چاکراها بر خلاف تصور برخی حالت ایستایی فیزیکی ندارند به عبارت دیگر موجودیت آنها با موجودیت امعا و احشام بدن انسانها تفاوت بسیاری دارد. اما در یک مورد دقیقا شبیه تمام اندامهاست و آن تاثیر پذیری از عوامل درونی و بیرونی حاکم بر روح و جسم انسانها و در نتیجه تعادل داشتن و نداشتن در فعالت های خود می باشند.

عوامل زیر در سطوح و اندازه های مختلف بر روند کار چاکراها تاثیر دارند:

1) اعتقادات و سطح معنوی و باورهای اعتقادی هر فرد. تردیدی نیست که در دنیای آفت زده امروزی که دنیای رنگ باختن اعتقادات است روح انسانها تکیه گاهی ندارد برای آرام گرفتن و در نتیجه این آشفتگی روح تاثیری جز از کار افتادن تدریجی بدن و مختل شدن کار چارکاها نخواهد داشت. وقتی آدمی پناهی نمی یابد برای آرامش گرفتن ، وقتی تمام تکیه گاههای معنوی و اصول به ارث رسیده و کسب کرده اعتقادی زیر پا نهاده می شوند روح در انزوا و رخوت معنوی به سر می برد و در نتیجه آرام آرام عدم تعادل از چاکرای تاج سر که محل ایجاد ارتباطات سطح بالای معنوی است آغاز شده و به چارکاها و در نتیجه اندام های دیگر نیز سرایت می کند.

2) اندیشه ها و باورهای فرد نسبت به خویش. افکار منفی در حکم سمی هستند نه تنها برای روح که بر جسم. در مقابل ، افکار مثبت سطح انرژی و نحوه تقسیم آن را در چاکراها به طور معجزه آوری تعدیل می کند که نتیجه این امر ایجاد آرامش و بالا بردن سطح هوشیاری و ایمنی بدن خواهد بود.

3) زندگی سالم و دوری از گناه و مکروهات. امر مکروه به همان اندازه گناهان بزرگ بنای روح آدمی را ویران می سازند. امورات مکروه در حکم موریانه هایی هستند که به تدریج شالوده و بنیان ارزش و رفتاری انسان را بر هم می ریزند. اثرات تدریجی گناه به کرات در احادیث ذکر شده که از ان جمله می توان به " سنگ کردن دل آدمی " اشاره نمود.

4) نحوه تغذیه و آداب آشامیدن.
تردیدی نیست که نحوه تغذیه بیشترین تاثیر را بر چاکرای اول دارد که منبع و مرجع نیازهای غریزی و جسمانی آدمی می باشد. غذاهای تند و تحریک کننده کارایی کاذب برای چاکرای اول به وجود می آورند که نتیجه این امر ایجاد حالات کاذب خوشی و احساس پر انرژی بودن دروغین است. پر واضح است که به دنبال این سر مستی و خوشی های کاذب رخوت و سستی به وجود خواهد آمد که تکرار این دوگانگی به مرور زمان باعث به هم خوردن نظم و کارایی چارکای اول خواهد شد.