چرخه های شبانه روزی خواب و بیداری

میزان خواب و بیداری همانند دما و سایر فعالیتهای بدنی مطابق یک چرخه تقریبأ 24 ساعته تغییر می کند . این چرخه توسط خود بدن بوجود می آید .

اگر چرخه بیولوژیکی افراد از زمان مقرر برای خوابیدن خارج می شود ، آنها از بی خوابی رنج خواهند براد.خواب چهارمرحله را طی می کند که هر کدام از این مراحل فعالیت مغز ، ضربان قلب و سایر علائم بر انگیختی متفاوت است. نوع خاصی از خواب مرحله 1 خواب متناقص یا خراب rem نام داردکه از بعضی جهات خواب سبک و از بعضی جهات خواب عمیق است. این خواب با دیدن رویا ، بویژه رویای روشن همراه است.

چرخه های شبانه روزی و سالانه درون زاد

از آنجا که نور و دمای هر نقطه زمین از روز به شب و از یک فصل به فصل دیگر متفاوت ، فعالیت هر حیوانی که نسبت نور و دما حساس باشد به هم خورده از اصول منظمی پیروی خواهد کرد . با این وجود حیوانات بیشتر از آنچه که انتظار می رود نسبت به تغییرات محیطشان پاسخ می دهند . آنها این تغییرا- ت را پیش بینی می کنند . پرندگان مهاجر در پاییز شروع به پرواز به طرف جنوب می کنند . حتی اگر وضع آب و هوا شمالیشان بدون تغییر باقی بماند . همچنین انسانهایی که عادتهای که خواب و بیداری منظمی دارند ، قبل از آنکه اتاق روشن شود و یا ساعت زنگ بزند از خواب بیدار می شوند . حتی چرخه های بلند مدت ، مثل کوچ کردن ، زمستان خوابی و نظایر آنها نیز تا حدودی توسط مکانیسمهای درون حیوانات هدایت می شوند.

کوچ یک پرنده مهاجر هنگامیکه دوره روشنایی روز کاهش می یابد به سوی جنوب با اینکه مدت روشنایی یک عامل نیرو مند است برای کوچ اما تنها عامل نیست یا مثلً یک پرنده ، بعد از آنکه به نواحی گرمسیری مهاجرت کرد چگونه آگاه می شود که چه زمانی باید به شمال بر گردد؟ در صورتیکه مدت روشنایی روز در یک زمان از سال تا زمان دیگر فقط مقدار کمی تغییر میکند .در این مورد می توان گفت : که بسیاری از پرندگان مکانیسم زمانبندی درونی دارند که کمک میکند به آنها برای زمان تقریبی مهاجرت آماده شوند .این مکانیسم خاص در بدن پرنده چرخه ای را بوجود می آورد که باعث می شود پرنده ای تغییر- ات فصلی آماده شود به این چرخه ، چرخه سالانه درون زا گویند.

اما آیا می توان ساعت بیو لوژیکی یک فرد را به گونه ای تغییر داد که بتواند چرخه درون زا را بوجود آورد اگر انسان به سیاره ای که مثلً مدت شبانه روز آن 20یا 30 ساعت است سفر کند آیا می تواند به آسانی سازگار شود در پاسخ به این سؤال دو داوطلب یک ماه تمام را در غاری به سر بردنددر آنجا یک روشنایی مصنوعی بود که بر اساس برنامه ای ثابت کنترل می شد . در تمام این ماه ، در این غار مدت شبانه روز 28 ساعت بود که بطور تناوب 19 ساعت آن با فعالیت و 9 ساعت آن به خواب اختصاص یافته بود.

یک آزمودنی نسبت به این برنامه سازگاری خوبی داشت و سیکل دمای بدنش با فعالیت او سازگار بود اما همیشه چند ساعت قبل از خواب ، خواب آلوده بوده و بعد از بیداری هم با مشکل مواجه بود. آزمودنی دیگر مو فقیت کمتری داشت و تنها در زمان خواب معمولی اش در هر 24 ساعت ، احساس خواب آلودگی می کرد و در به خواب رفتن با مشکل رو برو شد، این فرد حتی بعد از پایان 1 ماه نیز هیچ علامتی که بیانگر سازگاری باشد نشان نداد.

سایر آزمایشگران نیز تلاش کردند تا افراد یا حیوانات آزمایشگاهی را تر بیت کنند که به جای سیکل 24 ساعته، سیکل دیگری داشته باشند. بعنوان یک قاعده ، سازگاری با یک سیکل تازه زمانی موفق است که این سیکل به چرخه 24 ساعته نزدیک باشد . آشکار است که انسان در میابد به سختی می تواند با یک سیکل خواب و بیداری که بسیار متفاوت از سیکل طبیعی 24 ساعته در شبانه روز باشد سازگار شود.

دستگاههای حسی

حواس ما در مورد هیچ محرکی در جهان کاملترین اطلاعات را بدست نمی دهد ، بلکه مفید ترین اطلاعات را برای ما فراهم می کنند .

هر عصب حسی اطلاعاتی را در مورد یک نوع احساس انتقال می دهد. هر گاه عصبی تحریک شود ، حتی اگر این تحریک بطور مصنوعی و از طریق الکتریکی باشد ، تفسیر مغز از آن پیام یکسان است.هر دستگاه حسی دارای گیرنده هایی است که به میزان زیادی نسبت به نوع خاصی از انرژی حساسند . برای آنکه رمز گردانی اطلاعات به گونه ای باشد تا مغز بتواند آنها را پردازش کند این گیرنده ها انرژی را به پتانسیلها ی فعالیت تبدیل می کند.

طبق ضرب المثلی از سرخ پوستان امریکایی (ترک کاجی از درخت افتاد .شاهین آنرا دید، گوزن آنرا شنید و خرس آنرا بویید.) این ضرب المثل بیانگر آنست که گونه های مختلف نسبت به اطلاعات متفاوتی حساس هستند . زنبورها و بسیاری دیگر از حشرات می توانند طول موجهای کوتاه نور را که برای انسان غیر قابل رؤیت است ببینند در مقابل ،انسان میتواند از طول موجهای بلند (قرمز) نور راکه برای این حشرات غیر قابل رؤیت هستندببینند...

وقتی یک انرژی فیزیکی ،نظیر نور یا صدا،به یک اندام حسی می رسد باید به شکلی تبدیل شود که در مغز قابل پردازش باشد . این تبدیل در 3 مرحله است دریافت : عبارت است از جذب انرژی فیزیکی . انتقال : عبارت است از مطابقت یک به یک بین جنبه های از محرک فیزیکی و جنبه های از فعالیت دستگاههای عصبی . برای مثال ،برای مثال پرتو نور ، گیرنده های شبکیه را تحریک میکنند (دریافت)انرژی نوری تغییر شکل می یابد تا در قطعی شدن گیرنده های غشاء تغییر ایجاد کند (انتقال) و سر انجام سلسه تکانه های ایجاد شده در عصب بینایی دارای فرکانسی است که نسبت به شدت نور افزایش می یابد.(رمز گردانی).



منبع : کتاب روانشناسی فیزیو لوژیک مؤلف : جیمز کالات

مترجمان : اسماعیل بیابانگرد- احمد علی پور