجه به برتري يا پستي يكي از اين دو جنس مربوط نمي شود. قانون خلقت اينتفاوتها را ايجاد كرده تا پيوند خانوادگي زن و مرد را محكمتر كند.

    16. مباني حقوق خانوادگي از نظر اسلام با در نظر گرفتن همين اختلافهاي طبيعي بين زن و مرد وضع شده است.

  2. #2
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: حقوق زن

    پيوند ازدواج

    17. در انديشه اسلامي پيوندي بالاتر از شهوت، پاية وحدت زوجين را تشكيل مي دهد كه قرآن كريم از آن به نام مودت و رحمت ياد كرده است: (ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده ورحمه)

    18. براي مرد قابل تحمل است كه از زني خواستگاري كند و جواب رد بشنود و سراغ زن ديگري برود تا بالاخره زني رضايت خود را به او اعلام كند، اما براي زني كه مي خواهد محبوب و معشوق باشد و قلب مرد را به دست آورد، قابل تحمل و موافق غريزه او نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود. به قول ويليام جميز: زنان در طول تاريخ دريافتند كه عزت و احترامشان به اين است كه دنبال مردان نروند و خود را از دسترس مردان دور نگه دارند.

    19. . بنابراين قوانين مبني بر مشابهت زن و مرد از لحاظ وظيفه و ادب خواستگاري، به زيان زن و مخالف با احترام اوست و تعادل را ظاهراً به نفع مرد و در واقع به زيان هر دو به هم مي زند.

    20. . ممكن است زن ومردي كه قصد ازدواج دائم دارند و نتوانسته اند نسبت به هم اطمينان كامل حاصل كنند، به نوعي ازدواج آزمايشي، مدت موقتي با هم ازدواج نموده و در صورت حصول اطمينان، آن را دائم كنند و گرنه از هم جدا شوند.

    21. . ازدواج موقت از آن جهت تشريع شده كه ازدواج دائم به تنهايي قادر نيست در همه شرايط احتياجات بشري را رفع كند.

    22. . منفوريت اين مسأله در زنان، موارد سوء استفاده هايي است كه مردان هوسران در اين زمينه كرده اند و قانون بايد جلوي آنها را بگيرد.

    23. . اگر دختري براي اولين بار بخواهد با مردي پيمان زناشويي ببندد، (به نظر برخي از فقها بايد با اجازه پدر اقدام نمايد) ولي دراين كه پدر اختيار دار مطلق او نيست و نمي تواند بدون رضايت دختر، او را به هر كس كه دلش خواست شوهر دهد هيچ اختلافي نيست.واين نيز مسلم است كه اگر پدري بي جهت از موافقت با ازدواج دختر خود امتناع كرد حق او ساقط است و دختر در اين صورت آزادي مطلق دارد.

    24. . آيا موافقت پدر براي دوشيزگان شرط صحت ازدواج مي باشد يا خير؟ اكثريت فقها رضايت را شرط نمي دانند.

    25. . قرآن كريم با جملة (وآتوا النساء صدقاتهن نحله) به سه نكته اساسي اشاره كرده است: اول اين كه از مهر با عنوان صدقه (از ماه صدق) ياد كرده؛ يعني چيزي كه نشانة راستين بودن علاقة مرد است. ديگر اين كه مهريه بهخود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر وي، پس مهر، مزدي نيست كه شوهر براي بزرگ كردن و شيردادن همسر خود (شيربها) به والدين او بپردازد. سوم اين كه، با كلمة (نحله) كاملاُ تصريح مي كند كه مهر عنواني جز هديه و پيشكش ندارد.

    26. . در جاهليت پدران و در فقدان آنها برادران، از طريفي براي خود حق سرپرستي قائل بودند و دختر را به ارادة خود به هر كه مي خواستند شوهر مي دادند، و از طرفي مهر دختر را متعلق به خود مي دانستند و حتي دختران خود را با هم معاوضه مي كردند و هر يك را مهر ديگري قرار مي دادند (نكاح شغار). در روايات اسلامي موارد فوق نسخ و ابطال شده است.

    27. . با الزام مرد به تأمين بودجة خانواده، هر نوع اجبار و الزامي را از دوش زن براي تأمين مخارج خود و خانواده برداشت.

    28. زن بايد بيماري ماهانه، سنگيني دوران بارداري، سختي زايمان، شيردادن كودك و ... را تحمل كند. همة اينها توانايي زن را در كسب و كار كاهش مي دهد. اگر بنا شود كه زن و مرد از لحاظ تأمين بودجه در وضع مشابهي قرار گيرند، زن وضع سختي پيدا خواهد كرد.

    29. . از سويي بقاي جمال و نشاط و غرور زن، مستلزم آسايش بيشتر و تلاش كمتر و فراغ خاطر زيادتري است و بديهي است زني كه آسايش خاطر ندارد، فرصتي نخواهد يافت كه به خودش برسد و شرايط شادابي و نشاط را براي خود فراهم آورد.

    30. تفاوت ارث زن با مرد به دليل برخورداري او از مهر و نفقه است يعني زن چون مهر و نفقه دريافت مي كند، ارث كمتري مي برد.امام(ع) در كلامي فرموده است: علتش اين است كه اسلام، سربازي را از عهدة زن برداشته، مهر و نفقة او را بر مرد لازم شمرده، و در بعضي جنايات غيرعمدي كه خويشاوندان جاني بايد ديه بپردازند، زن را از شركت با ديگران و پرداخت ديه معاف كرده است، لذا سهم زن در ارث از مرد كمتر شده است.

  3. #3
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: حقوق زن

    حق طلاق

    31. . بايد راه طلاق هم براي مرد و هم براي زن باز باشد، اما روش آن براي مرد غير از روش استفاده زن از اين حق است.

    32. . آنان كه حق طلاق را تنها به مرد داده اند، با دو مشكل مواجه هستند: يكي طلاقهاي ناجوانمردانه بعضي مردان كه ناگهان هوس زن جديد مي كنند، و ديگري از ناحية امتناع ناجوانمردانه بعضي مردان كه براي زجردادن زن از طلاق خودداري مي كنند.

    33. . اسلام آن جا كه بيم انحلال كانون خانوادگي مي رود،لازم دانسته كه يك دادگاه خانوادگي تشكيل شود و داوراني منتهاي كوشش خود را براي اصلاح و حل اختلاف بكار مي گيرد.

    34. .طلاق به شرطي حق طبيعي مرد است كه روابط وي با زن جريان طبيعي خود را طي كند؛ يعني از او بخوبي نگهداري نمايد، با او حسن معاشرت داشته باشد و حقوقش را ادا كند.

    35. . اگر مردي نه سر زندگي و حسن معاشرت دارد، نه زن را طلاق مي دهد و او را آزاد مي گذارد كه دنبال كار خود برود و به عبارت ديگر از تعهدات خود نسبت به زن شانه خالي كند و از طلاق نيز خودداري نمايد، حاكم شرع حق دخالت دارد و مي تواند زن را طلاق دهد.

    36. . از مجموع آيات و روايات بخوبي و به صورت قاطع مي توان فهميد كه اسلام هرگز به مرد زورگو اجازه نمي دهد كه از حق طلاق سوء استفاده كند و زن را به عنوان يك فرد محبوس نگهداري نمايد.

    37. . زناني كه از بعضي جهات نسبت به شوهر آينده شان نگراني داشته باشند، مي توانند هنگام ازدواج به صورت شرط ضمن عقد براي خود حق طلاق را محفوظ نگه دارند و در مواقع ضروري از آن استفاده نمايند.

  4. #4
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: حقوق زن

    تعدد همسر

    38. . در ايران ساساني زنان متعدد كه يك مرد مي توانست داشته باشد را مي بينيم. . در ميان اعراب جاهليت هم تعدد زوجات حد و حصري نداشته است.

    39. . در تورات تعدد زوجات به رسميت شناخته شده است.مي توان گفت كه در دين مسيح هم اين امر تجويز شده و گفته مي شود كه بين قدماي مسيحيون تعدد زوجات رواج داشته است.

    40. . اسلام نه چند همسري را اختراع كرد و نه آن را برخلاف چند شوهري كاملاُ نسخ و لغو نمود، آنچه اسلام انجام داد اين بود كه براي اين رسم اصلاحاتي پديد آورد.

    41. . اولين اصلاحي كه اسلام در اين زمينه به عمل آورد اين بود كه آن را بلكه آن را مقيد و محدود كرد. بعضي اعراب با اسلام آوردن مجبور شده اند غير از چهار زن بقيه را رها كنند.

    42. . اصلاح ديگر اسلام در زمينة عدالت بود كه اجازه نداد به هيچ وجه تبعيضي ميان زنان يا فرزندان زنان مختلف صورت گيرد و با كمال صراحت فرمود: (فان خفتهم الا تعدلو فواجده)

    43. . مردي حق تعدد زوجات دارد كه امكانات مالي او به وي اجازة اين كار را بدهد همچنين امكانات جسمي و غريزي نيز به نوبة خود شرط است.

    44. . اهميت ازدواج براي مرد بيشتر، از جنبه جنسي و مادي است و اگر خانواده نداشته باشد، مي تواند تا حدي از راه غيرمشروع احتياجات خود را برآورد، اما زن كه محتاج قلب مرد است و توانايي كمتر و استهلاك ثروت بيشتري دارد، بدون محيط خانوادگي و با فحشا هرگز نمي تواند احتياجات معنوي و مادي خود راتأمين كند.

    45. . فزوني آمار زنان و حق طبيعي تأهل براي همه، اين مي شود كه اگر تنها تك همسري صورت قانوني داشته باشد، عملآ گروه زيادي از زنان از حق تأهل محروم مي مانند.

    46. . طبيعت مرد چند همسري آفريده نشده است؛ واين عقيده كه وفاداري مرد به يك زن ممكن نيست نادرست است. عوامل خيانت به زنان خود را محيطهاي اجتماعي فاسد براي مرد به وجود مي آورد نه خلقت و طبيعت آنان.

    47. . ما معتقديم تك همسري به علت يگانگي و وحدتي كه در زندگي زناشويي ايجاد مي كند، مسلماً بهتر از تعدد زوجات است. . اگر كسي خيال كند كه تعدد زوجات با قبول همه مسؤوليتهاي شرعي و اخلاقي و مالي به نفع مرد است. سخت در اشتباه است و مسلماً تك همسري از جهت تأمين خوشي بر چند همسري ترجيح دارد.

    48. . اما وقتي بنا به ضرورت اجتماع، تعدد زنان نيازمند به ازدواج ، بر مردان نيازمند به ازدواج فزوني مي يابد، يكي از اين دو كار را بايد انجام داد: با اجازه تعدد زوجات و سامان يافتن زنان بي شوهر، اجتماع را نجات دهيم، يا با بازگذاشتن زن بازي، اكثريت مردان متأهل را هم اغوا كرده، كانون مهر و محبت خانواده ها رامتلاشي كنيم.

    49. در آلمان پس از جنگ دوم جهاني كثرت تعداد زنان مجرد نسبت به مردان مجرد آن قدر شد كه از دولت آلمان خواستند اجازه تعدد زوجات بدهد.

    50. . زني كه از حق تأهل محروم مانده يك انسان است با همه عوارض و عقده هاي رواني در زمينه ناكاميها، كه انتقام خود را از زنان متأهل با اغوا كردن مردان جامعه خواهد گرفت.

  5. #5
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: حقوق زن

    حجاب در اسلام


    51. بدون شك پديدة برهنگي بيماري عصر ماست كه دير يا زود به عنوان يك (بيماري) شناخته خواهد شد. .

    52. . لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است. در خود قرآن دربارة اين مطلب تصريح شده است.

    53. . اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت، حتي در اين حد كه مثلاً با صداي بلند حرف بزند. يا بي آن كه چيزي بر سر داشته باشد به ميان مردم برود، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.

    54. . ويل دورانت مي گويد: در ايران باستان گوشه نشيني زمان حيض، براي زنان واجب بوده و رفته رفته اين گوشه نشيني امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي آنها را فرا گرفت.. افراد ديگري ، مانند كنت گوبينو و جواهر لعل نهر و نيز حجاب اسلامي را تقليد اعراب از دو امپراطوري ايران و روم مي دانند.

    55. . اگر چه ممكن است حجاب اسلامي در نتيجة تماس اعراب با ساير اقوام و ملل، سخت تر شده باشد، ولي اصل حجاب بنا به روايات مختلف از زمان خود پيامبر (ص) به وجود آمد.

    56. . علت حجاب اسلامي مسلماً عدم امنيت زنان نبوده، زيرا اين امر، نه در آثار اسلامي به عنوان علت پوشش ذكر شده، و نه چنين چيزي با تاريخ و زندگي اعراب جاهليت تطبيق مي كند، زيرا آنها به واسطة زندگي خاص قبيله اي از امنيت فردي برخوردار بودند.

    57. . . استعمال لفظ حجاب به معني پوشيدگي زن، متعلق به عصر جديد است. پيش از اين، فقها در مباحث نكاح و نماز ، بجاي حجاب از واژه (ستر) استفاده مي كردند.

    58. لفظ حجاب كه به معني پرده است در قرآن تنها در آيه 54 سورة احزاب به كار رفته كه مي فرمايد: اگر از زنان پيامبر، متاع و كالاي مورد نيازي مطالبه مي كنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد.. اين آيه فقط مربوط به زنان پيامبر (ع) مي باشد كه اسلام به علت بعضي جهات سياسي و اجتماعي، عنايت خاصي به خانه نشيني آنها داشته است.

    59. . غريزة جنسي يك حس اشباع نشدني است و در صورت رها شدن، گرايش به آن زياد و زيادتر مي شود. اسلام دستورات خاصي از جمله حجاب را براي تعديل اين غريزة آتشين در زن و مرد صادر كرده است.

    60. شهوت هم از لحاظ جنسي محدود است، اما از نقطه نظر روحي، انسان در اين حس اشباع نمي شود و بعد از تمتع زياد، تنوع طلبي او بيشتر مي گردد. برتراند راسل خود در كتاب زناشويي و اخلاق، به اشباع ناپذير بودن مسائل جنسي اذعان مي كند.

    61. براي آرامش غريزة جنسي دو چيز لازم است: يكي ارضاء آن در حد حاجت طبيعي و ديگر جلوگيري از تهييج و تحريك اين غريزه.



    62. اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در محدودة ازدواج مشروع، موجب استحكام پيوند خانوادگي زن و شوهري مي گردد.

    63. . كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي كار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي كند.

    64. زن هر اندازه متين تر و عفيف تر باشد و خود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد، بر احترامش افزوده مي شود.

    65. وظيفة مشترك مرد و زن اين است كه حق ندارند به هم خيره شوند و به قصد لذت جويي به يكديگر بنگرند.

    66. 19. وظيفة خاص زنان پرهيز از هرگونه خودآرايي براي جلب توجه مردان است. اسلام خروج زن از خانه، خريد كردن و ديگر فعاليتهاي اجتماعي او را منع نكرده، بلكه تنها براي تأمين آزادي همة اقشار جامعه، حدودي براي رفتار اجتماعي زن در نظر گرفته كه عبارت است از پوشيده بودن و پرهيز از خودنمايي و همچنين اجازه خواستن از شوهر در اموري كه به مصالح و قوام رابطة خانوادگي مربوط مي شود.

    67. . وظيفة اوّل زن، مادري و خانه داري است.از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است و مي تواند مصالح خانوادگي را در نظر بگيرد و زن را از كار معيني منع كند.

    68. . دستورات اسلام اگر به طور صحيح اجرا شود، هم روحيه ها سالم مي ماند و هم روابط خانوادگي صميمي تر و جدي تر مي گردد و هم محيط اجتماع براي فعاليت صحيح مرد و زن آماده تر مي شود.

  6. #6
    YAS
    کاربرسایت YAS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۸
    نوشته ها
    1,482
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: حقوق زن

    آيات حجاب

    69. به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامن ها حفظ كنند. اين براي شما پاكيزه تر است. خدا بدانچه مي كنيد آگاه است

    70. به زنان مؤمن بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامن هاي خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند، مگر آنچه پيداست. سرپوشهاي خويش برگريبانها زنند، زيور خويش آشكار نكنند، مگر براي شوهران يا پدران يا پدر شوهران يا پسر شوهران يا برادران يا برادرزادگان يا خواهر زادگان يا زنانشان يا مملوكانشان، يا مردان طفيلي كه حاجت به زن ندارند، يا كودكاني كه راز زنان آگاه (يا بر كامجويي از زنان توانا) نيستند و پاي به زمين نكوبند كه زيورهاي مخفيشان دانسته شود. اي گروه مؤمنان همگي به سوي خداوند توبه بريد، باشد كه رستگار شويد.

    71. . طبق آيات مذكور وظايف زن و مرد در معاشرت با هم شامل چند دستور است:

    72. هيچ يك از مسلمانان نبايد چشم چراني و نظربازي كنند.

    73. مسلمانان بايد پاكدامن باشند و عورت خود را بپوشانند.

    74. زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش خود را عيان نكنند و مردان را تحريك ننمايند.

    75. . دو استثناء براي لزوم پوشش زن ذكر شده كه يكي با جمله (لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها) بيان شده است و نسبت به عموم مردان است و ديگر (ولايبدين زينتهن الا لبعولتهن…) كه براي مردان خاصي است.

    76. . معناي (يغضوا من ابصارهم) اين است كه مؤمنين بايد نگاه خود را كاهش دهند و به نامحرم خيره نگاه نكنند و اصطلاحاٌ نگاهشان آلي و به عنوان مقدمه و وسيلة مخاطبه باشد، نه استقلالي و به مقصد چشم چراني.

    77. . طبق روايات، منظور از حفظ فروج در تمام قرآن، دوري از زناست، الّا اين دو مورد كه منظور، ستر عورت و حفظ از نگاه كردن ديگران است. اين قسمت از آيه براي محكوم كردن آداب اعراب جاهليت آمده است. كه به ستر عورت اهميت نمي دادند.

    78. . يكسان بودن اين دو حكم (غض و بصر و حفظ فرج) براي زن و مرد، نشانگر تأكيد اسلام بر سالم بودن جامعه است، بدون اين كه تبعيض و در نظر گرفتن جنسيت افراد لحاظ شده باشد.

    79. . زينت: در ادامه آيات فوق آمده است: (ولايبدين زينتهن الا ما ظهر منها) بايد توجه داشت كه (زينت) مفهومي گسترده تر از (زيور) دارد و شامل آرايشهاي متصل به خود اندام بدن، مانند سرمه و خضاب، در كنار آرايشهاي ديگر، مانند بكارگيري طلاآلات و … مي شود.

    80. . (الا ما ظهر منها)؛ يعني زنان نبايد زينتهاي خود را آشكار سازند، جز آنچه كه خود، آشكار است.

    81. . زينتهاي آشكار عبارتند از سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو و طبق اين روايات براي زن پوشاندن چهره و دستها تا مچ واجب نيست و حتي آشكار بودن آرايشهاي عادي اين دو موضع (مانند سرمه و خضاب) كه معمولاٌ زن از آنها خالي نيست و پاك كردن آنها يك عمل فوق العاده به شمار مي رود، بلامانع است.

    82. . كيفيت پوشش: (وليضربن بخمرهن علي جيوبهن) يعني زنان بايد روسري خود را بر روي گريبان خويش قرار دهند. پيش از نزول اين آيه زنها به گونه اي روسري بر سر مي كردند كه گردن و بناگوش و قسمتي از سينة آنها پيدا بود و اين آيه دستور به پوشاندن اين اعضا مي دهد.

    83. . از نظر پوشش و حرمت نظر، بر كنيزان واجب نيست كه سرهاي خود را بپوشانند و حال آن كه بر زنان آزاد لازم است.

    84. . در ادامه آيات مي خوانيم كه ( زنان به منظور آشكار ساختن زينتهاي پنهان خود، پاي بر زمين نكوبند) اين مطلب اشاره به خلخالهايي است كه زنان عرب به پا مي كردند. از اين آيه مي توان فهميد به طور كلي در معاشرت زن هر كاري كه موجب تحريك و تهييج و جلب توجه مردان نامحرم گردد. ممنوع است.

    85. . زنان بازنشسته كه اميد ازدواج ندارند باكي نيست؛ در حالي كه خود را به زيوري نياراسته اند و قصد خودنمايي ندارند، جامة خويش را بر زمين نهند و اگر از اين نيز خودداري كنند برايشان بهتر است. خداوند شنوا و داناست.

    86. . مقصود از قواعد، زنان سالخورده اي هستند كه ديگر از نظر جنسي مطلوب مرد واقع نمي شوند و لذا اميدي به ازدواج ندارند. به اين زنان رخصت داده شده است لباس رو، يعني روسري خود را بردارند، ولي در عين حال به آنها اجازة خودنمايي و خودآرايي نشده است.

    87. . حريم عفاف: ترجمة آيات 59 و 60 سورة احزاب چنين است:

    88. اي پيغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو كه جلبابها (روسريهاي) خويش را به نزديك سازند. اين كار براي اين كه شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند، بهتر است و خدا آمرزنده است.

    89. . در اصل لغت، كلمة جلباب شامل هر جامة وسيع مي شده است. روسريهاي كوچك را خمار يا مقنعه مي ناميدند و معمولآ در داخل خانه از آنها استفاده مي كردند و روسريهاي بزرگ يا جلباب مخصوص خارج منزل بوده است. وقتي به زنان گفته مي شود كه لباستان را به خود نزديك كنيد، مقصود اين است كه آن را جمع و جور كنيد تا بي اثر و بي خاصيت رها نشوند و خود را كاملآ با آن بپوشانيد.

    90. . مطلب ديگر در آيات فوق، بحث دربارة علت اين دستور است. عده اي گفته اند كه پوشش زنان براي اين است كه بدين وسيله شناخته مي شوند كه آزادند نه كنيز، تا مورد آزار و تعقيب جوانان مزاحم و فاسد قرار نگيرند.

    91. . عده اي نظر بهتري داده اند و گفته اند كه اين پوشش به خاطر آن است كه معولوم شود اينان زناني نجيب و عفيف مي باشند تا بيمار دلان از طمع بستن در آنها صرفنظر كنند.

    92. . اولآ پوشاندن اعضاي زن غير از چهره و دو دست، مسلماً و بي هيچ ترديدي واجب است.

    93. . نگاه مرد اگر از روي تلذذ يا ريبه باشد؛ يعني جايي كه احتمالاً لغزشي به دنبال بياورد، مطلقاً حرام است، حتي در مورد محارم.

    94. . اگر پوشش چهره و دو دست را لازم بدانيم، در حقيقت طرفدار فلسفة پرده پوشي چهره و دو دست را لازم بدانيم، در حقيقت طرفدار فلسفة پرده پوشي زن و ممنوعيت او از هر نوع كار اجتماعي هستيم.

    95. . مسلم است كه شنيدن صداي زن در صورتي كه تلذذ و ريبه در كار نباشد جايز است.

    96. . بدون شك، حتي اگر تلذذ و ريبه هم نباشد، دست دادن زن و مرد اجنبي جايز نيست، مگر اين كه جامه اي ، مثل دستكش حايل باشد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •