امواج مغزی و چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
بسياري از متافيزيسين‎ها معتقدند كه غدهي پينه‎آل و سيستم پيچيدهي عصبي مربوط به آن پس از مدتهاي طولاني تمرين مراقبه دچار تغيير عملي مي‎شود. اين موضوع توسط بسياري از دانشمندان كه روي فعاليت الكتريكي مغز تحقيق كرده‎اند، اثبات شده است. آنها دريافته‎اند كه وقتي انسان در حالت بيداري و هوشياري معمولي به سر مي‎برد، امواج الكتريكي مغز كه در اين حالت امواج بتا نام دارند و توسط قشر مخ توليد مي‎شوند، داراي طول موج كم و فركانس زياد هستند. وقتي فرد چشمانش را مي‎بندد و ذهن او در حالت آرامش و در عين حال هوشياري قرار دارد، تغيير ناگهاني در شكل امواج مغز به وجود مي‎آيد، طول موج امواج بيشتر شده، فركانس آنها كاهش مي‎يابد. اين امواج را امواج آلفا مي‎نامند، كه وجود آنها هم در دانشجويان مبتدي و هم در استادان متافيزيك نشان داده شده است.
ديده شده كه مراقبه كنندگان با تجربه و استادان پيشرفتهي متافيزيك داراي يك موج مغزي ديگري به نام تتا مي‎باشند، امواج تتا نسبت به امواج آلفا داراي طول موج بيشتر و فركانس كمتر مي‎باشند. نكته جالب توجه اين است كه اين امواج تتا بهطور طبيعي تنها در مبتلايان به بيماري صرع در زمان حمله‎هاي صرع ماژور ديده مي‎شود. يك توضيح ممكن براي اين موضوع اين است كه در زمان حمله‎هاي صرع، سطوح پايين سيستم عصبي كنترل كامل بدن را بهدست مي‎گيرد و ذهن برتر در حالت آرامش كامل به سر مي‎برد. چنانكه در حالت مراقبه عميق اتفاق مي‎افتد.
حالت مراقبه باعث تغييرات فيزيولوژيك ديگري نيز مي‎شود كه همزمان با ثبت امواج مغزي بررسي مي‎شود. در حالت آگاهي مراقبه‎اي با امواج مغزي آلفا، تعداد ضربان قلب، مصرف اكسيژن توسط سلولهاي بدن و دفع دي‎اكسيد كربن كاهش مي‎يابد، متابوليسم بدن آهسته‎تر مي‎شود و فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك نيز كاهش مي‎يابد. كاهش سطح لاكتات خون به مراتب محسوس‎تر است. درحاليكه سطح اين ماده در خون افراد دچار تنشهاي عصبي و اضطراب بهطور مشخص بالا است. در حالت مراقبه يعني زماني كه مغز امواج آلفا ساطع مي‎كند، فرآيندي مخالف با فعاليت سيستم ترشح كنندهي آدرنالين اتفاق مي‎افتد. اين فرآيند بدن را قادر مي‎سازد كه در حالتي آسوده‎تر و رهاتر عمل كند.
گروه ديگري از پژوهش‎گران پيرامون پديده‎هاي روحي انسان مخصوصاً ارتباط بين ادراكات فراحسي و فعاليت امواج آلفا تحقيق كرده‎اند. در يك بررسي از تعداد زيادي افراد خواسته شد كه حدس بزنند درون يك جعبهي در بسته چه كارتي وجود دارد. با استفاده از تست‎هاي آماري مشخص شد، هنگامي كه فرد چشمانش را مي‎بندد و روي موضوعي تمركز مي‎كند امواج آلفاي مغز او افزايش مي‎يابد و كساني كه امواج آلفاي بيشتري توليد مي‎كردند، اغلب مي‎توانستند كارتهاي داخل جعبه را به درستي تشخيص دهند. در مواردي كه توليد امواج آلفا در حد پايين قرار داشت، (همان طور كه در حالت طبيعي در بسياري از مردم يا هنگام باز بودن چشمها مشاهده مي‎شود) حدس زدن كارتها تنها براساس شانس صورت مي‎گرفت. افراد مورد آزمايش همچنين وضعيت ذهني خود را در هنگام فعاليت غالب امواج آلفا توصيف كردند، همه آنها اتفاق نظر داشتند كه آن حالت رهايي ذهن و جدايي از اطراف، تجربه‎اي لذت بخش بود. هنگامي كه افراد در اين حالت چشمان خود را باز مي‎كردند، مي‎توانستند جدايي خود را از اشياء محيط مشاهده كنند. افزايش تواناييهاي روحي در اين شرايط با تواناييهاي فردي كه چاكراي آجناي خود را فعال كرده و مي‎تواند اشياء دور را با چشم بصيرت ببيند، مطابقت دارد.
نوش داروي اكثر بيماريهاي دنياي مدرن، امواج مغزي آلفا است كه بدن و ذهن را در وضعيتي آرام و آزاد قرار مي‎دهد و با واكنش‎هاي ناهنجاري كه از ابتداي خلقت انسان در جسم او رخ داده مقابله مي‎كند. در دنياي مدرن زندگي انسان ديگر توسط حيوانات وحشي يا قبايل آدم خوار تهديد نمي‎شود، اما سيستم قديمي ترشح كنندهي آدرنالين كه بدن انسـان را در برابر چنان تهديدهايي محافظت مي‎كرده است، در برابر تهديـدهاي مـدرن نيز به همان روش قـديمي واكنش نشان مي‎دهد. امروزه تهديد‎هاي زندگي انسان معمولاً به صورت ترس از بحران مالي يا از دست دادن موقعيت شغلي و يا مشكلات خانوادگي و امثال آن جلوه‎گر مي‎شود. اگرچه اين قبيل تنشهاي جامعهي مدرن خطرات غير واقعي هستند، ذهنِ نگران و مضطرب آنها را واقعي تلقي مي‎كند. از آنجا كه بحران‎هاي دنياي مدرن حد و مرزي ندارد و هرگز پايان نمي‎پذيرد، بدن بسياري از مردم بهطور مداوم نسبت به آنها واكنش نشان مي‎دهد. اين حالت تنش و اتلاف مداوم انرژي، منجر به بيماري‎هاي جسمي و روحي مي‎شود. علاوه بر اين بزرگترين مكانيسم دفاعي بدن انسان به دليل استفادهي بيش از حد فرسوده ميشود و به اين ترتيب بسياري از مردم خود را در مقابل خطرهاي واقعي ناتوان مي‎بينند. افزايش روزافزون تعداد قربانيان شوك ناشي از مواجههي ناگهاني با موقعيت‎هاي خطرناك واقعي تأييد كنندهي اين مطلب است. پزشكان و دانشمندان معتقدند كه مراقبه يكي از بهترين شيوهها براي درمان اين عارضه است. مراقبه باعث آرامش ذهن مي‎شود و همواره با كاوش در زواياي روح انسان همراه است.
همانطوري كه گفته شد حد فيزيكي آجنا، غدهي پينه‎آل است كه با مغز در ارتباط مي‎باشد. برخي از متافيزيسين‎ها معتقدند كه غدهي پينه‎آل گيرنده و فرستندهي نوسانهاي نامحسوسي است كه افكار و پديده‎هاي روحي را در كيهان انتقال مي‎دهد. غدهي پينه‎آل امواج مغزي را به امواج الكتريكي تبديل مي‎كند، كه با سرعتي بالاتر از سرعت نور حركت مي‎كنند، اين امواج در مغز انسان ذخيره مي‎شوند. كساني كه داراي تواناييهايي مانند بينايي و شنوايي متافيزيكي هستند، اين كار را از طريق همين امتياز چاكراي آجنا يعني تغيير ماهيت امواج آلفا انجام مي‎دهند.
انسان مدرن، داراي تفكري منطقي است و ترجيح مي‎دهد زندگي خود را براساس واقعيت‎هاي علمي پايه‎گذاري كند. امروزه بيشتر، واقعيت‎هاي علمي مورد پذيرش قرار مي‎گيرند و تجربيات علمي ثابت كرده‎اند، بعضي از مردم كه تفكر مراقبه‎اي دارند و امواج مغزي آنها بهطور عمده از نوع آلفاست، مي‎توانند وقايع را پيش‎بيني كنند و از وقايع دروني و بيروني كه خارج از دسترس حواس پنجگانه است آگاهي داشته باشند. اين تواناييهاي روحي كه بسياري از مردم براي كسب آنها تلاش مي‎كنند، ابتدايي‎ترين نشانه‎هاي قدم گذاشتن در مسير معنويت هستند. اگرچه رهروان واقعي، داشتن اين تواناييها را انكار مي‎كنند تا مبادا آشكار ساختن تواناييهايشان باعث زوال و شكست آنها شود. حقيقت اين است كه قدرت‎هاي دروني در همهي ما وجود دارد، ما فقط بايد براي بيدار كردن مراكز عالي مغز كه با چاكراي آجنا در ارتباط هستند، تمرين كنيم تا بتوانيم راهي به سوي تجربه‎هاي جديد و روزنه‎اي به سوي نور و روشنايي بگشاييم.




منبع: سايت "مطالب منتخب از کتابهای متافیزیک تآلیف شده توسط دکتر مطلب برازنده"